|
'توليد نفت ارزان ۵ سال ديگر پايان می يابد' | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
تحليلگران انرژی هشدار می دهند که توليد نفت ارزان حداکثر تا پايان دهه جاری به اوج می رسد و از آن پس سير نزولی آن آغاز می شود. آنها عقيده دارند چنانچه اين روند تحقق يابد، قيمت نفت به دليل بالا رفتن هزينه توليد به شدت افزايش خواهد يافت و در نتيجه کشورهای بزرگ توليد کننده نفت دچار تورم شديد، بيکاری و بی ثباتی اقتصادی خواهند شد. آنچه مشکلات را هم برای مصرف کنندگان و هم توليد کنندگان نفت حادتر می کند، اين است که اين کارشناسان می گويند حداقل يک دهه طول می کشد تا فناوريهای نوين و تدابير صرفه جويی شکاف ميان عرضه و تقاضا را از بين ببرد و حتی در آن صورت وضعيت نامعلوم خواهد بود. در مقابل بسياری از صاحب نظران نيز فکر می کنند توليد نفت دستکم تا ۳۰ سال ديگر رشد خواهد داشت و تا آن موقع منابع جايگزين انرژی به مصرف کنندگان امکان می دهد تا دوره گذار به عصر بعد از نفت را به سلامت سپری کنند. مايکل لينچ، رييس پژوهشکده اقتصادی و انرژی راهبردی در ماساچوست می گويد: "اين طور نيست که تمدن صنعتی فروپاشد."
نيروهای بازار در حقيقت اختلاف نظر اين کارشناسان از ديدگاه آنها درباره نيروهای موثر در مهار بازارهای نفت نشات می گيرد. اردوگاهی که نيروهای اقتصادی را مهمترين عامل بازار انرژی می داند، عقيده دارد قيمتها اکنون عمدتا بخاطر تقاضای فزاينده چين و ساير اقتصادهای پرشتاب بالاست، اما در نهايت قيمتهای گزاف مصرف کنندگان را متقاعد خواهد کرد از نفت کمتر استفاده کنند و توليد کنندگان بر توليد خود خواهند افزود. اما اردوگاه مقابل اظهار می کند عربستان سعودی، روسيه، نروژ و ساير توليد کنندگان بزرگ همين حالا دارند با حداکثر ظرفيت، نفت توليد می کنند. تنها راه افزايش ظرفيت توليد، يافتن منابع بيشتر نفت است، اما به جز چند استثنا، نفت زيادی برای کشف کردن باقی نمانده است. اين گروه از کارشناسان می گويند بدون ظرفيت توليد اضافی، اختلالات جزيی عرضه مانند بی ثباتی سياسی در ونزوئلا، توفانهای خليج مکزيک يا شورش کارگران نيجريه، بازارهای نفت را به آشوب خواهد کشاند. همچنين اعتراف شرکتهای نفتی و کشورهای نفت خيز به مبالغه درباره ذخاير نفتی خود همين تاثير ويرانگر را بر بازار خواهد داشت. نوستراداموس نفت آنچه به ادعای مدعيان به اوج رسيدن توليد نفت اعتبار می دهد، ماجرايی مشهور در تاريخ نفت است. در سال ۱۹۵۶ يک زمين شناس به نام کينگ هوبرت پيش بينی کرد که توليد نفت آمريکا در سال ۱۹۷۰ به اوج خود خواهد رسيد. مديران وی در شرکت شل بهتزده شده بودند. آنها حتی کوشيدند آقای هوبرت را متقاعد کنند که از اظهار علنی اين ادعا منصرف شود. اما حق با وی بود. توليد نفت آمريکا در سال ۱۹۷۰ به نقطه اوج رسيد و از آن زمان مرتبا کاهش يافته است. حتی کشف ذخاير قابل ملاحظه در خليج پرودو در آلاسکا، به ميزان ۱۳ ميليارد بشکه، نتوانسته است اين روند را تغيير دهد. آقای هوبرت همچنين محاسبه کرد که کل ذخاير قابل استخراج نفت آمريکا ۱۷۰ ميليارد بشکه خواهد بود. ابتدا منتقدان با تحليل وی مخالفت و استدلال کردند پيشرفت فناوری اکتشاف و استخراج سبب می شود ميزان نفت موجود آمريکا افزايش يابد.
همين اتفاق افتاد ولی ذخاير آمريکا از حدی که آقای هوبرت تخمين زده بود، بالاتر نرفت. حتی اگر نفت آلاسکا را در نظر بگيريد، تاريخ نفت آمريکا تقريبا عين پيش بينی آقای هوبرت سير کرده است. اتکا به خاورميانه اما بسياری از کارشناسان دليلی نمی بينند که توليد جهانی نفت به نقطه اوج برسد، بلکه ممکن است در اوج بماند و به موازات روی آوردن اقتصادها به اشکال ديگر انرژی، تدريجا افت کند. دانيل اسپرلينگ، مدير موسسه مطالعات حمل و نقل در دانشگاه کاليفرنيا می گويد: "حتی تا ۳۰، ۴۰ سال ديگر مقادير زيادی نفت در خاورميانه موجود خواهد بود." چند سال پيش زمين شناسان شيوه های آقای هوبرت را به کل توليد نفت در جهان تعميم دادند. تحليل آنها حاکی از آن بود که توليد نفت در خلال اولين دهه قرن بيست و يکم به اوج خواهد رسيد. برخی می گويند اين نقطه اوج در سال ۲۰۰۵ يا ۲۰۰۶ از راه می رسد. متيو سايمونز، بانکدار سرمايه گذار در هوستون، سال ۲۰۰۷ تا ۲۰۰۹ را محتمل تر می داند. ديويد گواستاين، فيزيکدان موسسه فناوری کاليفرنيا که کتابش با عنوان "پايان نفت" سال گذشته انتشار يافت، پيش بينی می کند اوج توليد نفت تا پيش از سال ۲۰۱۰ خواهد بود. رابرت هرش، تحليلگر انرژی، می گويد که سال دقيق خيلی مهم نيست چون همين حالا خيلی دير شده است. وی در تحقيقی برای وزارت نفت آمريکا چنين نتيجه گرفت که بيش از يک دهه وقت لازم است تا اقتصاد اين کشور با افت توليد نفت سازگار شود. مثلا ميانگين عمر هر خودرو آمريکايی ۱۷ سال است و اگر دولت اين کشور فورا استانداردهای مصرف بهينه سوخت را ارتقا دهد، مزايای اين صرفه جويی تا حدود دو دهه حس نخواهد شد. همچنين صرفه جويی، اگر چه در موارد بحرانی ضروری است، ولی به تنهايی کافی نيست، بايد منابع جايگزين انرژی يافت. |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||