|
افراد بيشتری در ارتباط با حوادث خوزستان دستگير خواهند شد | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
علی يونسی، وزير اطلاعات ايران در حاشيه نخستين گردهمايی دادستانهای اين کشور به خبرنگاران گفته که تمام کسانی که مردم خوزستان را برای راه انداختن نا آرامی اخير در اين استان تحريک کردند، شناسايی و تعدادی از آنها دستگير شده اند و تعدادی ديگر نيز بزودی دستگير خواهند شد. آقای يونسی در عين حال اذعان کرده که زمينه های اجتماعی در بروز نا آرامی خوزستان مؤثر بوده و عمده عوامل تحريک مردم برای بروز اين نا آرامی، داخلی اند، اما در عين حال تأکيد کرده که اين عوامل تحت حمايت خارجی قرار دارند. نا آرامی در خوزستان که پانزدهم آوريل گذشته آغاز شد و چند روزی به طول انجاميد، پس از آن روی داد که نامه ای منسوب به محمد علی ابطحی، مدير پيشين دفتر رئيس جمهور ايران ميان مردم اين استان پخش شد که در آن از تغيير ساختار جمعيتی خوزستان به زيان اعراب بومی اين استان و تغيير نامهای عربی اماکن اين استان به واژه های فارسی سخن رفته بود. هرچند، آقای ابطحی و دولت ايران نامه را جعلی اعلام و محتوای آن را تکذيب کردند، اما در پی توزيع گسترده اين نامه، شماری از مردم عرب خوزستان دست به تظاهراتی زدند که به تنش و خشونت و درگيری با نيروی انتظامی کشيده شد و طی آن به بانکها و پاسگاههای نيروی انتظامی حمله شد. اين درگيريها دست کم پنج کشته و تعداد زيادی زخمی برجای گذاشت. وزير اطلاعات ايران با اشاره به فعاليتهايی که گروههای تجزيه طلب عرب در اوائل روی کارآمدن جمهوری اسلامی در خوزستان انجام دادند، عوامل نا آرامی اخير در اين استان را کسانی معرفی کرده است که در آن زمان در خوزستان "جنايت آفريدند و با بمبگذاريها، تعداد زيادی از عربهای هموطن را شهيد کردند". آقای يونسی در مورد يکی از افرادی که به اتهام تحريک مردم خوزستان به نا آرامی بازداشت شده گفته که او "نام مجعولی برای خليج فارس درست کرده و تجزيه طلبی را تبليغ می کند، در گذشته جزو گروههای تروريستی بوده و قبلاً فعاليت تروريستی و تجزيه طلبی داشته است". در نا آرامی اخير خوزستان تعداد زيادی در اين استان که شمارشان تا بيش از سيصد نفر گزارش شده بازداشت و سپس تعدادی از آنان آزاد شدند اما وزارت اطلاعات ايران اعلام کرد که عوامل اصلی نا آرامی را در بازداشت نگه داشته است. مشهورترين نامی که در ميان بازداشت شدگان به چشم می خورد، يوسف عزيزی بنی طرف، روزنامه نگار عرب خوزستانی است که در تهران بازداشت شده است. آقای بنی طرف طی سالهای اخير فعاليت زيادی در زمينه مسائل سياسی و فرهنگی خوزستان داشته، به صورت مرتب مورد مصاحبه شبکه های تلويزيونی ماهواره ای عربی قرار می گرفته و با برخی رسانه های عربی خارج از ايران همکاری داشته است. عوامل خارجی حکومت ايران که رسماً ريشه حوادث خوزستان را در تحريک عوامل خارجی قلمداد کرده، برخی رسانه های عربی را به دخالت در اين حوادث متهم می کند و دفتر شبکه تلويزيونی الجزيره در تهران را نيز به همين اتهام تعطيل کرده است. وزير اطلاعات ايران همچنين گفته که عواملی نيز هستند که در يکی از کشورهای غربی در پناه سرويسهای جاسوسی آن کشور پناهنده شده و مردم را به تجزيه طلبی و آشوب تحريک می کنند. شماری از فعالان سياسی عرب خوزستانی که رسماً خواهان جدايی منطقه عرب نشين اين استان از ايرانند در بريتانيا سکونت دارند و کاظم جلالی، مخبر کميسيون امنيت ملی و سياست خارجی مجلس شورای اسلامی ايران، دولت بريتانيا را متهم کرده که در نا آرامی اخير در مناطق عرب نشين خوزستان به نوعی نقش داشته است. آقای جلالی مدعی شده که جک استرا، وزير امور خارجه بريتانيا با منصور احمد اهوازی، رهبر حزب دموکراتيک مردم خوزستان که از جريانات کوچک جدايی طلب خوزستان است و در خارج از ايران فعاليت محدودی دارد ملاقات داشته است. وی آنچه "ملاقات جک استرا با منصور اهوازی" خوانده را نوعی مداخله در امور داخلی ايران توصيف کرده اما وزارت امور خارجه بريتانيا هر گونه ملاقات رسمی بين جک استرا و آقای اهوازی را تکذيب و اعلام کرده که آقای استرا در تاريخ دهم مارس گذشته، يعنی حدود شش هفته پيش از بروز نا آرامی در خوزستان، پس از پايان سخنرانی درباره مسائل خاورميانه در جلسه ای عمومی در "انجمن فی بين" (Fabian Society) لندن، با عده زيادی و از جمله آقای اهوازی دست داده است. برخی از نشريات منسوب به جريان سياسی محافظه کار در ايران نيز از احتمال دخالت شرکت نفتی بريتانيايی شل در حوادث خوزستان نوشته و مدعی شده اند که اين شرکت در سالهای اخير سرمايه گذاريهای بسياری در استان خوزستان کرده و ارتباطات گسترده ای با مراکز اجتماعی و سياسی اين استان برقرار ساخته است. ريشه های نا آرامی دريابان علی شمخانی، وزير دفاع ايران که خود از اعراب خوزستان است و رئيس جمهور ايران او را مسئول پيگيری حوادث اخير اين استان کرده، مشکلات خوزستان را به چهار عامل تنگدستی، تبعيض، تحقير و تحريک نسبت داده و تحليلگران نيز بر اين باورند که ريشه حوادث خوزستان در مشکلاتی است که مردم ايران از هر قوميتی که باشند بدان دچارند و مسائل قومی تنها به عنوان عامل تحريک کننده برای ظهور اعتراض مردم به اين مشکلات عمل کرده است. گروههای مستقل فعال در امور مدنی نيز بر نقش عامل تبعيض در بروز حوادث خوزستان تأکيد کرده و اين حوادث را "زنگ هشداری" برای مسئولان ايران دانسته اند. هفته نامه بريتانيايی اکونوميست در شماره اخير خود در مورد علل بروز نا آرامی در خوزستان نوشته که مردم اين استان با اينکه در سرزمينی نفتخيز و ثروتمند زندگی می کنند خود را از اين ثروت محروم می بينند، ميزان بيکاری در اين استان نسبت به ديگر استانهای ايران بسيار بالاست و بسختی می توان کاری در صنعت نفت پيدا کرد. به نوشته اين هفته نامه، در شهر اهواز، مرکز استان خوزستان، عربهای بومی عمدتاً حاشيه نشين و دچار مشکلات حاشيه نشينی اند. اکونوميست به نقل از يکی از مسئولان محلی نوشته که عامل نا آرامی اخير خوزستان، "معتادان بيکار" بوده اند. بنابر آمار غيررسمی، استان خوزستان زيستگاه بيش از دو ميليون عرب است که به باور اغلب تاريخدانان در پی اشغال ايران به دست اعراب مسلمان در قرن هفتم ميلادی، به اين منطقه کوچيده اند. اعراب بومی عمدتاً در نواحی جنوبی و غربی استان خوزستان ساکنند و فارس زبانان و بختياريها نيز ديگر عناصر اصلی تشکيل دهنده جمعيت خوزستان به شمار می روند. |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||