|
پل ولفوویتس به رياست بانک جهانی برگزيده شد | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
هيات رييسه بانک جهانی به اتفاق آرا نامزدی پل ولفوویتس، معاون وزیر دفاع آمریکا، را به عنوان رئيس تازه اين موسسه تاييد کرده است. وی چند هفته قبل از سوی جورج بوش، رئيس جمهور آمريکا، نامزد احراز اين مقام شده بود. آقای ولفوويتس روز چهارشنبه موفق به جلب حمايت اروپايی ها از نامزدی خود شده بود. نامزدی وی به دلیل نفوذش در تعیین سیاست خارجی آمریکا و نداشتن سابقه اقتصادی جنجال آفرین شده بود. 24 عضو هیات رییسه بانک جهانی که نماینده 184 کشور عضو این سازمان هستند، تعیین جانشین جیمز ولفنسون برای یک دوره پنج ساله را روز پنجشنبه در دستور کار نشست قرار دادند. این دوره قابل تجدید است. توافق اروپايی ها با نامزدی وی تنها بعد از رضایت آقای ولفوویتس به اداره بانک جهانی به صورت سازمانی "چند ملیتی"، مشورت گسترده با اعضا پيش از اتخاذ تصميم ها و انتخاب معاون خود از میان نامزدهای اروپا صورت گرفت. اروپاییان از زمان معرفی آقای ولفوویتس ابراز نگرانی کرده بودند که شاید وی بانک جهانی را به بازویی برای اجرای سیاست خارجی آمریکا و دستور کار نومحافظه کاران به اشاعه مردم سالاری و اقتصاد بازار تبدیل کند. اما این استراتژیست نظامی قول داد که دستور کار توسعه این سازمان را تغییر ندهد. وی در مصاحبه ای اذعان کرده است: "می دانم که من، به بیانی ملایم، چهره ای جنجال آفرین معرفی شده ام، اما امیدوارم مردم به موازات شناختن من، متوجه شوند که من به رسالت بانک جهانی ایمان عمیق دارم." اين بانک برای اجرای پروژه های مختلف سالانه تقريبا 20 ميليارد دلار وام در اختيار کشورهای درحال توسعه می گذارد. 'حافظ منافع آمریکا' بسیاری از منتقدان آقای ولفوویتس در کشورهای در حال توسعه و اروپا و نیز گروه های طرفدار توسعه و ریشه کنی فقر از این مساله ناراحت هستند که عالی ترین نقش در عرصه توسعه بین المللی نصیب مردی می شود که چهره برجسته تفکر نومحافظه کاری در آمریکا و حامی اصلی حمله به عراق در دولت جورج بوش بوده است. فلسفه نومحافظه کاران بر استفاده از قدرت نظامی آمریکا برای اشاعه مردم سالاری در جهان استوار است و منتقدان آقای ولفوویتس می گویند بسیار دشوار می توان باور کرد مردی که مرشد فکری نومحافظه کاری مدرن تلقی می شود، به این آسانی دست از اعتقاداتش بشوید. از همین رو، آنها نگران هستند که مبادا وی از اهرم مالی بانک جهانی در راه همان هدف استفاده کند. سایرین می ترسند که انتصاب معاون وزیر دفاع دولت آقای بوش، برمشروعیت بانک جهانی در میان کشورهای در حال توسعه تاثیر منفی برجا بگذارد. اصلاح طلبان اقتصادی این گونه کشورها همین حالا نیز بخاطر همکاری با این بانک از سوی منتقدانشان سرزنش می شوند که ادعا می کنند این بانک حافظ منافع مالی و راهبردی آمریکاست.
اما کارشناسان بانک جهانی می گویند که آقای ولفوویتس از زمان اعلام نامزدی اش، بر توانایی خود برای دستیابی به اجماع نظر و ایمانش به ماموریت این بانک برای مبارزه با فقر بجای پیگیری اهداف سیاسی آمریکا تاکید کرده است. طرفداران انتصاب آقای ولفوویتس نیز به این نکته اشاره دارند که وی برای شش دولت آمریکا کار کرده است، اما در زمان ریاستش بر دانشکده مطالعات پیشرفته بین المللی در دانشگاه جانز هاپکینز هیچ دستور کار سیاسی را دنبال نکرده بود. با این حال، آقای ولفوویتس در این شغل جدید نمی تواند عواقب پیشینه سیاسی گذشته خود را نادیده بگیرد. در یک سال اخیر، انتقادات زیادی درباره نقش آقای ولفوویتس به عنوان معمار جنگ اخیر در عراق، ترسیم دیدگاهی ساده انگارانه درباره جبران هزینه بازسازی ویرانه های این کشور با درآمدهای نفتی آن و عدم نیاز به صده ها هزار سرباز به دلیل استقبال عراقی ها از آمریکایی ها به عنوان نیروهای آزادیبخش صورت گرفته است. حتی در داخل بانک جهانی این دیدگاه به چشم می خورد که دولت آمریکا به دلیل ایدئولوژی یا ناآگاهی خود می خواست با عراق به عنوان یک اقتصاد در حال گذار مانند لهستان و مجارستان برخورد کند که فقط باید بسوی اقتصاد سرمایه داری هدایت شود، نه کشوری که اقتصادش نیاز به بازسازی و ثبات دارد. نیاز به ایده های منسجم با وجود این انتقادات، پرفسور جسیکا آینهورن، جانشین آقای ولفوویتس در دانشکده مطالعات پیشرفته بین المللی، عقیده دارد هوش و اعتماد به نفس این نومحافظه کار به وی امکان می دهد از کار با اقتصاددانان و کارشناسان ارشد بانک جهانی لذت ببرد و از آنها مسایل مالی را فرابگیرد. خانم آینهورن می گوید: "آقای ولفوویتس برای دانش و یادگیری احترام فراوانی قائل است و بانک جهانی نیز سازمانی متکی بر دانش است." بسیاری از مسایل فراروی بانک جهانی فراتر از دانش اقتصادی است و منتقدان معتقدند این سازمان در زمان ریاست ده ساله جیمز ولفنسون مدیریتی ضعیف و فاقد اولویتهای متمرکز داشته است. آلن ملتسر، استاد دانشگاه کارنگی ملون، در سال 2000 رییس یک کمیسیون کنگره آمریکا بود و در آن زمان توصیه کرد نقش بانک جهانی به ارتقای توسعه در کشورهای فقیر محدود شود. وی می گوید: " آقای ولفوویتس به اندازه آقای ولفنسون سخنرانی تاثیرگذار نخواهد بود، ولی امیدوارم در اجرای برنامه ها کارآمدتر باشد." این استاد دانشگاه می افزاید: "آنچه بانک جهانی کم دارد، ایده های منسجم درباره چگونگی پایین آوردن میزان فقر است." |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||