|
هفت روز گذشته از پنجره طنز | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
در هفته گذشته اتفاقات فراوانی افتاد، آنچه می خوانيد روايت هفته گذشته از نگاه طنز است. ايران، مدل چينی پس از تغيير رئيس جمهور ايران يکی از مدل های پيشرفت کشور( که از يک ديد می تواند پس رفت محسوب شود) تبديل ايران به يک چين جديد است، اما خيلی ها معتقدند که ايرانی ها و چينی ها تفاوت هايی دارند که باعث می شود ايران به راحتی و حتی به سختی هم نتواند به يک چين جديد تبديل شود. دوچرخه يا موتور؟ وسيله نقليه چينی ها دوچرخه است؛ وسيله ای بی سروصدا، نيازمند زحمت کشيدن برای راندن، با سرعت کم و مداوم، بدون خطر، ارزان و يک شکل. اما وسيله نقليه ايرانی ها موتورسيکلت است؛ وسيله ای پرسروصدا، با توانايی تغيير سرعت و امکان مانور در حد جنون، خطرناک. يک ايرانی هرگز نمی تواند مثل يک چينی پيشرفت کند، چون از رکاب زدن خسته می شود و مايل است گاز بدهد. ديوار چين: چينی ها هزاران سال قبل دور خودشان يک ديوار طولانی کشيدند، در حالی که اگر چنين ديواری در ايران وجود داشت هر ده سال يک بار آنرا می کوبيدند و دوباره آنرا می ساختند، يک بار ديوار را کاملا برمی داشتند، يک بار ديوار را آنقدر بلند می کردند که هيچ کس نتواند از آن بالابرود، يک بار در هر دو متر درهای مختلف می گذاشتند، يک بار وسط ديوار پنجره می گذاشتند و آخر کار ديوار را تبديل به پاساژ می کردند و در آن بازار راه می انداختند. انقلاب فرهنگی: چينی ها هر باری که مشکلی برای پيشرفت شان پيش آمد يک انقلاب فرهنگی کردند و ايرانی ها هر وقت يک انقلاب فرهنگی کردند يک مشکل برای پيشرفت کشورشان پيش آمد. رشوه و اعدام: در چين وقتی يک مقام مسوول از نظر اقتصادی فاسد می شود، او را اعدام می کنند، اما در ايران وقتی يک مقام مسوول از نظر اقتصادی فاسد می شود، مردم متوجه می شوند که او هم مثل خودشان است و می توانند روی او حساب کنند. کار و نفت: چينی ها برای اين که پيشرفت کنند کار می کنند، اما ما چون نفت داريم وقتی زياد کار می کنيم خسته می شويم. مخالفان سياسی: يک تفاوت مهم در مورد ايران و چين تعداد جمعيت است، چين يک ميليارد جمعيت دارد و ايران هفتاد ميليون، اما يک شباهت مهم ميان ايران و چين در تعداد مخالفان است، در هر دو کشور شصت ميليون نفر با حکومت مخالفند. لباس مشترک: زن های چينی سالها توانستند مثل هم لباس بپوشند، اما اگر يک زن ايرانی قرار باشد در دو مهمانی به فاصله يک ماه يک لباس بپوشد يا خودش سکته می کند يا شوهرش وادار به سکته می شود. ترکيه به اروپا وارد می شود پس از دو ميليون و هفتصد و پنجاه و چهار هزار و دويست و بيست و سه سال بالاخره اتحاديه اروپا پذيرفت که مذاکرات خود را با ترکيه در مورد پذيرش ترکيه در اتحاديه اروپا آغاز کند. برای ورود به اتحاديه اروپا تا به حال ترک ها پذيرفته اند که قوانين شان مثل بلژيک بشود، مثل سوئيس به حقوق بشر احترام بگذارند، مثل هلندی ها فاحشه داشته باشند، مثل سوئدی ها موبور بشوند، مثل آلمانی ها فيلم سکسی بسازند، مثل فرانسوی ها همجنسگرا شوند، مثل ايتاليايی ها به مارک لباس و عينک شان احترام بگذارند، مثل بريتانيايی ها در کنار آمريکا قرار بگيرند، مثل اسپانيايی ها فوتبال بازی کنند، مثل آمريکايی ها برقصند، و مثل بقيه آلمانی ها در آلمان کار کنند. پيش بينی ميشود بعد از ورود ترکيه به اتحاديه اروپا همان تعداد معدودی از ترک هايی که برای زندگی و کار به آلمان نرفته اند نيز به آلمان خواهند رفت. فعلا آخرين مشکل اين است که ترک ها بايد بپذيرند که کشتار ارامنه در سال ۱۹۱۵ يک نسل کشی سازمان يافته بوده است، در حالی که ترک ها معتقدند که اين اتفاق برنامه ريزی شده نبود، چرا که اگر برنامه ريزی شده بود، الآن هيچ ارمنی ای زنده نبود. زنان روی ترازوی مردان بنا به گفته يک مرکز تحقيقاتی در بريتانيا مردانی که اضافه وزن دارند خيلی راحت تر از زنان می توانند وزن شان را کم کنند، البته دلايل جسمی زيادی در اين مورد وجود دارد، اما دلايل روانی مهمی هم وجود دارد که باعث می شود زنان با سختی بيشتری وزن کم کنند. ۱) مردها وقتی تصميم می گيرند وزن شان را کم کنند اين تصميم را اجرا می کنند، برای اينکه به فکر سلامتی و زيبايی شان هستند، اما زنان تا بيايند به فکر سلامتی و زيبايی شان بيفتند بلافاصله يک مردی عاشقشان می شود و همه برنامه های شان را به هم می زند. ۲) برای اين که يک مرد وزن کم کند يک زن انگيزه بسيار خوبی است، اما برای اينکه يک زن وزن کم کند يک مرد اصلا انگيزه خوبی نيست، چون مردها خودشان بچه را نمی زايند و از زن انتظار دارند او بچه بزايد. ۳) يک مرد وقتی اضافه وزن دارد هر لباسی که بپوشد اضافه وزنش معلوم می شود، اما برای هر زنی با هر ميزان اضافه وزن هميشه يک لباس وجود دارد که اضافه وزن او را بپوشاند. ۴) برای اينکه يک مرد يا يک زن وزن شان را کم کنند کمی خودخواهی کافی است و خودخواهی چيزی است که مردان به اندازه کافی دارند. تظاهرات خشونت آميز در مقابل سفارت انگليس در هفته گذشته تظاهرات نسبتا خشونت آميزی برای اعتراض به سياست فرانسه و آلمان و انگليس، فقط جلوی سفارت انگليس برگزار شد. علل برگزاری اين تظاهرات اين دلايل بود: ۱) برای اينکه سفارت آمريکا در ايران وجود ندارد. ۲) برای اينکه اصولا مهم ترين راه حل اختلاف در ايران دعواست. ۳) اصولا در ايران وقتی کسی مودبانه رفتار کند مردم از او خوششان نمی آيد. ۴) برای اينکه وقتی يک اتومبيل از يک اتومبيل ديگر در ايران سبقت می گيرد، دو راننده بلافاصله از اتومبيلهای همديگر پياده می شوند و به شکلی خشونت آميز با هم کتک کاری می کنند، اما هميشه در حين کتک کاری مواظبند که نه خودشان زياد آسيب ببينند و نه طرف مقابل خيلی آسيب ببيند. ۵) توليد پرچم کشورهای مختلف در تمام دنيا وجود دارد، در اکثر کشورهای دنيا از اين پرچم ها در مراسم ديدار و جشن های مشترک يا مسابقات ورزشی استفاده می شود، اما چون در ايران اين سوسول بازی ها وجود ندارد، مردم پرچم ها را آتش می زنند. جاسوس يمنی، جاسوس ايرانی با توجه به اينکه دادگاه امنيتی يمن يحيی حسين الديلمی روخانی شيعه يمنی را به اتهام ارتباط با ايران به اعدام محکوم کرده است و دادگاه کارکنان دولت و رسانه ها عبدالفتاح سلطانی را به اتهام جاسوسی به زندان انداخته است، و با توجه به اينکه اين دو متهم همزمان متهم هستند، چند تفاوت ميان اين دو به اين شرح اعلام می شود: ۱) ديلمی بخاطر دفاع از عراق و فلسطين دستگير شده اما بعدا متهم شده است که جاسوس ايران است، اما سلطانی بخاطر دفاع از زهرا کاظمی و اکبر گنجی دستگير شده و بعدا متهم شده که جاسوس يک کشور خارجی است. ۲) ديلمی متهم شده که برای ايران جاسوسی می کرده و دليلش هم اين است که يک بار به ايران آمده و يکبار هم در ميهمانی فرهنگی ايران شرکت کرده است، اما سلطانی متهم شده که برای يک جايی که معلوم نيست کجاست جاسوسی کرده، سلطانی يک بار به بيمارستان گنجی رفته و يک بار هم در دادگاه زهرا کاظمی شرکت کرده است. ۳) ديلمی که به اتهام جاسوسی برای ايران متهم شده، به اعدام محکوم شده است، اما وی آزاد است و با خبرگزاری های مختلف مصاحبه می کند. در حالی که سلطانی از زمانی که به اتهام جاسوسی دستگير شده است هنوز با هيچ کس ملاقات نکرده است و به هيچ چيز هم محکوم نشده است. ۴) ديلمی که به اعدام محکوم شده است با مطبوعات يمن مصاحبه کرد و اعلام کرد که اتهام جاسوسی کذب است، و از دادستان خواست که اگر پرونده ای وجود دارد آنرا به وکيل مدافع اش نشان بدهند، در حالی که سلطانی از زمانی که دستگير شد نه تنها با هيچ رسانه ای مصاحبه نکرده است، بلکه وکيلش هم حق مصاحبه ندارند و موکل اش هم حق حرف زدن ندارد وهمسر موکلش هم حق حرف زدن ندارد، ضمنا نيازی هم به اين نيست که وکيل مدافع اش پرونده اش را بخواند، چون خودش وکيل مدافع است. |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||