|
خرافات؛ از حوزه خصوصی تا سپهر سياست | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
در ماه های اخير و به ويژه در پی تحولات سياسی که انتخابات رياست جمهوری، شاخص ترين نمونه آن بود، بحث ها در ايران درباره آنچه خرافات خوانده شده، بالا گرفته است. خرافات و نمونه های متعدد و متفاوت آن، پديده ای تازه در ايران محسوب نمی شوند و البته تنها به اين کشور نيز محدود نمی مانند، اما به نظر می رسد که به دليل درهم آميختن چنين مباحثی با مباحث اجتماعی، سياسی و ديپلماتيک، موضوع خرافه در ايران، ابعاد تازه و متفاوتی پيدا کرده است. تعاريف و معانی همه ما در زندگی روزانه خود و يا دوستان و آشنايمان، با افکار يا گفتار و رفتارهايی مواجه می شويم که شايد نتوانيم توضيحی و توجيهی منطقی برايشان بيابيم، اما از انجام دادن آنها نيز خودداری نمی کنيم. صبر کردن پس از عطسه، نحس دانستن عدد سيزده، زدن به چوب هنگام تعريف از فرد يا موضوعی خوب، هراس از چشم زخم، خواب نما شدن، مواجهه با اتفاقی خارق العاده، دل بستن به کارگشا بودن دعايی، نذر و نياز، فال گرفتن با حافظ و ئی-چينگ و قهوه و ورق و خيلی چيزهای ديگر، نمونه هايی از اين رفتارها و باورها هستند که گاه از آنها به نام خرافه نيز ياد شده است. خرافه البته پديده ای منحصر به يک جامعه انسانی خاص نيست و در پنج قاره اين کره خاکی، در بين ملل و اقوام مختلف از ديرباز تا هم امروز، حضور و نمودی آشکار و پنهان داشته است؛ بدون آنکه در تعريف و يا در شناسايی مصاديق آن، از منظرهای گوناگون اتفاق نظر و اجماعی وجود داشته باشد.
خرافه در لغت به معنای سخن ياوه، پريشان و غيرمنطقی است و از منظر علمی عمدتا به پديده هايی اطلاق می شود که نمی توان تبيينی علّی- معلولی از آن به دست داد. اما چنين توضيحاتی، غالبا نتوانسته باعث شود که اجماعی کلی و همگانی بر سر تعريف خرافات و يا حتی مصاديق آن، حاصل شود؛ زيرا بسياری از آنچه خرافات قلمداد شده، در واقع بخشی بزرگ از زندگی و ذهن مرمان را در برگرفته و ريشه در باورها و آيين های کهن و ديرين يک جامعه يا پاره ای از عقايد مذهبی خاص داشته و يا دست کم مدعی نسبتی نزديک با آنها بوده است. از همين رو، اغلب مردم شناسان، از خرافه ناميدن چنين پندارها و کردارهايی خودداری کرده اند و آنها را بازماندگانی از جوامع و ادوار گذشته دانسته اند. برخی نيز بر اين باورند که در روند تکاملی و رشد جوامع و تقسيم کار، در هر جامعه، عده ای به طور ويژه مسئوليت اموری را پذيرفتند که به نوعی مدعی ارتباط و پيوستگی به عالم غيب و جهان پس از مرگ بودند. از سوی ديگر، عده ای نيز تاکيد می کنند که بايد بين نادانسته ها و باورهای غلط تفاوت قايل شد و هر نادانسته ای را خرافه قلمداد نکرد، زيرا بسياری از امور جزو مجهولات هستند و دانش بشری تا کنون قادر به درک و شناخت آنها نشده است. علت گرايش به خرافه و رواج آن به هر روی، و به رغم همه اختلاف نظرهايی که درباره خرافات وجود دارد، چگونه و چرا چنين باورها و رفتارهايی رواج می يابند و چه نسبتی با آدمی، جامعه و اموری از قبيل دين و سياست دارند؟ از روزگار دور تا امروز، در هر جامعه، تصورات و رفتارهايی خاص وجود داشته که به دلايل گونان چه در زمان خود و چه بعدتر، اموری غير واقعی، غير علمی و گاه خرافی قلمداد شده اند. از باورهای اسطوره ای و افسانه ای گرفته تا اعتقاد به وجود موجودات نامريی، از ادامه مراسم و آيين های ويژه گرفته تا عقايد عاميانه و برداشت های متفاوت از متون و آموزه های دينی، همه و همه بخشی از گستره ای را شکل داده اند که همواره با روش ها و رهيافت هايی که علمی خوانده شده اند، سازگار نبوده اند. چنين وضعيتی، تفکيک بين امور خرافی از عقايد و باورهای مذهبی و قومی يا نادانسته های طبيعی را بسيار دشوار می سازد. با اين حال، علت گرايش به چنين باورهايی، به رغم نکوهش و مذمت آنها چه بوده است؟ به نظر می رسد عواملی نظير جذابيت باورهای عجيب و غريب، تفکر جادويی، جهل افکار عمومی، ادامه حيات رسوبات باقی مانده از جوامع پيشين و شرايط خاص و فشارهای اجتماعی از جمله عوامل موثر در اين زمينه هستند. زمينه های روانی و ذهنی چرا به خرافات پناه می بريم؟ چرا وقوع و درستی چيزهايی را می پذيريم که ذهنمان به طور منطقی آن را رد می کند؟ باور به ناديده ها و ناشناخته ها، ريشه در چه دارد؟ ذهن و روان ما، چه نقشی در اين ميانه بازی می کنند؟ آيا اين پرسش ها، می تواند بخشی از زمينه ها و دلايل گرويدن و اعتبار يافتن برخی پندارها و کردارها را که از آنها به عنوان خرافات ياد شده، توضيح دهد؟ پاسخ روان شناسان به چنين پرسش هايی مثبت است. به گفته آنان، به نظر می رسد که اضطراب، از اصلی ترين دلايل و زمينه های روانی برای گرايش به خرافات باشد.
خرافات از چنين منظری، نوعی تفکر است که می توان آن را اغراقی و حد فاصل تفکر هذيانی و منطقی دانست. معمولا کسانی که به باورهايی از اين دست گرايش يا اعتقاد دارند، افرادی هستند که به ميزان زيادی تلقين پذير و دارای کنترل بيرونی هستند. همين امر، يعنی تلقين پذيری، امکان معالجه و درمان برخی از بيماری های روانی را ممکن است آماده سازد، هرچند در موارد جدی تر، معمولا چاره ای جز مراجعه به پزشک وجود ندارد. بسياری از روانپزشکان، تاکيد می کنند که تعداد زيادی از بيماران آنها، پيش از مراجعه به پزشک، دست کم يک بار و در اغلب موارد، به دفعات به فالگيران، دعا نويسان و افراد مشابه مراجعه کرده اند. زمينه های اجتماعی اگر چه به نظر نمی رسد که هيچ يک از جوامع بشری، عاری از خرافات باشند، اما به نظر می رسد از اين جهت که در کدام يک از اين جوامع، خرافات بيشتر منشاء اثر باشند، می توان بين آنها تفاوت هايی قايل شد. در هر جامعه انسانی، مجموعه ای از عوامل، موجب رواج ديدگاه هايی خاص می شوند، اما صرف اين موضوع برای اهميت يافتن هر ديدگاهی کافی نيست. مهم تر آن است که چنين ديدگاه هايی تا چه اندازه کارکردهای جمعی و عمومی دارند و می توانند بر سرنوشت و وضعيت ديگران اثر بگذارند. جامعه شناسان بر اين باورند که اگرچه در جوامع مدرن نيز خرافات حضور دارند، اما می توان بين آن و نحوه حضور و کارکرد خرافه در جوامع سنتی تفاوتی ماهوی و چشمگير قايل شد. برخی ديگر نيز معتقدند که در هر جامعه و هر دوره ای خرافات حضور دارند، اما الگوهای فکری و رفتاری متفاوت، باعث می شود که اين خرافات در اشکالی متنوع و مختلق ظهور يابند. با اين همه، آنچه به موضوعی مانند خرافات اهميت می بخشد، نه صرف حضور آن و باور برخی از مردمان به آن، بلکه ميزان نفوذ و تاثير اين امور بر ساز و کارهای اجتماعی و حيات جامعه است. خرافه و دين چندی پيش، سايت اينترنتی انتخاب خبر از آن داد که سگی گريان به حرم امام هشتم شيعيان پناه برده است. انتشار اين خبر و عکس هايی از اين سگ، بازتاب های بسيار يافت و سی دی هايی منتشر شد که حاوی مصاحبه با برخی از خادمان حرم در اين مورد بود. همزمان، برخی نيز به تندی از انتشار اين خبر انتقاد کردند و آن را مصداق بارز خرافه پرستی دانستند. فارغ از خرافه بودن يا نبودن اين داستان، در اين نکته کمتر ترديد شده که دست کم بخشی از آنچه به نام دين و مذهب رواج می يابد، نامی جز خرافه ندارد. هرچند چنين امری، تنها محدود به ايران نيست، اما از آن جهت که دين در جامعه و حکومت اين کشور، حضوری پررنگ تر دارد، موضوعاتی از اين دست نيز، بيشتر جلوه می کنند. رواج شايعاتی درمورد ظهور زنی ببر نما در قم، قبولی تضمينی در کنکور با نوشتن دعای مخصوص، مسخ دختر هلندی به دليل توهين به قرآن، ظهور جای پای ائمه در ديگ سمنو يا شمشير امام علی بر شاخ يک گوسفند، انتشار دستخط امام زمان و ده ها رويداد و خبر ديگر همه و همه مبتنی بر پيوند با باورهای دينی جامعه بوده اند؛ هرچند همه اين ادعاها، از جمله از سوی عالمان دينی رد شده است. اگرچه عده ای نيز، برخی از روحانيون و به ويژه مداحان را در رواج آنچه خرافه می نامند، مسئول می دانند. با وجود اين، تعيين مرزی دقيق بين دين و خرافه اگر ناممکن نباشد، بسيار دشوار است. حتی نوانديشان دينی که برخی از دينمداران را متحجر می خوانند، گذشته از برخی تفاوت ها، به هيچ عنوان نه مايلند و نه می توانند دامنه انتقادهای خود را از پوسته به هسته تفکرات طيف مورد انتقاد خود گسترش دهند. به همين دليل، به نظر می رسد که وجود تشابهات بنيادين و ظاهری، کار انکار و نقد را از چشم اندازی درون دينی دشوار می سازد. خرافه و سياست در حکومتی که دين و سياست، عين هم تلقی می شوند، هرآنچه به يکی از اين دو مربوط شود، دامنه اش بی درنگ به ديگری نيز سرايت می کند. پيروزی نيروهايی که تلقی های خاصی از برخی اصول دينی دارند، باعث شده که ديدگاه های آنان اکنون تاثيراتی عمده و گاه سرنوشت ساز بر فرآيندهای سياسی و اجتماعی بر جای گذارد. در ماه های اخير، و به ويژه پس از تشکيل دولت جديد، بحث و هشدار درباره رواج خرافه و تحجر، عملا به موضوعی داغ در عرصه سياست در ايران بدل شده و باعث شده که موضوعی که تا پيش از اين، امری غير سياسی محسوب می شد، در تحولی شگفت انگيز، پيامدها و ابعادی کاملا سياسی بيابد. اظهارات برخی از مقامات جمهوری اسلامی در مورد آخر زمان، نزديک بودن ظهور امام دوازدهم شيعيان، تنها نمونه ای از اين فرآيند است. با آنکه مقامات دولت محمود احمدی نژاد، اين اتهامات را رد می کنند، اما بحث ها در اين زمينه چنان شدتی يافته که حتی کسانی در جناح هوادار وی که به جناح اصولگرايان معروف است هم برخی رويکردهای دولت جديد را از اين زاويه مورد انتقاد قرار می دهند. |
مطالب مرتبط دين وسياست؛ عين هم يا مصادره يکی به سود ديگری؟02 دسامبر، 2005 | ايران آيت الله مصباح: برای ايرانيان آمريکا مبلغ دينی می خواهيم20 نوامبر، 2005 | ايران توصيه های آيت الله منتظری برای ايجاد "مردم سالاری دينی"03 ژوئيه، 2005 | ايران اعتدال دینی بازرگان05 فوريه، 2005 | ايران | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||