افزایش قیمت بنزین؛ 'نورچشمیها و فراموش شدگان'

منبع تصویر، fars
- نویسنده, آرش حسننیا
- شغل, روزنامهنگار
قیمتها، یکی از ابزارها و حتی شاید مهم ترین ابزار تخصیص بهینه منابع هستند، این اصلی پذیرفته شده در اقتصاد است.
با این حساب، قیمتگذاری نادرست برای کالاها و خدمات، موجب تخصیص غیربهینه منابع برای تولید و مصرف آنها خواهدشد. از این روست که اقتصاددانان با قیمتگذاری دستوری مخالفت کرده و چنین رویکردی را موجب خسارت می دانند، چراکه با قیمتگذاری غیرواقعی نشانهها و علائم اشتباه برای تمام فعالان اقتصادی از تولیدکنندگان تا مصرفکنندگان ارسال میشود که در نهایت، خسران اقتصادی به همراه خواهد داشت.
اگر در این مقدمه جای کالاها و خدمات را با کلمه "بنزین" یا دیگر "حاملهای انرژی" یا هر کالا و خدمات مشمول قیمتگذاری پر کنیم، معادله معناداری از وضعیت مصرف بنزین یا دیگر حاملهای انرژی، به دست میآید.
به این معنا که غیرواقعی بودن قیمت بنزین، گازوئیل، برق، آب و دیگر کالاهایی از این دست شرایطی را فراهم آورده که مصرف آنها غیربهینه و بیش از استانداردهای پذیرفتهشده باشد.
غیرواقعی بودن قیمتها برای کالاهای قابل انتقال به بیرون از مرزها، قاچاق این کالاها از جمله بنزین و گازوییل را نیز به همراه داشته است، چراکه اختلاف قیمت در ایران و بیرون از مرزها، چنین تجارت سیاهی را اقتصادی و باصرفه کرده است که قاچاقچیان برای کسب این سود بادآورده، ریسکهای مترتب به تجارت غیرقانونی و قاچاق را به جان میخرند.
تجربهای نسبتا موفق اما ناتمام
تجربه افزایش قیمت سوخت در سالهای گذشته و تغییر در میزان مصرف بنزین، میتواند شاهدی بر این مدعا باشد که با افزایش قیمت، مصرف تا حدی کنترل شد.
البته علاوه بر افزایش قیمتها، عرضه سوخت صرفا با ارایه کارت نیز تا حدودی قاچاق سوخت به بیرون از مرزها را دشوار کرد که در نهایت توانست تغییراتی کاهشی را در میزان مصرف بنزین رقم بزند.
روند کاهش مصرف یا دستکم شیب ملایم میزان افزایش مصرف سوخت در سالهای پس از اجرای فاز نخست هدفمندی، پایان گرفت و شیب مصرف سوخت روند شتابنده پیش از اجرای این سیاست را در پیش گرفت.
پاسخی ساده به پرسشی دشوار
پاسخ ساده به چرایی این تغییر روند، متوقف ماندن فازهای بعدی هدفمندی یارانهها، ثابت ماندن قیمت سوخت و حاملهای انرژی در سالهای بعدی و بلااستفاده شدن کارتهای سوخت است.
اما در تحلیل مصرف بالای سوخت در ایران توسل به تک ابزار و نشانه قیمت، بیانگر تمام واقعیت موجود نیست.
برای تحلیل مصرف بالای سوخت در ایران و مقایسه احتمالی آن با دیگر کشورها یا استاندارد جهانی، نیازمند درنظرگرفتن عوامل دیگری نیز هستیم.
نورچشمیهای صنعت، خوش خوراک و پرمصرف
به طور مثال نمیتوان از مصرف بنزین سخن گفت اما به کیفیت خودروهایی که در کوچه و خیابانهای ایران تردد میکنند، نگاهی نداشت.
در چهل سال گذشته دولتهای مختلف با هدف کمک به خودروسازان داخلی یا واردات خودروهای خارجی - به معنای خودروهایی بهروز با تکنولوژی کارآمد و بهینه در مصرف سوخت - را یا ممنوع کردهاند یا اینکه با وضع عوارض و حقوق گمرکی بالا عملا واردات خودرو را چنان دشوار ساختهاند که عملا قیمت تمامشده این خودورها چنان است که بخش عمدهای از جامعه ایرانی از عهده خرید چنین خودورهایی برنمیآیند.
بیشتر بخوانید:
در عمل خودروسازان داخلی نیز در این چهل سال با خیالی آسوده از بیرقیب بودن و حمایت همه جانبه، تحولی در کیفیت خودروهای تولیدی خود به وجود نیاورند، مصرف بالای سوخت در خودروهای تولید داخل ایران که بخش عظیمی از مردم محکوم به استفاده از آنها هستند، بدون تردید یکی از عوامل مصرف بالای بنزین در ایران است.
اما دولتها در ایران که همزمان متولی سیاستگذاری برای واردات خودرو یا ارتقای کیفیت تولید خودروسازیهای داخلی هستند در بزنگاههای افزایش قیمتها بدون یادآوری نقش خود در این وضعیت، متهم اصلی مصرف بالا را مردم معرفی کرده و برای اصلاح این وضع، افزایش قیمتها را ضروری میدانند.
فرصتهای از دسترفته
اگر پیش از هر شوک قیمتی اعمال شده در بیست سال گذشته، تمهیدی برای واردات یا تولید خودروهای هیبریدی یا برقی با قیمت و تیراژ مناسب فراهم میآمد، افزایش قیمت بنزین برای دارندگان چنین خودروهایی، آنقدرها هم سنگین نبود.
نکته جالب توجه آن است که در همین سالهای افزایش قیمتهای گاه و بیگاه سوخت، خودروسازان داخلی مشغول تولید همان خودروها بودهاند و اساسا الزامی برای بهینهسازی تولید خود نداشتهاند، چراکه بازار نسبتا انحصاری آنها را از چنین تلاش و الزاماتی بینیاز میکرد.
روایتی مشابه با همین در حوزه مصرف برق و گاز در منازل شخصی نیز برقرار است. تنوع بخشی به ترکیب سبد انرژی مصرفی جامعه ایرانی، اصل فراموش شده این سالها بوده است.
به طور نمونه عرضه پنلها و سلولهای خورشیدی تولید برق خانگی به مردم با قیمت و شرایطی قابل قبول، میتوانست راهی باشد برای کنترل مصرف برق و گاز و کاهش یارانههای پرداختی به این کالاها که البته انجام نشدهاست.
بخش عمدهای از هدفمندکردن یارانهها میتوانست و میتواند در قالب ارایه کمک مادی و معنوی، خدمات مالی و ارایه تسهیلات به تولیدکنندگانی باشد که محصولاتی با ملاحظات مربوط به بهینه بودن سطح مصرف انرژی در حوزههای مختلف تولید میکنند.
خودروسازانی که ملاحظات بهینه کردن مصرف سوخت را در تولیدات خود رعایت میکردهاند، تولیدکنندگان تجهیزات گرمایشی و سرمایشی که هرچه بیشتر به مصرف بهینه تولیدات خود توجه داشتند، گروههای هدف چنین سیاست گذاریهایی می توانستند باشند.

منبع تصویر، Mehr
چه خبر از حمل و نقل همگانی
دیگر عاملی که برای میزان مصرف سوخت در هر کشوری باید موردتوجه قرار گیرد، وسعت هر کشور و ساختار حمل و نقل عمومی شهری و بین شهری است، بدون تحلیل کارآمدی و میزان پوشش شبکه حمل و نقل ریلی و بدون بررسی کارآمدی حمل و نقل ترکیبی، نمیتوان نسبت به بالابودن یا منطقی بودن میزان مصرف سوخت، قضاوت کرد.
بر اساس قانون هدفمندی یارانهها، قرار بود تا بخشی از منابع به دست آمده از افزایش قیمتها، صرف توسعه وکارآمدی حمل و نقل عمومی شود، اتفاقی که یا در گیر و دار دعواهای سیاسی به فراموشی سپرده شد یا اینکه تعهد دولت به پرداخت یارانههای نقدی ماهانه، عملا مجالی برای اجرای این بخش از قانون باقی نگذاشت.
با این حساب وقتی مردم انتخابی در خرید خودروهایی هیبریدی، برقی یا با مصرف پایین ندارند یا جایگزینی کارآمد، راحت و به هنگام برای رفت و آمدهای روزانه خود در شبکههای حمل و نقل عمومی نمیبینند، چارهای جز سوار شدن بر خودروهای با مصرف بالا نخواهند داشت و عملا اثر افزایش قیمت با هدف مدیریت مصرف، خنثی و بیاثر میشود.
فراموش شدگان
در تحلیل مدیریت مصرف سوخت و چرایی مصرف بالای بنزین حتی عوامل فرهنگی نیز نقش موثری دارند که معمولا در تحلیل برنامه ریزان و سیاستگذاران نادیده گرفته میشود.
طرح این پرسشها که چرا سفرهای گروهی در قالب تورهای تفریحی و گردشگری مورد توجه قرار نمیگیرند؟ یا اینکه اساسا چرا تعریف چنین مدلی از سفر با موانع سیاسی، فرهنگی و ممنوعیتهای اجتماعی و انتظامی اعمال شده از سوی حاکمیت همراه میشود؟ اینکه اصولا گزینههای تفریح در شهرهای بزرگ و کوچک ایران جز گشت و گذار سوار بر خودرو، چه گزینههایی است و نقش حاکمیت در این محدود شدن گزینههای تفریح چیست؟ بخشی از مدیریت مصرف سوخت است و پاسخ به هر یک از آنها میتواند گرهی از کلاف مصرف بالای سوخت را بگشاید.
به این فهرست، میتوان عوامل بزرگ و کوچک موثر دیگر بر میزان مصرف سوخت را افزود، اما ظاهرا کار آسانتر تاکید و تاکید به نقش قیمت پایین حاملهای انرژی بر میزان مصرف است، مقصری که همه کاسه کوزهها بر سرش بشکند اما در نهایت تغییری ساختاری برای مدیریت بهینه مصرف سوخت ایجاد نشود.











