|
دو سالگرد: کودتای ثور؛ پيروزی مجاهدين | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
برنامه صدای شمای جمعه نهم ثور، 29 آوريل - همزمان بود با دو مناسبت عمده در افغانستان. هفتم و هشتم ثور مصادف است با بيست و هفتمين سالروز کودتای ثور و سيزدهمين سالروز پيروزی مجاهدين. از اين دو رويداد و تحولات بعد از آن چه درسی برای امروز می توان گرفت؟ اين برنامه را که روز جمعه 29 آوريل از راديو پخش شد داود قاريزاده تهيه کرده بود. مهمانان اين برنامه قسيم اخگر، کارشناس امور افغانستان و داود مراديان، استاد روابط بين الملل در دانشگاه سنت اندروز اسکاتلند بودند. رويداد هفتم و هشتم ثور، دو روايتی است از يک حادثه. حادثه ای که با سيل سرور و اميدها ظهور کرد و با سيلاب مرگبار ياس و نابودی خاتمه يافت. هيچ جای ترديد نيست که هم حزب دمکراتيک خلق و هم احزاب مجاهدين هر دو با نيات نيک رهائی ملت در بند افغانستان وارد کارزار شدند. هر دو جناح به هدف برپای نظامی که در آن خير وسعادت مردم افغانستان باشد، مبارزه کردند. اما در فرجام پيروزی جز ويرانی چيزی نصيب مردم نگشت. هيچ يکی از اين گروهها واحزاب سياسی به هدف نابودی مطلق مردمش مبارزه نکردند ولی انتخاب الترنتيف و خط مشی نادرست که از اثر درک نادرست از جامعه و اقتضای زمانی نشات گرفت، تمام اهداف خير خواهانه آن گروه را به سمت نابودی و تباهی سوق داد و مملکت را به ويرانه مبدل کرد. هر دو جناح از متن مردم ظهور کردند و در آغاز با پشتيبانی مردم جان گرفتند ولی در فرجام جان مردم گرفتند. ولی تجربه ای که مردم آموختند بسی گران و فراموش ناشدنی است. عرف احمدی - لندن از روز ۷ و ۸ ثور نبايد در افغانستان هيچ کس تجليل به عمل آورد چون اين دو روز پر حادثه سياه در تاريخ افغانستان تکرار شدنی نيست زيرا در اين تاريخ افغانستان همه چيز خويش را ازدست داد. در تاريخ ۷ ثور افغانستان به روسيه سابق فروخته شدوهم چنان در تاريخ ۸ ثور افغانستان توسط يک تعدادی طرفدار پاکستان و غرب، با پاکستان معامله گرديد. برای تجليل روز استقلال افغانستان فعلا بسيار وقت است. سهراب - کابل من از مجاهدين که از اين روز تجليل ميکنند ميپرسم که بفرمايند آنها کدام دستاوردشان را در معرض نمايش ميگذارند؟ کشتار جوانان را؟ و يا هم ويرانی کشور را؟ حيف که غيرت خريده نميشود وگر نه يک کمی از آنرا ميداديم تا در آيينه شان ميتوانستند بدبختيهای اين روز را بياد بيآوردند. خاتول - مزارشريف مردم ما به خصوص مادران غمديده تاريخچه هفتم ثور را هرگز فراموش نخواهند کرد. اين روز پيام آور تمام بدبختی ها در افغانستان بوده است. ما از اين روز به حيث يک روز افتخار آميز نه بلکه از آن بحيث يک روز الهام آور غم، اندوه، بدبختی... ياد ميکنيم. ما اين روز را بخاطر سوگواری فرزندان بيگناه اين کشور ماتم ميگيريم. محمد طاهر - مزارشريف شکی نيست که اين پديده سياه تاريخ (کودتای ثور) سخت ترين و تلخ ترين روزهای عمر ما افغانان در دو دهه گذشته بود که متآسفانه ازاين فرصت دشمنان ملت افغانستان استفاده کرد که اردوی ملی و تمام زير بنای اقتصادی و حتی اجتماعی افغانستان ازهم پاشيد وحزب دموکراتيک خلق بعنوان منفورترين پديده سياسی در اذهان ملت افغانستان باقی خواهد ماند. حسين بخش فهيمی بايد از خود بپرسيم و فکرکنيم که چرا پيروزيهايی مردم ما به جای آنکه وحدت آفرين و خجسته باشد، عکس آن اتفاق افتاد و فقط کسانی که از آن حوادث فايده نصيبشان شد از آن ياد ميکنند و جشن می گيرند، اما اکثر کسانيکه به وطن عشق دارند از آن به عنوان روزهای سياه ياد ميکنند. البته هدف بازگشت به گذشته های تباهيمان نيست چون هرگز زمان به گذشته باز نميگردد بلکه درس عبرت است و آينده در دستان ماست. آن را نيک و افتخار آفرين بسازيم و گذشته ها را تکرار نکنيم. عبدالواحد- سرپل (دانشجوی دانشگاه شيراز) در اين شکی نيست که عامل همه بدبختی های کشور و مردم عزيز ما انقلاب نام نهاد هفت ثور بوده و مردم ما فراموش نخواهند کرد که چطور عزيزان شان زنده به زير خاک شدند، بنام های مختلف زندانی و يا کشته شدند، چگونه روس ها به وطن ما تجاوز کردند و از قبيل همچو موضوعات. ولی نکته مهم و در خور تأمل پيروزی انقلاب اسلامی و آمدن مجاهدين به وطن علی رغم جهاد مقدس شان عليه روس هاست. مردم ما ديدند که به راستی کسانی را که بالايشان افتخار می کردند، حساب ميکردند و مجاهدين ميشناختند چگونه کسانی از آب بدر آمدند. چگونه کابل را ويران کردند، چگونه ادارات دولتی را تخريب و يا هم اجاره کردند، چگونه طالب آمد و مردمی بودن اين نهاد را عملاً تثبيت نمود. من شخصاً هر دوی اين روز با بنام روز سياه حساب می نمايم. ولی به کسانی که از بقايای کمونيستان و مجاهدين غيرواقعی تا کنون وجود دارند تقاضا می نمايم تا بروی گذشته ها خط بطلان بکشند.... احمد فريد - کابل اين دو رويداد از تلخ ترين و بدترين اتفاقات تاريخ افغانستان است چه کودتای ثور و روی کار آمدن کمونيست ها با بر چيدن حکومت جمهوری داوود خان که سرآغاز آشوب و هرج و مرج در افغانستان بود، چه حادثه پيروزی مجاهدين که سرآغاز برادرکشی و ويرانيهای جبران ناپذير در کشورمان شد و زمينه را برای ظهور طالبان فراهم ساخت... اميدواريم در دوره جديد از تاريخ افغانستان از اين شکستهای تاريخی درس بگيريم خصوصا بازماندگان مجاهدين در اين زمانه و حداقل اين ها سعی کنند گذشته ننگين خويش را اندکی جبران نمايند و همه ملت افغان با وحدت و همدلی کشور ويران شده خويش رابه سوی آينده بهتر به پيش ببرند. غلام سخی فياضی - تفرش روزتولدم ۷ثور هست؛ بعد از دوسال از تولدم درهشت ثور پدرم را ازدست دادم. طفلی بودم که زندگی ام با جنگ سپری شد. بعد از آن تظاهرات بمناسبت اين ۲روز درشهر پيشاور پاکستان برگزار شد که من آن زمان دانشجوی دانشگاه افغان در ناصرباغ بودم... وقتی تحت نام هفت وهشت ثور موضوعی را دربی بی سی ديدم همان ايام پيشاوری به يادم آمد ولی نمی نمی خواهم ديگه چيزی بگويم اين ايام را فراموش نمی کنم چون هردوروز پدرم را خوردو فرزندانش را به وطن بی کسی سپرد. خليل الرحمن سلحشور- ترکيه اين دو رويداد که در خارج از وطن طرحريزی گرديد، بجز از برادر کشی بنامهای مجاهد و کمونيست در زمان به اصطلاح کمونيستها و ريشه کن سازی بنياد اقتصادی، فرهنگی و اداری کشور در زمان به اصطلاح مجاهدين، نبود. بايست ازآن همه اشتباهات که تاکنون رخ داده درس عبرت گرفت و دوباره آغوش را برای آشتی واقعی باز نمود، تا دست اندرکارن هفت وهشت ثور نتوانند بنامهای کمونيست، مجاهد و امثال آن اين ملت را دوباره به آتش و خون بنشانند. آرش - مزار شريف با اظهار تاسف بايد بگويم که نه هفتم ثور ونه هشتم ثورهيچکدام برای ملت افغانستان سودی نداشت. اضرار آن به روسيه و فوايد آن نصيب غرب عزيز ودست نشانده های آنها يا بهتر است بگويم مجاهدين گرديد. من که به نوبه خودم هردو روز را عزا خواهم گرفت. نصيرموحد - هرات همگی ميدانند و خوب درک ميکنند که ۸ ثور روز آزادی و استقلال افغانستان است. همه مردم افغانستان نسبت به اين روز خجسته احترام خاصی دارند. ولی بد بختانه کشور همسايه ما پاکستان اين روز عزت و سربلندی افغانستان را خواست به يک روز سياه مبدل بسازند ولی مردم غيور و با شهامت ما چنان درس عبرت به پاکستانی ها دادن که ديگر هيچ وقت به اينسو نظر نيندازن...بنده به اين روز سرفرازی و عزت افغانستان از چنگال کمونيزم بين المللی افتخار ميکنم و انشاالله همين کسانی که استقلال افغانستان را با ايمان و خون پاک شان بدست آوردن يک بار ديگر از چنگال دشمنان اسلام و نوکران غرب سالارشان بدست خواهد آورد. سردار - کابل هفت ثور ۱۳۵۷ و هشت ثور ۱۳۷۱ دو پديده بدسرشت و دو پيامد بد فرجام در تاريخ کشور ما می باشند، مردم افغانستان هر دو پديده را دسيسه استعماری دانسته محکوم مينمايند. در هفت ثور عده از فروخته شدگان مارکسستی کودتای نظامی براه انداخته عليه عقايد و معنويات ملی مردم ما مبارزه شديدی را آغاز نمودند، که عامل عمده و اساسی تمام بدبختی ها گرديد، هشت ثور جريان مشابه براه افتيد، حاميان کمونيست با هماهنگی برخی مدعيان جهاد و مقاومت در نتيجه کودتای نظامی قدرت را در کابل بدست گرفتند، با اين اقدام طرح پلان شده سازمان ملل متحد که همه اطراف درگير به آن توافق نموده بودند سبوتاژ گرديده و روند جنگهای شديد تنظيمی را رسما در کابل اساس گذاشتند، گروه حاکم با تمام امکانات سعی ورزيد گروههای خارج حاکميت را محو و نابود سازد و اين جريا! ن شرايط مداخلات جديد کشورهای استعماری را هرچه بيشتر در افغانستان مساعد ساخت. احمد منيب - کابل هفت ثور و هشت ثور هردو را بايد محکوم نمود هر دو پديده برای ملت افغانستان بجز آورگی و بدبختی کدام ثمره نداشته است، اگر هفت ثور کشور را به روسها تقديم نمود، در نتيجه جريانات که بعد از هشت ثور ۱۳۷۱ ايجاد شد و گروه حاکم برای محو و نابودی ديگران با تمام امکانات دست بکار گرديد، در نتيجه کشور را تقديم اهداف استعماری ايالا ت متحده نمودند، اين هردو اقدام را بايد جنايت خواند و عاملين آنرا مجازات نمود. دلدار حکيمی - کابل بنام خداوند ميخواستم ياد آور گردم که تحول هفتم ثورخودش يک روی داد تاريخی و مثبت بوده اما اينکه در رأس آن يک فرد سالم يعنی آگاه و فهميده قرار نداشته است تابتواند که رهبری درست رابه راه بياندازد و در اثر مداخلات آشکار کشورهای خارجی صفوف مجاهدين به دسته های مختلف از هم پاشيده شد و متاسفانه اين رهبران که در راس کار قرار داشتند در آن زمان قبل ازاينکه روی حفظ ثبات و صلح در کشور فکر کنند در اثر شکستاندن عهد و پيمان که قبلاً بسته بودند در مقابل هم قرار گرفتند و از آنجايکه بی فرهنگی مطلق درافغانستان حاکم بود مردم هم فريب پاليسی های دروغين را خوردند و به جنگ های داخلی به پشتبانی از آنها پرداختند. درسی که بعداز اين تحول بايد آموخت اينست که هيچ حکومت و نظام بدون پزيرش و تحمل ديگران نميتواند پايدار باقی بماند ، لهذا است که بايد مشارکت ملی را در همه عرصه هادر نظر داشت. الطاف حسين نصرت- کابل مهمترين درسی که ازاين دورويداد ميتوان گرفت بنظر من اينست که ما به اين نتيجه رسيديم که جنگ هيچگاه درتاريخ افغانستان راه حل نبوده تنها راه حل معضلاتی که درکشور ما بوجود می آيد اينست که ازطريق مذاکره وگفتگو بين الافغانی به حل آن بپردازيم... ارمغان اين دو حادثه برای کشورو مردم ما صرفا فقر ويرانی وعقب ماندگی ازکاروان علم وتکنولوژی بوده است وبس. و متاسفانه که همسايگان مغرض ما هم هيچگاه نخواستند که ما آرامش داشته باشيم... حرف ودردل زياد است ولی چه متوان گفت . تاريخ و گذشت زمان همه چيزرا روشن خواهد ساخت. احمد راشد - هرات دوروز پی در پی هفت و هشت ثور هرکدام سرمنشاء حوادث بسيار بزرگ و تلخ برای مردم افغانستان بود. جنگها، ويرانيها، خرابيها، کشتار، بی رحميها، تصفيه های گوناگون و هزاران مشکلات ديگر پيامد اين دو واقعه است. هر چند هرکدام از اين دو واقعه مدافعان و منتقدان خودش را دارد. اما آنچه که مردم از اين دو روز به خاطر دارند فقط ويرانی و تباهی بوده است و بس. ويژگيهای اين دو واقعه که ميتواند برای مردم افغانستان درس عبرتی باشد: افراطی گری: افراطی گری ويژگی بود که هم در کودتای هفت ثور و هم در هشت ثور به طور واضح و روشن دامن زده شد و تصفيه های خونين حزبی، قومی، سمتی، لسانی و مذهبی در آن به وضوح ديده ميشد. دخالت خارجی:در هردو واقعه نقش خارجيها بسيار روشن و واضح بود. تداوم جنگها و تصفيه ها همه از سوی خارجيها دامن زده ميشد. بنا بر اين در شرايط حاضر بايستی اين دو امر را بايستی کاملا توجه داشت. قندهاری - کابل در تاريخ معاصر افغانستان دو روز سياه و نحس درج گرديده است که عبارت از ۷و۸ ثور است. اين دو روز که ناشی از مداخله بيگانگان در کشورمان است که از طريق عوامل حلقه بگوش شان کشور را به ويرانی تبديل و تمام امورات زير بنائی و اجتماعی مان (حتی مذهبی) تغيرات جبران نا پذيری را بميان آوردند که در صدسال آينده جبران نخواهد شد. عصر موجود سبب پيشرفت و انکشاف ملل جهان گرديده مگر ملت و کشور مارابه شيوه های مختلف به عصر دوره سنگ و بر بريت رهنمائی نمود، که هنوز هم مسير ان مشخص نيست ، گرچه در حال تمرين نمودن ديموکراسی قرار داريم.... محمد الله کريمی- کابل من فقط از مدعيان هشت ثور می پرسم مدت چندين هفته تمام سرکها و جادههای عمومی اطراف چمن حضوری کابل را بروی ترافيک بسته ايد تا عساکر فرمايشی خود را برای هشت ثور آماده تمرين نمائيد، لطفا بگوئيد هشت ثور چه پيامد مثبت برای ملت و مردم افغانستان داشته است؟ آيا مشکلات که در نتيجه برای عابرين در اين مدت ايجاد گرديده اطلاع داريد؟ حق گو - کابل به نظر بنده کودتای ۷ ثور و به تعقيب آن پيروزی مجاهدين در ۸ ثور هردو خاطرات فراموش ناشدنی است که در ذهن مردم افغانستان جا دارد. اما عامل هر دو رويداد تاريخی در افغانستان ريشه های بيرون مرزی داشته است. اگر ما تصور کنيم که کودتای کمونيستی ۷ ثور افغانستان را به کام تباهی کشانيد، پس بيجا نيست که اذعان کنيم که مطباق آن را خود مجاهدين بدست نابودی سپرد. پس حکومات کمونستی وقت و گروه های مجاهدين روی در روی هم قرار نداشتند. جهاد در افغانستان جنگ بين دو ابر قدرت دنيا شوروی سابق و امريکا بود که متاسسفانه افغان ها ابزار و هيزم اين جنگ ها بودند. امان الله شهير - ميمنه به نظر بنده در افغانستان برای مردم چهار تا بدبختی اتفاق افتاده است يکی گرفتن استقلال در ۱۹۱۹ از طرف شاه محبوب امان الله خان، دوم کودتای سردار داود خان، سوم کودتای هفت ثور و بدتر از همه پيروزی مجاهدين در هشت ثور.... کودتای هفت ثور عواقب خرابی داشت که من آن را يک دستاورد کودتای سردار داود خان ميدانم. و بالاخره پيروزی هشت ثور بود که مردم بيچاره مارا هشيارتر ساخت البته در بعد منفی و بد بخت تر ساخت و عده معدود از رهبران مجاهدين را سرمايه دار ساخت . که همه اينها برای مردم افغانستان بدبختی آورد در حاليکه مردم افغانستان اين روزهای شوم را جشن هم ميگيرند. ا. س. کابل به نظر من مهم ترين درسی که ازين برهه تاريخ کشور ميتوان گرفت همانا پرهيز از جزم گرايی است. شايد کمترملتی تا اين حد شاهد اينگونه تحولات متضاد آنهم در يک چنين مقطع کوتاه زمانی بوده باشد ولی آنچه که امروزه بيش از همه مهم مينمايد تدبير اين مسله وشناسايی نيروهای بالقوه خوابيده در بسترتحولات آينده اين سرزمين است تا پس از کودتای ثور (انقلاب سرخ) و پيروزی مجاهدين (انقلاب سپيد) که هر دو منتج به ظهور نا ميمون طالبان (انقلاب سياه) گرديد، بار ديگر ما به تجربه تلخ يک انقلاب کاملا بيرنگ ديگر مواجه نشويم. ظاهراً رويکرد جامعه جهانی شانسی طلايی به سرداران فعلی افغان داده است ولی دو چالش اساسی (القاعده ازبيرون و الفايده از درون) بر علاوه جزم گرايی سنتی هم آينده و هم دستگاه حاکم را کاملا تهديد ميکنند. محمد تقی بختياری - کابل از تحول ۸ ثور چنين درسی را ميآموزيم که عاقبت ظلم و عاقبت آنهايی که به خاطر وفاداری به اربابان کمونيست خويش افغانستان را به ويرانه مبدل کرده وخون ميليون ها هموطن خودرا بی باکانه به زمين ريختند و بيشتر از يک سوم جمعيت افغانستان را مجبور به ترک خانه و کاشانه شان نمودند جز بدبختی و شرمندگی و حقارت نيست. وميآموزيم که عاقبت انهايی که در دفاع از اسلام و نواميس کشور قد علم کرده اند جز خير و پيروزی چيز ديگری نخواهد بود. وا ما عاقبت آنهايی که دين خداو خون ميليون ها شهيد را فدای خواهشات نفسانی و حس قدرت طلبی نمودنداز همه دردناکتر خواهد بود. ودر پايان اميوارم که حکمرانان امروز افغانستان با در نظر داشت گذشته های نه چندان دور، با اين مرزوبوم محتاطانه عمل کنند. حيدر - هرات حکومت مــجاهدين که خود نامی از مجاهدين بود ولی حکومت آدم کشی، دزدی و اقسام و انواع جنايات تربيه داده شده کشور های مداخله گر. خاطره تلــخی که بنده دارم ميخواهم به شما هم باز گو نمايم. دو روز پيش از اينکه مجاهدين مزار شريف را بگيرند ما در شهرک بندری حيرتان بوديم که، همواره طياره های دولت وقت سر حيرتان ميآ مد و ميخواست آنجا را بمباران نمايد. يکی از طياره های چون خيلی بسوی يک تپه ريگی نزديک شده بود و بنده با يکی از دوستان در آنجا بوديم . دوستم با ديدن هيولای غولپيکر طياره جيغ کشيد و يک ساعت بعد جان داد. اين يک واقيعت تلخ بود خدا کند نشر شود. سوال داشتم خدا کند مطرح گردد. به نظر مهمانان آيا دولت مجاهدين در دوره های آقای صبغت الله مجددی صاحب و ربانی صاحب مؤفق بوده اند و تا چی اندازه؟ و آيا دولت مــجاهدين بر تری از دولت کمونيستی وقت داشــت؟ قيس احمدی - کابل روزهای پی در پی يعنی هفتم و هشتم ثور از شگفتی ها و روزهای شگفت انگيز در تاريخ کشور مان می باشد. هر دو روز می توانست روز خوشبختی مردم ما باشد که از بدی روزگار هردو روز آغاز بدبختی های ملت ما بود. در حقيقت هر دو روز به عقيده آنهايی که قدرت را در دست گرفته بودند می توانست روز خوشبختی ملت باشد... ولی سوالی که دارم اين است که: ۱- آيا می شود به کمونيست ها که با کودتای خودشان ملت را به کام شوری بردند، خائنان به وطن لقب داد و ايا آنها واقعا برای ملحق کردن کشور به امپراتوری شوروی کودتا کرده بودند؟ ۲- دستاورد مهم انقلابيون مجاهد بغير از بيرون راندن نيروهای کمونيست در عرصه خدمت به مردم چه بوده است و علت واقعی درگيری های داخلی را در چه می بينيد؟ و کشورهای بيگانه و بويژه کشورهای همسايه و بزرگ دنيا چقدر دستشان در اين درگيری ها دخيل بودند؟ ميرزا حبيب - جاغوری از نگاه من بزرگترين درس آنستکه مردم افغانستان، تفاهم را جاگزين تقابل نمايندو مبارزه در راه ايجاد نظام دموکراتيک و سيکولر را بجای نظام های استبدادی و تيوکراتيک در صدر اقدامات خودقرار دهند. مبرهن است که در قدم نخست حاکميت قانون بايد جاگزين تفنگ سالاری گردد. ص. و - هلند حرکت فرزندان واقعی افغانستان در روز هفتم ثور ۱۳۵۷ به خاطريک آرمان ملی و آبادانی کشور صورت گرفت گز چه دارای نواقص و عامل بد بختی های زيادی که از خارج بر آن ها تحميل شد گرديد، اما در مجموع يک حرکت عظيم فرهنگی و در برگيرنده موج بيداری ملت بود که دست آوردها و خاطرات آن روزها را هنوز مردم قدر شناس کشور با خود دارند آنچه در هشتم ثور سيزده سال قبل پديد آمد يک حرکت سياسی ناکامی بود که تا قرن های ديگر هم مردم زحمت کش کشور آن را از ياد نخواهد برد و به دود آن کور و به آتش آن گرم نخواهند شد... مسافر -هرات بطور خلاصه، ميتوانيم درسهای ذيل را از دو انقلاب (هفت و هشت ثور) بياموزيم. مداخله دستهای مغرض خارجی، تنگ نظری و افراط (اعم از چپ و راست)، قدرت طلبی، نبودن نظام سالم تعليم و تربيه معتدل (نه افراط گرا و نه تقليد کورکورانه غرب) و ترکيز قدرت به يک قوم و يا خانواده: اين چيزها از جمله بزرگترين عوامل بد بختی و تباهی ملت افغان طی ۳۰ سال گذشته بود. اگر سياستمردان افغان ميخواهند افغانستان پيشرفت کند و گذشته های تلخ تکرار نشود، بايد بکوشند اين عوامل را اکثر آن همين حالا جزء زندگی روز مره ملت افغانستان است، از بين ببرند. ضيا جان - کابل |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||