BBCPersian.com
  • راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
صدای شما
به روز شده: 17:03 گرينويچ - جمعه 13 فوريه 2004
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
دلائل دو جوان ايرانی برای رأی دادن يا رأی ندادن
ايران در آستانه انتخابات سراسری مجلس شورای اسلامی قرار دارد و از آنجا که نسبت بالايی از جمعيت اين کشور را جوانان تشکيل می دهند، آرای جوانان نقش تعيين کننده ای در اين انتخابات دارد.

به همين بهانه، اين بار صفحه صدای شما را در اختيار دو جوان ايرانی گذاشته ايم تا عقيده خود را در مورد شرکت در انتخابات ابراز کنند و سپس شما نظر خودتان را نسبت به آنچه اين دو بيان کرده اند ابراز کنيد.

هر دو شرکت کننده اين بحث رودررو در، دانشجو و ساکن تهرانند: در يک سو، زهير قرار دارد که بيست ساله است و می گويد که می خواهد در انتخابات شرکت کند و رأی بدهد.

او دلايل خود برای شرکت در انتخابات را اين گونه بيان می کند:

من در انتخابات مجلس هفتم شرکت می کنم به خاطره استقلال کشورم.

من هيچگاه دخالت بيگانگان را در امور کشورم نمی پذيرم، چه نظامی يا غيرنظامی، البته نسبت به جمهوری اسلامی نقد دارم ولی ايمان دارم که اين نظام بهترين نوع نظام برای کشور ايران است

و برای اين گفته ام، دلايل سياسی تاريخی اجتماعی و ... دارم.

درست است که بسياری از مردم نسبت به وعده هايی که مسئولان داده بودند و بعضی از آنها انجام نشد دلگيرند ولی اين باعث نمی شود که ما کشور را تقديم آمريکا کنيم.

مردم ايران بسيار باهوشند، می دانند که آمريکا می خواهد برای دست يافتن به منابع انرژی بر خاورميانه تسلط پيدا کند و به همين دليل به عراق و افغانستان حمله کرده و می خواهد به ايران هم حمله کند اگر ايرانيان به خاطر درگيريهای جناحی در انتخابات شرکت نکنند، آمريکا فکر می کند مردم می خواهند آمريکا بر آنها حکومت کند پس حمله می کند که در اين صورت، زيربنای ايران از بين می رود و ضرر آن به مردم می رسد.

ولی چون مردم کشور خود را دوست دارند و اين را ثابت کرده اند با آنها مقابله می کنند و آمريکا نمی تواند موفق شود.

پس مردم راه بهتری انتخاب می کنند و با شرکت در انتخابات، فرا از بحث جناحها، هم از حمله آمريکا جلوگيری می کنند و هم استقلالِ کشور خود را حفظ می کنند و هم می توانند از آمريکا و جهان امتياز بگيرند.

اگر بعضی از مردم به خاطر رد صلاحيتها می خواهند در انتخابات شرکت نکنند بايد به آنها بگويم که احزاب در همه جا می خواهند با به دست گرفتن قدرت، منافع خود را زياد کنند، قدرت مدتی در دست چپ بوده و حالا به خاطره عملکرد آنها و اشتباهاتشان و طبق قانون اساسی، بعضيها بيرون شده اند.

مردم قدرت انتخاب دارند، اگر می خواهند می توانند به راست هم رأی ندهند.

ولی مردم هيچگاه کشور و آينده خود را فدای قدرت طلبی جناحها نمی کنند، من هم مثل مردم کشورم را از جناحها بيشتر دوست دارم و فکر می کنم وظيفه الهی، اجتماعی و ميهنی من است که در انتخابات شرکت کنم.

در جانب ديگر، عليرضا قرار دارد که او هم تقريباً همسن و سال زهير و در تهران دانشجوست اما می گويد که نمی خواهد در انتخابات شرکت کند.

عليرضا دلائل خود برای عدم شرکت در انتخابات را اين گونه بر می شمرد:

ابتدا با نظرم راجع به انقلاب و نظام شروع می کنم.

معتقدم که مردم برای انقلاب کردن و دست يافتن به آزادی کاملاً حق داشتند و از نظر من، حکومتی که مردم در آن شرايط تعيين کردند کاملاً درست بود، من هم اگر بودم همين کار را می کردم..

اما اسلام واقعی چيزی نيست که تا حالا اجرا شده. اسلام خيلی زيباتر از چيزی است که اينها اجرا می کنند، اسلام به دست کسانی اجرا شد و شناسانده شد که اسلام را نمی شناختند.

کلمه جمهوريت هم کاملاً رفته زير سؤال، آنچه از جمهوری اسلامی مانده، جمهوری فرمايشی است! جمهوری ديکتاتوری!

سکانداران جمهوری اسلامی درست عمل نکردند و از مسيری که ملت دنبالش بودند فاصله گرفتند. در چهره مردم و جوانها نااميدی موج می زند. آيا ملت می خواستند چنين جوانها و چنين کشوری داشته باشند؟

ايرانيها معتقدند در نا اميدی بسی اميد است.

خوب جرقه ای زده شد؟

بله! اصلاحات.

اما متأسفانه پرچمداران اصلاحات نتوانستند راه اصلاحات را بخوبی در پيش بگيرند و باعث شدند مردمی که بهشان رأی دادند از اصلاحات تا حدود زيادی نااميد بشوند.

انتخابات هم فرمايشی شده.

قبلاً از بين چپ و راست و ليبرال فقط ليبرالها کاملاً رد صلاحيت می شدند الآن فقط راستيها مانده اند.

چه انتخاباتی؟

از چپ فقط کانديداهای رده "ان" ام مانده اند، کسايی که نه مرد اين کارها هستند نه و جهه مردمی دارند. اگرهم قبلاً اميدی به رأی آوردن داشتند به خاطر بقيه اعضای ائتلاف می توانست باشد.

گروههای چپ اعلام کردند رأی نمی دهند، ليست هم اعلام نمی کنند، حتی جبهه مشارکت هم انتخابات را تحريم کرد.

نتيجه انتخابات که معلوم است، برای چه برم رأی بدهم؟

اصلاً برای چه رأی می گيرند؟

اگر به همين ترتيب ادامه پيدا کند کليه مخالفان درون نظام، يعنی کسانی که نظام را قبول دارند ولی طالب اصلاحاتند به کسانی که مخالف نظامند تبديل می شوند، آن موقع همه چيز تمام می شود.

الآن می نشينيم به انتظار مجلسی که با خفقان سياسی پدر همه ما را در بياورد و از اول از همه همين دولت فعلی، تنها کاری که می توانيم بکنيم اين است که با رأی ندادن، مشروعيت مجلس آينده را با آرای کم زير سؤال ببريم و به انتظار اين بنشينيم که سکاندارن نظام با ديدن آرای کم مردم و ترس از دست دادن تنها سرمايه های کشوری که قدرت نظامی سياسی چندانی ندارد و ترس از بازتاب نااميدی جهانی مردم به فکر اصلاحات بيفتند.

ما باز هم صبر می کنيم.

پيام هايی که از خوانندگان دريافت کرده ايم

سؤال از آقای زهير: اگر شما اين تشخيص را داريد که اصلاح طلبان عملکرد بدی داشته اند آيا شورای نگهبان بايد برايتان تصميم بگيرد که به آنها رأی ندهيد؟ آيا مردم فقط برای تأييد موضعگيريهای حکومت در برابر "دشمنان" بايد رأی بدهند و حقوق ديگری ندارند؟ آرش - اصفهان

نظر ما جوانان رفسنجانی این است که رأی بدهیم و همچون دیگر آزاديخواهان جویای اصلاح طلبی نه مذهبی متعصب براینیم به کسی رأی بدهیم که چیزی از سیاست بداند، نه با احادیث سر مردم را شیره بمالد. درخواست من از جوانان ایران این است که رأی بدهند ولی به کسانی که فرق سیاست و دین را بدانند زیرا در دنیای امروز سیاست سوا از دیانت سنتی است و امور کشور را مرکب سیاست جلو می برد نه حدیث و آیه، زیرا دین برای عبادت و نزدیکی به خداست نه کشورداری و دین در ایران جای خودش را دارد، نیازی نیست در سیاستهای داخلی و خارجی از آن استفاده کرد. مهران و دوستان - رفسنجان

كاملاً با نظرات زهير موافقم چون هم مصلحت دين و هم مصلحت كشور خود راخوب تشخيص داده است. محمدرضا - يزد

می خواستم به همه آنهایی که اظهار مخالفت کردند بگويم که با نظر زهیر موافقم، یعنی در انتخابات شرکت می کنم و به علیرضا و سحر و نگار و علی و... بگويم حالا خدایی اگر رأی ندهید چه چیزی عایدتان می شود؟ مگر استقلال کشورتان برایتان مهم نیست؟ شما با این کارتان فقط به مملکتتان پشت کرده اید، آنهایی که دارند مملکت را می چاپند که دست از کارشان بر نمی دارند و شما دلخوشی را به آن کشورهايی که تعداد آرای ما برایشان مهم است هدیه می دهید، حداقل می توانید رأی سفید بیندازید. در جواب آن کسی که مسائل جنسی را دلیل شرکت نکردن در انتخابات می داند می گویم، خوب چه ربطی دارد؟ حالا مثلاً در آمریکا که آزادی جنسی هست در انتخابات ریاست جمهوری شان کمتر از چهل درصد مردم شرکت کردند. پس بیایید به خاطرحفظ مملکت خودمان و استقلال کشورمان هم که شده در انتخابات شرکت کنیم، فقط به خاطر خودمان. در آخر بگويم که من هم دانشجویم. حامد - يزد

در انتخابات شرکت می کنم تا چشم حسودها کور شود و اعتقاد دارم محافظه کارها کارهايی را که اصلاح طلبها نتوانستند انجام بدهند به خاطر جا باز کردن در دل مردم انجام می دهند، به عنوان مثال، ارتباطهای نیمه مخفی مسئولان دو کشور. مروان - بلوچستان ايران

من از نيروهای متدينی كه برای خدمت به اسلام و مردم ايران از هر قشری كه باشند تلاش می ‌كنند لذت می برم، با اين حال از اين يكجانبه گرايی شورای نگهبان در تعجبم که كار درستي در رد صلاحيتها انجام ندادند. اگر اين طور سخت نمی گرفتند خيلي بهتر بود مثل انتخابات شوراها باز هم افراد متدين و متخصص رأی مي آوردند و افرادی كه الان رد صلاحيت شده اند اگر هم رد صلاحيت نمی شدند باز هم رأی نمی آوردند، شورای نگهبان بايد واقعبينانه تر به مسائل نگاه می كرد. با اين حال، چون رأی ندادن به نفع افرادی است كه ضد اكثريت مردم ايران و اسلام عزيزند، به احتمال زياد رأی خواهم داد. عليرضا - تهران

در خصوص نظر علیرضاخان که می فرمایند: "اسلام واقعی چيزی نيست که تا حالا اجرا شده. اسلام خيلی زيباتر از چيزی است که اينها اجرا می کنند"، بابا یکی نیست به ما بگه این چه جور دینیه که اصلاً قابل اجرا نیست؟ هر زمان و هر جا گند کاری در می آید می گویند "اسلام واقعی که این نیست! اسلام خيلی زيباتر از اینهاست...!" پس این دینی که هیچکس حتی متخصصانش تا به حال از اجرایش عاجز بوده اند قابلیت و ضمانت اجرایی ندارد و تنها امری شخصی است که شاید به درد آخرت بعضيها بخورد! بنابراین باید حساب چنین چیز بی مصرف و غیرقابل اجرایی را تا بدتر و دیرتر از این نشده از حساب سیاست جدا کرد. سارا - اتاوا (کانادا)

افتخار می کنم بر رادمردانی که سر بر خاک نهادند تا ایران اسلامی سر بر آسمان افتخار ساید. اکنون دانشجوی مهندسی ام، اگر چه دشمنان دندان تیز کرده اند تا بر سر سفره این ملت بنشینند، اگرچه در داخل کارشکنيهایی صورت می گیرد، اگر چه زمزمه های شوم خیانت سمفونی روزانه مطبوعاتمان شده، اگرچه جوانانمان در خواب و خیالند و آنهایی که نه دیروز را دیده و نه آرمان فردایمان را باور دارند میانمان کم نیستند، با این همه جوانان ایران زمین خوب باور دارند که میان سناریوهای آمریکایيها و اروپایيها برای روز مبادایی که انشالله خداوند آن را نرساند، سهمی برای ما و آزاد اندیشی، حریت و ایمانمان، گذشته پرافتخار مملو از رستم وسهراب و بابک و تختی و پوریای ولی مان، حافظ و سهروردی و ابن سینایمان و ... سناریوی غرب برای ما :خداحافظی از دنیای زیبای شرق و سوختن در دامن آلوده و لجنزار مادی پرستان غرب مدرن سکولار ... سلام بر غیرت، شعور، موقعیت شناسی و دشمن شناسی جوانان ایران. محمد اسماعيلی - ماکو

در جواب علیرضا باید گفت اگر مطالعه کنی متوجه می شوی اسلام واقعی همین است. به عبارت دیگر همان کاری که طالبان کرد. تو فکر می کنی اسلامی که ابتدا آمده بود با این اسلام خیلی فرق داشت؟ از همان ابتدا با تقلب و گول زدن اقشار ضعیف اجتماع و پارتی بازی برای علی و فاطمه شروع شد و بعد ادامه دار شد تا امروز. مگر ولی فقیه نتیجه اسلام ناب محمدی! نیست. همین ولی فقیه در طول تاریخ ایران سرنوشت ملت را عوض کرده است. مگر شورای نگهبان پیشنهاد شيخ فضل الله نوری مخالف مشروطه نیست؟ پس چه در انتخابات شرکت کنیم و چه شرکت نکنیم وضع همین است. آريا - کرمان

در جواب آقای زهیر می خواهم چند سؤال بپرسم : 1- مردم ایران در سال 1357 برای چه انقلاب کردند؟ آیا از شخص شاه بدشان می آمد یا از نظام سلطنتی؟ 2- نظامی که الان هست بیشتر به چه شباهت دارد؟ دموکراسی یا سلطنتی؟ 3- آیا رأی دادن ما تأيیدی بر عملکرد گذشته حکومت نیست؟ 4- چه کسی یا چه نهادی از رأی ندادن ما بیشترین ضرر را متحمل می شود؟ کشور، مردم، حکومت؟ یا جناحهای داخل حکومت؟ 5- اگر شرایط کنونی به وجود نیامده بود (رد صلاحیتها) باز هم مردم مثل شوراها تصمیم به تحریم انتخابات می گرفتند یا در انتخابات شرکت می کردند؟ 6- فکر نمی کنید مردم دیگر حوصله شرکت در بازیهای سیاسی بین چپ و راست را ندارند و به همین دلیل تصمیم به عدم شرکت در انتخابات گرفته اند و این بازیها همه توجیهی است بر علل عدم شرکت مردم در انتخابات و در حقیقت با پیش بینی عدم شرکت مردم در انتخابات، با رد صلاحیتها اصل نظام را بیمه کردند که خطری متوجه آن نباشد و بعد شرکت نکردن مردم در انتخابات را دعوای جناحی تلقی کنند؟ بهنام - اصفهان

عليرضا جان آيا شما معتقدی كه آمريكاييها می توانند اسلام را در ايران بدرستی به اجرا در بياورند؟ اگر معتقد به اين مطلبی كه هيچ و اگر نيستی در اين انتخابات شركت كن تا لااقل بتوانی در سرنوشت كشورت نقشی داشته باشی حتی اگر نقش تو خيلی خيلی كم باشد، ضمناً كسی كه به خدا اعتقاد داشته باشد، هيچگاه نا اميد نمی شود. سينا - شيراز

رأی می دهم چون دوست ندارم دوباره زیر سلطه انگلیس، آمریکا و اسرائیل و... برویم. يوسف - تهران

من هم نظر زهير را كه نگاهی آزاد دارد قبول دارم، در نظر زهير اصلاحات واقعی ديده می شود. هرچه ساكن باشد و اصلاحات نداشته باشد خواهد گنديد لذا همه مردم ايران در اول اسفند با دادن رأيهای آگاهانه و بدون هر گونه غرض باعث اصلاحات دوباره بر بدنه خسته نظام مقدس جمهوری اسلامی و يادآور حماسه آفرينيهای شهدای انقلاب و جنگ تحميلی خواهند شد، ما رأی خواهيم داد. حامد مناديان - همدان

من و همه ايرانيها در اميد داشتن كشوری اسلامی و بدور از هر گونه دخالت بيگانه ايم و اين شامل حال عربها نيز می شود، كشور ما در حال حاضر در اختيار مشتی عرب است و ما بايد هرچه آنها برايمان ديكته می كنند را فقط تيك بزنيم، خودتان هم می دانيد كه دمكراسی؛ اعتماد و اميد در ايران به لجن كشيده شده است. از كدام دخالت بيگانه دم می زنی؟ اگر تو نظريه كشورهای ديگر را دخالت می دانی اكثر ايرانيهای واقعی اين دخالت را دوست دارند. انتخابات امسال به مراسم دلقكبازی شبيه است، پس باعث خنده نشو. پری - ونکوور

رأی نمی دهم حتی با وجود اینکه یکی از فامیلهای نزدیکم نامزد نمایندگی مجلس شده، چون اساساً معتقدم کار بیهوده ای است و حتی رأی ندادن به امید ضدحال زدن به نظام هم فایده ای ندارد چون به قدر کافی دهاتی از شهرهای دیگر آورده اند تا به جای تهرانیها یا شهرهای بزرگ دیگر به دنیا نشان بدهند. کسی هم که با آن دهات خالی کار ندارد، این دهاتیها هم یک ماه غذا مجانی خورده تهران را هم دیده اند، حالا لااقل می توانیم خوشحال باشیم که دو چیز را فهمیدیم، یکی اينکه پول نفت کجا می رود و اینکه بعضی آقایان منظورشان از نجات اسلام چی بوده است. محمد - تهران

شركت نمی كنم زيرا با اصل ولايت فقيه مخالفم و در زمان غيبت امام معصوم تشكيل حكومت دينی ممكن نيست و حكومت بايد بر پايه اكثريت تشكيل شود و علما و روحانيون با گفتار وعمل خود مردم را جذب اسلام كنند نه اينكه امروز مشاهده می كنيم كه با اعمال خود عده ای را از اسلام كه شيرينترين دين است متنفر كرده اند. محمد - مشهد

در انتخابات شركت می كنم به خاطر ايران. محمودی - تهران

اگر می گوييم كه خواستار تحولات و تغيير رژيميم به آن معنی نيست كه خواهان سلطه كشور يا دولت سلطه جوی ديگری هستيم، همه ايرانيهای واقعی خواستار آزادی ايران از زير سلطه اند، حال اين سلطه از طرف هر فرد، حزب، گروه يا دولتی اعمال شود. خواست ما فقط آزادی است، آزادی كه حق ماست و تا به حال نيز دوستان و عزيزان زيادی در اين راه از دست داده ايم، بديهی است حتماً افرادی پيدا خواهند شد كه صدای مارا شنيده و همانطور كه چندی پيش در زلزله بم شاهد بوديم به كمك ما بشتابند و اين درست نيست كه اگر فرد يا دولتی بر حسب حس بشردوستانه خواست به ما كمكی كرده باشد افراد وابسته برای اينكه اينگونه حركات با افكار آنها و نه با افكار جهانی تقارن دارد با هزاران حيله و نيرنگ اين گونه كمكها را محكوم کنند. شايان - تهران

در انتخابات شركت نخواهم كرد و اين عدم شركت را در راستای بازسازی جنبش اصلاح طلبی ارزيابی می كنم. به عقيده من، انتخابات مجلس هفتم فرصتی است برای پالايش اردوگاه اصلاح طلبان از كسانی كه به گفته آقای علوی تبار، نه برای اصلاحات ساختاری در قدرت بلكه برای كسب يا حفظ قدرت به آن وارد شده اند. حداقل فايده عدم شركت در انتخابات كمك به شكلگيری جنبش اجتماعی قويتر و منسجمتری برای پيشبرد اصلاحات است. مشروعيت زدايی از حاكميت اقتدارگرايان كه با زير پا گذاشتن سازوكارهای دموكراتيك می كوشند به قدرت برسند از سويی و سازماندهی نيروهای اجتماعی كه با عدم شركت در انتخابات به وجه اشتراك عملی قابل اتكايی دست می يابند از سوی ديگر، می تواند به پيشبرد اصلاحات غيرحكومتی كمك كند. يكی از مشكلات اساسی اصلاح طلبان داخل حكومت اين بود كه نه از منظر تأمين منافع و مصالح مردم بلكه از دريچه برآورده ساختن مصالح حكومت به مقوله اصلاحات نگاه می كردند. به نظر می رسد با بازگشت اصلاح طلبی به منزلگاه واقعی آن يعنی مردم و تطبيق واقعگرايانه آن با خواسته های مردم بتوان اصلاحات را در قالب متفاوتی شاهد بود. محمدرضا رحيمی راد - تهران

رأی می دهم به خاطر دفاع از وطن و دينم. علی - کرج

این آقایان بیست و چند سال است این مردم و مملکت را سر کار گذاشته اند، مردم ایران کاملاً آبدیده شده و از گروههای چپ و راست بنیادگرای مذهبی خسته شده و رو بسوی افرادی اند که بتوانند آنها را از این پدیده شوم آخوندی که اسلام و مملکت را فدای اهداف شخصی خود کرده اند نجات دهند. به عقیده من تنها کسانی که از این انقلاب سود عایدشان شده است گروههای حزب الله لبنان و فلسطینی و چند کشور عربی است و بس، حالا چه بر سر مردم بلازده ایران آمده مهم نیست. سينا - دوبی

من دانشجوی دانشگاه تهرانم. كاملاً با نظر عليرضا موافقم. ايران را خيلی دوست دارم بيشتر از هر فرقه و جناحی ولی اين دليل نمی شود كه در انتخابات فرمايشی آقايان شركت كنم، شايد آمار پايين رأی دهندگان مثل انتخابات دوره قبل شورای شهر باعث حداقل تكاپوی آقايان بالانشين شود. محمدرضا رضازاده - تهران

با نظر زهیر موافقم مسئولان این مملکت هر چقدر هم که بد عمل کنند و نالایق باشند بهتر از این است که یک آمریکایی یا انگلیسی بر ما حکومت کند، برای همین، بقای نظام را آرزو دارم چون اصلاً مطمئن نیستم که بعد از این نظام حکومت بهتری سر کار بیاید و اگر هم حکومت عوض شد مطمئنم چندی نمی گذرد که مردم پشیمان می شوند چون آمریکا چنگال کثیفش را بر ناموسمان می اندازد. افشين - اصفهان

ما جوانهای ایرانی چون محدودمان کرده اند و از لحاظ جنسی آزاد نیستیم بیشتر به فکر ارضای غریزه ایم و به خدا قسم من خیلی مذهبی ام اما هشتاددرصد ذهن من و امثال من به جنس مخالف و غریزه مشغول است ولی چه فایده که محدودیت باعث شده من همیشه به فکر غریزه باشم ولی خبری از ارضا شدن نیست باید بسوزی و بسازی حالا از ما می خواهید در مورد انتخابات نظر بدهم در ضمن من فوق لیسانسم و تمام دوستهايم مثل من فکر می کنند. علی

می خواستم به آقای علیرضا بگم که خیليها توانایی پذیرفتن و اجرای اسلام واقعی را ندارند و اگر حکومت اسلامی واقعی اجرا شود خیليها نمی توانند آن را درک و به آن عمل کنند، حکومت و عدل الهی توی دنیا فقط در حاکمیت علی بود و بعداً در حاکمیت حضرت ولی عصر خواهد بود. سيد - تهران

با کمال احترامی که برای حرفهای علیرضا قائلم فکر می کنم ایشان اصلاً در مورد اسلام اطلاعاتی ندارد و اینکه فکر می کند آیت الله ها اسلام را بلد نیستند و خوب اجرا نکرده اند بسیار خنده دار است. از ايشان دعوت می کنم قرآن فارسی را مطالعه بفرمایند و چند کتاب در مورد اسلام نوشته روشنگران روی همین اینرنت بخوانند. در مورد زهیر من فکر می کنم ایشان حق دارد با این همه تبلیغاتی که در ایران می شود در مورد آمریکا دید کاملاً کمونیستی داشته باشد، اما اگر خوب چشمها رو باز کنیم و ببینیم می بینیم که ایدئولوگهای تاریخ از آمریکا غول ساخته و آن را "اخ!" بزرگی تعریف کرده اند تا حکومت کنند، مثل استالین، خمینی و صدام حسین و بن لادن و هیتلر. رضا سيدين - تهران

چيزی كه مشخص است اينكه اين دو نماينده افكار عمومی جوانان ايران نيستند بلكه هر دو، دو روی يك سكه اند. پيمان - تهران

مطالب مرتبط
اخبار روز
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
BBC Copyright Logo بالا ^^
صفحه نخست|جهان|ايران|افغانستان|تاجيکستان|ورزش|دانش و فن|اقتصاد و بازرگانی|فرهنگ و هنر|ویدیو
روز هفتم|نگاه ژرف|صدای شما|آموزش انگليسی
BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران