خروج آمریکا از سوریه؛ معامله پرخطر ترامپ و اردوغان؟

- نویسنده, حسین آقایی
- شغل, پژوهشگر روابط بین الملل
حسین آقایی، پژوهشگر روابط بین الملل در مقاله ای برای صفحه ناظران پیامدها و نگرانیهای تصمیم آمریکا برای خروج نیروهایش از سوریه را بررسی کرده است.

منبع تصویر، AFP
تصمیم دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، برای خروج حدود دو هزار نظامی آمریکایی از خاک سوریه بسیاری از ناظران را حیرت زده کرده است.
برخی بر این باورند که تصمیم او مانند هدیه کریسمس به ولادیمیر پوتین و خیانتی بزرگ به کردهای سوریه بود که برای نابودی داعش جنگیدند و البته خبری مسرت بخش برای ایران و ترکیه تا این دو کشور از خلأ امنیتی آتی در سوریه برای پیشبرد جاه طلبیهای ژئوپلیتیکی خود استفاده کنند.
برخی از صاحبنظران مانند استفن والت استاد سرشناس روابط بینالملل دانشگاه هاروارد نیز معتقدند خروج سربازان آمریکایی الزاماً به معنای این نیست که دولت ترامپ استراتژی "عقب نشینی از خاورمیانه" را در پیش گرفته است.
بنابراین با نگاهی رئالیستی (واقعگرایانه) اینگونه استنباط میکنند که چون داعش در سوریه و عراق تقریبا از بین رفته است، دیگر منافع مشترکی بین ایالات متحده و کردهای سوریه وجود ندارد و ادامه حضور نظامیان آمریکایی نیز جز هزینه برای آمریکا سودی نخواهد داشت.
فارغ از این مباحث اما به نظر میرسد خروج نظامیان آمریکایی بیش از آنکه سوریه را به بازگشت صلح و ثبات امیدوار کرده باشد به ابهامها و تردیدها درباره آینده این کشور دامن زده است.
بیشتر بخوانید:
نظر به اینکه این تصمیم در اوج فشارهای ترکیه بر ایالات متحده برای توقف حمایت از نیروهای کرد یگان های مدافع خلق (ی.پ.گ) و نیز در سایه احتمال حمله نظامی ترکیه به مناطق کردنشین شرق فرات صورت گرفته است، بسیاری دلیل اصلی اتخاذ چنین تصمیمی را ناشی از همین فشارها و تهدیدها و زد و بندهای احتمالی میان رئیسجمهور ترکیه و همتای آمریکاییاش میدانند.
اما چه تغییر و تحولات احتمالی در نوع رویکرد سیاست خارجی ترکیه در قبال آمریکا و بالعکس ایجاد شده که رهبران این دو کشور به یکباره از توافق ضمنی بر سر سوریه دم زدهاند؟
تصمیم ترامپ به چه معناست و معادلات قدرت در سوریه را به چه سمت و سویی سوق خواهد داد؟ دولت اردوغان از این پس به دنبال چیست و کردهای سوریه چه راهحلهای عملی برای دفع حمله احتمالی ترکیه پیش رو خواهند داشت؟
سیاست خارجی "تهاجمی" ترکیه
یک سال پیش اردوغان در سخنرانی خود به مناسبت آغاز سال جدید میلادی در رابطه با دورنمای سیاست خارجی کشورش گفت: "ترکیه سیاست خارجی فعالتر و جسورانهتری را در پیش می گیرد و حتی اگر شرایط ایجاب کند، سیاست ریسک پذیرتری را دنبال خواهد کرد."
بیست روز پس از این سخنرانی، ارتش ترکیه با حمایت نیروهای ارتش آزاد سوریه عملیات "شاخه زیتون" را به منظور پاکسازی مناطق مرزی شمال شرق سوریه از نیروهای ی.پ.گ آغاز کرد. ماه مارس امسال نیز ارتش ترکیه عملیات نظامی جدیدی را با عنوان "سپر دجله" در اقلیم کردستان و منطقه سنجار بر ضد نیروهای حزب کارگران کردستان (پ.ک.ک) کلید زد.
رویکرد تهاجمی دولت اردوغان اگرچه موقعیت بشار اسد را به مانند گذشته با چالش جدی مواجه نمیکرد، اما از عزم بالای ترکیه برای حذف کامل نیروهای کرد از امتداد نوار مرزی مشترک با سوریه و تداوم نقش آفرینی آنکارا در معادلات قدرت در سوریه حکایت داشت. در این میان رقابت ترکیه با ایران و روسیه به تدریج جای خود را به نوعی همگرایی تاکتیکی (اگر نگوییم صرفاً استراتژیک) داد هر چند که در یکسال اخیر همواره نشانههایی از تضاد منافع بین این سه بازیگر اصلی جنگ سوریه نمایان بوده است (به طور مثال در ادلب).
دولت اردوغان اما در طول دو سال گذشته از همگراییاش با ایران و روسیه به منظور بالانس قدرت آمریکا در سوریه و امتیاز گرفتن از دولت ترامپ نیز بهره برداری کرده است.

منبع تصویر، AFP
ترکیه در سایه طوماری از اختلافاتش با ایالات متحده، از قضیه دور زدن تحریمهای ایران توسط هالک بانک ترکیه و بازداشت کشیش آمریکایی گرفته تا خرید سامانه "اس ۴۰۰" از روسیه، حمایت واشنگتن از کردهای سوریه و نیز تأخیر در اجرای به موقع نقشه راه منبج، همواره به بهبود روابط و یا حداقل تنظیم مجدد روابط با هم پیمانش در ائتلاف ناتو نیم نگاهی داشته است.
اگرچه روابط ترکیه و آمریکا در چند سال اخیر دچار بحران عمیق شده است اما اردوغان و ترامپ هیچگاه تصمیماتی که پیامد مستقیماش گسست کامل استراتژیک در روابط آمریکا-ترکیه باشد، اتخاذ نکردهاند و به رغم تنشهای فزاینده، روزنهای هرچند کوچک برای تنظیم مجدد روابط و تأمین حداقل انتظارات و منافع مشترکشان باقی گذاشتند. این مساله برای ترکیه نوینی که پس از ناکامی "دکترین عمق استراتژیک" در سوریه به دنبال باز تعریف نقش و جایگاه خود در معادلات قدرت در بحران سوریه بود اهمیت فراوان داشته است.
ذکر این مقدمات از آن جهت درخور توجه و موشکافی است که بدانیم مقابله با "یک جانبهگرایی آمریکا" در سطح بینالمللی (بویژه در خاورمیانه) اگرچه به عنوان مهمترین عامل تقویت همگرایی ترکیه-روسیه-ایران تلقی میشود اما در دکترین سیاست خارجی ترکیه از آن به عنوان اهرم فشار در برابر رقبایش نیز بکار گرفته شده است.
زمانی که ترکیه اندرو برانسون کشیش آمریکایی در بند در ترکیه را در بحبوحه ماجرای قتل جمال خاشقجی آزاد کرد و آنکارا و واشنگتن در اقدامی متقابل تحریمهای اعمال شده بر دو وزیر دادگستری و کشورشان را لغو کردند، بسیاری از ناظران دریافتند که این دو هم پیمان ناتو بر خلاف لفاظی روسای جمهورشان تمامی پُلهای پشت سر خود را خراب نمی کنند.
چرخش ترامپ
ترکیه بر سر پرونده خاشقجی شاید امتیاز ایدهآل خود را از ترامپ دریافت نکرد (چرا که کاخ سفید بهخاطر منافع اقتصادی با ریاض و حفظ استراتژی "فشار حداکثری بر ایران" حاضر به پشت کردن به عربستان و شخص محمد بن سلمان نبود)، اما فشارهای همه جانبه دولت اردوغان سر انجام در نقطهای که منافع واشنگتن را در سوریه (از نگاه ترامپ) تأمین میکند، ظاهرا به صورت بازی برد-برد به بار نشسته است. به بیان سادهتر، اینطور بهنظر میرسد که ترامپ سرانجام به دلیل فشارهای ترکیه و ملاحظات شخصی اما واقعگرایانهاش، از حمایت از نیروهای کرد سوریه دست برداشته است شاید به این دلیل که او تصور می کند:
۱) داعش رو به زوال است و ترکیه آنگونه که اردوغان قول داده است میتواند شرق سوریه را از وجود نیروهای باقیمانده داعش پاکسازی کند، ۲) کردهای سوریه برای تحقق بخشیدن به رویأی دیرینه خودشان یعنی ایجاد اقلیم خودمختار کردستان سوریه "روژاوا" با داعش جنگیدند و ماموریت آمریکا در همان ابتدا از پای در آوردن داعش بود حال آنکه هیچ پیمان اخوت ابدی بین کردهای سوریه و آمریکا برای تحقق رژاوا وجود ندارد.
بیشتر بخوانید:
چنین رویکرد شخصی و معامله گرایانهای از جانب ترامپ بر روی کاغذ در تضاد با برنامه و راهبرد کلانی است که جان بولتون، مشاور امنیت ملی آمریکا، جیم متیس وزیر دفاع سابق و مایک پمپئو وزیر خارجه در زمینه مقابله با نفوذ منطقهای ایران ترسیم کردهاند. اما شاید در عمل اینگونه نباشد. با نگاهی دقیق تر، نه تصمیم ترامپ برای خروج نظامیان آمریکایی لزوماً میتواند خواستهها و اهداف آمریکا را در شرق سوریه برآورده سازد و نه این تصمیم آنطور که بسیاری در نگاه اول برداشت میکنند الزاماً به معنای پیروزی و یا تقویت موقعیت ایران است.
از قضا این تصمیم چه بسا در دراز مدت جای برندهها (ایران و روسیه و ترکیه) و بازندههای احتمالی (کردهای سوریه، اسرائیل) را در بوته زمان و آزمایش با یکدیگر عوض کند. اگر تصمیم ترامپ به دور از هرگونه مذاکرات پشت پرده و سناریوهای مخفی میان قدرتهای درگیر گرفته شده باشد، این اقدام به منزله انداختن تاس قماری پر خطر در سوریه است، قماری که در پس زمینه خلاء امنیتی ایجاد شده پس از خروج نظامیان آمریکایی می۲تواند سرآغازی بر سرباز زدن اختلافات میان ایران، روسیه و ترکیه باشد و حتی آتش جنگ جدیدی را همزمان با تقویت داعش در سوریه مشتعل سازد بدون آنکه بازنده و برندههای این جنگ به سادگی قابل تشخیص باشند.
سناریوهای پیش رو
از این رو پیش بینی دقیق پیامدهای احتمالی خروج نظامیان آمریکایی از سوریه کاری به غایت دشوار است. اما چند سناریوی محتمل (در کوتاه مدت و میان مدت) قابل بررسی است:
یک آنکه تصمیم ترکیه برای به تعویق انداختن عملیات نظامی در شرق فرات احتمالاً به این دلیل است که ابتدا ترامپ ظرف مدت کوتاهی به وعده خود برای خروج نظامیان آمریکایی از سوریه جامه عمل بپوشاند. با خروج نیروهای آمریکا، اگر فرانسه و دیگر قدرتهای اروپایی نتوانند در عمل از کردهای سوریه در برابر اقدام نظامی ترکیه پشتیبانی کنند، آنگاه ترکیه در صورت دریافت چراغ سبز روسیه به بهانه مقابله با داعش هم که شده، به عملیات نظامی در شرق فرات مبادرت خواهد ورزید.

منبع تصویر، AFP
این عملیات از جنبه سیاست داخلی نیز برای دولت اردوغان دارای اهمیت فراوان است چرا که پیروزی نظامی بر داعش و ی.پ.گ جایگاه حزب "عدالت و توسعه" را نزد رأی دهندگان ملی گرا و حامی دولت در آستانه انتخابات شهرداری ها در ماه مارس تقویت خواهد کرد.
در این میان کردهای سوریه دو گزینه پیش رو خواهند داشت. آنان برای جلوگیری از حمله احتمالی ترکیه میتوانند یا به حمایت عملی و عینی فرانسه و دیگر قدرتهای اروپایی تکیه کنند و یا اینکه با حمایت روسیه در روند مذاکرات با دولت اسد قرار گیرند تا ضمن بده و بستان با دمشق فرصت برخورداری از خودمختاری در قالب یک نظام فدرال در آینده سوریه را از دست ندهند.
موقعیت مبهم ایران
در تحلیل نهایی اما بهنظر میرسد روسیه تنها بازیگر اصلی جنگ سوریه باشد که صرفنظر از تبعات تصمیم ترامپ از بیشترین شانس برای تثبیت جایگاه خود به عنوان پیروز بازی قدرت در سوریه برخوردار است. بنا به دلایلی که پیشتر بیان شد این احتمال وجود دارد که ترکیه در کوتاه مدت و چه بسا در میان مدت از قِبَل خلا امنیتی ناشی از خروج نظامیان آمریکایی از سوریه منفعت زیادی ببرد. در دراز مدت اما ترکیه باید شاهد سیر تغییر و تحولات منطقهای و البته نوع بازی گردانی روسیه و شکل گیری فرآیند سیاسی در آینده سوریه باشد. بی گمان بیشترین ابهامها درباره تبعات احتمالی تصمیم ترامپ به آینده حضور نظامی ایران در سوریه مربوط میشود، آیندهای که در سایه بحرانهای داخلی و خارجی که تهران با آنها دست به گریبان است، تیره و تار بهنظر میرسد.











