روزنامه‌های تهران، خطر درگیری با آمریکا، ضعف در پلاسکو

    • نویسنده, مسعود بهنود
    • شغل, روزنامه نگار

روزنامه های امروز تهران، دوشنبه چهارم بهمن در صفحات اول خود گزارش هایی درباره عملیات نجات پاساژ منهدم شده پلاسکو در تهران دارند و ضمن ابراز تردید درباره مدیریت بحران در پایتخت خبر داده اند که هشتاد در صد شهرک های صنعتی در کشور فاقد ایمنی کافی هستند در حالی که مدیریت امداد و نجات پاساژ پلاسکو نشان می دهد مدیریت بحران هم ضعیف و ناهماهنگ است.

در دومین روز ریاست جمهوری دونالد ترامپ، نویسندگانی در روزنامه های امروز احتمال درگیری ایران و آمریکا را مطرح کرده اند و از قول رییس سازمان انرژی اتمی ایران نوشته شده که در صورت لغو برجام ایران به سرعت به نقطه پیشین بلکه بالاتر در فن آوری هسته ای بازخواهد گشت.

عملیات نجات پلاسکو، صفحه اول جوان
توضیح تصویر، عملیات نجات پلاسکو، صفحه اول جوان

صدا و سیما و فاجعه

سعید ارکان‌زاده‌یزدی در مقاله‌ای در شرق نوشته چهار روز است شبکه خبر، ٢٤‎ساعته دوربین‌های خود را روی آوار‌های پلاسکو زوم کرده و به صورت زنده در حال نشان‌دادن حادثه است، اما آنچه در عمل اتفاق افتاده، این است که دوربین‌ها هیچ چیزی را نشان نمی‌دهند؛ نه از حال‌وهوای واقعی بیمارستان‌ها خبری است، نه از درد خانواده‌های منتظر پشت حصار آواربرداری و نه از وحشت عمومی شهروندان شهری که حالا فکر می‌کنند هر نقطه‌اش، ممکن است برای خود به پلاسکویی تبدیل شود.

به نوشته این روزنامه نگار: حالا چهار روز است «مدیریت بحران» به بدترین شکل ممکن، در حال پس‌دادن درس مدیریت رسانه‌ای بحران است که تا به ‌حال میلیاردها تومان برای آن خرج شده. از وقتی که آتش‌سوزی شروع شد، خبرنگاران تعدادی از روزنامه‌ها و خبرگزاری‌ها آزادانه سر صحنه حاضر شدند و از نزدیک شاهد فروریختن پلاسکو بودند.

خبرنگار شرق افزوده: شنبه بعد از فروپاشی پلاسکو معلوم شد هنوز روزنامه‌ها زنده‌اند و می‌توانند در جامعه کارکرد خود را داشته باشند. گزارش‌های توصیفی زیادی در روزنامه‌ها منتشر شد و یادداشت‌ها و مصاحبه‌هایی که می‌گفتند چرا بحران پلاسکو پیش آمد، مسئولان چه کسی هستند و مردم چرا مانع کار بودند. شهروندان می‌توانستند با خواندن روزنامه‌ها تا حد زیادی بفهمند در پلاسکو چه اتفاقی افتاده بوده و تصویری جامع از آن داشته باشند. اما هم‌زمان، از همان صبح شنبه، ورود هر خبرنگاری به جز خبرنگاران تلویزیون و یکی دو رسانه تحت کنترل، به محل آواربرداری پلاسکو که دورش هم حصار آبی‎رنگی کشیده بودند ممنوع شد.

به نوشته این روزنامه: به جای اینکه در کنار تل آوار برای همه خبرنگاران چادری برپا شود و هر چند ساعت یک بار مسئولی به درون چادر برود و به سؤالات نمایندگان مردم پاسخ دهد، خبرنگاران از صحنه اخراج شدند و انحصار به دست رسانه‌ای افتاد که نه‌تنها به انحصاری‌بودن عادت کرده، بلکه عاشق انحصار شده و تصور می‌کند همه حرف‌هایش را همه مردم دربست باور می‌کنند. به‌این‌ترتیب، مدیریت رسانه‌ای بحران به کنترل رسانه‌ای و نادیده‌گرفتن جنبه‌های مختلف ماجرا تبدیل شد و اعتماد به رسانه اصلی مدیریت بحران که تلویزیون بود، از دست رفت و مثل خود پلاسکو فروریخت.

بحث‌های یکسویه

آساره کیانی درباره پیامدهای فروریزش پلاسکو در نوآوران نوشته: می‌گویند یکی از مشکلات‌مان فرهنگ مردم است که تخلیه نکردند و آتش‌نشان‌ها ایستادند تا همه آن‌ها بیرون بیایند؛ می‌گویند اگر مردم همکاری می‌کردند یقینا ما این‌قدر تلفات نداشتیم و تو ممکن است بگویی «این نشان می‌دهد که مردم کشور ما تا چه حد از نظر نیازهای اقتصادی در مضیقه هستند و این فشار تا کجا رسیده است که حاضرند جان خود را به خطر بیاندازند اما سرمایه‌شان نابود نشود» و شاید یکی دیگر از دلایلش هم این باشد که می‌دانند بعد از نابودی اموال‌شان هیچ حمایتی از هیچ نهاد و سازمانی از آن‌ها صورت نمی‌گیرد و حتی اگر هم بگیرد، صوری است و راه به جایی نمی‌برد.

به نوشته این روزنامه نگار:ساختمان پلاسکوی تهران که صبح روز پنجشنبه در آتش سوخت و بعد، فرو ریخت و هنوز هم با گذشت پنج روز، از آوارهای آن آتش و خاکستر زبانه می‌کشد، در میان مدیران شهری و اعضای شورای حامیان آن‌ها، گم شده است و آن‌ها هیچ تقصیری را متوجه خود نمی‌بینند و تا به حال در پی توجیه و سلب مسئولیت از خود برآمده‌اند.

با این اوصاف بحث درخواست استیضاح شهردار، در فضای مجازی دست به دست می‌شود و اعضای شورا (که مخالف سیاست‌های او بوده و هستند) می‌گویند که اگر بعد از بررسی‌های کارشناسانه تقصیر شهردار محرز شد استیضاح او را بررسی می‌کنیم.

مقاله نوآوران در انتها نوشته:مدل مصاحبه‌ها و برنامه‌هایی که در رابطه با پلاسکو در صدا و سیما ارائه می‌شود، به نحوی است که اعتراض اعضای اصلاح‌طلب را برانگیخته؛ آن‌ها می‌گویند این مصاحبه‌ها، یک‌طرفه بوده و کارشناسانه نیست و فراکسیون اصلاح‌طلبان، نامه‌ای به صداو سیما نوشته بر این مبنا که «ما نمی‌گوییم ما را دعوت کنید؛ حداقل متخصصین شهری را دعوت کنید تا بحث کارشناسانه ارائه داده و مانع تکرار فاجعه شوند نه این‌که بحث‌هایی یک‌سویه در دفاع از افراد خاص صورت بگیرد.»

احسان بداغی در مقاله‌ای در ایران نوشته: ساعاتی پس از وقوع حادثه پلاسکو، بازار مقصریابی داغ شد و البته عده ای نیز کوشیدند بررسی همه جانبه قصور و تقصیرها را به پس از حل فاجعه پلاسکو موکول کنند. در مدیریت بحران یک اصل اساسی ممانعت از ورود تنش‌های غیرضروری به مدیران ارشد است. با این وجود این منطق نمی‌تواند توجیه کننده حذف منتقدان مدیر از چرخه گزارش‌ها و ارزیابی‌ها و افراط در دادن تریبون به موافقان وی شود.

به نوشته این روزنامه نگار: صدا و سیما علی‌الظاهر تا همین هفته گذشته معتقد به رعایت «بی‌طرفی» در برنامه‌هایش بود. این «بی‌طرفی» اما گویا فقط شامل حال مخالفان برجام و منتقدان دولت می‌شود. پنج روز بعد از حادثه پلاسکو، از ۱۴ عضو اصلاح‌طلب شورای شهر تهران هیچ کدام راهی به برنامه‌های پر تعداد صدا و سیما پیدا نکرده‌اند. در مقابل موافقان اصولگرای محمدباقر قالیباف هیچ کمبودی از لحاظ در اختیار داشتن تریبون برای بیان نظرات خود در جریان حادثه پلاسکو احساس نمی‌کنند.

مقاله روزنامه ایران گزارش داده: شبکه‌های مختلف سیما در ۵ روز گذشته حداقل ۲۰ بار در برنامه‌های پربیننده‌ای مانند گفت‌وگوی ویژه خبری شبکه دوم، برنامه متن و حاشیه شبکه سوم، برنامه تیتر امشب شبکه خبر و اخبار ساعت ۱۹ و ۲۱ شبکه اول سیما برای بیان توضیحات خود صاحب تریبون شده‌اند. کار به جایی رسید که شامگاه شنبه همزمان سه نفر از حامیان شورانشین وی یعنی مهدی چمران، ابوالفضل قناعتی و مرتضی طلایی روی آنتن زنده سه شبکه تلویزیون مشغول ارائه گزارش بودند.

علی میرایی، قانون
توضیح تصویر، علی میرایی، قانون

دفاع از شهرداری و حمله به رسانه‌ها

کیهان در حالی که در تیتر اول خود به شدت از شهردار تهران دفاع کرده و دولت را مسئول اصلی تخریب پاساژ پلاسکو دانسته و علت آن را ندادن بودجه کافی به سازمان آتش نشانی برای تجهیز خود ذکر کرده در عین حال رسانه‌های میانه رو را مورد انتقاد قرار داده و نوشته:غرق‌شدگی در حجم سیاست‌بازی و مجادلات و منازعات سیاسی، جفای بزرگی در حق مردم و انقلاب است و متاسفانه برخی رسانه‌ها نقش بزرگی در این «احتجاب» مدیران و مسئولان نسبت به اولویت‌ها و مشکلات اصلی دارند.

این روزنامه تندرو در حالی که رسانه‌های میانه روها و هواداران دولت را فراتر از دعواهای جناحی و سیاسی، نفوذی و پایگاه رسانه‌ای دشمنان خارجی هستند هرچند که خود را طرفدار این مدیر یا آن حزب و جناح جا بزنند نوشته:برخی از همین‌ها که مثلا در ماجرای تلخ ساختمان پلاسکو، اشک تمساح می‌ریزند، قطعاً اگر مبادرت به کار پیشگیرانه می‌شد، علیه آن اقدام موضع می‌گرفتند؛ چنان که در ماجرای مشابه بر سر کاستن از طبقات پاساژ علاءالدین، هوچیگری کردند.

محمد ایمانی در ادامه یادداشت روز کیهان به مسایل دیگری هم اشاره کرده از جمله این که: همین طیف یک بار در تیر ۸۹ و بار دیگر در مهر ۹۱ به تحریک و فضاسازی برای ناآرامی و تعطیلی بازار پرداختند؛ همچنان که در ماجرای درست سهمیه‌بندی و ساماندهی مصرف بنزین (۷-۸ سال پیش) به جای حمایت از اقدام مسئولان، به استقبال ناآرامی و اغتشاش رفتند و تیتر و عکس‌های تمام صفحه را با عناوینی نظیر «بلوای بنزین» و عکس پمپ بنزین آتش گرفته منتشر کردند.

با این مقدمات کیهان نتیجه گرفته: تفاوت آتش‌نشان با طالبان فتنه و سوداگران سیاست و کاسبان رسانه و حزب در این است که اولی جانفشانی می‌کند تا آتشی را فرو بنشاند و طایفه دوم، تمام همتشان در کارشکنی و آتش‌افروزی و ایجاد بی‌ثباتی و فرسایش و نابودی ظرفیت‌های ملی است.

پیکرهایی که تکذیب شدند

گیسو فغفوری در یادداشتی در شرق نوشته: آوار، دودی که تمام نمی‌شود، تیرآهن‌هایی که خم شده‌اند، لباس‌هایی که از پنجره‌ها بیرون پاشیده می‌شود، کپسول و کلاه‌های آتش‌نشانی له‌شده، مردمان و آتش‌نشانانی که اشک می‌ریختند و.... و دیگر تصاویری که در این مدت از پلاسکو منتشر شده و در واقع اجازه انتشار گرفته، می‌تواند جزء مجموعه تصاویر و لحظات دردناک، ترسناک و تأثربرانگیز تاریخ کشورمان ثبت شود.

به نظر این روزنامه نگار: اما فاجعه دیگری هم در این میان رخ داد و آن تقلیل تعداد کشته‌شدگان و ماندگان زیر آوار فاجعه پلاسکو به تنها ٢٠ تا ٢٥ نفر و بعد ١٦ آتش‌نشان است. آیا این شوخی با احساسات و بی‌حس‌کردن ما مردمی نیست که در بسیاری از لحظات همراه مسئولانمان هستیم؟ چرا مردم و کارکنان فراموش شده‌اند؟ واقعا کس دیگری جز آتش‌نشانان در پلاسکو نبود؟ مگر حریق اطفا نشده بود که صدای انفجار شنیده شد؟ این تصمیم به حذف آدم‌های عادی غیر از آتش‌نشانان از چه زمانی گرفته شد؟ ساعت ١٢:٣٠ به بعد بود که شهردار تهران از قم به محل فاجعه رسید و به‌سرعت پشت دوربین رفت و اعلام کرد حدود ٢٠ تا ٢٥ نفر از همکارانمان در آتش‌نشانی زیر آوار مانده‌اند.

مقاله شرق به این جا می رسد: چرا از صاحبان مغازه، کارگران و کارکنان برج ١٧ طبقه پلاسکو نامی برده نمی‌شود همان‌ها که به داخل رفته‌اند؟ چرا فراموش می‌شود که در ساعت ٩:٤١ بامداد روز پنجشنبه ٣٠ دی ماه اخباری مبنی بر اطفای حریق پلاسکو مخابره شده است: «جزئیات عملیات ۲۰۰ آتش‌نشان در پلاسکو؛ حریق پلاسکو اطفا شد. آتش‌نشانان از چند جهت عملیات برای اطفای حریق را آغاز کرده و با اقدامات انجام‌شده خوشبختانه درحال‌حاضر شعله‌های آتش مهار و بیش از ۹۰ درصد حریق به طور کامل اطفا شده است». چرا فراموش کردند که همان زمان به افراد و صاحبان در پلاسکو گفته شده به داخل بروند و اسناد و چک و وسایلی که لازم دارند را بردارند؟

نگاه بیرونی به حادثه

صادق ملکی در مقاله‎ای در اعتماد نوشته: توانمندی‌های یک کشور و ملت به هنگام بحران‌ها و حوادث به نمایش گذاشته شده و مورد ارزیابی قرار می‌گیرند. رسانه‌های جهانی فروریزی پلاسکو را دیدند. نمی‌توان حادثه پلاسکو را فقط با نگاه داخلی تحلیل کرد. جهانیان نحوه مدیریت، ورود، میزان توانایی، تجهیزات، سرعت عمل و... همه و همه را دیده و به ما نمره دادند. خودفریبی است یک آتش‌سوزی را بحران بنامیم، اما این حادثه هم بحران شد و هم نشان‌دهنده عمق فاجعه‌ای شد که با بروز یک یا چند حادثه جدی، کشور دچار آن خواهد شد.

به نوشته این مقاله: اگر نقاط ضعف ایران، ساختاری ترمیم نشود، می‌تواند در کنار رو کردن ناتوانی‌های ما به جهان، برخی کشورها را برای ورود به بحران‌سازی با کشورمان، ریسک‌پذیر کند. شعار‌های بزرگ می‌دهیم، اما در عمل از مدیریت قابل قبول یک حادثه کوچک عاجزیم. بیانیه و ستاد بحران تشکیل می‌دهیم، اما اصلاح امور و به زیر کشیدن عوامل حادثه را، به وادی فراموشی می‌سپاریم. این حقیقتی تلخ است که ما همچنان با شاخص‌های دولت مدرن فاصله زیادی داریم. ما میراث‌دار گذشته باشکوهیم، اما مدیریت کشور، با علم مدیریت روز و پاسخگویی بیگانه است.

نکته دیگر مقاله اعتماد این که: اگرچه در این وضعیت کم و بیش همه مقصر و دست‌ها آلوده است، اما میزان و رنگ این آلودکی را مسوولیتی تعیین می‌کند. فارغ از دعواهای سیاسی، مدیران ارشد کشور بدانند حوادثی از قبیل پلاسکوها، نشان داد در رویدادهای جدی‌تر می‌توانیم با فاجعه‌ای ملی مواجه شویم که این فاجعه بیش از هر چیزی حاصل ضعف عمیق مدیریتی کشور است. نباید به این وضع عادت کرد. باید تا دیر نشده به آن پرداخته و آن را اصلاح کرد.

مردم و مسئولان!

سوشیانس شجاعی‌فرد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ در صفحه طنز شهرونگ نوشته: باور کنید برای طنزپردازها، خیلی سخت است دراین آشوب روحی، بتوانند چیزی بنویسند! درباره مردمی که راه امدادرسانی را با حادثه گرافی و جنازه گرافی بند آورده بودند، زیاد حرف زده شده و مرتضی طلایی که کلا تقصیر آتش‌سوزی و آوار و مرگ‌ومیر و لابد کل

حوادث ١٠‌سال اخیر را انداخت گردن مردم! ولی بعد از سلفی‌گرفتن مردم و آرامش روز بعد، نوبت سلفی‌گرفتن مسئولان رسید!

به نوشته این طنزنویس: چراغ اول را هم خود شهردار روشن کرد که بعد از بازگشت از سفر قم در محل حاضر شد و به یکی گفت از من فیلم بگیر، از اونجا از من فیلم بگیر... ما باید آوار رو از بالا برداریم... گوش کن، من هم همین‌رو میگم ما باید آوار رو از بالا برداریم و رئیس ستاد بحران کشور هم ضمن مانیتور ماوقع در دفتر کارش از رئیس دفترش خواست آن تفاهمنامه امضاشده در راستای کاهش بلایای آسمانی را از بایگانی برایش بیاورد، ببیند مگر تفاهم نکرده بودند که اینطور نشود؟!

در ادامه طنز شهرونگ آمده:دولت از دستگاه‌های ذیربط خواست همکاری لازم جهت امدادرسانی و برداشتن آوار را مبذول دارند. دستگاه‌های ذیربط هم درحالی‌ که تا قبل از این دستور داشتند چای شیرین و نان پنیر می‌خوردند و سریال ماه پیکر را می‌دیدند، چای شیرین را کنار گذاشتند، تلویزیون را خاموش کردند و امدادرسانی و برداشتن آوار را شروع کردند! و دولت عکسش را گرفت و رف

کارتون مهدی کریم زاده، شهرونگ
توضیح تصویر، کارتون مهدی کریم زاده، شهرونگ

تنش‌آفرینی ترامپ در خلیج‌فارس

رضا نصری در مقاله‍‌ای در شرق نوشته: تحلیلگران و متخصصان امور راهبردی، امنیتی و نظامی به مسایل مربوط به خطرات حضور کسی مانند ترامپ در راس نظام حکومتی آمریکا اشراف کامل دارند. اما برخی فاکتورها نیز وجود دارد که در این گونه ارزیابی‌ها معمولا کمتر لحاظ می‌شوند اما نادیده‌گرفتن آنها در مورد خاص «ایران - آمریکا» قطعا به مصلحت کشور نیست. با توجه به اینکه نیروهای دریایی ایران و آمریکا در خلیج‌فارس در مجاورت تنگاتنگی با یکدیگر به سر می‌برند، نادیده‌گرفتن هر فاکتوری که مستعد برهم‌زدن تعادل و همزیستی ظریف میان این نیروها باشد، قطعا به‌ صلاح نیست. یکی از مهم‌ترین فاکتورها، دامنه اختیارات، نقش و اهمیت شخص و شخصیت رئیس‌جمهور آمریکا در درگیرکردن نیروهای مسلح خود با نیروهای خارجی است.

به نظر این حقوقدانان بین‌المللی: تحلیلگران و تصمیم‌گیران حوزه امنیتی و نظامی ایران، این حقیقت را مقابل خود می‌بینند که احتمال برخورد فیزیکی و نظامی - به‌ویژه میان قوای نظامی آمریکا و نیروهای دریایی سپاه پاسداران در خلیج فارس - بیش از آنکه تابع قانون یا پیروِ برآوردهای راهبردی یک نظام خردمند، محاسبه‌گر، متعادل و قانون‌مدار باشد، تابع روحیات و تصمیمات شخصی رئیس‌جمهور آمریکا و فضایی که او در صفوف نظامیان آن کشور حاکم می‌کند، خواهد بود.

سرانجام مقاله شرق این که: شخصیت بی‌پروا و پیش‌بینی‌ناپذیر دونالد ترامپ، تمایل او به قدرت‌نمایی و نمایش اقتدار خود و آمریکا، روحیه تهاجمی و همچنین وعده‌های انتخاباتی او مبنی بر ایجاد درگیری با ایران در صورت بروز تنش میان قایق‌های تندرو ایران و ناوهای آمریکایی در خلیج فارس، عواملی است که نمی‌توان آنها را به آسانی دست‌کم گرفت. ضمن اینکه ترکیب تیم سیاست خارجه و امنیتی او - به‌ویژه در شورای امنیت ملی - و سوابق ایران‌ستیزی افراد منصوب‌شده در پست‌های کلیدی- همگی از احتمال افزایش بهانه‌سازی طرف مقابل حکایت دارد.

اعتماد خطرناک به گازپروم

محمدصادق جنان صفت در سرمقاله ابتکار نوشته در روزهای پراضطراب و حاشیه مرگ هاشمی رفسنجانی فاجعه ساختمان پلاسکو ایرانیان را در بهت و حیرت فرو برد. حضور تمام قد دونالد ترامپ در کاخ سفید و سخنان نگران‌کننده و مبهم وی درباره اقتصاد آمریکا و جهان یکی از اخباری بود و هست که باید در مرکز بررسی‌های مدیران ارشد دولت و سیاست‌ورزان قرار گیرد. خبر داغ دیگر که اما بازتاب چندان نیرومندی نداشت، افشاگری خبرگزاری تسنیم از خیانت و سرقت شرکت روسی گازپروم از ایران برای عراق بود.

نویسنده نقل کرده یک خبرگزاری اصولگرا که کمتر دیده شده بود خبر یا تحلیلی بر ضد روسیه تولید و منتشر کند خبر سرقت اطلاعاتی گازپروم از میدان نفتی آذر و هدیه کردن آن به مسئولان نفت عراقی داده که در آن سوی مرز از همین چاه بهره‌برداری می‌کنند. اصولا شرکت‌های غیراصیل مثل گازپروم که ساخته و پرداخته ذهن و عمل گروهی از سیاست‌ورزان عجیب روسی است هرگز کار حرفه‌ای انجام نمی‌دهد چون مدیران آن شرکت همانند شرکت‌های دیگر متعلق به گروه‌های قدرت در روسیه که حالا نهاد دولت را دراختیار دارند به آینده بلندمدت نمی‌اندیشند.

نویسنده اقتصاددان در پایان مقاله ابتکار گلایه کرده که: مدیران ارشد دولت نهم و دهم متاسفانه هشدارهای جدی رسانه‌ها و روزنامه‌نگاران و منتقدان درباره اجتناب از رفاقت با رقیب سرسخت را نادیده گرفته و کار به اینجا رسید که معلوم شد این شرکت گازی روس چه زیانی به ایران وارد کرده است. با توجه به شرایط ناپایدار سیاست خارجی ایران و به ویژه در شرایطی که ممکن است سیاست‌های ناسیونالیستی در آمریکا و اروپا پدیدار کند اعتماد به این دست از شرکت‌ها که مشابه آن در چین نیز وجود دارد، خطرناک است.

گفت‌وگو با یکی از مسئولان شهری

پدرام ابراهیمى در صفحه طنز بی‌قانون مصاحبه‌ای با یک مسوول شهری را منعکس کرده وقتی از وی پرسیده خلاصه‌ای از آمار و ارقام خسارات جانی و مالی حادثه پلاسکو به ما بدید؟ و او در جواب گفته: متاسفانه تعدادی از قهرمانان‌مون رو از دست دادیم و صد و پنجاه نفر هم مصدوم شدند. هزار و دویست میلیارد تومن واحد صنفی و ششصد میلیارد تومن هم لباس از بین رفت.

ما: میشه بفرمایید درمان این صد و پنجاه مصدوم در چه مرحله‌ایه؟

مسئول: کدوم صد و پنجاه مصدوم؟!

ما: همین که در بالا اشاره فرمودید.

مسئول: من اشاره کردم؟! مصدوم؟ با کی کار کارید؟

ما: آقا مگه الان نفرمودید صد و پنجاه نفر مصدوم شدند؟

مسئول: کجا مصدوم شدند؟

ما: سر قبر بنده! تو حادثه پلاسکو دیگه.

مسئول دودستی می‌زند توی سرش: وای خاک به سرم! پلاسکو چی شده؟!

طنزنویس متعجب از این واکنش گفته ذوق خدمت بدجور فشار آورده‌ها! پلاسکو دیگه، همون خدابیامرزی که درباره‌ا‌ش حرف زدید و مسئول در حالی که گوشی‌اش را چک می‌کند و نشان می‌دهد می گوید: گوگل مپ رو ببین عزیزم؛ چنین جایی اصلا توی تهران نیست. طنزنویس در حالی که سر خود را به قرنیز می‌کوبد می‌گوید: آقا الان نیست، تا چهار روز پیش بود. سر چهارراه استانبول.

مسئول زیرلب از خود می‌پرسد:چهارراه استانبول؟ و طنزنویس در نقش خبرنگار می‌گوید: آقا چرا هر چی جلوتر می‌ریم، عقب‌تر می‌ریم؟! مگه شما دو دقیقه پیش نگفتید هزار و دویست میلیارد مغازه داشت و فلان و بیسار؟ و مسئول، حرکاتی شبیه رابط ناشنوایان انجام می‌دهد.

کارتون علی رومانی، شرق
توضیح تصویر، کارتون علی رومانی، شرق