انتخابات ۹۶؛ چرا شوراها برای مناطق حاشیهای مهم هستند؟

منبع تصویر، .
- نویسنده, کاوه قریشی
- شغل, روزنامه نگار
شوراهای شهر و روستا در مقایسه با انتخابات ریاست جمهوری و مجلس در ایران به مراتب امکان بیشتری برای تاثیرگذاری مستقیمتر بر محیط زندگی فراهم میکند.
مردم در نقاط غیرمرکزی و عمدتا در حاشیه ایران که دارای تنوعات قومی و مذهبی هستند، به دلیل تبعیضهای مذهبی و جنسیتی مورد تاکید در قانون نمیتوانند از میان خودشان نامزدی برای رقابت در انتخابات ریاست جمهوری معرفی کنند.
ساکنان این مناطق برای تاثیرگذاری بر سرنوشت خود در حوزههای کلان اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، باید دست به دامان نامزدهایی شوند که به احتمال زیاد نسبتشان با ساکنان آن مناطق بیشتر از سفرهای تبلیغاتی و استانی نیست. در نهایت نیز همانها به ریاست برگزیده میشوند و برای جلوگیری از تمرکز مدیریت بومی، از جنوب به غرب و از شرق به شمال استاندار و در مواردی حتی فرماندار صادر میکند.
با این وجود، شرایط خاص حاکم بر فضای سراسری ایران که در آستانه انتخابات سیاه و سفید میشود، باعث شده در میان مردم این مناطق نیز تحت شرایط سراسری و مسائل کلان، علاقه و گرایش به مشارکت همچنان بالا بماند. چنانچه نتایج انتخاباتهای اخیر نشان میدهد، میزان مشارکت در استانهایی مانند سیستان و بلوچستان و کردستان بیش از میانگین سراسری است.
شوراها در اولویت نیستند
به نظر میرسد فعالان سیاسی در مناطق دارای تنوعات قومی و مذهبی بیشتر به مداخله در انتخابات ریاست جمهوری تمایل دارند تا انتخابات شوراهای شهر و روستا. به همین روال در روزهای گذشته بسیاری از گروههای فعال در این مناطق، آشکارا حمایت خود را از گزینههای مطلوب ریاست جمهوری اعلام کردهاند، اما به ندرت شاهد فهرستهایی سازماندهی شده برای انتخابات شوراها بودهایم.
برای مثال در سیستان و بلوچستان و مناطق کُردنشین، فعالان "اصلاحطلب و اعتدالگرا" و فعالان اهل سنت در پی نشستها و رایزنیهایی، گزینه نهایی خود را برای این رقابت معرفی کردهاند، در حالی که بر هیچ فهرستی برای انتخابات شوراها اجماع صورت نگرفته است.
بیشتر بخوانید:

منبع تصویر، Mehr
فعالان سیاسی در مناطق کُردنشین میگویند دلیل این اختلافات را از جمله میتوان درعدم تائید چهرههای تاثیرگذار و تائید تعداد زیادی از داوطلبان دانست؛ امری که به گفته آنها امکان اجماع بر افراد مشخص را دو چندان دشوار کرده است. حضور مجدد برخی از تائید صلاحیتشدهگان ادوار پیشین نیز که در معرض اتهام فسادهای گسترده مالی هستند، بیش از پیش به آشتفگی این انتخابات دامن زده و موجب بیتوجهی بیشتر به این حوزه شده است.
احزاب مخالف کُرد ایران که در خارج از کشور به سر میبرند، همگی انتخابات ریاست جمهوری را تحریم کردهاند. در این میان پژاک، حزب حیات آزاد کردستان، مشارکت در انتخابات شوراها را به مردم واگذار کرده و از آنها خواسته است که با انتخاب نامزدهای "شایسته و خلقمحور" در تعیین سرنوشت خود بر حوزه مدیریتهای بومی تاثیر بگذارند.
"لحظاتی" برای به چالش کشیدن
ساختار غیردمکراتیک و ناعادلانه انتخابات در ایران، باعث شده همواره گروهی از مردم تحریم را بر مشارکت ترجیج بدهند. انتخابات شوراها و اهمیت آن میتواند تلاشی باشد برای مشارکت این گروه در فضای انتخابات باشد. در تهران، گروهی از فعالان مدنی با هدف گرفتن این طیف، فهرستی متفاوت برای تاثیرگذاری در انتخابات معرفی کردهاند.
مشابه این تلاش، حتی بدون در نظر گرفتن امکان پیروزی و اسیر شدن در دوگانه مشارکت/تحریم، میتواند فرصتی برای تاثیرگذاری سیاسی و مستقیم مردم مناطق حاشیهای بر حیات عینی و اجتماعیشان باشد. چراکه ایدهآلها برای محیط عمومی سکونت نمیتوانند از ایدهآلها برای مناسبات اقتصادی، سیاسی و اجتماعی جدا باشند.
بنابراین در کنار این موضوع که در چه شهر و محیطی زندگی میکنیم، این سوال نیز اهمیت به سزایی دارد که این مکانها از سوی چه کسانی اداره میشوند؟ به دلیل نقش نه چندان تعیینکننده شوراها در شهرهای ایران، صرف انتخاب و هدایت افراد با پیشینه مرتبط و قابل دفاع برای سازماندهی، نمیتواند منجر به شکلگیری محیطهایی همگانی شود که آرزو داریم در آنها سکونت کنیم.
با این حال مشارکت فعالانه در حاشیه انتخابات شوراها و طرح مطالباتی منطبق با حقوق متقابل بر شهرها و روستاهای محیط زندگی، میتواند به آن "لحظه"هایی تبدیل شود که در آن قواعد و قوانین و فضاهای موجود پذیرای چالش میشود و ساکنان را در رسیدن به ایدهآلهایشان در جایگاه سوژه قرار میدهد.

منبع تصویر، iSna
از دریچه حذفشدگان و محرومان شهری
در انتخابات شوراهای شهر و روستا، بر خلاف ریاستجمهوری، محدودیت مذهبی و جنسیتی وجود ندارد و زمینه ورود و حضور پررنگ زنان بیشتر فراهم است. گرچه کماکان پیروان آن دسته از ادیان و مذاهب که خارج از متون قانونی هستند، از گردونه رقابت حذف میشوند.
بازتعریف جایگاه حذفشدگان قانونی و محرومان شهری مانند زاغهنشینان و ساکنان محلات محروم و بازتعریف محیط زیست در طرح مطالبات، میتواند بخشی از آن فعالیت چالشی باشد که شرایط انتخاباتی و نه الزاما خود انتخابات به آن امکان تحقق میدهد.
در سالهای گذشته و در سایه اقتصاد رانتی که بخش بزرگی از آن بر انباشت سرمایه در بخش مسکن و مستغلات متکی است، شهرها و روستاها، اماکن عمومی، مراتع، جنگلها و اراضی کشاورزی در معرض خطراتی مانند ویرانی، بازسازی، تغییر کاربری و بدینترتیب تغییر توپوگرافی اجتماعی قرار گرفتهاند. شهرداریها و شوراهای شهر از جمله کارگزاران خلق این وضعیت هستند. غلفت از این نهادها موجب رشد فسادهای گسترده مالی در آنها شده است.
انتخابات شوراهای شهر جز در شهرهای بزرگ مانند تهران و اصفهان، چندان مورد توجه جناحهای سیاسی به ویژه اصلاحطلبان قرار نگرفته است. این بیتوجهی، به فرصتطلبان اقتصادی و سیاسی امکان میدهد تا با برنامههای فریبنده و توزیع و تطمیع کردن کالا و وعده خدمات، نهایتا از موقعیت تهیدستان و طبقه ضعیف جامعه سوءاستفاده کرده و میدان را به دست بگیرند.
شهرها و روستاهای بسیاری از نقاط حاشیهای ایران علاوه بر معضلات جغرافیای شهری، با مشکلات زیست محیطی نیز روبرو هستند. خشکشدن تالابها و آتشسوزی جنگلها تنها نمونههایی از این فجایع طبیعی هستند.
با انفعال شهرداریها و شوراهای شهر، در جاهایی مانند مریوان مردم و نهادهای مدافع محیط زیست ابتکار عمل مهار خسارات را به عهده گرفتهاند. در سالهای اخیر چندین مرکز غیردولتی دفاع از محیطزیست در مریوان و شهرهای مشابه فعال شدهاند. در ارومیه و شهرهای جنوبی و شرقی نیز، حلقههای انسانی برای جلوگیری از نابودی رودخانه و تالابها شکل گرفتهاند.
این تجارب در شهرها و روستاها، نشانه آشکار حساسیت مردم این مناطق به محیط زندگی و مدیریت محلی است. ارائه یک صورتبندی جدید از فعالیتهای مشابه در شرایط انتخاباتی، میتواند راه را برای دخالت موثرتر ساکنان در تعیین سرنوشتشان، دستکم در محدوده شهر و روستا، فراهم کند.











