|
'اژدهای بيدار' محرک اقتصاد جهان | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
چين، کشوری که بيشترين جمعيت جهان را در خود جای داده، امروز به موتور مهمی برای حرکت اقتصاد همه جهان تبديل شده است. چين که ده ها سال از آن به عنوان "اژدهای خفته" ياد می شد، امروز "اژدهای بيدار" لقب گرفته است. چين بيش از هر کشور ديگری فولاد، ذغال سنگ، گوشت و غله مصرف می کند. سال گذشته اقتصاد چين بيش از ده درصد رشد کرد. بی بی سی برنامه های ويژه ای درباره چين نوين و تاثير آن بر اقتصاد جهان تهيه کرده است که از تاريخ هفتم ماه مارس پخش و انتشار آنها از راديو و وبسايت های بی بی سی از جمله وبسايت فارسی آغاز خواهد شد. اکنون 25 سال از آغاز اصلاحات اقتصادی چين و گشودن درهای اقتصاد آن به روی جهان خارج می گذرد. در اين مدت چين از يک کشور فقير با حکومت درونگرای کمونيستی به يکی از قدرت های اقتصادی عمده جهان تبديل شده است. کالاهای ساخت چين امروزه همه خانه های کشورهای غربی را پر کرده است. نياز چين به مواد خام برای تغذيه اين رشد اقتصادی، اين کشور را واداشته تا برای يافتن مواد اوليه به کشورهای آمريکای جنوبی و آفريقا رو کند. در يک کلام، می توان گفت برای نخستين بار در تاريخ معاصر توسعه چين بر زندگی همه مردم جهان تاثير گذاشته است. البته نبايد فراموش کرد که به رغم بهبود زندگی مردم در چين، خطرات زيادی محيط زيست آن را تهديد می کند، حقوق فردی کارگران چينی محدود است و مناطق روستايی سهمی چندانی از رشد و توسعه دريافت نکرده اند. سال گذشته ارزش صادرات چين معادل 600 ميليارد دلار بود که اين رقم اقتصاد چين را پررشدترين اقتصاد جهان ساخت. در ايران گاهی از کاربرد مدل اقتصادی چين در آن کشور سخن گفته می شود. آيا با توجه به شرايط اقتصادی، اجتماعی و سياسی ايران، مدل چينی برای آن موثر است؟ آيا شما تا به حال به چين سفر کرده ايد و تجربه دست اولی از تغييرات و اصلاحات در چين داريد؟ نظرات و تجربه های خود را برای ما بفرستيد تا در همين صفحه به چاپ برسد. اگر عکسهايی گرفته ايد که جنبه های زندگی مردم چين را نشان می دهد، برای ما بفرستيد تا به نام خودتان در صفحه صدای شما به چاپ برسد. نظرات و پرسش های خود را در اين باره می توانيد با برنامه صدای شما (که جمعه 11 مارس از راديو بی بی سی پخش می شود) در ميان بگذاريد، از اين راهها: با نوشتن در پنجره ای که در سمت چپ همين صفحه قرار داده شده و ارسال آن، بيگمان چين در آينده به يک ابر قدرت تبديل خواهد شد. دليل ان رشد سريع اقتصادی آنست که خود نتيجه سياست درست اقتصادی و پشتکار و زحمتکشی مردم چين ميباشد. از سفرهايی که به چين داشتم به اين مساله پی بردم که مردم چين بسيار مردم مبتکری هستند که باعشق وعلاقه فراوان و بدون نا اميدی بطرف هدف خود ميروند و خيلی نجابت دارند. بنظر من در رشد اقتصادی هر کشور همانطوری که فاکتور های مختلفی موثر هست تاثير روان اجتماعی مردم را نبايد از ياد برد. الگوی اقتصادی يک کشور را جايگزين ديگری کردن اشتباه هست. صاحبان اين خانه بنام چين ميليون ها خشت را بر دوش خود کشيده اند تا همچون خانه ای درست کرده اند. آيا مردمان زيادی سراغ داريد که به اين خشت زنی تن در دهند. سلطانپور - کابل در ايران با توجه به جو سياسی زدگی که در تمام امور وجود دارد و فلسفه رسيدن به بورژوازی نوين تحت لوای دين و نبود قوانين لازم و با کفايت در بازدارندگی و شفاف کردن روابط در ارتباط های مردم-مردم دولت-دولت ودولت-مردم هرگز هيچ نورمی پاسخگو نخواهد بود... از آنجاييکه ايران به خاطر دارا بودن منابع و ذخاير طبيعی منبع سرشاری از ثروت می باشد و مردم آن به خوبی از شرايط نورم زندگی به عنوان يک انسان آگاه نيستند لذا حرکت در مسير پيشرفت به کندی و با دوباره کاری های زيادی انجام می شود که با نورم های شناخته شده فاصله زيادی دارد .در نتيجه : اگر زير ساختارها در ايران اصلاح نشود هيچ ساختار شناخته شده ای در ايران جوابگو نيست. ۲- اگر ساختار ها اصلاح شوند نورم چين -ژاپن و... قابل اجرا خواهد بود. رضا حسينی - ايران توسعه کشوری مثل چين که يک پنجم جمعيت دنيا را در خود جا داده است دارای تاثيرات مثبت فراوانی بر همه مردم دنيا خواهد بود. اما درمورد پايداری اين توسعه بايد از تحليل های هيجان زده خودداری کرد. از لحاظ سياسی و اجتماعی اين کشور تفاوتهای فاحشی با بسياری از مدلهای پايدار توسعه دارد. مهرداد ديانتی - کانادا قبل از اينکه به چين بروم فکر نمی کردم که چين اينقدر پيش رفته باشد. شهر شانگهای مانند نيويورک زيباست و ديگر جاهای چين مانند شهرهای اروپايی است. در حال حاضر ژاپن و کره جنوبی از پيشرفت چين و رقابت با چين نگرانند. عليزاده - کابل توسعه اقتصادی چين عوامل زيادی موثر بوده اند که به نظر من مهمترين آنها عبارتند از: فرهنگ کار چينی و مبارزه قاطعانه دولت با مفاسد اقتصادی به خصوص رانت و رشوه و ايجاد بستر مناسب برای تعامل با جهان. چين در حال حاضر کشوری است مدرن و آزاد با مردمی بسيار خونگرم و دوست داشتنی و سخت کوش. ای کاش می توانستيم به جای وارد کردن کالاهای چينی، فرهنگ کارشان را وارد کنيم. علی - شيراز درست است که چين به عنوان کشوری قدرتمند در جهان در حال مطرح شدن است اما اين مطرح شدن به واسطه ارايه کالاها و خدمات ارزان و غالبا فاقد کيفيت در مقايسه با کالاهای اصل است که با توجه به قيمت عموما بالای کالاهای مرغوب و مارکهای معتبر کالاهای چينی مورد اقبال عمومی قرار گرفته است. بايد ديد ستاره اقبال چين تا کی فروزان خواهد ماند؟ حسين مجيدی - همدان اصلاحات اقتصادی کشور چين در ۲۵ سال اخير بر اساس جهان بينی"توسعه گرا يا تحول گرا"پايه گذاری شده است. در ايران سه جهان بينی بر اقتصاد صنايع معادن و بخش بازرگانی سايه افکنده است. اين سه جهان بينی عبارتند از: ۱-جهان بينی آرمانگرا يا درونگرا ۲-جهان بينی رشد يا روند گرا(با هدف حفظ وضيعت يا روند موجود) ۳-جهان بينی توسعه گرا يا تحول گرا. زمانی ايران ميتواند مدل اقتصادی مناسبی داشته باشد که اقتصاد آن بر اساس جهان بينی "تحول گرا"استوار باشد. شايان ذکر است که کشور چين بيش از ۱۸ درصد توليد جهانی فلزات و مواد معدنی را به خود اختصاص داده در صورتيکه سهم ايران در اين زمينه ۵/۱ درصد برآورد شده است. بهره وری صنايع، ايجاد صنايع پيشرو، حضور و قابليت رقابت در بازارهای جهانی و خلق مزيتهای جديد همواره برنامه های کشور چين در طی ۲۰ سال اخير بوده است. مجتبی انوری - تهران من يک سال در چين زندگی کرده ام و همکاری و وطن پرستی وسختکوشی و اطمينان به برنامه های دقيق دولت درآنها را از نزديک شاهد بوده ام و اينها صفاتی است که متاسفانه در ما نيست. شهرام - تبريز برای پيشرفت در اقتصاد امروز جهان ميبايست کالای با حجم زياد کيفيت مرغوب و قيمت ارزان تولد کرد. اين سه عامل هميشه يکی بعد از ديگری بدست ميايد. صنعت ژاپن همين مراحل را طی کرد. در سال های ۱۹۵۰ اجناس ژاپنی با کيفيت پايين ولی در حجم زياد بازار دنيا را پر کرد. سالهای بعد با پول بدست آمده از فروش اين کالا کيفيت کالاها را بالا برد. در اين مرحله با داشتن حجم و کيفيت بالا به جنگ کالاهای مرغوب رفت و با قيمت مناسب تر بازارها را تسخير کرد. چين در مرحله اول اين راه است. کيفيت کالاهايش نازل اما با حجم زياد. حالا کم کم به مرحله دوم وارد ميشود. برای نمونه به تازگی بخش توليد کامپيوترهای کوچک (آی بی ام) را خريد و از اين به بعد مقداری کامپيوتر چينی با کيفيت بالا در بازار خودنمايی خواهد کرد. چين هر سال هفتصد هزار فارغ تحصيل دانشگاهی دارد. تاثير اين تعداد تحصيل کرده کيفيت تمامی ابعاد زندگی اقتصادی و اجتماعی چين را بالا ميبرد. بعلاوه دولت چين فعالانه با سنتهای دست و پا گير مذهبی مقابله ميکند که باعث آزادی نيروهای سازنده جوان جامعه ميشود. اين پديده را در تفاوت ميزان مشارکت چين با کشور همسايه و هم وزن آن (هند) در المپيک ميتوان مشاهده کرد. پرويز - تورنتو ما گروه ۱۴ نفره ای هستيم که قرار است برای تعطيلات عيد به چين برويم. برنامه سفر ما بازديد از شهرهای پکن، شانگهای و چونکينگ است. يکی از اعضای گروه بيش از ۵۰ سال پيش حدود ۶ سال در آن کشور زندگی کرده است...بطور کلی به نظرم می رسد تنها کشور هايی برنامه اصلاحات موفق داشته اند که الگوی بومی خود را پياده کرده اند، اين به معنی ياد گرفتن از ديگران نيست ولی در کشور ما عادت شده که به سرزمين های ديگر سفر کنيم و برنامه های آنها را جويا شويم، بعد سرو ته برنامه های موفق آنها را بزنيم و سعی در پياده سازيشان در ايران کنيم. اين کار را در مورد ژاپن، مالزی، کره و .. تجربه کرده ايم و اکنون نوبت چين است. تا زمانی که برنامه اقتصادی ايرانی نداشته باشيم موفق نخواهيم شد. افشين - تهران آنچه چين را در مسير پيشرفت و ترقی قرار داده است، سيستم مبتنی بر بازار آزاد است. فرهنگی بيگانه ستيزی که در کشورهای مثل ايران، سوريه و ... دامن زده می شود، اين کشورها را چند دهه ديگر نيز به عقب خواهد انداخت و مدل چينی شدن و مالزی شدن و غيره را به رويای محالی تبديل خواهد نمود. چين کشوريست تحملگرا که می تواند فرهنگ های ديگر را در پهلوی خويش تحمل نمايد و در همزيستی مسالمت آميز با ساير ملل زندگی نمايد و زمينه سرمايه گذاری خارجی را در کشورش با وجود يک حکومت کمونيستی تک حزبی اتوکراتيک حاکم بر آن کشور مساعد نمايد. در همين اواخر شرکت ترک سيل که فرصت طلايی سرمايه گذاری خارجی را در ايران ايجاد کرده بود، به لحاظ احساسات تند ناسيوناليستی سردمداران آن کشور، مجبور به ترک آن کشور شد و خواب مدل چينی و غربی شدن را برای هميشه در ايران محال و غير ممکن جلوه داد. رحيم عصر - اسلام آباد حکومت چين دستمزد کارگار چينی را پايين نگه ميدارد و نرخ برابری ارز را بطور مصنوعی کنترل ميکند تا توليد انبوه کالا در چين برای شرکتهای بزرگ اروپايی و آمريکايی بصرفه باشد. به عبارت ديگر مردم چين به واسطه دولت خودشان تبديل به نيروی کار بسيار ارزان و سودآور برای کمپانيهای بين المللی شده اند، و کمترين سود نصيب خود مردم می شود. اين نوعی برده داری نوين و محترمانه است که ثروت صاحب بردگان (دولت چين) و تجار بين المللی را افزايش ميدهد. ضمنا افزايش شديد توليد صنعتی و مصرف مواد خام و عدم توجه به مسايل زيست محيطی بزودی چين را تبديل به بزرگترين آلاينده کره زمين خواهد کرد. شايد غير از مديريت توانمند، هيچ يک از الگوهای چين برای کشوری مانند ايران مناسب نيست. سارا ش. - ادينبورگ به نظر من شرايط سياسی کنونی چين نميتواند ادامه پيدا کند. شايد در حال حاضر برای مردم چين که تا چندين سال پيش از فقر مطلق رنج ميبردند، رشد اقتصادی بالا جالب توجه باشد، ولی تجربه نشان داده است که به محض اينکه انسان از برآورده شدن نيازهای زيستی و اساسی خود مطمئن شد، به نيازهای متعالی تری چون حس آزاديخواهی روی ميآورد. همچنين به عقيده من بحث از پياده کردن يک الگوی چينی يا هر الگوی ديگر مربوط به هر کشور ديگری در ايران سخنی بيهوده است. به جای سخن گفتن از يک مدل چينی يا ژاپنی بهتر است از يک مدل اقتصادی بهينه استفاده کرد. هر کشور ديگری هم که در زمينه اقتصادی به پيشرفتهايی دست ميابد اين پيشرفت خود مرهون استفاده از علم اقتصاد است. ما تنها ميتوانيم از تجربيات کشورهای ديگر در اجرای اين علم بهره بگيريم. توجه به سرمايه گذاری و ايجاد يک بازار امن رقابتی که در آن عوامل عرضه و تقاضا بر سر تعريف قيمت به چانه زنی بپردازند، از مبانی روشن علم اقتصاد است. در حاليکه اين عوامل در ايران به شدت محدود شده اند. در ايران رسم بر اين است که ديوانسالاران حکومتی تصميماتی سياسی اتخاذ ميکنند و سپس برای توجيه آن تصميمات دلايل علمی و اقتصادی ميتراشند و اين باعث ناپايدار شدن رويکردهای اقتصادی ميشود. پيشنهاد چنين مدلی که غالبأ از سوی محافظه کاران بيان می شود، برای اين است که شرايط سياسی حاکم بر چين را ميپسندند و يا سعی در القای يک آرمان-شهر يا بهشت دنيوی ( که البته برای آنها غيرقابل دستيابی است) به عنوان آينده ايران و بهره گيری سياسی از احساسات مردم را دارند. مجيد - اصفهان تجربه بشری نشان داده که بهترين روش حکومتی و اقتصادی حال حاضر جهان، سيستم اقتصاد آزاد بر پايه دموکراسی سياسی است. که البته بايد در کنار آن به بيمه بيکاری و درمانی برای تمام اقشار جامعه به ويژه تهيدستان توجه خاصی نمود تا حداقلهای زندگی برای همه شهروندان فراهم آيد. شايد سيستمهای ديگر حکومتی بتوانند در يک مقطع زمانی خاص بعضی از کشورها را به پيشرفتهايی برسانند ولی همانطور که تجربه شوروی نشان داد اين پيشرفتها تک بعدی خواهد بود و رشد متوازنی را در کشور بوجود نمی آورد. چينی ها از تجربه فروپاشی شوروی استفاده کردند و قبل از فروپاشی خود کم کم به سوی اقتصاد آزاد حرکت کردند. ولی تأمين حداقل زندگی برای يک ميليارد و دويست ميليون نفر واقعاً کار سختی است که اگر مديريت آن را به مديران کنونی ما می گذاشتند احتمالاً از اين جمعيت يک ميلياردشان از گرسنگی می مردند. به نظر من مدل اقتصاد چينی يعنی يک کشور سوسياليستی با جزيره های آزاد (مثل هنگ کنگ) برای تأمين نظر همه ذائقه ها و تأمين رفاه حداقلی برای جمعيت بسيار زياد بهترين روش برای اداره کشور چين است ولی برای کشور ايران اين مدل کارايی ندارد. شايد چينی ها و روسها با کار کردن تحت ديسيپلين نظامی مشکلی نداشته باشند ولی ايرانيها تحت چنين سيستمهايی کار شکنی می کنند و بعد آن را سرنگون می کنند! ايرانيها مردمی فرهنگی هستند و اگر خوب فرهنگ سازی شود و خود حاکمان هم قانون و ضابطه را بر رابطه و پارتی بازی ترجيح دهند ايران استعداد اين را دارد که مثل کشورهای اروپايی بر اساس مدل دموکراسی و اقتصاد آزاد به سرعت مرزهای توسعه را در هم نوردد. غربت نشينی حدود ۳ ميليون ايرانی که اکثراً يا نخبه علمی هستند يا سرمايه دار نشان می دهد که قشر فرهيخته جامعه، ايران کنونی را دارای بسترهای لازم جهت رشد و پيشرفت در زمينه های علمی و صنعتی نمی بينند. عليرضا کاظمی - يزد من مدير يکی از شرکتهای وابسته به شرکت ايران خودرو ديزل (بزرگترين سازنده خودروهای کار در خاورميانه) هستم و اخيرا سفری چند روزه به شهرهای مختلف چين از جمله شيان، چانگ چون و پکن داشتم که از شرکتهای بزرگ خودروسازی چين بازديد کردم. اولين چيزی که نظرم را جلب کرد، پيشرفت حيرت انگيز چينيها در صنعت خودرو بود. من در مورد مردم، صنعت و فرهنگ چين زياد مطالعه کردم و روزانه اخبار اقتصادی آنها را پيگيری ميکنم و به اين نتيجه رسيدم که پيشرفت چين مديون برنامه ريزی دقيق و پيگير دولت اين کشور و پشتکار مردم آن است وگرنه چينيها از لحاظ ضريب هوشی در سطح متوسط و عادی، همانند مابقی مردم دنيا هستند. ملتی که عزم خود راسخ کرده تا به رفاه برسند و اين حرکت بسيار قابل تقدير است. امروزه ميبينيم که سياست دربهای باز چين، بسيار موثر بوده و مردم چين عقده های فضای بسته سياسی را با پيشرفت روزافزون، با دولت کمونيستی خود، معامله کرده اند. بنظر من چين در آينده نزديک دچار هيچ بحران جدی اقتصادی نخواهد شد. صنايع آنها با اين برنامه ريزی دقيق تا چندين سال در دنيا پيشرو خواهند بود. تنها خطر برای چين اين است که آيا چينيها که عمری در محروميت بوده اند، ظرفيت اين رفاه اقتصادی را خواهند داشت. چراکه در صورت رفاه، ممکن است که بتدريج بدنبال آزاديهای سياسی بروند. ممکن است انقلابی سياسی برای بدست آوردن فضای باز و رهايی از سيستم تک حزبی کمونيستی گريبانگير دولت چين شود و آنوقت است که همه جا تيتر خواهند زد که "عقده های سياسی چين باز شد". بنظر من مدل چينی برای ايران تاحدودی موفق خواهد بود. ما از چينيها ميتوانيم برنامه ريزی دقيق و پيگير را الگو بگيريم... حسين - تهران چين کشوری بزرگ با اقتصادی روبه رشد است يکی از دلايل اين مهم اين است که چين دارای جمعيت زياد کارگر ارزان قيمت واز همه مهمتر مردم ساده زيست وکم توقعی دارد درنتيجه علاوه بر حرکت در چرخه اقتصاد خرد وکلان داخلی می توانند در چرخه جهانی تاثير بسزايی داشته باشند بدين دليل شرکتهای بزرگ خارجی ترغيب ميشوند نمايندگيهای خود را در چين داير کرده وبه انتقال تکنولوزی خود به ای کشور اقدام کنند وتوليدات خود را با قيمتهای ارزان روانه بازارهای جهانی ميکنند از جمله توليدات البسه (لی وايز)عروسک (باربی)-لوازم خانگی (دلونگی)و...جالب اينکه همين مساله باعث تشويق توليدکنندگان چينی قرارگرفته ومشابه کالاهای خارجی را با قيمتهای نازل وباکيفيتی نه چندان مناسب توليد ميکنند و هم اکنون شما ميتوانيد واردچين شويد و با کمی پول دوچمدان جنس خريداری کنيد که درکشورتان يکدهم آن را شايد بتوانيد بخريد. توجه داشته باشيد در دنيای کنونی ارزان فروختن ولی زياد فروختن موفقيت است که عوامل توليد يکی ازدلايل ان است ضمن اينکه اگرتصورشود که اين کشور تا ۵ سال اينده از رشد اقتصادی برخورداراست. اينجانب يک سوال دارم و ان اينکه چرا ارزش پول چين در برابر پولهای ديگر پايين است که البته جواب اين سوال کارشناسانه است ودر اين بحث نمی گنجد. وحيد - تهران مشتری مداری و شناخت نيازهای انسان کنونی و پاسخ به ندای آن امروزه اصل مهم تجارت بين المللی محسوب می شود. به نظر من چين توانسته اين نياز را درک کند و کالا ها و خدمات خود را بر اساس نياز مشتريانش در سطح دنيا توليد کند. نگرش آنها در اين زمينه کاملا دانش محوری است. به طور مثال بعضی از کالاهای چينی فقط به اين خاطر که ارزانتر از کالاهای مشابه هستند در کشور ما بازار خوبی دارند و توانسته اند به ندای قشرعظيمی از خريدارن متوسط و کم در آمد جامعه پاسخ دهند. بهروز- بروجرد اجناس چينی با بيست درصد قيمت اجناس آمريکايی يا ژاينی در همه جا هست. اما من فکر می کنم کيفيت به شدت نازل اجناس چينی کم کم آن را از دور خارج خواهد کرد. مگر اينکه چينی ها سر عقل بيايند وکيفيت اجناس خود را بهتر کنند. من دوست دارم چينی ها روی دست امريکايی ها بلند شوند. ولی با اين رويه دوام نخواهند آورد واين دوره طلايی را از دست خواهند داد. بهنام - کرمانشاه چين کشوری خوب، معتدل و ميانه روست که به فکر تجاوز به ديگران نيست. چين کشوری انسان گرا ودر عين حال بی آز وطمع و متواضع ومهمان نواز است. با اين خصوصيات بگذاريد قدرت بگيرد. علی - قم من مدتی است که درباره چين تحقيق ميکنم . همچنين اقتصاد و جامعه کشورم ايران را نيز مطالعه کرده ام . هنوز در ابتدای راه هستم اما اين را بخوبی دريافته ام که مدل توسعه چينی برای ايران مناسب نيست . پيشتر حکام ايران در مورد مدل ژاپنی يا مالزی نيز حرف زياد زده بودند و اين ناشی از عدم شناخت علمی آنها از جامعه ايران است. مردم ايران از سطح فرديت بالايی برخوردارند و نميتوانند مدل زنبور عسل يا مدل کمونيستی يا سوسيالليستی زندگی کنند. در ضمن توسعه چين از ۱۹۷۸ آغاز شد همزمان با سياست درهای باز. در آن زمان اصلاحات صنعتی آغاز اصلاحات اقتصادی بود . مثلا حق اخراج کارگران کم کار و استخدام متخصص که به مديران کارخانجات داده شد و رشد عظيم بهره وری را در پی داشت . اما در ايران برای اصلاح قانون کار بارها حرف زده شد و پاسخ هم اين بود : يک اعتصاب کوچک کارگری و از دستور کار مجلس بيرون رفتن اصلاحيه قانون کار . نه! همه اينها حرف است. اول انقلاب مدل اسلامی را پيشنهاد دادند ، ژاپن اوج گرفت گفتند مدل ژاپنی و امروز هم مدل چينی نقل مجالس است. مدل چينی يا آمريکايی ندارد همه جا تخصص و علم تعيين کننده مدل توسعه است. در ايران حرف و شعار تعيين کننده مدل توسعه است. سعيد پور - شيراز به قدرت رسيدن انقلابيون کمونيست در چين نتوانست چين را در مسير توسعه قرار دهد. بيش از نيم قرن اصولگرائی و عملکرد مبتنی بر ايدئولوژی حاکمان در چين، پيآمدی جزجنگ، فقر و ملتی ناراضی و منزوی نداشت. آنچه که چين را امروز در سطح اول جهان مطرح می کند خيز توسعه و رشد شتابان اقتصادی است که پيآمد اصلاحات گام به گام به سوی اقتصاد با مکانيزم بازار است . حرکت چين به سمت تعامل با جامعه جهانی که از جمله نيازهای اساسی نظام اقتصاد بازار است، علاوه برآنکه می تواند تنشهای منطقه ای و جهانی را کاهش دهد، بازار داد و ستد جهانی را توسعه می دهد و اين می تواند به نفع مصرف کنندگان در کل جهان باشد. فراموش نکنيم که براساس يافته های علم اقتصاد در زمينه تجارت بين الملل، گسترش تجارت می تواند بازی برنده-برنده باشد نه برنده- بازنده. اما در يک نگاه کلی، عملکرد دولت اصلاحات چين شبيه به آدم چاقی است که برای راحت تر نفس کشيدن، آرام آرام دکمه پيراهن تنگ خود را باز می کند و بعيد است اگر تصميم بگيرد مجددا آنها را ببندد، موفقيت چندانی نصيبش شود. به نظر نمی رسد در اين مقطع زمانی، چين بتواند مدل مناسبی برای توسعه ايران باشد زيرا نظام حکومتی چين نزديک به ربع قرن است که در مسير اصلاحات گام برمی دارد و گام به گام اصلاح طلبان جای اصولگرايان را شغال می کنند در صورتی که نظام سياسی ايران در مسير معکوس چين و در مسير عمق بخشيدن به اصول گرائی و قدرت گرفتن هرچه بيشتر اصولگرايان حرکت می کند و در افق سياسی ايران نشانی از بازنشستگی سياسی در مجموعه رهبران اصولگرای نظام اسلامی هويدا نيست. م. صادق - تهران در هر حال هيچ کشور بدون دموکراسی وارد دوران مدرن نخواهد شد. علاقه مردم چين به پول يک علاقه موقت و ناشی از سرخوردگی سياسی است و زمانی که اين حس ارضاع شود دولت چين با مشکل جدی رو به رو خواهد شد. رشد سريع اقتصادی چين هم نتيجه واردات فراوان محصولات ارزان قيمت (به دليل ارزان بودن نيروی کار و کم کيفيت بودن محصولات) به غرب و مخصوصا آمريکا است نه اقتصاد قدرتمند يا سياست اقتصادی دقيق چين. به نظر من چين چه خواب و يا بيدار هنوز بيشتر از يک مار نيست. مرتضی - کرج بنده خودم به چين سفر نکرده اما در مورد چين مقداری مطالعه داشته ام. چين واقعا به اژده های بيدار تبديل شده است. و لاشک در آينده اقتصاد جهان نقش جدی تر از اين خواهد داشت. اما اين رشد چين متناسب با رشد عمومی در چين همراه نيست. يعنی همزمان با رشد فرايند بومی شدن وجود ندارد و اکثر مردم چين از اين رشد نتيجه جز فقر بيشتر نصيب شان نمی شود. و از اين رشد چين سودهای سرشار نصيب کارتلهای بزرگ جهان که در اقصی نقاط جهان بيشترين منافع را می برند در چين نيز همين طور است. صفراحمد فهيمی - قم با همه رشدی که چين در زمينه اقتصاد داشته ولی آنچه در اين زمان مهم است اينکه کماکان اين کشور در حوزه سياسی از ساختار متصلبی برخوردار است که برای شهروندان ان اوضاع استبدادی را حاکم کرده است. مهدی اديبان من دوستان چينی زيادی دارم و از چند سال قبل در مورد اين کشور کنجکاو بودم. به نظر من مدل چين بسيار مدل پيچيده ای می ياشد که در خور تامل است. کشور چين را بايد از دو زاويه در نظر گرفت ۱. مقايسه با کشورهايی نظير ايران و ساير کشورهای جهان سوم ۲. مقايسه با کشورهای طراز اول مانند امريکا، آلمان ژاپن و ساير کشورهای مترقی. در مقايسه اول ميتوان گفت مقايسه بين يک هوابيمای جت و يک دوچرخه ميباشد . يا به مغنای ديگر قابل مقابسه نيست. چينی ها به سخت کوشی در جهان شهرت دارند وهمين امر آنها را از ساير کشورهای درجه سوم نظير ايران متمايز ميکند. درمقايسه دوم وضعيت کاملا به گونه ديگر است . اگر چه چين يک کشور فعال با مردمی سخت کوش است ولی همين جمعيت يک ميلياردی با کشور ژاپن ۲۵۰ ميليونی قابل مقايسه نيست. حال چرا؟ به نظر من چينی ها برخلاف سخت کوشی فاقد نوآوری مياشند. تفکر آنها به اصطلاح خلاق نيست. به طور مثال اگر شما ۱۰ نکته به يک نمومه چينی بدهيد و بعدا از او بخواهيد دقيقا همان ۱۰ نکته را درياقت خواهی کرد نه بيشتر نه کمتر. اما اگر همان ۱۰ نکته را به يک ژاپنی يا آمريکايی يا حتی اسرائيلی بدهيد به طور حتم ۱۵ يا ۲۰ نکته جديد خواهيد گرفت. در کل تنها مقوله ای که چينی ها درآن يد طولايی دارند همان صنعت کپ يا copy می باشد که بدون شک چينی ها مبتکر آن بوده اند. درکل من فکر ميکنم چين هميشه در سايه کشورهای مبتکر خواهد بود و نمی توان گفت چين يکه تاز خواهد شد. بهروز - کانادا در سه سال گذشته من سه بار برای امور بازرگانی به چين مسافرت کرده ام. سرعت رشد اقتصاد چينی ها را با چشم می توان ديد و نيازی به اطلاعات مالی و بازرگانی ندارد. نکته مهم اين است که چينی ها زير ساختهای جذب سرمايه خارجی و واردات و توسعه تکنولوژی را به خوبی ايجاد کرده اند. و جذب سرمايه را به قيمت تغييرات فرهنگی و نفوذ فرهنگ بيگانه و نظاير آن پذيرفته اند. از ديگر سو چينيها خود ۲۰ درصد بازار دنيا هستند و برای کمپانيهای بزرگ دنيا لقمه چربی به حساب می آيند. و اين نکته قابل توجه است که اين توسعه اقتصادی به قيمت آلودگی محيط زيست و کار طاقت فرسای کارگران چينی با دستمزد پايين به دست آمده. قيافه شهرهای بزرگ چين بيشتر به شهرهای اروپايی شباهت دارد نه شهرهای سنتی چينی آدمهای توی خيابان هم به غير از چشمهاشان ديگر چيزی از چينی بودن با خود ندارند. اين قيمتی است که چينيها برای تسخير بازار دنيا پرداخته اند و بدون شک موفقند چون بی سر و صدا و سخت کوشند و زياد در بند سنت نيستند و به پول درآوردن بيشتر فکر می کنند و روش جاری دنيا برای پول درآوردن را پذيرفته اند. محمد - کرمان در سفرهای مکرری که به چين کردهام واقع را در يافتم غول اقتصادی در برابر دنيا قد علم کرده . کالاهای متنوع در کلاسهای مختلف برای هر سليقه اروپايی، آفريقايی، آمريکايی، آسيايی. هر کدام در کلاس مختلف به هر مقدار سفارش داده می شود. فرقی نمی کند از هر مدل حداقل ۱۰تا. اين گوی و اين ميدان. کدام کشور در چنين شرايطی کار ميکند. تجارت در سطح پايين گرفته تا سفارش چند ميليون دلاری. انحصار ممنوع. حق با مشتری است. فرق نمی کند کلان يا خرده. صداقت و راستی را ما در چين يافتيم. توکلی - شيراز من چهارده سال دارم و زبان چينی ياد می گيرم. اخيرا به چين رفتم و تصميم گرفتم وقتی بزرگتر شدم برای کار و زندگی به آنجا بروم. فکر می کنم جوانان موفقيت زيادی در آنجا به دست خواهند آورد. اوليور نايت - لندن من سال گذشته، يک ماه در چين بودم و تغييرات زيادی در آن ديدم: ساختمان های جديد، ماشين های شيک. بعضی مردم فقير بودند و بعضی پولدار. من حس کردم که اين کشور در حال تبديل شدن به يک ابرقدرت است، ولی هزينه اين ابر قدرت شدن برای مردمش چه خواهد بود؟ فکر می کنم وقتی بازی های المپيک در سال 2008 در چين برگزار شود دروازه های اين کشور به روی جهانيان باز می شود و اژدهای خفته بيدار می شود. استيو ويتينگتن - انگلستان خيلی ها به موضوع حرکت های سياسی که به دنبال برقراری دمکراسی در چين است اشاره کرده و گفته اند که دمکراسی امری اجتناب ناپذير است، ولی من با اين موضوع مخالفم. واقعيت موجود در چين اين است که اکثريت چينی ها عموما از اينکه به لحاظ مادی زندگی مرفهی داشته باشند، خوشحال خواهند شد، صرفنظر از اينکه وضعيت دمکراسی يا حقوق بشر چگونه است. آنچه باعث نگرانی بيشتر چينی ها می شود اين است که چگونه با کسب مال بيشتر، برای خود و خانواده شان احترام و قدرت بياورند. اين ديدگاه ريشه ای عميق در جامعه چين و فرهنگ چندين هزار ساله آن دارد. لی مينگ، چينی مقيم انگلستان با هر سفری که به چين می کنم، هر بار تحت تاثير بزرگی روزافزون و پيچيدگی جامعه تجاری چين قرار می گيريم. يک واقعيت ساده اين است که چين بخشی جدايی ناپذير از اقتصاد جهان، به ويژه اقتصاد آمريکا شده است. تقاضای روزافزون برای محصولات ساخت چين سبب بالا رفتن قيمت بعضی از مواد اوليه مثل کارتن های برای بسته بندی و حتی حقوق کارگران شده است. به طور متوسط هزينه های توليد در چين طی دوازده ماه گذشته 10 تا 20 درصد افزايش پيدا کرده است و من از خودم می پرسم که اين افزايش هزينه ها چقدر بر ميزان تورم در آمريکا و ساير کشورهای مشتری کالاهای چينی اثر دارد؟ ابن عذرا - ويرجينيا (آمريکا) |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||