|
هفته ای که گذشت، از نگاه طنز | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
در هفته ای که گذشت اتفاقات مهمی افتاد، بيتل ها به عنوان شمايل قرن بيستم شناخته شدند. انفجار دو بمب اهواز را با لهجه آکسفوردی لرزاند. رايس با شيراک در پاريس و استرا در لندن ملاقات کرد، دولت ايران فقط در برابر لندن موضع گرفت، اما در مورد پاريس چيزی نگفت. قاليباف که قرار بود به هيات دولت برود نرفت، چون دعوت نشده بود، در عوض چمران دعوت شده بود، اما نتوانست برود. علی محقق نسب روزنامه نگار افغانی به نوشتن مقالات کفرآميز متهم شد. رامسفلد بدون هيچ دليل و فايده ای از چينی ها خواست فضای سياسی را بازکنند، اما چينی ها گفتند اگر باز شود خودمان می افتيم بيرون. روزنامه دی ولت نوشت: کسی احمدی نژاد را جدی نمی گيرد. صدام محاکمه شد و اعلام کرد که رئيس جمهور عراق است، برادرزاده صدام نيز دستگير شد و دخترش از شجاعت پدرش ابراز خوشحالی کرد. همه پرسی قانون اساسی عراق برگزار شد و مردم به قانون اساسی جديد رای دادند. طوفان ويلما بعد از ريتا و کاترينا بطرف فلوريدا حرکت کرد و... بسياری خبرهای ديگر که بعضی از آنها را به طنز در نوشته اين هفته می خوانيد: کار، کار انگليسی ها بود و هست در هفته گذشته انفجار دو بمب باعث کشته شدن شش نفر و مجروح شدن بيش از صد نفر از مردم اهواز شد. جز مسوولانی که مسووليت پيگيری مسائل امنيتی و اطلاعاتی را دارند و طبعا در اين مورد صاحب نظر هستند و مسوولان سياست خارجی، تقريبا همه مسوولان کشوری و لشکری از نمايندگان مجلس تا روزنامه های راست و رئيس جمهور دولت انگليس را متهم کردند که در اين انفجار دست داشته است. تا امروز دلايل زير برای دست داشتن انگليس در انفجار اهواز اعلام شده است: لهجه بمب ها: بمب ها لهجه انگليسی داشتند. محل ورود: مهمات از بخش های تحت سلطه انگليس وارد ايران شده است. محل توطئه: جلساتی که ميان عوامل انفجار برگزار شده، در لندن و بصره تشکيل شده است. القائده انگليسی است: بمب ها شبيه بمب های القائده بود. بصره پايتخت انگليس است: نوع بمب ها شبيه بمب هايی بود که در بصره منفجر شد. ضدانقلاب انگليسی است: گروهی از عوامل ضدانقلاب جلساتی در لندن داشتند. کار کار انگليسی هاست: هيچ مدرک مشخصی وجود ندارد که انگليس در اين ماجرا دست نداشته است. قبلا هم کار انگليسی ها بود: در عمليات قبلی ايران به انگليس مشکوک بود. چگونه احزاب چين و ايران با هم رابطه برقرار می کنند؟ در هفته گذشته منوچهر متکی وزير امور خارجه ايران با وزير امورخارجه چين ملاقات کرد. متکی بعد از اين ملاقات اعلام کرد که موضوع گفتگوی طرفين در مورد رابطه احزاب دو کشور بوده است. يکی از منابع نسبتا آگاه اعلام کرد که برای برقراری ارتباط ميان احزاب ايران و چين قرار است فعاليت های زير صورت بگيرد: ۱) قرار است ابتدا نمايندگان احزاب چين و ايران در تهران و پکن با هم ملاقات کنند، اما چون اين نمايندگان وجود ندارند، قبل از اين ملاقات بايد نمايندگان احزاب تعيين شوند. ۲) برای تعيين نمايندگان احزاب چين و ايران، اولين گام اين است که انتخابات در اين احزاب صورت بگيرد تا نمايندگان شان تعيين شوند، اما چون در چين و ايران احزاب وجود ندارد، ابتدا بايد احزاب تشکيل شود. ۳) برای تشکيل احزاب در چين ابتدا بايد نظام سياسی چين تغيير کند تا جز حزب کمونيست، احزاب ديگر هم بتوانند فعاليت کنند و در ايران نيز بايد دولت تغييراتی کند تا احزاب ايرانی بتوانند تشکيل شوند. ۴) برای اينکه نظام سياسی در چين و ايران تغيير کند تا احزاب سياسی در اين دو کشور بوجود بيايد تا بعد از تشکيل اين احزاب نمايندگان آنها انتخاب شوند و پس از انتخاب نمايندگان دو کشور، اين نمايندگان با هم همکاری کنند، از وزير خارجه اين دو کشور کاری برنمی آيد، بنابراين دو کشور بهتر است در مورد مسائلی مانند صادرات و واردات و توليد انرژی هسته ای با هم مذاکره کنند. دختران بدون پدران حقوق زنان و دختران و خواهران و مادران جزو مهم ترين حقوقی است که در هفته گذشته طبيعتا بايد مورد توجه کشورهای مختلف قرار می گرفت. وقتی در مورد حقوق زنان حرف می زنيم، معمولا به ياد زنان عربستان سعودی می افتيم که حق رانندگی ندارند. ملک عبدالله گفت: فعلا برای رانندگی زنان در عربستان زود است. ملک عبدالله نکته بسيار مهمی را در مورد حقوق زنان اعلام کرد. وی گفت: من به حقوق زنان اعتقاد دارم، چرا که مادرم، خواهرم، همسرم و دخترم نيز زن هستند. اما اين سخن مورد تائيد بسياری از رهبران جهان اسلام قرار نگرفته است. يکی از رهبران طالبان که نامش فاش نشد و هرگز هم فاش نخواهد شد، گفت: من برخلاف ملک عبدالله به حقوق زنان اعتقاد خيلی کمی دارم، چرا که مادرم، خواهرم و دخترم مرد هستند، اما همسرم زن است. يکی از رهبران مسلمانان تندرو هند نيز گفت: من کمی به حقوق زنان اعتقاد دارم، چون با وجود اينکه مادرم و همسرم زن هستند، اما خواهرم و دخترم مرد هستند. رهبر يکی از گروههای مسلمان پاکستان نيز اعلام کرد: من فقط به چهل درصد از حقوق زنان اعتقاد دارم، چون همسرم و مادرم زن هستند، اما سه خواهرم زن و دو خواهرم مرد هستند و دخترانم نيز همگی مرد هستند. در چه زمانی مردم برای رهبران شان جوک می سازند؟ اصولا در بسياری از کشورهای دنيا مردم برای رهبران و سياستمداران شان جوک می سازند، يک موسسه تحقيقاتی به نام « بنياد پژوهش در موارد عجيب» نتيجه تحقيقات خود را در مورد اين که مردم جهان در چه حالتی برای رهبران و سياستمداران شان جوک می سازند، به اين شرح منتشر کرد: ۱) شما در حال رانندگی هستيد و در حالی که داريد اخبار مربوط به ميزان جاده های آسفالت شده در کشور را می شنويد ماشين تان توی يک چاله می افتد، اگر آدم بی ادبی باشيد به وزير راه فحش می دهيد، اما اگر آدم مودب و باهوشی باشيد برای رئيس جمهور جوک می سازيد. ۲) شما يک همکلاسی داشتيد که هميشه در دانشکده او را به دليل حماقت هايش دست می انداختيد، يک روز اين خبر را می شنويد که او وزير شده است، اگر آدم فرصت طلبی باشيد با او تماس می گيريد و تلاش می کنيد برای خودتان شغلی پيدا کنيد، اما اگر آدم شريفی باشيد برای نخست وزيری که آن وزير احمق را انتخاب کرده است، جوک می سازيد. ۳) يک مامور پليس بدون هيچ دليلی پسرتان را کتک زده است و شما قصد داريد تا در اين مورد مقاله ای بنويسيد و در روزنامه معروفی منتشر کنيد، اما آن روزنامه حاضر به چاپ نوشته شما نمی شود، شب شما در خانه تان نشسته ايد و داريد به سردبير آن روزنامه فحش می دهيد که در اخبار تلويزيون می شنويد که سردبير همان روزنامه به دليل شکايت پليس زندانی شده و آن روزنامه توقيف شده است، بلافاصله چهار جوک ناب در مورد دادستان کل کشور می سازيد. 4) ميزان تورم به ۸ درصد رسيده است، شما عليه دولت در تظاهرات شرکت می کنيد. ميزان تورم به ۱۵ درصد می رسد، شما تصميم می گيريد دولت را استيضاح کنيد. ميزان تورم به ۲۲ درصد می رسد، شما تصميم می گيريد دولت را سرنگون کنيد. ميزان تورم به ۳۰ درصد می رسد، تنها کاری که می توانيد بکنيد اين است که جوک بسازيد. 5) روزنامه می خريد و در صفحه اول آن عکس گروهی را می بينيد، ابتدا فکر می کنيد که تصوير مربوط به گروهی ازخلافکاران است که دستگير شده اند، اما وقتی خبر را می خوانيد متوجه می شويد که تصاوير مربوط به کابينه جديد است، در همين حالت چند نفر از دوستان تان به شما زنگ می زنند و آخرين جوک هايی را که در مورد کابينه جديد ساخته شده است برای شما تعريف می کنند. نتيجه گيری: آدم ها در اثر خشم جوک نمی سازند، در اثر عجز جوک می سازند. نژاد پرستی و ايرانيان طبيعی است که ما ايرانی ها معتقديم که بخش اعظم عقب ماندگی ما بخاطر عرب های سوسمارخوار است و اگر آنها به ايران حمله نکرده بودند، الآن نصف ساکنين تهران در کره ماه زندگی می کردند. و طبيعی است که ما معتقديم عامل اکثر دزدی ها و جناياتی که در تهران انجام می شود، افغان ها هستند. و طبيعی است که ما ايرانی ها معتقديم که آمريکايی ها يک مشت احمق هستند که از صبح تا شب چس فيل می خورند با کره بادام زمينی و اگر مهاجرين ايرانی در آمريکا نبودند، آمريکايی ها از گرسنگی می مردند. و طبيعی است که ما ايرانی ها معتقديم که ترک ها يک مشت( واحد انسان در ايران مشت است) آدم بی شعور هستند که فقط بلدند حمالی کنند. اصولا ما معتقديم که ايران يک تاريخ کهن و يک سرزمين گهربار دارد و بايد به وطن مان بيش از پيش افتخار کنيم. در هر حال، يک ايتاليايی که نخواسته بود توسط يک پزشک ايرانی معاينه شود به دليل نژادپرستی به بيست روز زندان محکوم شد. شبهای برره در حالی که سريال « شبهای برره» تبديل به يکی از پربيننده ترين برنامه های تلويزيون شده است و اصولا در ايران هر برنامه ای که پربيننده شود، چون اکثريت مردم از آن خوششان می آيد، معلوم می شود که مبتذل است. و اصولا در تمام دنيا همه برنامه های پربيننده تلويزيونی در هر حال برنامه های سبک است. عماد افروغ گفت: سريال « شبهای برره» زيبنده نظام و فرهنگ ما نيست. کارشناسان تلويزيون ايران معتقدند که مسوولان کشور معمولا وقتی اين حرف ها را می زنند تماشاگران برنامه های تلويزيونی افزايش می يابد، چون مردم مطمئن می شوند که حتما « شبهای برره» برنامه جالبی است، وگرنه مسوولان کشور اين همه عليه آن حرف نمی زدند. همزمان با اين اظهارنظرها، شورای عالی انقلاب فرهنگی مصوبه ای را تصويب کرد که براساس آن « توزيع و نمايش فيلمهايی که به تبليغ مکاتبی چون سکولاريسم، ليبراليسم، نيهيليسم يا فمينيسم می پردازند و فرهنگ اصيل جوامع دينی را تخريب و تحقير می کنند» ممنوع است. قرار است برای اجرای اين مصوبه واحد نظارت بر نمايش شامل نمايندگان گروههای زير تشکيل شود: نمايندگان انجمن فلسفه ايران، نمايندگان شورای نگهبان، فرماندهان نيروی دريايی و هوايی و زمينی و بسيج، نماينده شورای عالی دفاع و شورای انقلاب فرهنگی، نماينده جامعه مدرسين حوزه علميه قم و معاونت سينمايی وزارت ارشاد اسلامی. |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||