درگذشتگان ۹۵: پس مرگ؛ چیز دیگری بود
- نویسنده, نیوشا صارمی
- شغل, روزنامه نگار
روزهای کشدار ۱۳۹۵ هم با گذر از اسفند ماه، پرشتاب به سوی ۱۳۹۶ میرود و مثل هرسال جای شماری از نامداران در نوروز خالی است؛ چهرههای تاثیرگذاری که پیش از فهرست شدن در شمار رفتگان سال، جایی در حافظه جمعی ما برای خود دست و پا کردهاند. این فهرست اشارهای گذرا به تنها ۱۲ تن از آنهاست.
___________________________________

منبع تصویر، iSna
زاده نوروز و نقاش "مناظر خاکآلود"
زاده اول فروردین، ۸۵ نوروز را دید و آخرین روز اردیبهشت ماه امسال چشم از دیدار بهار بست. پرویز کلانتری هنرمندیاش را از کودکی و با نقاشی کردن تخممرغهای هفتسین به رخ اعضای فامیل کشید و سالها بعد با تصویرگری داستانهای کودکان، دل از چند نسل بُرد. داستانهایی مثل "روباه و زاغ"، "حسنک کجایی" و "مرغابی و لاکپشت" با تصاویر او ماندگار شدند. هرچند همه هنرش در تصویرگری کتاب خلاصه نمیشد. خودش میگفت سه پرویز کلانتری وجود دارد: نقاش، تصویرگر و پرویزی که میل وافری به نوشتن دارد.
مدیریت کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان تهران، تدریس هنر در دانشگاههای ایران و آمریکا، کولاژسازی و آفرینش طبیعت ایران با رنگ و کاهگل بخشهایی دیگر از ابعاد این هنرمند چندوجهی ایران بود.
___________________________________

منبع تصویر، Mehr
مرد تنها
خرداد ماه نوبت به «مرد تنهای شب» رسید که نام فامیلش خیلی آشنا نبود و با نام «حبیب» شناخته میشد. «خرچنگهای مردابی»، «مادر»، «شهلای من کجایی»، از دیگر کارهای خاطره انگیز حبیب محبیان است. مثل بسیاری از اهالی موسیقی پس از انقلاب ۱۳۵۷ ایران را ترک کرد و آمریکانشین شد. عمر حضور در غربت اما در آستانه سی سالگی به پایان رسید و موفق شد تا به ایران برگردد.
حبیب با وجود قولهای مساعدی که دریافت کرده بود در ۶ سال پایانی عمرش هرگز نتوانست آلبومی منتشر و یا کنسرتی برگزار کند. او در ۶۳ سالگی در روستای نیاسته رامسر درگذشت و وقتی با تدفیناش در قطعه هنرمندان بهشت زهرا مخالفت کردند، در همان روستا به خاک سپرده شد.
___________________________________

منبع تصویر، Getty Images
"کلوزآپِ" اشتباه پزشکی
دو هفته از تولد هفتاد و شش سالگیاش در تیر ماه ۹۵ گذشته بود که مرگش سینمای ایران و حتی جهان را تحت تاثیر قرار داد. کیارستمی اولین برنده ایرانی نخل طلای جشنواره کن بود . وقتی اسفند ماه پارسال برای جراحی روده در بیمارستان بستری شد کمتر کسی انتظار داشت عمر عباس کیارستمی چند ماه بعد در پاریس به سر برسد. کیارستمی که ابتدا در تهران بستری شده بود پس از آزردگی و نارضایتی از روند درمان به فرانسه منتقل شد اما گویا دیگر دیر بود. خالق فیلمهای تحسین شده بینالمللی مثل "خانه دوست کجاست؟"، "زیر درختان زیتون" و "طعم گیلاس" یکی از نمادهای سینمای ایران در دنیا بود اما پس از یک جنجال چند ماهه مشخص شد که بر اثر "قصور پزشکی" درگذشته و شکایت خانواده، محرومیت سه ماهه از طباطبت در بیمارستان جم تهران را برای پزشک جراح به دنبال داشت.
تابستان امسال، اخبار و حواشی مرگ کیارستمی داغ داغ بود و یادش از ونیز، لوکارنو و کن گرفته تا اسکار گرامی داشته شد.
___________________________________

منبع تصویر، .
بازیگر نقشهای ماندگار: از "آقا حسینی" تا "مفتش شش انگشتی"
هنوز خبر مرگ کیارستمی داغ بود که رفتن داوود رشیدی داغ سینما را تازه کرد. زاده تیر ماه ۱۳۱۲ عشق اول و آخرش تئاتر بود اما برای خیلیها با نقشهایی مثل "مفتش شش انگشتی" در سریال "هزاردستان" و "آقا حسینی" در فیلم کندو شناخته میشد.
درس خوانده تئاتر و علوم سیاسی در ژنو بود و از سال ۱۳۵۲ مدیریت گروه نمایش "تلویزیون ملی ایران" را برعهده گرفت تا سال ۱۳۵۸ که توسط انقلابیون از تلویزیون اخراج شد. رشیدی در دوران جدید چند نقش ماندگار در سینما و تلویزیون از خود به یادگار گذاشت اما در آخرین سالهای عمر گفته بود هنوز آرزوهای زیادی در بازیگری دارد و میخواهد نقش خوبی را برای یک کارگردان خوب بازی کند.
وقتی در شهریور ماه چشمهایش را برای همیشه بست، از مدتی پیش فکرش را کرده بود که روی سنگ قبرش بنویسند: آمدم، دیدم و رفتم.
___________________________________

منبع تصویر، .
مادر درد میکشید که رفت
"مادر آموزش و پرورش مدرن ایران" یک مِهر دیگر را هم دید و آبان ماه در سن ۸۹ سالگی با زندگی خداحافظی کرد. توران میرهادی برای تحصیل روانشناسی و فن آموزش به کودکان به اروپا رفت و وقتی در سال ۱۳۳۰ به ایران برگشت به فکر تاسیس یک مجتمع آموزشی افتاد. با کودکستان شروع کرد و دو دهه بعد آن را به مجتمع آموزشی خوشنام و برجسته "فرهاد" تبدیل کرد که پس از انقلاب ۵۷ تعطیل شد.
شورای کتاب کودک و شورای کتاب کودک از دیگر یادگارهای توران میرهادی است. آخرین ماههای عمرش در مصاحبهای گفته بود که همه تابستان را برای آمدن مهر و بازگشایی مدارس بی قرار بوده و با وجود پادرد شدید در تراس خانه قدم میزد تا شاید صدای شاگردان مدرسهای در آن نزدیکی را بشنود. گفته بود علاوه بر پادردرش، از خواندن اخبار پرشمار تنبیه بدنی در مدارس هم درد میکشد.
___________________________________

منبع تصویر، Empics
پایان یک اسطوره آبی
آبان ماه امسال منصور پورحیدری را هم از اهالی فوتبال گرفت. مردی بیحاشیه و آرام که از "تاج" چهره شد و پس از انقلاب ۵۷ نقشی کلیدی در جلوگیری از انحلال باشگاه و ادامه فعالیتاش با نام استقلال داشت.
با آن شخصیت گریزان از جنجالاش به افتخارات زیادی دست پیدا کرد، با تاج قهرمان آسیا شد و سالها بعد استقلال را هم در مقام سرمربی به قهرمانی آسیا رساند. او با قهرمان کردن تیم ملی فوتبال ایران در بازیهای آسیایی ۱۹۹۸ به جایگاه ویژهای در میان مربیان تاریخ فوتبال ایران رسید و همواره یک استقلالی متعصب باقی ماند.
حضور روی نیمکت تیم استقلال به عنون سرپرست در ماههای آخر عمر که سرطان کمرمقش کرده بود، از آخرین تصاویر به جا مانده از نسل ستارگان بیادعا است.
___________________________________

منبع تصویر، Tasnim
داستان مرگ و "فنیزاده"ها
عروسکگردانی که خیلیها تا زمان مرگ نامش را نمیدانستند اما کلاه قرمزی، عروسکی در دستهای او جان میگرفت را کمتر ایرانی است که نشناسد. عمر دنیا فنیزاده، هنرمند و عروسکگردان، خیلی زود و در ۴۹ سالگی به دلیل درگیری عضله دست راست با سرطان به پایان رسید. او ۱۰ سال با سرطان جنگید و با استفاده از دست چپ، فرزند محبوبش کلاه قرمزی را زنده نگه داشت. دنیا عروسک گردانی عروسکهایی مانند خاله قورباغه و گربه آوازه خوان هم به عهده داشت.
او دختر پرویز فنیزاده، بازیگر مشهور تئاتر و سینمای ایران در سالهای پیش از انقلاب بود. پدر هم مثل دختر خیلی زود و در ۴۲ سالگی در گذشت.
___________________________________

منبع تصویر، Mehr
نماند تا تسلیم نشود
عمر رکنالدین خسروی دی ماه روی عدد ۸۶ متوقف شد؛ جایی در لندن، همان جا که تئاتر را از پیتر بروک، کارگردان مشهور بریتانیایی آموخته بود. خسروی از پیشگامان تئاتر و از پایهگذاران تئاتر دانشجویی در ایران بود که دهها نمایشنامه ترجمه کرد و به روی صحنه برد.
او چند سال پس از انقلاب ۵۷ از تدریس در دانشگاه منع شد و در سال ۷۵ به بریتانیا مهاجرت کرد.
رکنالدین خسروی در مهاجرت هم آثاری را به روی صحنه برد و جمال میرصادقی، نویسنده، پس از مرگش نوشت: "شناسنامه وجودیاش به او اجازه نداد که بماند و تسلیم شود و چون همه تسلیمشدگان زمان خویش، زبون شود."
خسروی از اعضای حزب توده ایران بود.
___________________________________

منبع تصویر، iSna
مادر جون
اسم طولانی و پرطمطراقی داشت: اشرف قندهاری بهادرزاده اما خیلی ساده به "مادر جون" معروف شده بود.
او که اسفند ماه در ۹۱ سالگی درگذشت، از سالهای ابتدایی راهاندازی آسایشگاه کهریزک به این مرکز خیریه پیوست و عمر و دارایی خود را صرف امور خیریه کرد.
اشرف قندهاری بهادرزاده همچنین موسس گروه خیریه بانوان نیکوکار بود.
آسایشگاه افراد داری معلولیت و سالمندان کهریزک در سال ۱۳۵۱ از سوی دکتر محمدرضا حکیمزاده لاهیجی تاسیس شد. خانم قندهاری در مصاحبه با روزنامه همشهری درباره شرایط سالهای نخست راهاندازی کهریزک گفته بود: "معلولان یکی خواب، یکی بیدار، یکی نالان، یکی گریان و همه به محض اینکه چشمشان به ما می افتاد، فریاد می زدند: آب، آب، آب. نزدیک شدن به بیماران، فوق العاده مشکل بود چون بوی تعفن همه جا را پر کرده بود. وقتی ملافه ها را کنار می زدیم به کثافت هفتگی و شاید چندهفتگی برمی خوردیم. تمام بدن بیماران آلوده و زخم بود. منظره شپش ها، قابل توصیف نبود و امکانات در آسایشگاه زیرصفر بود."
___________________________________

منبع تصویر، Mehr
فرهنگ شریف، مرگ شیرین نواز
فرهنگ شریف از سردمدارن شیرین نوازی در موسیقی ایران بود که خود را تنها شاگرد عبدالحسین شهنازی می دانست.
شیوه منحصر به فرد تارنوازی شریف، او را از سایر نوازندگان هم دوره متمایز میکرد و در کنار تارنوازانی چون جلیل شهناز و لطف الله مجد از مهمترین بداههنوازان دهههای سی و چهل خورشیدی بود.
شهنازی در بیش از ۱۵۰ برنامه گلها در مقام تکنواز تار یا همنواز با سازهای دیگر و یا همراه کننده خواننده آواز به نواختن ساز پرداخت.
آقای شریف که در هشتاد و پنجسالگی در گذشت اجراهایی متعددی با خوانندگانی همچون شجریان، بنان و تاج اصفهانی داشت.
___________________________________

منبع تصویر، citytomb
چریکی که خوب مینوشت
همکلاسی فرح پهلوی در پاریس بود وقتی که هنوز ملکه ایران نشده بود، اما از همان زمان سر ناسازگاری با حکومت پهلوی داشت. در پی آشنایی با پسری ونزوئلایی پایش به آمریکای جنوبی باز شد و پس از پیوستن به جریانات چپگرا و کمونیستی، سر از کوبا و الجزایر هم درآورد.
ویدا حاجبی تبریزی در بازگشت به ایران و در ابتدای دهه ۵۰ به زندان افتاد و به سازمان "چریکهای فدایی خلق" پیوست. اما پس از پیروزی انقلاب ۵۷ با رهبری سازمان به مشکل برخورد و چون با تبعیت از آیتالله خمینی مخالف بود، از سازمان اخراج شد.
دستگیری و سرکوب گروههای سیاسی چپ در دهه ۶۰ بار دیگر ویدا حاجبی تبریزی را ساکن پاریس کرد و تا اسفند ماه ۹۵ که ۸۱ ساله شد، در فرانسه اقامت داشت.
گردآوری خاطرات زندانیان سیاسی زن ایران در دوران پهلوی با عنوان "داد بیداد" یکی از مهمترین آثار اوست.
___________________________________

منبع تصویر، Mehr
باده نوشیده شده پنهانی
احتمالا آخرین مسافر قطار مرگ چهرهها در سال ۹۵ افشین یداللهی باشد. ترانهسرایی که بر اثر یک حادثه رانندگی و در سن ۴۸ سالگی درگذشت. او که پزشک متخصص اعصاب و روان بود از نخستین سالهای مجاز شدن موسیقی پاپ در ایران به این عرصه آمد و با بسیاری از خوانندگان مطرح و محبوب کار کرد.
شماری از تیتراژهای معروف سریالها در دو دهه اخیر از کارهای اوست، آثاری مثل "شب دهم"، "میوه ممنوعه" و "مدار صفر درجه".
افشین یداللهی دو روز پیش از مرگش برای درگذشت علی معلم، سینماگر و سردبیر و مدیر مسئول مجله "نیای تصویر" که او هم از درگذشتگان امسال است، این شعر را سروده بود: هر سال/ یک بار/ از لحظه مرگم/ بیتفاوت گذشتهام/ بیآنکه/ بفهمم یک روز/ در چنین لحظهای/خواهم مُرد.

منبع تصویر، .
تیتر بخشی از شعری از یدالله رویایی است











