|
نخستين رئيس جمهور کرد عراق و پيامدهای احتمالی آن برای ايران | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
جلال طالبانی، رهبر اتحاد ميهنی کردستان عراق که روز چهارشنبه 6 آوريل توسط مجلس تازه تاسيس اين کشور به عنوان رئيس جمهور دولت انتقالی عراق انتخاب شد، روابطی نسبتا نزديک با جمهوری اسلامی دارد. وی بارها با مقامهای ايران ديدار کرده و در اين ديدارها، بعضا از موضوعاتی مانند لزوم محاکمه رهبران سازمان مجاهدين خلق (گروه مسلح مخالف جمهوری اسلامی که صدام حسين در خاک عراق به آنها پايگاه داده بود) صحبت کرده که شديدا مورد توجه و خواست ايران است. اما انتخاب جلال طالبانی به عنوان نخستين رئيس جمهور کرد در عراق، می تواند به طور بالقوه برای ايران مسايلی در پی داشته باشد، به ويژه اگر ورود او به حاکميت، از ديد کردهای منطقه به عنوان نماد ايستادگی کردها ارزيابی شود. کردهای ايران که حدود 7 درصد از جمعيت اين کشور را تشکيل می دهند، در ساختار حکومت نقش چندانی ندارند و حتی بسياری از مقامهای محلی در شهرها و مناطق کردنشين از مرکز اعزام می شوند. در چنين شرايطی، انتخاب يک کرد به عنوان رئيس جمهور در عراق، با وجود اينکه پست رياست جمهوری در ساختار جديد عراق منصبی عمدتا تشريفاتی است، برای ايران خالی از دردسر نخواهد بود و تقاضا و اشتياق کردهای اين کشور برای کسب جايگاه بهتر در ساختار قدرت را افزايش خواهد داد. اما مشکلات ايران به همينجا محدود نخواهد شد. اکنون که ساختار حکومت عراق در حال شکل گيری است، گام مهم بعدی در اين کشور، تدوين قانون اساسی است. جايگاه قوميتها، به ويژه کردها در اين قانون هرچه باشد، عواقبی را در مناطق کردنشين ساير کشورهای منطقه که جمعيت کرد دارند و از جمله ايران به همراه خواهد داشت. علاوه بر اينها، حضور کردها در سطوح بالای حاکميت عراق، بر موضعگيری های بعدی اين کشور در قبال هرگونه اقدام ايران، ترکيه و سوريه (کشورهايی که کردها در آن زندگی می کنند) در مناطق کردنشين خود تاثير خواهد گذاشت. مبنای عمده دوستی ايران و گروه های کرد عراق در دهه های اخير عمدتا وجود يک دشمن مشترک (حکومتهای پيشين عراق) بود و کردها به ايران، به عنوان يک متحد استراتژيک می نگريستند اما اکنون دشمن مشترک از ميان رفته و ورود کردها به حاکميت معادلات موجود در روابط دو کشور را کاملا تغيير خواهد داد. اکنون در اين معادلات تازه، ايالات متحده آمريکا نيز به عنوان متحد صاحب نفوذ عراق وارد شده است. مقام های کاخ سفيد که زحمت لشکرکشی بزرگ و جنگ را بر خود هموار کرده اند، اميدوارند حکومتی نمونه در عراق تشکيل دهند تا الگويی برای ساير کشورهای خاورميانه باشد. يکی از نگرانی های عمده آمريکايی ها در اين ميان نفوذ برخی کشورهای منطقه و از جمله ايران در اوضاع عراق است. کاخ سفيد گاه و بيگاه ايران را متهم به دخالت و کار شکنی در اوضاع عراق می کند و به دقت تحرکات موجود را زير نظر دارد. شايد مقام های عراقی، دست کم شيعيان و کردها که از گذشته روابط بهتری با ايران داشته اند، به اندازه مقام های کاخ سفيد نسبت به ايران بدبين نباشند اما اوضاع از ديد آنها نيز نمی تواند مانند گذشته باشد زيرا خواه ناخواه آنها نيز اکنون با ورود به حاکميت، وارد عرصه تازه ای در قبال همسايه پر نفوذ خود خواهند شد. |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||