دوربین، ابزار مبارزه با تبعیض سیاهان و زنان

منبع تصویر، bbc
- نویسنده, حامد فرمند
- شغل, پژوهشگر اجتماعی
حامد فرمند، پژوهشگر اجتماعی در یادداشتی برای صفحه ناظران با مرور تجربه مبارزه مدنی علیه نژادپرستی در آمریکا به تاثیر ضبط و پخش تصاویر برخورد با بی حجابی زنان در ایران را پرداخته است.

منبع تصویر، Reuters
اواخراسفند ۱۳۹۷ سازمان عفو بینالملل با استناد به تصاویر منتشر شده در شبکههای مجازی، خشونت نیروی انتظامی ایران در برخورد با زنان و با بهانه اجرای قانون «حجاب اجباری» را محکوم کرد. این بیانیه با اشاره به حق زنان در انتخاب پوشش، از کمپین «چهارشنبههای سفید» و «دوربین ما، اسلحه ما» به عنوان یکی از جریانهایی که به انتشار تجربه خشونت زنان کمک کرده، نام برده است.
کمپین «دوربین ما، اسلحه ما» از شهروندان به خصوص زنان میخواهد تا خشونت نیروهای انتظامی و گشتهای ارشاد را به نمایش بگذارند و از تجربهشان در مواجهه با «آمران به معروف و ناهیان از منکر» با استناد به فیلم، بگویند و بنویسند. البته این فیلمها نه به موضوع حجاب و «امر به معروف، نهی از منکر» محدود ماندهاند و نه به کمپین «چهارشنبههای سفید» خلاصه شدهاند
نقش تصاویر در مبارزه مدنی سیاهان آمریکا
جمعیت سیاهان آمریکا طی چند سال اخیر با انتشار فیلمهایی از برخورد پلیس یا دیگر افراد جامعه با خودشان، درباره نابرابری و نژادپرستی در جامعه آمریکا اطلاعرسانی میکنند. این فیلمها در برخی موارد، مانند برخورد مدیر یکی از شعبههای کافه-رستورانهای استارباکس با دو مشتری سیاهپوست، به موجی از اعتراض منجر شد. در ماجرای تعارض نژادی در رستوران استارباکس، مدیران این کافه زنجیرهای تصمیم گرفتند تا برنامه آموزشی سراسری یک روزهای را با موضوع تبعیضنژادی برای تمام کارکنان خود در آمریکا به اجرا بگذارند. از طرف دیگر فیلمهای برخورد خشونتآمیز پلیس با سیاهان که اغلب به فجایع مرگبار هم ختم شده است، توجه افکار عمومی را به رفتار نژادپرستانه در مقابل جامعه سیاهان جلب کرده است.
از سال ۲۰۱۳ و به دنبال اعتراض تعدادی از شهروندان ایالت نیویورک، قاضی فدرال نیویورک، رفتار سیستم پلیس گشت در شهرهای مختلف این ایالت را تبعیضآمیز دانست و به مراکز پلیس دستور داد تا از دوربینهای قابل نصب بر روی لباس استفاده کنند. یکسال بعد و به دنبال مرگ یک جوان آفریقایی-آمریکایی غیرمسلح در نیویورک، نصب دوربین هشدار بر روی لباس پلیسهای گشت این ایالت اجرایی شد. گرچه در حال حاضر دوربینهای هشدار برای پلیسهای گشت در آمریکا، عمومیت بیشتری پیدا کرده است و دادگاههای این کشور در مواجهه با پروندههای قتل شهروندان توسط پلیس و بروز خشونت بین پلیس و شهروندان به تصاویر ثبت شده توسط این دوربینها استناد میکنند، اما همچنان بحث درباره درستی و غلطی استفاده از آنها جریان دارد. موافقان استفاده از دوربین برای پلیسهای گشت، بر افزایش اعتماد بین حکومت، نیروی پلیس و جامعه تاکید دارند.
آنها همچنان شفاف شدن عملکرد نیروی پلیس و کاهش اختلافات در درگیریها و خشونتهای رخ داده را از دیگر نتایج نصب دوربینها روی لباس اعضای پلیس میدانند. موافقان حتی معتقدند وجود دوربین همراه با پلیسهای گشت به کاهش خشونت علیه پلیس و کمتر شدن خشونت پلیس علیه شهروندان به خصوص شهروندان سیاهپوست منجر میشود. اما مخالفان این طرح علاوه بر تاکید بر نقض حریم خصوصی، به سختتر شدن انجام وظیفه پلیس در صورت وجود دوربین اشاره میکنند و میگویند شهروندان و شاهدان در شرایطی که بدانند گفتهها و رفتارشان توسط دوربین ثبت میشود، با اطمینان کمتری با پلیس گفتوگو خواهند کرد.
نتیجه گزارشی که اواخر سال ۲۰۱۷ منتشر شد و عملکرد دو سال و نیم استفاده نیروی پلیس آمریکا از دوربینهای هشدار را بررسی کرد نشان داد که این دوربینها هیچ اثری بر کاهش رفتار خشونتآمیز پلیس نسبت به سیاهپوستان نداشته است. با اینحال برخی فعالان مدنی و کارشناسان معتقدند دوربینها و ثبت تصاویر خشونت و رفتارهای تبعیضآمیز، تنها یکی از اقدامات مسیر آگاهی رسانی و تغییر رفتارتبعیضآمیز نیروهای رسمی و مردم است. همانطور که کارشناسان در مورد برنامه یک روزه آموزشی کافههای زنجیرهای استارباکس معتقد بودند رفتار نژادپرستانه یکباره رفع نخواهد شد، درباره ثبت و انتشار تصاویر مرتبط با نژادپرستی هم این باور وجود دارد که رفع این مشکل ساختاری و با سابقه در آمریکا تنها از یک ابزار ساخته نیست.
بیشتر بخوانید:
اما اهمیت ثبت این تصاویر و قدرت آنها در مسیر آموزش، ایجاد گفتوگو و تغییر الگوی رفتاری جامعه و از جمله نیروهای رسمی در مواجهه با افراد اقلیت و به خصوص جامعه سیاهپوستان آمریکا قابل انکار نیست. از طرف دیگر، آگاهیرسانی از طریق ثبت تجربه خشونت اقلیت نژادی در آمریکا تنها محدود به تصاویر ثبت شده توسط پلیس این کشور نمانده است و شهروندان نیز با کمک گرفتن از امکاناتی که دنیای مجازی فراهم آورده، به ثبت و انتشار این تجربه دست زدهاند.
ثبت تجربه روزانه خشونت
گروهی از منتقدان ثبت و نشر تصاویر برخورد نیروهای انتظامی و آمران به معروف با شهروندان در ایران، این تصاویر را مروج خشونت و ناقل پیامهای خشن دانستهاند. اما آنچه این تصاویر نشان میدهند تجربههای روزانه گروهیاند که تا پیش از ظهور شبکههای مجازی و شهروند-خبرنگاری امکان بیان و به اشتراکگذاری کمتری داشتند. همانطور که کارشناسان در تجربه سیاهپوستان آمریکا تاکید میکنند، خشونتی که طی سالهای اخیر بیشتر قابل رویت شده است، کم یا زیاد وجود داشته، اما شبکههای مجازی امکان ثبت و نشر آنها را فراهم کرده و تعداد افراد بیشتری از وجود آن مطلع شدهاند. به این ترتیب امکان شنیده شدن یا رساتر شدن صدای اقلیت آزاردیده فراهم شده است.
اما این سوال مهم هم مطرح است که وقتی از «خشونت» در رفتار ماموران گشت ارشاد یا شهروندان آمر به معروف صحبت میکنیم، از چه سخن میگوییم. ذات دخالت در پوشش شهروندان و آنهم به صورت تبعیضآمیز و علیه یک گروه از آنها، یعنی زنان، رفتاری خشونتآمیز و نقض حقوق اساسی آنهاست. خشونت و آزارگری ذاتی امر به معروف و «مبارزه با بدحجابی»، به این معناست که از یک طرف حتی در صورت نبود خشونت ظاهری در رفتار مجریان قانون و آمران به معروف، نقد ما به رفتار آنها به دلیل نقض «حق آزادی عقیده و مذهب» و «حق انتخاب پوشش» پا برجاست. از طرف دیگر اگر در واکنش به دخالت پلیس و آمران به معروف، از طرف فرد آزاردیده، زنی که قربانی خشونت آنها بوده، خشونتی بروز کرده باشد، دلیل آن، ذات تبعیضگرانه این رفتار و نقض حقوق زنان میتواند باشد، و سرزنش کردن قربانیان خشونت و آزارگری، میتواند همراهی با آزارگر تلقی شود.
اینجاست که نقد دیگری مطرح میشود و آن اینکه نافرمانی از قانون در همه جای دنیا با برخورد قهری مواجه میشود و مجازات قانونشکن امری بدیهی است. اما هر اندازه وجود قوانین در جامعه اهمیت دارد و انتظار شهروندان از یکدیگر برای تمکین به قانون و از حکومت برای اجرای آن و تنبیه متخلف، طبیعی است، تمرد از قانون تبعیضآمیز نیز امری مدرن و حقی انسانی تلقی میشود. قانون «حجاب اجباری» تبعیض جنسیتی سیستماتیک و قانونی بر اساس مذهب به شمار میرود. مبارزه با قانون تبعیضآمیز راههای گوناگون دارد و نافرمانی مدنی، یکی از این راههاست.
بازخوانی تجربه مبارزات مدنی سیاهان آمریکا بر علیه تبعیض و نژادپرستی، اهمیت آگاهیرسانی درباره قوانین نژادپرستانه و تبعیض سیستماتیک را به خوبی نشان میدهد. در مسیر این مبارزات، نافرمانی از قوانینی که سیاهان را به خاطر رنگ پوستشان از حقوقشان محروم میکرد، یکی از بخشهای اصلی و تاثیرگزار جنبش برابریخواهانه در آمریکا بود. نافرمانی از قانون تبعیضآمیز حجاب نیز بخش مهمی از مبارزه زنان علیه قانون «حجاب اجباری» است که از زمان تدوین و اجرای آن در دهه شصت شمسی به اشکال مختلف وجود داشته و ادامه پیدا کرده است. به این ترتیب آنچه در قالب کمپین «دوربین ما، اسلحه ما» یا به صورتهای دیگر از برخورد مجریان قانون یا شهروندان عادی با زنان منتشر میشود، تنها بخشی از تجربه روزانه گروهی از زنان از تبعیض جنسیتی است؛ تبعیضی که تنها به انتخاب پوشش محدود نمانده و ابعاد گستردهای از دسترسی به امکانات عمومی تا آزادی اندیشه و مذهب به خود گرفته است و نقض حقوق پایهای زنان محسوب میشود.

منبع تصویر، ugc
دوربین، ابزار مبارزه
یکی از اولین نتایج انتشار گسترده تصاویر خشونت علیه زنان، ایجاد گفتوگو است و گفتوگو از جمله ابزارهای آموزش غیررسمی به شمار میرود. بنابر تجربه مبارزات مدنی علیه تبعیض نژادی در آمریکا، حلقههای به هم پیوسته آموزش و ترویجگری در کنار مستندسازی، در کوتاهمدت به آگاهیرسانی بیشتر و در بلندمدت به رفع نسبی تبعیض کمک موثری خواهند کرد.
امکان دیده شدن آزارگری زنان به عنوان اقلیت قدرتی در ایران، زمینهساز ایجاد همدلی اجتماعی درون گروهی با بیان تجربههای مشترک زنان، و همدلی برون گروهی از طریق آگاهیرسانی به بخش دیگر جامعه، یعنی مردان، خواهد شد. گرچه به دلیل ساختار غیردموکراتیک قدرت در ایران و سیستماتیک بودن تبعیض علیه اقلیتهای قدرتی و عددی، امکان تغییر رفتار کل حاکمیت در کوتاهمدت وجود ندارد، اما ایجاد حساسیت نسبت به خشونت ذاتی اعمال تبعیض علیه زنان، تناسب قوا را به نفع گروه آزاردیده، یعنی زنان، تغییر خواهد داد.
واکنش برخی مقامات ایران در توجیه اعمال خشونت، از نشانههای تاثیرگذاری ثبت تصویر خشونتگری است. انتشار این تصاویر همچنین میتواند کارکرد توانمندسازی و قدرتافزایی داشته باشد و قربانیان خشونت سیستماتیک را به مبارزه برای رفع تبعیض تشویق کند. از دیگر آثار ثبت این تصاویر، واکنشهای بینالمللی به تجربه روزانه تبعیض گروهی از زنان داخل ایران است که به این تجربه رسمیت حقوقی بیشتری خواهد بخشید. گرچه این ابزار نیز مانند هر روش دیگری، ویژگیهای مثبت و منفی خود را دارد، تلاش این یادداشت، معرفی آن به عنوان یک ابزار در مسیر مبارزه مدنی بود.











