|
ابراز تمايل ايران به مذاکره با آمريکا | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
علی لاريجانی دبير شورای عالی امنيت ملی ايران در راس هياتی به مسکو سفر کرده است تا آنچه را که برخی از کارشناسان «آخرين شانس ايران» برای دستيابی به توافق هستهای با روسيه ناميدهاند، به آزمايش بگذارد. ولاديمير پوتين رئيس جمهور روسيه نسبت به نتيجه مذاکرات لاريجانی با مقامهای روسی اظهار اميدواری کرده است، اما همزمان برخی از رهبران مسکو تاکيد کردهاند که در ديدار با لاريجانی حرف تازهای برای ارائه به وی ندارند و رئيس هيات ايرانی بايد نظر قطعی خود را در باره طرح روسيه مبنی بر انتقال صنعت غنیسازی اورانيوم ايران به خاک روسيه اعلام کند. با توجه به اظهارات روزهای اخير مقامهای روسيه، چنين به نظر میرسد که آنها طرح اوليه خود را در باره برنامه هستهای ايران قطعی و نهايی میدانند و قصد تغيير آن را ندارند. اين در حالی است که طرف ايرانی علاقه مند است که در روزهای پايانی مشرف به برگزاری اجلاس شورای حکام آژانس بينالمللی انرژی اتمی، دولت روسيه با پذيرش برخورداری ايران از صنعت غنیسازی در مقياس کوچک، دو طرف به راه حل نهايی دست يابند تا بدين وسيله از ارجاع رسمی پرونده ايران به شورای امنيت سازمان ملل جلوگيری شود. در مقابل، طرف روس حاضر به پذيرش چنين مصالحهای نيست، اما حتی اگر روسيه با چنين درخواستی موافقت کند، در آن صورت، احتمال اينکه آمريکا و برخی از متحدان قدرتمند آن از طرح روسيه به عنوان راه حل بحران اتمی ايران حمايت کنند، بسيار ناچيز خواهد بود. از همين رو، برخی از مقامهای ايرانی با تصور اينکه کليد حل بحران اتمی ايران در دست آمريکاست، به طور ضمنی خواستار مذاکره مستقيم تهران با واشنگتن در زمينه بحران اتمی شدهاند. اين افراد که در دوران دولت محمد خاتمی هرگونه سخن از مذاکره با آمريکا را زير پا گذاشتن «ارزشهای انقلاب» و مستوجب کيفر قضايی میدانستند، در حال حاضر برقراری تماس مستقيم با آمريکا را بهترين راه برای حل بحران میدانند. اين در حالی است که ايالات متحده آمريکا که در برخی دورهها در طول ۱۶ سال گذشته بر ضرورت مذاکره علنی و رسمی با ايران اصرار میکرد، اينک به جز در سطوح پايين و در مورد مسائل خاصی مانند عراق، تمايلی به مذاکره با ايران از خود نشان نمیدهد زيرا به گفته مقامهای آمريکايی، چنين مذاکراتی میتواند به تاييد مشروعيت حکومت ايران از سوی آمريکا تفسير و تعبير شود. در واقع، آمريکا اختلاف با ايران را به مورد پرونده هستهای محدود نمیداند و از نطقهای مکرر جرج بوش رئيس جمهور آمريکا چنين برداشت میشود که وی حکومت ايران را به عنوان «گروهی کوچک از روحانيون» میشناسد که «با استفاده سياسی از اسلام» در جهت ترويج يک «ايدئولوژی افراطی و مشوق تروريسم» در منطقه بیثبات خاورميانه تلاش میکند. به عبارت ديگر، چنين به نظر میرسد که از نگاه دولت آمريکا، جمهوری اسلامی ايران نه به عنوان دولتی که بتوان با آن به توافق رسيد، بلکه به عنوان دولتی که علت اصلی مشکلات آمريکا در مناقشه فلسطين، لبنان و عراق است، بايد آن را از طريق اعمال فشار وادار به تغيير رفتار همه جانبه کرد و يا در صورت امکان آن را تغيير داد. از همين روست که دولت آمريکا پيشنهاد شماری از سياستمداران و مراکز مستقل مطالعاتی را مبنی بر لزوم گفتگوی رويارو با ايران و ارائه امتيازاتی به اين کشور از جمله ارائه تضمين امنيتی در مقابل دست کشيدن ايران از چرخه سوخت هستهای نمیپذيرد و ترجيح میدهد که با کشاندن پرونده ايران به شورای امنيت، جمهوری اسلامی را با تغيير رويه بنيادی مجبور سازد. در اين ميان پيشنهادهای برخی سياستمداران مانند زبيگنيو برژنسکی مشاور امنيت ملی جيمی کارتر رئيس جمهور سابق آمريکا مبنی بر مذاکره رويارو با ايران و يا طرح گروه بينالمللی بحران در باره لزوم ارائه امتياز به ايران به دليل شدت و گستره مخاطرات درگيری با اين کشور، اثر چندانی بر نهادهای تصميمگير در آمريکا ندارد. اما در عوض، اين نوع پيشنهادها، از سوی مقامهای ايرانی نشانه ضعف و بنبست آمريکا در رويارويی با بحران اتمی جمهوری اسلامی تلقی میشود و آنان را در سياستی که از نظر شماری از تحليلگران سرسختانه معرفی شده است، جدیتر میکند. |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||