|
' اين مردان هستند که در تجارت جنسی استثمار می شوند ' | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
بسياری از مردم استدلال می کنند که هرزه نگاری، زنان را تحقير و استثمار می کند. ولی ميشل تورن که شش سال در اين صنعت کار کرده، اين نظر را قبول ندارد. اين زن ۲۶ ساله بريتانيايی که اهل شهر بريستول است، می گويد: "هرگز احساس نکرده ام که استثمار می شوم. می توان گفت اين کار به من در مقابل مردان قدرت می بخشد. تنها کسانی که استثمار می شوند، اگر استثماری در کار باشد، مردانی هستند که پولشان را صرف هرزه نگاری می کنند." با اين حال، جان باير، مدير موسسه نظارتی Mediawatch به وب سايت بی بی سی گفته است: "شايد درست باشد که برخی از کسانی که در اين حرفه هستند، از زندگی مرفه ای لذت می برند، اما صنعت جنسی کلا استثمارگر است و کرامت ما را مخدوش می کند. سکس بايد مساله ای شخصی باشد، نه ورزشی تماشگر پسند. صنعت هرزه نگاری فضايی را پديد می آورد که چندان سالم نيست." اما خانم تورن ادعا می کند: "کسانی که در اين جهان واقعا استثمار می شوند، زنان کشورهايی هستند که بايد هميشه خود را بپوشانند و نمی توانند رای بدهند. زنانگی زن به وی قدرت می بخشد." خانم تورن شش سال بعد از عقد قراردادی با مجله "پلی بوی" در اوج حرفه اش قرار دارد و بعلاوه مجری شبکه تلويزيونی اين مجله است که فقط برای مخاطبان بزرگسال پخش می شود. کار در سرما
وی يکی از سرشناس ترين چهره های صنعت هرزه نگاری بريتانيا و يکی از هنرپيشگان برجسته آن است. خانم تورن همچنين به توليد برنامه های بزرگسالان روی آورده و ايده می دهد، برنامه می سازد، فيلمنامه می نويسد و بازيگردانی می کند. وی می گويد پيشنهادهای زيادی را برای حضور در فيلمهای بزرگسالان رد کرده است. وی اکنون با دوست پسرش جيسون زندگی می کند و عکسهای آنها در چند مجله چاپ شده است. وقتی از خانم تورن درباره بهترين جنبه شغلش سوال شد، وی به بی بی سی گفت: "ديدار با آدمهای معروف، خودنمايی، رفتن به جاهای ديدنی، پارتی های شورانگيز، هتلهای مجلل و از اين جور چيزها." بدترين جنبه؟ وی اظهار کرد: "گاهی از شما خواسته می شود که کارهای احمقانه انجام دهيد. مثلا يکبار در نروژ فيلمبرداری می کرديم و زمستان بود و دمای بيرون ۲۰ درجه زير صفر بود و کارگردان از ما می خواست که صحنه ای را در بيرون فيلمبرداری کنيم. من گفتم: شوخی ات گرفته؟ مريض می شويم!" ولی خانم تورن عموما کارش را دوست دارد و می گويد: "اکثر دخترها رفتاری دوستانه دارند و ما کلی می خنديم. گاهی حرفهای نامربوطی زده می شود ولی معمولا کسانی هستند که شما را نمی شناسند و وقتی آشنا می شوند، ديگر رفيق می شوند." اگرچه خانم تورن از حرفه اش لذت می برد، ولی دوست ندارد آن را تا آخر عمر ادامه دهد و اميدوار است به عشق نخستينش، خوانندگی، بازگردد. وی تعليم موسيقی کلاسيک ديده و قبلا در کاباره های بريتانيا آواز می خوانده است. خانم تورن اميدوار است بتواند در مسابقه استعداديابی شبکه تلويزيونی آی تی وی بدرخشد. آرزوهای بزرگ
وی می گويد که در نهايت می خواهد سروسامانی بگيرد و تشکيل خانواده بدهد و اذعان می کند که دلش نمی خواهد فرزندانش از بعضی از کارهايی که انجام می داده، مطلع شوند. خانم تورن می گويد: "من عکسهای زيادی دارم که به آنها افتخار می کنم مانند عکسهايی که برای تقويمها از من منتشر شده است. من به فرزندانم درباره شغلم دروغ نخواهم گفت ولی مسلما دلم نمی خواهد صحنه های واقعا قبيح را ببينند." خانم تورن در ۱۵ سالگی از مدرسه اخراج شده است. وی به بی بی سی گفته است: "رفتارم مانند پسران بود و تاحدودی دلقک مدرسه بودم و هر جور شيطنتی می کردم. بالاخره کاسه صبرشان لبريز شد." سپس وی شروع به خوانندگی حرفه ای کرد. در ۱۸ سالگی تعدادی عکس برای تبليغات حرفه اش گرفت و عکاس توصيه کرد که چند "عکس محشر" هم بگيرد و آنها را برای يک آژانس فرستاد. خانم تورن از آن پس مدل عادی عکاسی شد و در تبليغات چند فروشگاه خودنمايی کرد ولی بعد پذيرفت عکسهای عريانش برای مجله مردان گرفته شود و بدين ترتيب وارد صنعت هرزه نگاری شد. مخالفت والدين در ابتدا دستمزدش اندک بود ولی تدريجا بهبود يافت. درآمد وی زمانی افزايش يافت که خودش شروع به توليد برنامه های خودش کرد و سه سال پيش توانست يک خانه بخرد. پدر و مادر خانم تورن از حرفه دخترشان راضی نيستند و برادر و خواهرش نيز از آن دلخورند ولی اين هنرپيشه صنعت هرزه نگاری می گويد: "ما خانواده بسيار نزديکی هستيم و هرگز نمی گذاريم اين مساله بين ما اختلاف بياندازد." خانم تورن قصد دارد با وقار از اين حرفه بازنشسته شود و می گويد: "نمی خواهم يکی از آن مدلهايی باشم که می بينيد خيلی زياد در اين صنعت می مانند و مردم آنها را می بينند و از خود می پرسند: اين چند سال دارد؟" وی می افزايد: "يکی دو نفر هستند که در اواسط يا اواخر دهه چهارم زندگی شان هستند و فرتوت و پير به نظر می آيند. آنها چند بار جراحی پلاستيک کرده اند و منظره زشتی دارند. واقعا خيلی غم انگيز است." |
مطالب مرتبط بانکدار موناکو در کلوب شبانه لندن ۸۰ هزار دلار خرج کرد20 اوت، 2005 | اقتصاد و بازرگانی ' راز سياه ' مامور زن اداره پليس منچستر 11 ژوئن، 2005 | اقتصاد و بازرگانی | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||