|
نظرات شما درباره وضعيت نظام درمانی افغانستان | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
بحران و جنگ های داخلی بيش از دو دهه در افغانستان آسيب قابل توجهی به بخش صحی و درمانی اين کشور رسانده است. اخيرا محمد امين فاطمی، وزير صحت عامه افغانستان، گفته بود که روزانه بين ۵۰ تا ۷۰ زن و نيز بيشتر از ۷۰۰ کودک زير ۵ سال به علت بيماريهای مختلف در افغانستان جان می دهند. آقای فاطمی به نارساييهای فرهنگی و فقدان آگاهی لازم در ميان جمعيت کثيری از مردم افغانستان اشاره کرد و گفت که عمدتا زنان افغان، به پزشکان غير زن مراجعه نمی کنند در حاليکه شمار زنانی که به عنوان پزشک و يا کارمند صحی فعاليت می کنند اندک است. وزير صحت عامه افغانستان گفت که در سراسر اين کشور فقط اندکی بيش از ۳ هزار پزشک وجود دارد که حدود يک ششم آنان را زنان تشکيل می دهند و اين مسئله زنان افغان را در وضعيتی دشوار قرار داده است. در حال حاضر به گفته مقامات افغانستان، دولت اين کشور مساله صحت و بهبود وضعيت صحی و نظام صحی را در مرکز توسعه اجتماعی قرار داده است. اين برنامه روز جمعه 6 مه پخش شد. در افغانستان مشکلات درمانی بيش از حد است که نه تتها زنان، بلکه اطفال و مردان نيز به مشکلات زيادی مواجه هستند. نسبت به ضعف اقتصاد بسيار خانواده ها توان پرداخت پول دوا و هزينه دکتر و پزشک معا لج را ندارند. خدمات بهداشتی که در افغانستان در رديف خدمات اجتماعی فرار ميگيرد، تا اکنون از طريق دولت صورت می گيرد نه شخصی. يعنی شفاخانه ها و مراکز بهداشت در کنترل دولت است. منسوبين شفاخانه همه امکانات را حيف و ميل خود ميکنند ومتوجه مردم نيستند. گرچه يک تعداد مو ئسسات خيريه بين المللی در ساخت شفاخانه و تهيه تجهيزات ومالزمه طبی وزارت صحت را کمک می نمايند. مگر منسوبين مربوطه کمکها را منحصر بهخود ساخته، ملت از آن بهره ای نمی گيرد. از اکثر شفاخانه ها که به پول هنگفتی ترميم ميشوند مواظبت صورت نگرفته دوباره تخريب ميشوند. خصوصا سيستم آب رسانی و تشناب های آنها. دکتران بداخل شفاخانه مريضان را مداوا نکرده بلکه در معاينه خانه های شخصی شان با اخذ پول زيادی مر يضان را تحت مداوا قرار ميدهند که مردم غريب توان پرداخت آن را ندارد. حتی اگر مريضی نياز به جراحی داشته باشد بايد قبلا يک مقدار پول را برای دکتر و يا رئيس بخش جراحی بپردازد. در غير آن مريض برای چند روز در بستر مانده جراحی نمی شود. راستی مشکل بهداشت زنان در روستا ها بيشتر است. زنان در باره مسائل سلامت و پرورش اطفال آگاهی ندارند. علاوه از بيماری بيشتر زنان به سوء تغذيه و مرض سل مبتلا هستند، خصوصا در جنوب و شمال کشور که زنها قالی بافی مينمايند و با پرورش حيوانات و مرغداری سر و کار دارند بسيار امراض از حيوانات و پشم آنان به انسان انتقال مينمايد. وزارت بهداشت برنامه های آگاهی سلامت ندارد و گاهی تيم سيار را به شکل نمايشی به يگان ولسوالی ميفرستند و بس و حتی تجهيزات امدادی موسسات را دکتران و منسوبين وزارت صحت به بازار ميفروشند. مسئله محيط زيست نيز در انتشار امراض در گوشه و کنار کشور نقش مهمی دارد و اطفال و زنان زيادی را مورد حمله قرار ميدهد. وزارت بهداشت و شهرداری ها به آن توجه ندارند. اکثريت زنان و اطفال علاوه از امراض جسمی به امراض روانی نيز دچار هستند که علت آن از دست دادن اعضای فاميل، فشار های اجتماعی، بر خورد مامورين امنيتی و قوماندانها، مشکل مسکن و عدم دريافت غذای مناسب است که اين عوامل بر روحيه شان تاثير نموده است. بسياری از دکتران در اين مورد فکر نکرده، مراکز روانپزشکی وجود ندارد. صرف ادويه گران قيمت به مريضان توصيه ميگردد. خلاصه اينکه وزارت صحت با اين پرسنل موجود درد مردم را دوا نساخته بلکه مشکل مردم را زياد ساخته اند. بهتر اين است که مسئله شخصی سازی به شکل درست و عا دلانه آن باساس يک مقررات تصويب شده دولتی امور بهداشتی را به پيش ببرد و يا کشور های اهداکننده کمک از طريق استخدام پرسنل داخلی و خارجی خدمات بهداشتی را به پيش ببرد. غير آن مشکل مردم روز بروز زياد گرديده و وزارت صحت اين درد را دوا نخواهد ساخت. محمد الله کو شانی - کابل اظهارات وزير صحت عامه در مورد وضعيت بهداشت عمومی در افغانستان و مشکلاتی را که وی بر شمرده است تا حدودی بجاست. اما اين حقيقت را نبايد کتمان کرد که مشکل اصلی در عرصه صحت عامه افغانستان تنها عدم درک و يا عدم آگاهی مردم از اصول صحی نيست، مشکل اساسی در اداره صحت افغانستان عدم موجوديت اداره سالم و کاراست. اداره ای که بتواند درد واقعی يک مريض را درک و برای درمان آن تلاش کند. اصل عمده و اساسی در نظام صحی افغانستان را ثروت اندوزی تشکيل ميدهد. سيستم تامينات صحی و حفظ الصحه عمومی ما حتی در شفاخانه ها هم رعايت نميشود چه رسد که ما از عدم درک مردم حرف بزنيم. اداره فعلی وزارت صحت به حدی ضعيف است که توان عزل و نصب رؤسای صحت عامه در ولايات را ندارد. داروهای کمکی سازمان های خيريه جهانی که به وزارت صحت و از طريق آن به رياست های عمومی صحت در ولايات پخش و توزيع ميشود دوباره از چه مجرای وارد بازار سياه ميشود؟ از کمک های که در عرصه بازسازی زيرساخت های اجتماعی صورت گرفته چه ميزانی از آن به وزارت صحت عامه اختصاص يافته ؟ وزارت صحت عامه افغانستان بايد اداره اش را به قسمی با وسايل و تجهيزات صحی تجهيز سازد که ديگر نيازی نباشد تا مريضان ما به خاطر علاج اندک درد و عارضه ای به کشور های همسايه رفته و منابع مالی خود را به بودجه آنها بريزند. ف.ق. - ولايت بلخ افغانستان در شرايط کنونی فاقد دکتران متخصص و کاردان می باشد. در جريان ۲۳ سال جنگ آنهايی که از دانشکده طب کابل فارغ شده اند به طور کامل از اطلاعات لازم درمورد بهداشت برخوردار نمی باشند و کسانيکه در جريان دو دهه نابسامانی کشور را ترک کرده بودند اکنون در کشورهای اروپايی و امريکايی از زندگی خوبی برخوردار می باشند وهيچ وقت حاضر به بازگشت در شرايط کنونی در افغانستان نمی باشند. بنابرين وضعيت صحی نامناسب و غير قابل تحليل ميباشد. زيرا افراد با نام دکتر زياد می باشد اما دکتر واقعی کم است. همچنان دوايی که از پاکستان داخل افغانستان می شود از کيفيت خوبی برخوردار نمی باشد. مشکل بهداشت در کشور بيش از حد زياد می باشد که ذکر آن از حوصله شما خارج است. محمد محسن ضيا - کابل در افغانستان به دليل کمبود پزشک، شاهد رجوع بيماران زيادی بخصوص قربانيان جنگ به بيمارستانهای شهرهای بزرگ هستيم. اين مراجعت به شهرهای بزرگتر با مشکلات فراوانی از جمله سختيهای راه و اقامت در کابل با جيب خالی همراه می باشد. اما متاسفانه اين افراد پس از رچوع به اين بيمارستانها شاهد عدم همکاری شايسته با آنها هستند. همچنين برخی از اين بيمارستانها که دارای پزشکان مجربتری هستند خواستار هزينه های زيادی از بيماران می شوند و بيماران می گويند که برای ويزيت اين پزشکان يا بايد پول داشته باشند و يا آشنا! محمد - مشهد وضعيت در مانی و بهداشتی در افغانستان- فعلا - با نبود آن مساوی است. امروزه به جز از اند ک کسانی به دکتر و يا شفاخانه دسترسی ندارند. در کشور با ده ها ميليون جمعيت فقط چند هزار دکتر وجود دارد که مسئله را خود بخود روشن می سازد. از سوی ديگر گرانی و بالا بودن هزينه دکتر و به خصوص فرهنگ غلط مراجعه نکردن به شفاخانه وضعيت را از اين هم بدتر می سازد. بطور مثال امروزه در اکثر فاميل ها اگر يک عضو خوانواده مريض می شود بقيه اعضای خانواده به جای مراجعه به دکتر می گويند هر چه در قسمتش باشد همان می شود! هنوز که هنوز است بيشتر زايمان ها در خانه ها بدون کمک از قابله های تعليم يا فته صورت می گيرد. روشن است زن که در شرف وضع حمل باشد چگونه قادر خواهد بود نسبت به امور بهداشتی اش نيز مراقب باشد! دانش - باميان من فکر ميکنم که سيستم درمانی افغانستان هنوز راه طولانی را درپيش دارد تا به سرحدی برسد که بتواند مشکلات مردم را از نظر درمانی حل نمايد. درطول دوران جنگ و ناآرامی های افغانستان، بيشتر شفاخانه ها يا مراکز درمانی وضع مطلوبی نداشته و عده ای هم در اثر اين جنگ ها ويران شده اند. ضربه ديگری که از اين ناحيه به سيستم درمانی افغانستان وارد شده است همانا مهاجرت به خارج کشور در طی دوران انقلاب است. طی اين مهاجرت ها پزشکان با تجربه به دلايل مختلف مجبور به جلای وطن شده و به ممالک ديگر مهاجرت نمودند که اين خود به نظر من يکی از چالش های بزرگ نظام درمانی ميباشد. اما روی هم رفته نظر به چند سال پيش وضعيت صحت عامه اندکی بهبود يافته و اميدوارم تا اين راه طولانی را با قدم های محکم تر و سريعتر طی کرده و به سرحدی برسد که ديگر مردم درد کشيده ما به علت نبودن شرايط صحی مناسب و دارو، از بين نروند. يکی از انتقادهای که من به نظام درمانی و صحت عامه دارم همانا زياد بودن پولی است که از طرف بيمار بخاطر معاينه و تجويز دارو به دکتر داده ميشود . اين دکتران ( فقط عده ای ) داروئی را تجويز ميکنند که غير از همان داروخانه نزديک آنها به ديگر جائی يافت نميشود . و آن بيچاره ای که از ده ها و يا اطراف به آنها مراجعه ميکند، علاوه بر اينکه از حق ويزيت دکتر ضربه ميبيند برای يافتن دارو هم دچار مشکل ميشود. پس به نظر من اگر صحت عامه افغانستان، يک اقدام جمعی نموده و نرخ دکترها را تثبيت نمايد اين خودش يک گام مهم برای خدمت به مردم غريب و رنج کشيده ما ميباشد. زمری عثمانی - هرات نظر به معلومات آقای فاطمی به هر ۷۵۰۰ نفر افغان (اگر نفوس حد اقل ۲۲ ميليون گرفته شود) يک نفر دکتر ميرسد. چنين وضعيتی در هيچ کشوری از جهان وجودندارد. وضع بدتر از ۴۰ سال قبل است. ديگران به بالا می روند ولی ما روبه تنزل هستيم. برای کشوری که امريکا، اروپا و همه جهان ملياردها دلار کمک کرده و اين پروسه ادامه دارد، آيا شرم آور نيست ؟؟ اين در حالی است که صحت عامه و تعليم و تربيه در اوليت های کار حکومت "اسلامی" قرار دارد! تا به کی انتظار بايد کشيد؟ اينکه خانمهای افغان نزد دکتران مرد مراجعه نمی کنند ناشی از تسلط طرز ديد طالبی و ترس و وحشتی است که همين برادران جهادی در کشور باعث شده اند. ورنه زن با شهامت افغان در دوره قبل از جهادی ها و طالب ها در تمام شئون اجتماعی و مدنی در کنار برادرانشان قرار داشتند و دشواری کنونی: چون تفکِک دکتر زن و مرد و تعصباتی از اين قبيل و قماش وجود نداشت. ص. و. - هلند |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||