روزنامه های تهران، رقابت بین کیست؟ روحانی با رییسی یا قالیباف؟
- نویسنده, مسعود بهنود
- شغل, روزنامه نگار
روزنامه های امروز صبح شنبه ۲ اردیبهشت در صفحات اول و گزارش ها و مقالات خود انتخابات ریاست جمهوری و رقیبان اصلی آن را مورد بحث قرار داده و از جمله خواستار پخش زنده مناظره نامزدهای انتخاباتی شده اند.

منبع تصویر، ایران
بررسی صلاحیت یا چینش بازیگران؟
فضلالله یاری در سرمقاله روزنامه همدلی نوشته: عملکرد شورای نگهبان در تایید یا رد صلاحیت برخی از چهرههای سیاسی کشور در انتخابات پیشرو با خود پرسشهایی را مطرح کرده است که با برخی از اتفاقات دورههای گذشته که جمع شود، بر این پرسشها تاکید میکند. برای درک بهتر این شبهات، نگاهی به عملکرد این نهاد عالی نظارتی در تایید یا رد صلاحیت برخی افراد، ضروری است.
به نوشته این مقاله: محمود احمدینژاد در حالی دو روز پیش از سوی شورای نگهبان برای حضور در مسند ریاست جمهوری «سلب صلاحیت» شد که ۱۲سال پیش در حالی از سوی این نهاد نظارتی «رجل سیاسی» تشخیص داده شد که فقط چند سال استانداری و یک دوره کوتاه شهرداری تهران را در کارنامه سیاسی و اجرایی خود داشت. او در روزگاری که رزومه کاری خود را به شورای نگهبان فرستاد به اندازه کسانی چون علیرضا زاکانی، محمدمهدی زاهدی، حمیدرضا حاجی بابایی، مصطفی کواکبیان و .. - که از سوی شورای نگهبان تایید صلاحیت نشدند - سابقه سیاسی نداشت.
همدلی افزوده: رد صلاحیت برخی از فعالان سیاسی کشور در دورههای گذشته و دوره فعلی مانند منوچهر متکی (انتخابات گذشته) و زاهدی و حاجیبابایی و زاکانی و کواکبیان(فارغ از جایگاه سیاسی و جناحی آنان) و مقایسه سابقه آنان با سابقه محمود احمدینژاد در سال 84 این شبهات را تقویت میکند.
رقابت بر سر چی؟
مسعود سلیمی در سرمقاله جهان صنعت نوشته: از هماینک و پیش از مبارزات انتخاباتی و پیش از اینکه مناظره و برنامهای در کار باشد، با توجه به شواهد و قرائن، رقبای اصلی را میتوان از بقیه جدا کرد.در واقع اگر از پایین به بالا نگاه کنیم، تجربه نشان میدهد که نامزدی میرسلیم و هاشمیطبا بیش از آنکه جدی باشد، نوعی جوری جنس را به ذهن متبادر میکند. ضمن اینکه چگونه ممکن است جهانگیری بهعنوان یکی از مهرههای اصلی دولت یازدهم در مبارزات انتخاباتی، جلوی روحانی قد علم کند. در واقع نامزدی جهانگیری با تایید شدن روحانی، دیگر کارایی ندارد و باید خیلی زود منتظر کنارهگیری معاون اول رییسجمهور بود.
نویسنده نتیجه گرفته: با این حساب در جمع تاییدشدگان در کنار دو رقیب اصلی از پیش توجیه شده، فقط میماند شهردار پایتخت که برای سومین بار قرار است برای رسیدن به پاستور مبارزه کند در حالی که مشخص است او برای رقابت با روحانی آمده نه برای رویارویی با رییسی چراکه از هر منظری به موضوع نگاه کنیم، درمییابیم که قالیباف به اردویی تعلق دارد که تعلق خاطرشان به رییسی غیرقابل انکار است.
جهان صنعت افزوده: شورای نگهبان شش نفر را برای ریاستجمهوری مناسب دانسته تا مردم یکی را انتخاب کنند و بر کرسی دولتداری بنشانند اما اینکه این انتخاب باید بر چه مبنایی باشد، خود سوال بزرگی است که بهطور اصولی، جواب را باید در «برنامه» نامزدها جستوجو کرد، اینکه یکی از کارنامهاش دفاع کند و دیگران به ذکر کمبودها و مشکلات و در یک کلام به تکرار شعارهای کلیشهای اکتفا کنند، قطعا در خوشبینانهترین فرض در بر همان پاشنه خواهد چرخید، صدالبته اگر وضع بدتر نشود!

منبع تصویر، اعتماد
رد صلاحیت احمدی نژاد
عباس عبدي در مقاله ای در اعتماد با اشاره به رد صلاحيت احمدينژاد نوشته این عمل آن هم بدون حتي يك راي مثبت در شوراي نگهبان پرسشهايي را طرح ميكند كه پاسخ به آنها ضروري است. تفاوت او با ديگران در اين است كه پيش از اين، دو بار تاييد صلاحيت شده بود، بنابراين از نظر شوراي نگهبان فرض بر داشتن صلاحيت وي است، مگر آنكه در سالهاي اخير اتفاق يا اتفاقاتي رخ داده باشد كه اين صلاحيت زايل شده باشد. كسان ديگري كه تاييد نشدهاند با اين پرسش مواجه نيستند، زيرا شوراي نگهبان معتقد است كه بايد احراز صلاحيت كند و در مورد آنان نتوانسته چنين چيزي را احراز كند ولي درباره احمدينژاد با آن سابقه و دفاعيات مفصل اعضاي شورا از وي، به طوري كه برخي از اعضاي شورا يا در ستاد او فعال بودند يا به تصريح و تلويح از او حمايت انتخاباتي كرده بودند، اكنون بايد اتفاقاتي رخ داده باشد كه صلاحيت او را احراز نكردهاند و به تعبير دقيقتر رد كردهاند.
نویسنده به گمانی زنی پرداخته و نوشته: آغاز اين حركت از همان سال ١٣٨٨ و در جريان انتخاب مشايي به عنوان معاون اول بود. پروژهاي كه قصدش نامزد كردن وي براي دور بعد انتخابات در سال ١٣٩٢ بود؛ اقدامي كه با مخالفت رهبري نظام و اصرار احمدينژاد مواجه شد. ولي اوج اين مساله در سال ١٣٩٠ بود كه به دنبال دستور او براي تغيير وزير اطلاعات رخ داد و منجر به خانهنشيني مشهور ١١ روزه او شد. در ادامه نيز شكافهاي عميقي ميان طرفين به وجود آمد به ويژه حساسيت قم نسبت به احمدينژاد بيش از هميشه شد. در كنار اين اتفاقات سياسي؛ اقدامات خلاف قانون از دولت احمدينژاد وجود دارد كه باز كردن پرونده آنها يكي از ضروريات است. پرسش مهم اين است كه احمدينژاد چه كاري كرده كه صلاحيت قبلي او كنار گذاشته ميشود؟
به نظر مقاله اعتماد: پاسخ به اين پرسش بايد شفاف و روشن و قاطع باشد. نميتوان از آن به صورت استخوان لاي زخم عبور كرد! با بيان يك راي شوراي نگهبان اين مساله حل نخواهد شد. از روي يك نظر نميتوان فهميد كه چرا او رد صلاحيت شده است يا به تعبير دقيقتر صلاحيت قبلي از او سلب شده است؟ تنها در يك صورت نظر شوراي نگهبان را ميتوان درك كرد كه معتقد شوند احراز صلاحيت وي در دو نوبت پيش اشتباه بوده است ولي ردصلاحيت وي بايد به استناد يكي از دو شيوه سياسي يا قضايي صورت گيرد كه در هر مورد مرجع اين كار به ترتيب مجلس و دستگاه قضايي است.
رئيسي در مواجهه با رئيسي با قالیباف
احمد غلامی در مقاله ای در شرق نوشته: ابراهیم رئیسی بیش از آنكه با نامزدهای دیگر ریاستجمهوری در تقابل باشد در مواجهه با خودش است. او ناگزیر پیش از رسیدن به چنین جایگاهی بايد تكلیفش را با خودش روشن كند. مردی كه همواره در سمتهای قضائي بوده و به كسی جز بالادستیاش پاسخگو نبوده، این بار در صورت پیروزی در جایگاهی مینشیند كه باید پاسخگوی همگان باشد. شاید از همینرو است كه رئیسی طوری رفتار میكند گویا برای كسب جایگاه ریاستجمهوری به میدان نیامده است و بیشتر درصدد انجام تكلیفی است كه بر گردنش نهادهاند.
به نظر سردبیر شرق: رییسی بیش از هر چیز تلاش میكند تا از شخصيت خود صیانت كند. از همین جا معلوم میشود كه رئیسی برای در معرض رأی قراردادن خود، دست به كار خطيري زده است و بعید است برای رسیدن به این جایگاه همچون قالیباف به آب و آتش بزند. محمدباقر قالیباف در این زمینه بیشباهت به محسن رضایی نیست كه او هم خدمت به خلق را صرفا از مسیرِ كسب مناصب ردهبالای اجرائي دنبال میكند. با یک قیاس دمدستی اختلاف فاحش قالیباف و رئیسی عیان میشود که بیانگر اختلاف سلیقه جدی اصولگرایان در این زمینه است. قالیباف با آگاهی و حساببازکردن بر اين خصیصه رئیسی، مایل است در صحنه بماند تا با آغاز فعالیتهای انتخاباتی، بهطرز عملی ثابت كند كارآمدتر از دیگر نامزدهای اصولگراست.
شرق در نهایت نوشته: برای قالیباف این انتخابات بازی دو سَر بُرد است، حتی اگر به نفع رئیسی كنار برود انتظار آن را دارد كه جایگاه مهمی در دولت آینده بهدست آورد. قالیباف نشان داده است اشتیاق وافری برای رسیدن به جایگاه ریاستجمهوری دارد و همین اشتیاق است که دیگران را از او برحذر میدارد. قالیباف هرچه بیشتر به سمت این جایگاه میدود، انگار همچون محسن رضایی از آن دورتر میشود.
جواد دليري در سرمقاله اعتماد نوشته: رقابت اصلي انتخابات ٩٦ ميان كيست؟ حسن روحاني و ابراهيم رييسي رقابت ميكنند يا رييسجمهوربا شهردارپايتخت. كدام يك از اين دو گزاره و فرضيه انتخاباتي به واقعيت نزديكتر است؟ گزاره نخست رقابت بين دو تفكر، دو نگاه مديريتي كشور و دو جهانبيني سياسي، متفاوت است و گزاره دوم رقابتي ميان دو روش اجرايي و دو منش ناهمسو در دولتداري در عين مشتركات فكري.صحنه انتخابات اكنون به نظر ميرسد «يك» در برابر «دو» است چرا كه در جبهه اصلاحطلبان- اعتدالگرايان، تكليف نامزد نهايي انتخابات مشخص است.
سردبیر اعتماد افزوده: اسحاق جهانگيري معاون روحاني با تصميم جمعي اصلاحطلبان و درخواست رييسجمهور وارد رقابتهاي انتخاباتي شد و از ابتدا اعلام كرد كه به نفع روحاني كنار خواهد رفت. او مكمل روحاني است و خواهد بود. مصطفي هاشميطبا نيز اگرچه به طيف اصلاحطلبان نزديكتر است و همكار اعتدالگرا بوده است، اما بيشتر مستقل وارد صحنه انتخابات شده است. شايد او به نفع روحاني كنار برود و اگر هم در صحنه باقي بماند، پايگاه راي او تاثيري منفي بر آراي روحاني نخواهد شد.
نتیجه گیری مقاله این است که: بدينترتيب نامزد اصلي انتخابات ٩٦ در جبهه اصلاحطلبان و اعتدالگرايان تنها حسن روحاني خواهد بود.در سوي ديگربازي ابراهيم رييسي كانديداي تازه نفس اصولگرايان انقلابي و راستگرا هر چند به «جمنا» تعهدي نداد و اصرار دارد كه نامزد مستقل شناخته شود اما بر خلاف تصور حاميان حضورش نتوانست موج انتخاباتي بسازد و براي ماندن در انتخابات و داشتن شانس نيازمند حمايت سياسي-اجتماعي اصولگرايان است.
سردبیر اعتماد پیش بینی کرده: پيش از به صدا درآمدن زنگ مناظرههاي انتخاباتي، رقابت شديد و يك جنگ دو قطبي قاليباف - رييسي شدت خواهد گرفت. چه آنكه به نظر ميرسد هر يك از اين دو كانديداي جناح اصولگرايي سعي خواهد كرد نامزد اصلي راست كيشان سياسي ايران باشند.
رد صلاحیت درخت بهاری
هومن جعفری در ستون طنز جهان صنعت اعلام کرده درختان بهاری که اجازه شرکت در انتخابات را ندارند، آقای مهندس طول و عرض هم که رتتو! و بقیه نامزدهای محترم، از کیلوییها تا استخوانخرد کردهها که هیچ. شش نفر ماندند. دو به دو با هم میروند بیرون! دو تا رییسجمهور دارای رای! دو تا معاون اول! دو تا هم تماشاچی یا حداکثر وزیری چیزی! از الان بگویم هر کدام رییسجمهور شوند، یا قالیباف یا جهانگیری میشوند معاونشان! به آن دو تای باقیمانده هم یک پستی میدهند. مثلا وزارت ورزشی، وزارت صنایعی چیزی.
به نظر طنزنویس جهان صنعت: این وسط روسیاهی ماند برای آنها که نهال را با پیتش میکارند! همانها که فکر میکردند میتوانند با نظام معامله کنند! حالا بروید سه تایی دم همان درخت بنشینید شعر بخوانید! بهار است! هوا خوب، مناظرهها هم در پیش!
سوال: ولی واقعا دلمان نمیآید نپرسیم! این آقای غرضی چرا رد صلاحیت شد؟ چرا؟ حیف نبود؟ ما روی مناظره کوبنده ایشان با آقای میرسلیم حساب باز کرده بودیم. چرا جوان مردم را ناامید میکنید؟ ما دلمان برای مبارزه انتخاباتی ایشان تنگ میشود.

منبع تصویر، قانون
عقبگرد مردم سالاری
احمد مازنی در مقاله ای در روزنامه ایران نوشته: برگزاری انتخابات به مفهوم گام برداشتن در مسیر مردمسالاری و حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش است، انتظار میرود هر دورهای نسبت به دوره قبل گامی به جلو در روند مردمسالاری باشد. مناظره نامزدهای ریاستجمهوری یکی از نشانههای رشد مردمسالاری است که در دورههای قبل به صورت زنده برگزار میشد، اما بر اساس مصوبه کمیسیون تبلیغات گویا قرار است در این دوره به صورت پخش زنده برگزار نشود. به نظر من باید در این مصوبه تجدیدنظر شود، چرا که اولاً چنین رویهای نوعی پسرفت و عقبگرد در جریان مردمسالاری است.
این نماینده مجلس تاکید کرده: در حالی که بسیاری از برنامههای عادی صدا و سیما به صورت زنده پخش میشود و افراد عادی در برابر دوربین رسانه ملی ظاهر میشوند عدم پخش زنده مناظرهها نوعی بیاعتمادی به نامزدها را تداعی میکند، ثالثاً این مصوبه موجب القای شبهه بیاعتمادی به مردم است. این در حالی است که اگر اخبار صحیح و شفاف به صورت زنده و مستقیم در اختیار مردم قرار نگیرد خبرهای نادرست از طریق رسانههای ناشناخته به سمع و نظر مردم میرسد،
مهرشاد ایمانی هم در قانون تاکید کرده: یعنی وقتی قرار است بر اساس جرح، تعدیل و مصلحتسنجی، برخی از صحبتها حذف یا دستخوش تغییر شود، دیگر فلسفه انتشار آزاد اطلاعات از بین میرود. هرچند بر اساس قانون انتخابات، اختیار تعیین نوع و شکل تبلیغات انتخاباتی با کمیسیون نظارت بر تبلیغات انتخابات است، اما به نظر میرسد در تفسیر و اِعمال نحوه برگزاری تبلیغات، اعضای کمیسون مزبور نمیتوانند خلاف اصول قانون اساسی و يا خلاف اصول عامه حقوقی تصمیمگیری کنند؛ زیرا اگر قرار باشد هر نهاد یا مسئولی به بهانه اختیاری که در دست دارد حقوق ملت را محدود کند، اصل دموکراسی یا همان مردمسالاری دچار خدشه میشود.
به نظر نویسنده: به همین سبب در ارائه برنامههای صداوسیما یا هر طریق دیگری برای تبلیغات، باید اصول مصرح قانونی رعایت شود. بهطور کلی تفسیر زمانی جای دارد که نص وجود نداشته باشد. نهادهای ذیربط در هر موضوعی نمیتوانند مدام بر اساس تفسیر و مصلحت، قوانین اساسی و موضوعه کشور را نادیده انگارند. بهطورمشخص در خصوص امر اخیر، یعنی اطلاع رسانی آزاد در رسانه ملی برای شناخت مردم از نامزدهای انتخابات ریاستجمهوری، باید حقوق شهروندی مردم رعایت شود.
همه ناراضی، چه کسی راضی؟
حامد طبیبی در شرق نوشته: ساعاتی قبل از انتشار خبر جمعبندی شورای نگهبان درباره نامزدهای انتخابات ریاستجمهوری، صداوسیما، خبرگزاریها، وبسایتها و کانالهای پرشمار جریان خاص نزدیک به اصولگرایان، خط خبری به راه انداختند که احتمالا در دل خود امیدوار بودند به یک «موج خبری» تبدیل شود؛ زندهنبودن مناظره نامزدها در سیما و نقش دولت روحانی در این اتفاق. اگر این گزاره درست فرض شود که جریان مقابل اصلاحطلبان و دولت روحانی، به دنبال نسبتدادن آگاهانه هر نوع کاستی و اتفاق منفی به دولت است، آنگاه میتوان به تعقل و درک حاکم بر آنان تا حدی امیدوار شد.
نویسنده اظهار نظر کرده که: در منظومه فکری افرادی که نه ذیل «فعل اخلاقی» در سیاست که زیر پرچم «حذف رقیب به هر قیمت» سینه میزنند، هر « خبری» - حتی خلاف واقع- که به منفعلکردن رقیب یا ریزش حتی یکصدم درصد آرای وی منجر شود، مباح شمرده میشود، پس اینبار هم میتوان مأموربودن آنها را درک کرد. گرچه حسن روحانی در لحظه اجازه نخواهد داد قویترین برگ برنده رجل سیاسی سخنور و مطلعی مانند او یعنی «مناظره زنده» در اختیار مخالفانش قرار بگيرد و درعینحال، منتفیشدن آن نیز بر گردن مرد پیروز مناظرههای سال ٩٢ انداخته شود که هنوز پاتکهای او به رقبا در انتخابات گذشته، دهان به دهان میچرخد.
مقاله شرق یادآوری کرده که: روحانی در دیدار با نخبگان استان فارس صراحتا گفت: «من طرفدار آزادترین شیوه مناظرهها هستم که مردم بتوانند بهتر انتخاب کنند» و در کنایهای با آدرس مشخص ادامه داد: «يکی از افتخارات دولت یازدهم این است که هرکه هرچه خواست، گفت». کمی پیشتر از آن، حسامالدین آشنا در صفحه شخصی خود، از مخالفت رئیسجمهور با غیرزندهبودن مناظرهها سخن گفت و سخنگوی وزارت کشور نیز در کانال تلگرامی، رأی دولت در کمیسیون را دو رأی عنوان کرد تا به صورت غیرمستقیم از مخالفت دولت با این تصمیم فکت بدهد.
از پخش زنده می ترسند
کیهان در یادداشت روز خود با اشاره به اطلاعیه کمیسیون وزارت کشور درباره قطع پخش زنده مناظره های انتخاباتی تصمیم را «عجیب» و «سؤالبرانگیز» خوانده و نوشته: آقایان از پخش زنده مناظرهها چه نگرانی و یا ـ خدای نخواسته - وحشتی دارند که از یکسو حاضر به ارائه کمترین توضیحی درباره این تصمیم خود نیستند و از سوی دیگر همگان را دعوت به سکوت و یا تهدید به پیگرد و بازخواست میکنند؟ انتظار این بوده و هست که با صراحت و بهگونهای شفاف برای مردم توضیح بدهد که در فاصله میان ضبط تلویزیونی مناظرهها و پخش نسخه ضبط شده آن چه سود و فایدهای برای مردم - و نه برای یک جریان سیاسی خاص- دیده است که از بیان و توضیح آن برای افکار عمومی خودداری میکند؟
و اما درباره پیآمدهای خسارتآفرین فاصلهاندازی میان ضبط و پخش مناظرهها -پخش غیرزنده - گفتنیهایی هست که در این وجیزه به چند نمونه از آن اشاره میکنیم؛
اگر قرار است مناظرهها به همان صورت که ضبط شدهاند و بدون دستکاری و حذف و سانسور پخش شود، چه نیازی به این فاصلهاندازی هست و چرا باید میان ضبط و پخش فاصله باشد؟ کمیسیون مربوطه چه نوع اظهارنظری را ناپسند و پخش آن را به مصلحت نمیداند؟! و ثانیا؛ آیا کمیسیون نظارت که تصمیم به پخش غیرزنده مناظرهها گرفته است، از صلاحیت لازم برای سانسور و حذف برخی از اظهارات مطرح شده از سوی نامزدها را دارد؟ چه کسی و کدام مرجع قانونی این صلاحیت یعنی صلاحیت تشخیص آنچه مصلحت است و آنچه مصلحت نیست را به کمیسیون داده است؟

منبع تصویر، شهروند
بي تيتر، بيخنده، بي پيام
ابراهيم افشار در توضیح احوال خود با تشبیه رد صلاحیت شدگان در ستون طنز بی قانون نوشته: حال سيد ممدغرضي را دارم كه از خواب قيلوله برخاسته رفته نشسته جلوي تلويزيون، زده شبكه خبر، ديده كه صداوسيما دارد زيرنويس اسامي تاييد صلاحيتشدگان انتخابات را ميزند. هرچي چشمش دو دو زده كه زيرنويس در حال گذر را نگه دارد و اسم خودش را توی شش نفر نهايي پيدا كند، ديده كه نميشود. از بغل دستي پرسيده اسم من چيه داداش؟ طرف گفته من چه ميدونم، مارو گرفتي؟ ممد گفته نه به خدا، يه لحظه اسمم رو قاطي كردم. من هاشميطبام يا ميرسليم؟
طنزنویس اضافه کرده: حال محمود احمدينژاد را دارم كه عصر رفته باغچه رو آب داده، دون داده. كود داده. هرس كرده. با باغچه شوخي كلامي كرده. شوخي دستي كرده. برگشته تو سالن سينماي خانگي، تلويزيون را باز كرده، ديده هي زيرنويس ميزنند اما اسمش تويش نيست. هي با خودش نوچ نوچ كرده. هي به عبدالحسين داوري زنگ زده كه استاد، شما چي ميبيني تو زيرنويس صفحه كه پير در خشت خام نديده؟ استاد گفته خداحافظي نميكنم خداحافظي نكن. محمود گفته چه ربطي داره؟ حالا به بقايي چي بگيم؟ بريد سرشو گرم كنيد كه با اين خبر مهيب، رو در رو نشه.
در ادامه طنز بی قانون آمده: حال هاشميطبا را دارم كه يه نگاه ميكنه به ميرسليم، بعد به خودش. ميرسليم ميگه ها چيه؟ خياليه؟ هاشميطبا ميگه نه داداش. چه خيالي؟ از سر نيگاه اونم بريد كنار بيزحمت و حال محسن رضايي را دارم كه يك نگاه ميكند به ميرسليم يك نگاه به هاشميطبا، بعد ميرود ميگيرد ميخوابد. پتو را كه ميكشد روی سرش ميگويد بچهها اين تلويزيون رو دو دقیقه خاموش كنيد من چشمم گرم بشه. حال كريمي قدوسي را دارم كه يك نگاه ميكند به زيرنويس تلويزيون، بعد به كوچك زاده ميگويد اين هاشميطبا همون ميرسليم نيست؟ بذرپاش ميگه نه بابا.











