وحید صیادی برای چه خواستهای در زندان قم جان باخت؟

منبع تصویر، Social Media
- نویسنده, امید منتظری
- شغل, بیبیسی
این نخستین بار نبود که اعتصاب میکرد اما این بار جان سالم به در نبرد. وحید صیادی نصیری، زندانی سیاسی شناخته شدهای نبود اما حالا به قیمت جانش، نام و صدایش شنیده شد.
صدایی که خواستار مطالبهای مشخص و شاید حداقلی بود: رعایت "اصل تفکیک جرایم." به زبان سادهتر، او خواستار انتقال از زندان قم به یکی از زندانهای تهران یا کرج بود تا در کنار زندانیانی با اتهامات مشابه (سیاسی) قرار بگیرد.
آنچه تا کنون درباره وحید صیادی نصیری میدانیم این است که او در سی ماهه حبس بین سالهای ۱۳۹۳ تا ۱۳۹۶، دستکم سه بار اعتصاب غذا کرده بود.
آقای صیادی سرانجام در مرداد ماه امسال دوباره دستگیر شد و به سبب شرایط زندان، چهارمین و آخرین اعتصاب غذایش را آغاز کرد؛ اعتصابی که به روایت خانواده و فعالان سیاسی نزدیک به او حدود دوماه به طول انجامید.
گفته میشود در جریان این اعتصاب غذا، وضعیت جسمی او رو به وخامت گذاشت، به بیمارستان منتقل شد و همان جا درگذشت.
با این حال پنجشنبه ۲۲ آذرماه، مهدی کاهه دادستان عمومی و انقلاب قم گفته بود پزشکی قانونی در حال بررسی "علت تامه فوت" است.

دادستان انقلاب قم همچنین تأیید کرده وحید صیادی نصیری "به لحاظ بیماری کبدی دچار وخامت اوضاع جسمانی شده" و هفت روز پس از بستری شدن در بیمارستان همانجا در گذشته است.
هر چند این مقام قضایی درباره علت اصلی مرگ سکوت کرده اما تحقیقات پزشکی نشان میدهند که کبد و مغز، نخستین اعضای بدن هستند که بیشترین آسیب را در اعتصاب غذا میخورند.
بنابر این تحقیقات، از نظر طبی اعتصاب غذای تر کامل (بدون افزودن قند به آب) بین ۴۶ تا ۷۳ روز بیشتر نمیتواند طول بکشد (این زمان در منابع مختلف اندک تفاوت دارد) و فرد بعد از این مدت به دلیل آسیب شدید به اعضای مختلف به خصوص کبد، مغز و کلیه و اختلال شدید متابولیسم در خواهد گذشت. این عدد برای آقای صیادی روی ۶۰ متوقف میشود.
بسیاری از زندانیان سیاسی میگویند "اعتصاب غذا نه اولین بلکه آخرین راه یک زندانی است" چرا که زندانی برای برآورده شدن خواستها و مطالباتش ناچار است از بدن خود مایه بگذارد و بدین ترتیب جسمش در معرض آسیبهایی جبرانناپذیر قرار میگیرد.
اکنون پرسش این است که چرا وحید صیادی حاضر شد برای برخورداری از حقوق اولیه یک زندانی این "آخرین راه حل" را برگزیند؟ مگر در زندان لنگرود قم چه میگذرد؟ چرا نقض اصل تفکیک جرایم و محبوس شدن در میان زندانیانی با جرایم متفاوت تا این حد برای زندانیان سیاسی ایران آزاردهنده شده است؟
زندان در زندان؛ نقض اصل تفکیک جرایم
در سالهای گذشته تفکیک جرائم از جمله حقوقی بود که زندانیان سیاسی با ارجاع به آئین نامه سازمان زندانها خواستار اجرای آن بودند. بنابر ماده هشتم آیین نامه زندانها، کلیه محکومان با توجه به نوع و میزان محکومیت، پیشینه کیفری، شخصیت، اخلاق و رفتار طبقه بندی میشوند.
امین ریاحی، پژوهشگر "اطلس زندانهای ایران" در این باره به بیبیسی فارسی گفت: "دستگاه امنیتی-قضائی در جاهایی که بندهای مناسب برای تفکیک جرایم دارد، این قاعده را به یک امتیاز تبدیل کرده و مانع از سکونت بسیاری از زندانیان سیاسی در بند سیاسی میشود. در بسیاری زندانها هم که به طور کلی تمامی بندها از مجموعهای از جرایم مختلف تشکیل شدهاند."
رسانهها و نهادهای حقوق بشری بارها به نقل از زندانیان سیاسی گزارش دادهاند که مسئولان قضایی برای فشار آوردن و تنبیه زندانیان سیاسی و عقیدتی، آنها را به بند زندانیان با جرایم متفاوت و حتی سنگین و خطرناک منتقل میکنند.
بنا بر گزارش نهادهای ناظر بر وضعیت حقوق بشر در ایران، زندانیان دیگر زندانیان سیاسی و عقیدتی را آزار و اذیت میکنند که در پارهای موارد این کار با تحریک مسئولان زندان صورت میگیرد.
امیر امیرقلی، فعال دانشجویی از جمله زندانیانی بود که در یک درگیری در سال ۱۳۹۵، در بند هشت زندان اوین چاقو خورد.
نزدیک به سه سال پیش نیز گزارشهایی درباره ضرب و شتم کیوان کریمی، مهدی رجبیان و وحید صیادی نصیری منتشر شده بود.
روند تمرکززدایی از بندهای سیاسی و انتقال زندانیان سیاسی به بند جرایم دیگر در دهه نود شمسی تشدید شد. به باور امین ریاحی، "مقامات ایران به این نتیجه رسیدهاند که از ایجاد بندهای سیاسی پرجمعیت خودداری کنند، زندانیان سیاسی را تنبیه کنند و زندانها را به جاهای دورافتاده و بیرون شهر منتقل کنند."
در سالهای قبل انتقال زندانیان سیاسی از زندان اوین تهران به رجاییشهر کرج اعتراضهایی را انگیخته بود اما بعد اوضاع برای فعالان سیاسی محبوس در زندانهای پایتخت بغرنجتر هم شد.
در تهران، مسئولان قضایی و سازمان زندانها، زندانیان سیاسی مرد را به "ندامتگاه" فشافویه، ویژه جرایم مواد مخدر فرستادند. دروایش گنابادی معترض از جمله زندانیانی بودند که به این زندان منتقل شدند.

در خصوص زندانیان سیاسی زن نیز، مسئولان آنها را به جای زندان اوین تهران به قرچک ورامین میفرستند.
در چند سال گذشته، زندانیان سیاسی بارها با نوشتن نامههای سرگشاده، از بدرفتاری زندانبانان، نقض حقوق زندانیان، فقدان خدمات اولیه درمانی و بهداشتی و مشکلات فاضلاب و تهویه هوا انتقاد کردهاند.
با این حال، از آنجایی که این گزارشها غالباً درباره تهران بوده، کمتر اطلاعاتی درباره زندانهای شهرستانها منتشر شده؛ از جمله زندان لنگرود قم، زندانی که وحید صیادی نصیری در تلاش برای انتقال از آنجا جانش را از دست داد.
در زندان قم چه میگذرد؟
وحید صیادی نصیری پیش از اعتصاب غذای آخرش دستکم دوبار همراه شماری دیگری از زندانیان سیاسی برای اجرای اصل تفکیک جرایم اعتصاب غذا کرده بود؛ یعنی در جریان تحمل محکومیتش بین سالهای ۱۳۹۴ تا ۱۳۹۶.
در آن زمان نیز گزارشهایی از ضرب و شتم او به دست چند زندانی منتشر شد از جمله در اردیبهشت ماه ۱۳۹۶ که یک زندانی به دلیل اختلاف عقاید دینی با چاقو به او حمله کرد. در آن زمان، او به وبسایت هرانا گفت به مسئولان زندان اطلاع داده که "تهدید جانی" شده اما آنها در مقابل او را تهدید کردهاند که برای "اتهاماتی تازه تحت تعقیب قرار میگیرد."
علت محکومیت او در آن زمان، توهین به رهبری و توهین به مقدسات در فضای مجازی عنوان شده بود.
چند هفته بعد از این حادثه، یعنی خرداد ۱۳۹۶، وحید صیادی از اوین به زندن رجایی شهر کرج منتقل میشود.
در آن زمان فعالان حقوق بشر انتقال او را "تبعید" توصیف کردند.
او سرانجام اسفندماه ۱۳۹۶ از زندان آزاد میشود که فقط پنج ماه طول کشید. در این دوران عکسهایی از او منتشر شد که نشان میداد در ملاقات از زندانیان سیاسی آزاد شده حضور دارد.
اما از وضعیت او پس از آخرین بازداشتش در اول مرداد ۱۳۹۷ اطلاعات کمی موجود است.
بر پایه اطلاعاتی که دوستان و فعالان سیاسی نزدیک به آقای نصیری در اختیار بیبیسی فارسی قرار دادند، او بارها در تماس تلفنی از زندان، وضعیت زندان "لنگرود" شهر قم را "وحشتناک" توصیف کرده بود.
زندان مرکزی قم مشهور به زندان لنگرود در جاده قدیم قم- کاشان قرار دارد و زندانیانی با جرایم سنگین و مجازاتهایی از جمله اعدام در آن نگهداری میشوند.
امین ریاحی، پژوهشگر وضعیت زندانهای ایران میگوید: "برخی زندانیان، زندان لنگرود قم را 'زندان گوانتامامو' توصیف میکنند. در این زندان سوئیتهای تنبیهی شش متری وجود دارد که تا پانزده زندانی را بدون نور و هواخوری در خود جا میدهند. علاوه بر این، تعداد بالای زندانیانی که در هواخوری میخوابند، تنبیه شدیدی که با بستن زندانی به میله در هوای سرد و آب ریختن روی او همراه است، بستن 'زندانیان خاطی' به دیوار، جیره کتک و خودکشی زندانیان از جمله گزارشهایی است که درباره این زندان بیرون درز کرده است."
وبسایت کلمه، منتسب به نزدیکان میرحسین موسوی نیز در گزارشی در سال ۱۳۹۰، توصیفاتی مشابه از سوئیتهای شش متری و بدون نور این زندان ارائه کرد. در آن زمان سه عضو ستاد میرحسین موسوی و مهدی کروبی در این زندان محبوس بودند.
بر پایه گزارشها، مسئولان این بازداشتگاه، به وضعیت زندانیانی که دچار مشکلات روحی هستند رسیدگی نمیکنند. بسیاری از زندانیان این زندان با مجازاتهای سنگینی از جمله اعدام مواجهند و این عوامل سبب شده که درگیری میان زندانیان زیاد شود.
امین ریاحی میگوید: "متاسفانه باید بگویم که هیچ کدام اینها زندان قم را ویژه نمیکند. وضعیت نامناسب زندان قم استثنائی نیست و در دیگر زندانهای ایران به ویژه در مناطق دورافتاده، یک قاعده است."
به تخمین نهادهای ناظر بر حقوق بشر، ایران حدود هزار زندانی سیاسی شناساییشده دارد.
در یکسال گذشته، به ویژه پس از اعتراضات دی ماه، چند زندانی که با دلایل امنیتی بازداشت شده بودند، در زندانهای ایران در گذشتهاند و نهادهای حقوق بشری مرگ این افراد را مشکوک عنوان کردهاند.
کاوس سید امامی، سینا قنبری و، وحید حیدری از زندانیانی بودند که مقامات جمهوری اسلامی علت مرگ هر سه نفر را خودکشی اعلام کردند.
با این حال، در بیست سال گذشته، وحید صیادی نصیری، پس از اکبر محمدی و هدی صابر سومین زندانی است که پس از اعلام اعتصاب غذا، در زندان درگذشته است.












