|
تکرار دوم خرداد؟ اميد اصلاح طلبان و دشواری های پيش رو | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
حدود يک هفته پس از دعوت از مير حسين موسوی، نخست وزير سابق، برای نامزدی در انتخابات رياست جمهوری سال آينده، به نظر می رسد که اصلاح طلبان درون حاکميت دست کم تا مدتی اجازه نخواهند داد که ابهام موجود در زمينه پذيرش يا رد اين دعوت از سوی نخست وزير سابق برطرف شود. در حالی که برخی منابع آگاه در روزهای اخير احتمال داده بودند که آقای موسوی، دعوت به نامزدی را رد خواهد کرد، وی روز يکشنبه 4 مرداد در جلسه شورای مرکزی مجمع روحانيون مبارز حاضر شد. به گفته علی اکبر محتشمی پور، از اعضای اين تشکل، هر چند مير حسين موسوی درباره حضور و يا عدم حضور خود اظهار نظری نکرده است، ولی جلسه روندی مثبت و اميدوار کننده داشته و قرار است که اين جلسات ادامه يابد. همزمان، شورای هماهنگی گروه های دوم خردادی نيز اعلام کرده است که هيئتی از سوی اين شورا با آقای موسوی ديدار خواهد کرد تا او را نسبت به نامزدی در انتخابات سال آينده مجاب کند. اغلب احزاب و گروه های سياسی و چهره های شاخص اصلاح طلب نيز در روزهای اخير از احتمال حضور نخست وزير چپگرای دوران جنگ ايران و عراق استقبال کرده اند. در اين ميان، بهزاد نبوی، عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی خبر از آن داده که نخستين ديدارها با آقای موسوی اواسط ماه گذشته صورت گرفت، اما آنها ترجيح دادند تا زمان دستيابی به نتيجه نهايی، اين گفت و گوها به صورت خصوصی پيگيری شود.
اين اظهارات می تواند واکنشی به اقدام مجمع روحانيون مبارز باشد که می کوشد با پيش افتادن در دعوت از مير حسين موسوی، ابتکار عمل را در بين گروه های اصلاح طلب جمهوری اسلامی در دست بگيرد. با اين همه و فارغ از برخی درگيری های درونی، اصلاح طلبان درون حاکميت اميدوارند که بتوانند با تکرار تجربه ای که در دوم خرداد سال 1376 به پيروزی آنان انجاميد، برای سومين دوره متوالی، نامزد خود را به رياست جمهوری برسانند تا به رغم آنکه از حضور در دو قوه مقننه و قضاييه منع شده اند، مانع تسلط تمام و کمال محافظه کاران بر همه ارکان قدرت در جمهوری اسلامی شوند. در چنين شرايطی اصرار بر نامزدی زودهنگام مير حسين موسوی، می تواند ابعاد و دلايل چندگانه ای داشته باشد. از يک سو، اصلاح طلبان درون حاکميت بر اين باورند که آقای موسوی نه فقط در بين گروه های چپگرای سابق در جمهوری اسلامی، بلکه در بين مردم نيز از جايگاهی قابل قبول برخوردار است و شانس قابل توجهی برای پيروزی در انتخابات دارد. بنابراين، پذيرش اين دعوت از سوی آقای موسوی، از نظر اصلاح طلبانی که در دو انتخابات اخير شوراهای شهر و مجلس شکست خورده اند، به منزله پيمودن نيمی از راه پيروزی در انتخابات رياست جمهوری آينده است. از سوی ديگر، حتی اگر آقای موسوی در زمان مناسب از پذيرش اين دعوت سرباز زند، تا آن زمان تداوم بحث ها بر سر حضور و يا عدم حضور وی، نه تنها می تواند موجب شود که گروه های حاضر در جبهه دوم خرداد، پس از ماه ها تشتت و اختلاف های گسترش يابنده بار ديگر به وحدتی مقطعی برسند، بلکه می تواند امواجی تازه در فضای راکد سياسی کنونی ايجاد و با پس راندن ياس و نا اميدی غالب، بار ديگر مردم را به مشارکت سياسی گسترده تشويق کند. همزمان، تلاش برای به ميدان کشاندن نخست وزير سابق، واکنش های چندگانه ای را در بين محافظه کاران برانگيخته است. طيفی از محافظه کاران که دارای گرايش سياسی و اقتصادی راست محسوب می شوند، به صورت آشکار و يا ضمنی ناخرسندی خود را از حضور احتمالی آقای موسوی نشان داده اند. اين طيف که بيشتر در برگيرنده حزب موتلفه اسلامی، جامعه روحانيت مبارز، جامعه اسلامی مهندسين و گروه های همسو است، دارای اختلاف نظرهای پرسابقه ای با مير حسين موسوی در سال های دهه شصت و دوران زمامداری وی است. در مقابل، طيفی ديگر از محافظه کاران که خود را اصولگرا می خوانند، به دليل آنکه مير حسين موسوی را فردی اصولگرا و وفادار به ارزش های نظام و انقلاب می دانند، از حضور او به طور تلويحی استقبال کرده اند؛ هر چند در عين حال نگرانی خود را از تکرار روندی که به شکل گيری دوم خرداد انجاميد، پنهان نمی کنند. اين گروه بيشتر ترجيح می دهد که به جای رويارويی مستقيم با آقای موسوی و چالش با وی، کاری کند که نخست وزير سابق، خود از نامزدی سر باز زند. روزنامه "کيهان"، روز شنبه 3 مرداد با ورشکسته خواندن جبهه دوم خرداد، به طور تلويحی مير حسين موسوی را از ورود به عرصه رقابت های انتخاباتی بر حذر داشت و نوشت:" در اين پريشان حالی و پراكندگی بی حد و حساب فكری و سياسی كه ميان احزاب جبهه سابق دوم خرداد موجود است، همه می دانند كه حداكثر نقش كانديدای مشترک رياست جمهوری برای آنان، به اندازه مديرعامل جديدی است كه فقط می تواند چراغ دفتر يک شركت ورشكسته را روشن نگه دارد، نه اينكه موتور خاموش شده كارخانه را به راه اندازد." به نوشته اين روزنامه: "تا وضع چنين باشد، هيچ آدم باهوش و عاقلی، آبروی خود را برای جايی هزينه نمی كند كه در عوض علمدار به او به چشم يک علم نگاه می شود!" و در کنار اين همه، به نظر می رسد که مخصوصا بايد به موضع آيت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی و سابقه همکاری نه چندان آرام و خوشايند وی در مقام رييس جمهوری و مير حسين موسوی در مقام نخست وزير توجه کرد و اينکه اين دو، در حال حاضر تا چه اندازه حاضرند بار ديگر همکاری با يکديگر را به ويژه در شرايط دگرگون شده امروز تجربه کنند. موضوعی که گفته می شود يکی از اصلی ترين دلايلی بود که موجب شد آقای موسوی، در سال 1376، با رد همه دعوت ها از حضور در رقابت های انتخاباتی خودداری کند. اما اين، همه دشواری اصلاح طلبان درون حاکميت نيست. درواقع اگر آنان در اجرای کامل برنامه های انتخاباتی خود موفق شوند و در اين راه بتوانند از موانع تعبيه شده از سوی جناح محافظه کار نيز عبور کنند، آن گاه احتمالا با مشکل عمده تری به نام تشويق و ترغيب مردم برای شرکت در انتخابات مواجه خواهند شد. اکنون پس از وقايع هفت سال گذشته، سوال اصلی اين است که آيا اصلاح طلبان درون حاکميت، حتی با کشاندن کسانی چون مير حسين موسوی و يا معرفی فردی ديگر در زمانی که آن را مناسب می دانند، خواهند توانست هواداران پيشين خود را متقاعد سازند که يک بار ديگر با اميد به پيروزی، بازی را از نقطه صفر شروع کنند؟ |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||