اعتراضهای ایران؛ چرا حکومت اعتراض را اغتشاش روایت میکند؟

- نویسنده, نسیم مقرب/صحرا
- شغل, دانش آموخته تاریخ
نسیم مقرب، پژوهشگر تاریخ در یادداشتی برای صفحه ناظران به گفتمان تبلیغاتی جمهوری اسلامی در سال های پس از انقلاب پرداخته است. اینکه حکومت چگونه با القابی از کمونیست و منافق تا فتنه گر و اشرار سعی میکند خود را بر جایگاه حق و مخالفش را بر جایگاه باطل بنشاند. به نوشته نویسنده این مقاله باورکنندگان روایت رسمی، روایت حکومتی را کم کم برای خود باورپذیر میکنند و حتی به مبلغان و ترویجکنندگان آن تبدیل میشوند.

حکومت جمهوری اسلامی ایران در موقعیتهایی مثل اعتراضات سراسری ۱۳۹۸، از طریق سرکوب گسترده و هراسافکنی سعی میکند کنترل جامعه را به دست بگیرد. اما فعالیت حکومت به دوره اعتراضات محدود نمیشود. تلاش سازمانیافته برای ساختن روایت حکومتی از برخورد قهرآمیز با معترضان، به منظور مشروعیت بخشی به کشتار، سرکوب گسترده و محاکمههای ناعادلانه پیش رو، همزمان با کنترل خشونتآمیز اعتراضات آغاز شده است. این یادداشت نگاهی خواهد داشت به روایت حکومتی که در حال ساختهشدن است.
ساختن دوگانههای خیر-شر، امنیت-اغتشاش
بار اول نیست که جمهوری اسلامی ایران سعی میکند از طریق تبلیغات، خود را بر جایگاه حق و مخالفش را بر جایگاه باطل بنشاند. در واقع بخش مهمی از پروسه تثبیت جمهوری اسلامی بر این مبنا شکل گرفته است. ابزار اصلی حکومت برای تثبیت این دوگانهسازیها، نامگذاری و به دنبال آن روایتسازی است. این شیوه مواجهه، در اکثر موارد با ساختن یک "دیگری" عمل میکند. این "دیگری" گروهی را در برمیگیرد و ویژگیهای مشابهی را به آنها نسبت میدهد. برخی از این گروهها و نامها از این قرارند: طاغوتی، کمونیست، منافق، فتنهگر، فریبخورده و اخیرترین آنها آشوبگر و اغتشاشگر و اشرار.
با توجه به تکرار شیوههای مواجهه و کنترل مخالف و معترض در چهل سال گذشته، قابل پیشبینی بود که این بار هم نامی به معترضان نسبت داده شود به گونهای که حقانیت و مشروعیت حکومت در نگاه طرفدارانش حفظ و حتی در میان بخشی از آنها تقویت شود. عناوینی که تا امروز در رسانههای دولتی در مورد معترضان پائیز ۱۳۹۸ بسیار تکرار شدهاست، اغتشاشگر و اشرار است. این نامگذاری رادیکال از برنامه حکومت برای ساختن دوگانه خیر-شر و حامی امنیت- اغتشاشگر خبر میدهد.
بیشتر در صفحه ناظران درباره اعتراض های ایران:
سوالاتی که به ذهن میرسد این است که هدف حکومت از این دوگانهسازی چیست؟ مخاطب این دوگانهسازیها چه کسانیاند؟ و روش حکومت برای باورپذیر کردن این دوگانهها برای مخاطبانش چیست؟ برای پاسخ به این پرسشها، ابتدا به این بپردازیم که روایت حکومتی از اعتراضات چگونه در حال ساختهشدن است.
روایت حکومتی چگونه ساخته میشود؟
رادیو تلویزیون دولتی ایران و دیگر رسانههای حکومتی، راهپیماییها و دیگر مراسم عمومی، تریبونهای نماز جمعه، سخنرانیها، موضعگیریهای مقامات و واکنش حامیان حکومت در شبکههای اجتماعی از ابزارهای ثابت پروژههای تبلیغاتی جمهوری اسلامی است. این بار هم ماشین تبلیغات حکومت به سرعت شروع به کار کرد. حتی در اوج قطعی اینترنت، وبسایتها و شبکههای اجتماعی برخی مقامات و خبرگزاریها به صورت مداوم به روز میشد.
در جریان اعتراضات، فرقی نمیکرد که خبر مربوط به اعتراضات چه شهری باشد و از زبان کدام مقام، سعی میشد این پیام به مخاطب منتقل شود که گروهی اغتشاشگر، آشوبگر، اخلالگر، معاند و اشرار، به رهبری لیدرهایی که تحت فرماندهی "دشمنان داخلی و خارجی خبیث و قسمخورده نظام" بودهاند، برای برهم زدن نظم، آسایش و امنیت مردم تلاش کردند و البته شکست خوردند.
در این گزارشها، چنانکه همواره رویه حکومت است، سرکوب خشونتآمیز، تیراندازیهای مستقیم غیرقانونی نیروی انتظامی، یگانویژه و لباسشخصیها و شمار بالای معترضان یا کشته شدن عابران بیدفاع مسکوت گذاشته شده است. در معدود مواردی که مرگ یک معترض گزارش شده، هیچ سخنی از خشونت و تیراندازی مستقیم نیست بلکه اینگونه روایت میشود که فرد کشتهشده آشوبگری بوده که قصد تعدی به برخی مراکز را داشته است.
از دیگر اجزای روایتی که در حال ساخته شدن است، ستایش نیروهای انتظامی و بسیج برای حفظ امنیت مردم است. در واقع تمرکز روایت حکومتی از تمرکز بر اعتراضات به تمرکز بر امنیت چرخش کرده است. علاوه بر ذکر مستقیم واژه امنیت و محکوم کردن برهم زدن امنیت که در گزارشهای حکومتی پررنگ میشود، باید توجه داشت که حتی اگر تاکیدی بر امنیت صورت نگیرد، به کار بردن واژگان متضاد با امنیت زمان صحبت از معترضان، تأثیری مشابه بر ذهن مخاطب خواهد گذاشت.
به بیان دیگر، به کار بردن واژگان آشوب و اغتشاش که واژگان متضاد امنیتاند و نسبت دادن صفت اشرار و اغتشاشگر به معترض کاملا حسابشده است. در همین راستا، به کار بردن و تکرار عبارت "شهدای امنیت" که البته پیش از این ساخته شده بود، برای ستایش نیروهای حکومتی که جانباختهاند قابل توجه است.

منبع تصویر، Irna
خریداران روایت حکومتی چه کسانی اند؟
نسلهای مختلف حامیان حکومت، گروه اصلی مخاطبان روایت حکومتی از اعتراضات آبان ۱۳۹۸ اند، اما مخاطبان روایت حکومتی با تاکید به دوگانه اغتشاش-امنیت به این گروه محدود نیست. به نظر نگارنده، حساب آن دسته از حامیان جمهوری اسلامی که منافعی را در حمایت از جمهوری اسلامی دنبال میکنند و حامیانی که همچنان گفتمان جمهوری اسلامی را باور میکنند متفاوت است. برای دسته اول، حمایت از جمهوری اسلامی در هر صورت در اولویت قرار دارد و از تکرار روایت جمهوری اسلامی برای مشروعیت بخشی به حمایتشان استفاده میکنند، حتی اگر به نادرستی این روایت اذعان داشته باشند. اما دسته دوم، که احتمالا نسل جوان هم در میان آنها کم نیستند، به دلایل مختلف که بررسی آن مجال دیگری میطلبد، خود را در کنار جمهوری اسلامی در مقام حق میگذارند و مخالف و معترض نظام را در جایگاه باطل. اینها مخاطب دوگانهسازی خیر-شر و اغتشاش-امنیت محسوب میشوند.
گفتمان غالب جمهوری اسلامی سالهاست که گفتمان امنیتی است. اما به طور مشخص، به دلیل تغییراتی که در منطقه طی سالهای گذشته در جریان بوده است و عدم مشروعیت حداکثری نظام حاکم در داخل ایران، حکومت بر نگرانی حاصل از احتمال جنگ با کشورهای خارجی یا جنگ داخلی در ایران استفاده میکند تا خود را تنها گزینه موجود و حافظ امنیت معرفی کند. مقامات جمهوری اسلامی به خوبی میدانند که نیاز به احساس امنیت در میان نیازهای اساسی آدمی جایگاهی بالاتر از بسیاری نیازها و حقوق دارد.
بیشتر بخوانید:
در همین راستا، مخاطبان روایت حکومتی به حامیان تمامقد حکومت محدود نمیشود. دسته دیگری که به خصوص هدف دوگانه اغتشاش-امنیت قرار میگیرند، گروهیاند که الزاما طرفداران جمهوری اسلامی نیستند و حتی میتوانند درجهای از مخالفت با جمهوری اسلامی داشته باشند. اینها احتمالا خشونت مرگبار حکومتی را به صورت مستقیم تجربه نکردهاند، شناخت دقیقی از موازین حقوق بشری و اصول بینالمللی چون اصول استفاده از اسلحه گرم توسط ماموران ندارند یا به این اصول اعتقاد راسخ ندارند. پس تحت تأثیر تبلیغات و روایتهای حکومتی قرار میگیرند که در بسیاری موارد با هراسافکنی حکومت و منافع شخصی و گروهیشان نیز گره میخورد.
این افراد با نادیدهگرفتن، فراموشکردن، عادیسازی و انکار موارد نقض حق حیات، حق اعتراض، حق دسترسی آزاد به اطلاعات، حقوق بازداشتشدگان، حقوق خانواده کشتهشدگان و دیگر موارد نقض حقوق بشر و نقض قوانین داخلی و بینالمللی، دوگانهسازیهای حکومت یا حداقل بخشهایی از روایت حکومتی را کم کم برای خود باورپذیر میکنند و حتی به مبلغان و ترویجکنندگان آن تبدیل میشوند.
ثبت خاطره جمعی ملی از سرکوب، پادزهر روایت حکومتی
حکومت با محدودکردن حداکثری دسترسی به اینترنت و با تهدید در رابطه با ارسال فیلم و عکس از اعتراضات به خارج از ایران، نهایت تلاش خود را کرد که نه تنها نیروی اعتراض را کم کند بلکه انحصار روایت اتفاقات را به دست بگیرد. برنامه حکومت برای کم کردن نیروی اعتراضات شاید به نتیجه رسیده باشد اما انحصار روایت زمانی که شاهدان پرشماری برای خشونت مرگبار نیروهای انتظامی، یگان ویژه و لباسشخصیها وجود دارد غیرممکن است.
ثبت و ترویج مشاهدات دسته اول معترضان، نزدیکان و خانوادههایشان، تلاشی است برای مقابله با حکومت برای محوکردن و مخدوش کردن حقیقت و مشروعیت بخشیدن و عادیسازی خشونت و کشتار معترضان بیسلاح. در عین حال باید به خاطر سپرد که هر تجربه سرکوب، شرایطی فراهم میکند تا خاطره جمعی موارد پرشمار سرکوب و کشتار مخالفان و معترضان در چهار دهه عمر نظام حاکم یادآوری شده، زنده بماند و نسل به نسل منتقل شود. در واقع، تلاش حکومت برای مشروعیت بخشی به سرکوب به نوعی منجر به مشروعیت زدایی از اصل نظام میشود.











