دنیا فنیزاده؛ مادری با پسری به نام کلاه قرمزی

منبع تصویر، Tasnim
- نویسنده, پوریا ماهرویان
- شغل, بیبیسی
برنامههای عروسکی از پرطرفدارترین برنامههای تلویزیونی کودک و نوجوانان در ایران است که به راحتی جایشان را در دل بزرگسالان نیز جا میکنند.
این برنامهها پس از انقلاب ایران محبوبیت بیشتری پیدا کردند که شاید بخشی از آن به دلیل آن بود که کارتونهای غربی وارد نمیشد و تکنیک انیمیشنسازی ایرانی هم نمیتوانست جایگزین مناسبی برای رقبای آمریکایی و اروپاییاش باشد.
بنابراین بخش عمدهای از برنامههای تلویزیونی برای کودکان را انیمیشینهای اروپای شرقی، سریالهای کارتونی ژاپنی و تولیدات عروسکی ایرانی تشکیل میدادند.
برنامههای عروسکی از همان سالهای نخستین انقلاب ایران محبوبیت زیادی به دست آوردند، از ماجرای حسن و خانم حنا گرفته تا خانه عروسکها (پوپک و آریا) و مدرسه موشها.
نمایش فیلم شهر موشهاو فروش چندین میلیونی آن، موقعیت برنامهها و فیلمهای عروسکی را به اوج رساند. از آن پس بود که ساخت این برنامه رشد صعودی چشمگیری پیدا کرد که در صورت موفقیت راه به سینما هم پیدا میکردند.
اما مانند همه انواع نمایشهای اجرایی و تصویری یکی از نیازهای اصلی بازیگر بود و بازیگران نمایشهای عروسکی کسانی نبودند جز عروسکگردانها و صدا پیشگان.
بخش عمدهای از صدا پیشگان را بازیگران شناخته شده سینما و تلویزیون مانند حمید جبلی، رضا بابک، فاطمه معتمد آریا، ایرج طهماسب و مسعود کرامتی تشکیل میدادند که برخی از آنها در اوایل عروسکگردانی هم میکردند.
اما کمتر کسی عروسکگردانها را میشناخت. آنها بازیگرانی بودند که ساعتها باید زیر سکویی چمباتمبه میزدند و با دستی بالا برده به جسم عروسکی بیجان، روح میدادند.
از دختر فنی زاده تا مادر کلاه قرمزی

منبع تصویر، Tasnim
در میان آنها دنیا فنی زاده از مشهورترینها بود. اول شاید به خاطر نام خانوادگی خاصش که بلافاصله نام یکی از برجستهترین بازیگران سینما و تلویزیون را به یاد می آورد و دوم گرداندن عروسکی که شاید پرآوازهترین شخصیت نمایشی برای کودکان ایرانی باشد.
دنیا فنیزاده یکی از دو دختر پرویز فنیزاده، بازیگر مشهور ایرانی بود که بازیاش در نقش مش قاسم سریال دایی جان ناپلئون هنوز هم یکی از بهترین نمونههای بازیگری است.
پرویز فنیزاده با آنکه دوره بازیگریاش کوتاه بود (حدود ده سال و کمی بیش از ده فیلم) اما برای همین نقش یکی از مشهورترین بازیگران سینما و تلویزیون ایران شد. رگبار، تنگسیر و سلطان صاحبقران از دیگر فیلمها و سریالهای مشهور او بود.
مرگ تراژیک فنیزاده در ۴۲ سالگیاش نام او را بیشتر بر سر زبانها انداخت.
هستی و دنیا دو دختر او بودند که از همان کودکی بنا بر موقعیت شغلی پدر با دنیای نمایش و اجرا آشنا شدند. هر چند فنیزاده با بازیگر شدن دخترانش مخالف بود.
دنیا فنیزاده گفته بود که با آنکه پیشنهاد بازیگری حتی از سوی کسانی چون بهرام بیضایی داشته اما به احترام خواسته پدرش که آن موقع دیگر زنده نبود، همه را رد میکرده است.
او در گفتوگویی با هفتهنامه چلچلراغ گفته بود که هرگز نخواسته که از نام و شهرت پدرش برای پیشبرد حرفهاش استفاده کند.
"سعی کردم هیچگاه از فرصت فنیزاده بودنم استفاده نکنم. اوایل همه به من احترام میگذاشتند. جالب بود اما ازشان خواستم که مرا دنیا ببینند نه دختر آقای فنیزاده."
دنیا فنیزاده عروسکگردانی به صورت تجربی از دبیرستان آغاز کرد و نخستین بار در سال ۱۳۶۴ وارد دنیا عروسکگردانی حرفهای شد و با برنامه "چتر با آواز باران" آغاز کرد و در همان سال با حضور در زاغچه کنجکاو ساخته رضا فیاضی ادامه داد.
از آن پس بود که او عضو همیشگی خانواده نه چندان بزرگ عروسکیسازان شد. گربه آوازهخوان که یکی از پرفروشترین و محبوبترین فیلمهای عروسکی دهه ۱۳۶۰ بود او را در کنار کسانی چون حمید جبلی و رضا بابک قرار داد.
هادی و هدی، موش نمکی، قصههای خاله عنکبوت، نخودی و خاله قورباغه و پسر از دیگر کارهای تلویزیونی او هستند.
پسر بزرگ خانواده

حمید جبلی و یار همیشگیاش ایرج طهماسب که برنامه صندوق پست را برای نوروز ۱۳۷۰ آماده میکردند، از دنیا فنیزاده هم خواستند که یکی از عروسکگردانهای برنامه باشد.
داستان این برنامه این بود که برای آقای مجری (با اجرای ایرج طهماسب) نامه میفرستادند و او این نامهها را همراه با نصیحت و پیام میخواند. جغجغه، فرفره، ژولی و پولی و آقای دکتر از شخصیتهای اولیه آن بودند. چند برنامه گذشت تا کلاه قرمزی وارد میدان شود.
"گاهی به لزوم موضوعات که قرار بود مطرح شود، نیاز داشتیم عروسکهایی وارد بازی شوند. من جغجغه یا فرفره را بازی میدادم. تا این که کلاهقرمزی از آرشیو انتخاب شد تا به برنامه بیاید و از همان جا با هم شروع کردیم."
شاید خود خالقان آن برنامه هم گمان نمیبردند که کلاه قرمزی و پسرخالهاش به محبوبترین شخصیتهای عروسکی پس از انقلاب تبدیل شوند. موفقیت بینظیر آن برنامه جمع و جور عاملی شد که چند فیلم سینمایی و چندین سریال نوروزی طول ۲۵ سال آینده ساخته شود که تعدادی از آنها از پروفروشترین آثار تاریخ سینما بودند.
در طول سالها چندین شخصیت دیگر به این برنامه اضافه شدند اما هیچکدام نتواستند به پای شهرت و محبوبیت کلاه قرمزی برسند. هنوز همه نام برنامه را با کلاه قرمزی میشناسند.

دنیافنی زاده در کنار مرضیه محبوب (طراح عروسک) و حمید جبلی (گوینده آن) مثلث خالقان کلاه قرمزی را تشکیل میداد. او از بدو تولد کلاه قرمزی تا روزی که به دلیل سرطان درگذشت، عروسکگردان این پسربچه ساده و روستایی بود که قصد نداشت هیچگاه بزرگ شود.
شاید برای همین بود که فنیزاده او را پسر بزرگش میدانست که حاضر نبود به کسی بدهد. او در برنامهای تلویزیونی گفته بود که ده سال به بیماری سرطان گرفتار بود و در دو سه سال آخر غده روی دست راستش به قدری بزرگ و دردناک شده بود که قدرت عروسکگردانی را از او گرفته بود.
اما چون حاضر نبوده کسی جز خودش عروسکگردان کلاه قرمزی باشد، سال گذشته با دست چپ عروسکگردانی کرده است.
شاید به نظر برسد سرطان عضله آن هم بر روی دست راست ناشی از سی سال عروسکگردانی باشد که به گفته خودش این دو هیچ ارتباطی باهم نداشتند و از نظر پزشکی علت سرطان، عروسکگردانی نبوده است.
دنیا فنیزاده دو پسر دوقلو به نام ارشیا و سیاوش داشت که هجده سال دارند، اما خودش همیشه میگفت که من سه پسر دارم که بزرگترین آنها ۲۵ سال دارد و هنوز مدرسه میرود؛ پسری که با آن توپ پلاستیکی و شلوار ورزشی و چشمانی با دو رنگ متفاوت که ستاره دنیای عروسکهای ایرانی است.











