|
چين جای خالی بزرگان را در اقتصاد ايران پر می کند؟ | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
ايران تا پيش از انقلاب (1979) پارهای از اردوگاه جهان سرمايهداری بود و با ايالات متحده و اروپای غربی روابط سياسی و اقتصادی تنگاتنگی داشت. در آن زمان، ماهيت روابط ايران با ديگر کشورهای جهان از جمله اتحاد شوروی و چين صرفا تجاری بود و رژيم شاه در پی بهرهگيری از قدرت اين کشورها در امور موازنهای در روابط بين الملل نبود. اما با سقوط رژيم شاه در سال۱۹۷۹ وضع تغيير کرد. انقلابيون که به صورتی غير منتظره به پيروزی رسيده بودند ناگهان خود را با اوضاعی پيچيده روبهرو ديدند که آن را به درستی نمیشناختند. به همين علت شعارهای انقلابی، جای ديپلماسی را گرفت و به صورت همزمان به اردوگاههای غرب و شرق و حتی چين که بيرون از آن بازی دو قطبی بود، تاختند. سالهای ۱۹۷۹ و ۱۹۸۰ در همين فضای انقلابی سپری شد و ايرانيان روزگار را با اندوختههای ارزی و خريدهای اعتباری رژيم پيشين گذراندند. اما با آغاز جنگ ايران و عراق، حاکمان جمهوری اسلامی دريافتند که بقای نظام سياسی در گرو برقراری روابطی معقول با جامعه جهانی است. در آن زمان روابط ايران و ايالات متحده قطع شده بود و روابط با اروپا نيز سرد بود. به همين علت انقلابيون يا بر اثر تدبير خود و يا القائات حزب توده که در اوايل انقلاب در نهادهای حکومتی نفوذ داشت، راه دوستی با اتحاد شوروی را پيشه کردند. نا اميد از شوروی؛ به سمت چين استدلال انقلابيون طرفدار رابطه با شوروی اين بود که بايد از رقابت جهانی ميان ارودگاههای شرق و غرب بهره جست. اما با طولانی شدن جنگ ايران و عراق و افزايش کمکهای نظامی روسيه به عراق، رهبران ايران دريافتند که مسکو همپيمان مطمئنی در مصاف با تهديدهای خارجی نيست. نگاه به چين در همين دوره يعنی اواسط دهه ۱۹۸۰ شکل گرفت و در سال ۱۹۹۱ که اتحاد شوروی فروپاشيد به بخشی جدی از سياست خارجی جمهوری اسلامی تبديل شد. روابط ايران و چين در سالهای پايانی دهه ۱۹۸۰ و سالهای آغازين دهه ۱۹۹۰ به خريد پارهای اقلام نظامی و يا تجهيزاتی با کارکرد دو وجهی (صنعتی- نظامی) محدود میشد و ارقام آن به ندرت به ۳۰۰ ميليون دلار در سال میرسيد.
روابط چين و ايران مقارن ايامی شکل میگرفت که فشار تايوان به چين در محافل جهانی افزايش يافته بود و اين جزيره جدا شده از چين میکوشيد کشورهای بيشتری را به سوی خود جلب کند. رقابت چين و تايوان؛ يک فرصت استثنايی! تايوان به کشورهای کم درآمد، به ويژه آفريقايیها کمک مالی میکرد و در عوض، آنان شناسايی بينالمللی خود را از چين پس میگرفتند و تايوان را به رسميت میشناختند. چين برای مواجهه با اين موج، بر سرعت کمکهای خود به کشورهای فقير و بسط روابط تجاری با کشورهای در حال توسعه افزود. ايران در زمره کشورهای گروه دوم بود که از اين فرصت به خوبی استفاده کرد. در سالهای ۱۹۹۳ تا ۱۹۹۸ سطح روابط تجاری ايران و چين از ۴۰۰ ميليون دلار در سال به ۸۰۰ ميليون دلار رسيد و با افزايش تقاضای چين برای نفت ايران بر سرعت گسترش روابط تجاری دو کشور افزوده شد به طوری که در سال ۲۰۰۳ ميلادی به رقم هنگفت 5 ميليارد و 600 ميليون دلار رسيد. اين داد و ستد شامل 3 ميليارد و 600 ميليون دلار صادرات ايران به چين و ۲ميليارد دلار واردات از چين بود. پارهای برآوردهای اوليه حاکيست اين رقم در سال ۲۰۰۴ميلادی به ۷ميليارد دلار رسيده است اما هنوز منابع مستقل اين رقم را تائيد نمیکنند. علت اين ابهام، به ماهيت قرارداد نفتی ايران و چين در ماه نوامبر گذشته مربوط میشود که در تهران و پکن به شيوههای متفاوتی تفسير شد. اما حتی اگر رقم 5 ميليارد و 600 ميليون دلار هم مآخذ بررسی قرار گيرد، میبايست آن را برای جمهوری اسلامی کاميابی بزرگی به شمار آورد. زيرا اين کشور زير فشار آمريکا و اروپا در رابطه با مسائل هستهای، اندک اندک از بازارهای اروپايی دور میشود و اينکه بتواند جايگزين آنها را در چين بيابد، برايش اهميتی ويژه دارد. |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||