چگونه روحانیون میتوانند مانع تندروی باشند؟

- نویسنده, علی معموری
- شغل, پژوهشگر دینی
مناطق مختلفی از خاورمیانه در دوره اخیر شاهد صعود جریانهای مختلفی از تندروی اسلامی بوده اند. انگشت اتهام در تعیین عاملان این جریانها غالبا به سوی روحانیان و حوزه های علمیه رفته است. واقعیتهای تاریخی و شواهد کنونی بر خلاف تصور غالب نشان میدهد که روحانیان و حوزهها در بسیاری موارد نقش بسیار ضعیفتر و کوچکتری در ایجاد این جریانها داشته و همواره بخش قابل توجهی از آنها موانع نیرومندی در برابر گسترش تندروی به شمار رفته و عامل تقویت و نیروی محرک جریان مدنیت بودهاند.
این مقاله در صدد پاسخ به این پرسش است که منابع انتشار تندروی در منطقه چه بوده و نقش روحانیون در آن چه اندازه بوده است و آیا آنها نقشی در مقابله با آن و گسترش جریان مدنیت در بین جوامعشان داشته اند؟
جریانهای مهم تندروی دینی در جهان اسلام غالبا در بیرون از فضای حوزهها و مؤسسات دینی شکل گرفته و انتشار و گسترش یافتهاند. جریان جهانی اخوان المسلمین یکی از مثالهای بارز این امر است. این جریان توسط حسن البنا که از دانشگاهیان و روزنامهنگاران مصری بود تأسیس شد و بعدها با نظریهپردازیهای سید قطب که وی نیز اندیشمندی برآمده از بیرون از حوزههای دینی بود تقویت و گسترش یافت. اخوان المسلمین همواره در تقابل با مؤسسه الأزهر که حوزه علمیه اهل سنت در مصر است قرار داشته و هر دو طرف نسبت به همدیگر نقدهای تند و شدید داشتهاند.

منبع تصویر، Getty Images
جریان وهابیت در عربستان نیز بیرون از فضای حوزههای دینی و در قالب یک توافق بین محمد بن عبدالوهاب و قبیله آل سعود شکل گرفته و با نیروی جنگجویان اخوان (گروهی نظامی برآمده از قبایل نجد که نقش اساسی در جنگهای نخستین وهابیان در شبه جزیره عربی و تحکیم قدرت آل سعود داشتند) به قدرت رسید.
در ایران نیز هر چند برخی روحانیان نقشی در ایجاد و تقویت تندروی داشتهاند، اما بدنه اساسی حوزهها هیچ گاه همراهشان نبودهاند. برای مثال جریان فداییان اسلام که نواب صفوی مؤسس آن به شمار میرود هرگز حمایتی از سوی حوزه و مرجعیت آن زمان آن که بر عهده آیت الله بروجردی بود دریافت نکرد و بلکه همواره بین دو طرف تنش جدی وجود داشت. انتقادهای شدیداللحن آیتالله خمینی به حوزهها و اطلاق عناوینی مثل مرتجع و اسلام آمریکایی و غیره به روحانیان حوزه نیز از همین امر نشأت میگیرد.
مثال حاضر از نقش حوزهها در مقابله با تندروی و تقویت جریان مدنیت را در رابطه حوزه نجف با جامعه عراق میتوان مشاهده کرد.
بیشتر بخوانید:
جریانهای تندروی دینی در عراق کنونی همگی در خارج از حوزهها شکل گرفته و گسترش یافتهاند. جریان القاعده و سپس داعش در بین اهل سنت، از درون حوزههای اهل سنت عراق که مرکزشان در الاعظمیه بغداد قرار دارند بر نیامدهاند. در بین شیعیان نیز، جریانهای تندرو از میان احزاب و شبه گروههای نظامی برآمدهاند و پیوندی ساختاری با حوزه نجف ندارند. جریان صدر و شاخههای منشعب شده از آنها مانند عصایب اهل حق و احزاب شیعی مانند حزب الدعوه که بنیانگزار نگرشهای بنیادگرایانه در بین شیعیان عراق بودهاند بخشی از ساختار اجتماعی حوزهها نیستند و به عکس همواره تنش جدی بین آنها و حوزهها وجود داشته است.
آن چه گاهی سبب سوء فهم در این موضوع میشود وجود چند چهره روحانی در بین این جریانها است که سبب توهم وجود پیوند بین این جریانها و حوزهها میشود. برای مثال، رهبری جریان صدر را روحانی میانسال مقتدی صدر به عهده دارد یا جریان عصایب اهل حق را شیخ قیس خزعلی رهبری میکند. در ایران از باب مثال، رهبری فداییان اسلام را مجتبی نواب صفوی به عهده داشت که لباس روحانیان را به تن میکرد. این در حالی است که نظریات محرک این گروهها برآمده از حوزهها نیستند و غالب افراد این جریانها را غیر حوزویان شکل میدهند و حتی افراد معدود حوزوی در بین آنها نیز غالبا دارای تحصیلات حوزوی و حضور قابل توجه در حوزه نبوده و از درون بافت اجتماعی حوزهها بر نیامدهاند.
افزون بر آن چه گذشت، حوزه نجف نقش قابل توجهی در تضعیف اسلام سیاسی در عراق و تقویت جریان مدنی داشته است. آیتالله سیستانی در مناسبتهای متعددی در ضمن بیانیههای صادر شده از خودش یا دفترش و یا بر زبان اطرافیانش خواهان برقراری حکومتی مدنی (به معنای غیر دینی) شده که همه قومیتها و ادیان و مذاهب عراق را زیر چتر واحدی با عنوان شهروندی عراق جمع کند. وی علی رغم آن که رهبر شیعیان عراق به شمار میرود هرگز شیعیان را مورد خطاب خاص خود قرار نداده و در مقابل از مردم عراق با عنوان عام یاد میکند. در مقام عمل نیز، اقدامات جدی وی در منع همه اطرافیان و منتسبینش از فعالیت در حوزه سیاسی و یا حمایت از حزب و گروه مشخصی، نقش مهمی در تقویت جدایی بین سازمان دینی و سازمان سیاسی جامعه عراق داشته است.

منبع تصویر، Mehr
رویکرد مدنی سیستانی به شخص وی محدود نشده و در واقع بازتاب جریان غالب در حوزه نجف است.
تعدادی از روحانیان نجف در ماه ژانویه گذشته، کمپینی با عنوان همبستگی با مناطق سنی آزادشده از داعش بنا نهادند. این کمپین در صدد از میان برداشتن جدایی ایجاد شده بین مناطق سنی و شیعی و تلاش برای تقویت جریان شهروندی متساوی برای همه عراقیان ایجاد شده است. سید جواد خویی از مؤسسان این کمپین به همراه هیئت بزرگی از روحانیان نامدار نجفی و شخصیتهای دانشگاهی نجف و تعدادی از مؤسسات جامعه مدنی نجف به استان الانبار عراق که تا مدتی پیش یکی از مراکز با نشاط فعالیتهای تندروان سنی بود سفر کرد و با تعداد زیادی از رهبران دینی و دانشگاهی آن جا دیدار کرده و زمینه همکاریهای بین نجف و آنها را فراهم آورد.
خویی مدیریت مؤسسه دارالعلم در نجف را نیز به عهده دارد. این مؤسسه در تقویت نگرش آیت الله سیستانی در تقویت جریان مدنی در عراق نقش سازندهای داشته است. اندیشکده بلاغی در دارالعلم مرکزی برای گفتگو بین ادیان و مذاهب است که تنا کنون میزبان شخصیتهای غیر شیعی و غیر مسلمان متعددی بوده است و خود نیز حضور پر رنگی در جریان گفتگوی بین ادیان و مذاهب در سطح منطقه و جهان داشته است.
خویی در سفر خود به استان الانبار گفت که کمپین تحکیم پیوند با مناطق اهل سنت در واقع انعکاس دیدگاه مرجعیت نجف در تقویت دولت شهروندی در عراق است. "مرجعیت نجف خواهان برقراری حکومتی عادل فرای از دین و مذهب و قومیت در عراق است، ما به دین حاکمان نمینگریم بلکه به عدالت آنها نظر داریم".
جریان سنتی حوزه اساسا با دیدگاه اسلام سیاسی در رسیدن به قدرت و به دست گرفتن حکومت مخالف است. این مخالفت پس از تجربه چند دهه به قدرت رسیدن جریانهای اسلام سیاسی در منطقه و پیامدهای ناگوار آن از جمله افزایش خشونت دینی و فرقهگرایی، بروز بیشتری یافته است.
این امر نشانگر پیدایش هستههای اولیهای برای نظریه پردازی دولت سکولار از درون حوزههای علمیه است. این نظریات قابلیت ایجاد ارتباط و همفکری و عمل مشترک با جریان سکولاریسم خارج از حوزهها و در نتیجه رسیدن به نسخهای از دولت غیر دینی را دارد که عنصر شهروندی و نه عامل دینداری مبنای اداره آن باشد.










