استراتژی امنیت ملی ترامپ چیست؟

- نویسنده, فرشته پزشک
- شغل, کارشناس ارشد روابط بینالملل
در روزهای گذشته دونالد ترامپ رئیس جمهور ایالات متحده، اولین سند استراتژی امنیت ملی دولت خود را منتشر کرد و در طولانیترین نطق یک رئیس جمهور درباره چنین استراتژی به تبیین سیاستهایش پرداخت. اما استراتژی امنیت ملی چیست و چه نقشی در سیاستگذاری ایالات متحده دارد؟ آیا سند منتشر شده توسط دولت دونالد ترامپ تفاوت چشمگیری با استراتژیهای امنیت ملی پیشین دارد؟ با سیاستهای اعلام شده توسط دونالد ترامپ چطور؟

منبع تصویر، Getty Images
استراتژی امنیت ملی چیست؟
استراتژی امنیت ملی سندی است که دولت ایالات متحده موظف است به طور سالانه آن را منتشر کند. در این سند منافع و اهداف این کشور در سطح بینالملل مشخص شده و مسائلی که برای امینت ملی ایالات متحده اهمیت دارند، تبیین میشوند. این سند نیز مانند اسناد دیگر نشاندهنده اهداف راهبردی دولت وقت این کشور است. وزارتخانهها و سازمانهای مرتبط با این استراتژی، اهداف ذکر شده در این سند را به عنوان نقشهراه دولت دونالد ترامپ در نظر میگیرند و تخصیص بودجه و برنامهها تا حدودی با نگاه به این سند تعیین میشود.
بیشتر بخوانید:
جالب این است که گرچه تدوین و انتشار این سند بنا به قانون گولدواتر - نیکولاس سال ۱۹۸۶ الزامی است اما در طول ۳ دهه گذشته تنها ۱۷ سند استراتژی امنیت ملی منتشر شده است. از جمله اسنادی که در طول این سالها توجه زیادی به خود جلب کردهاند، سند سال ۲۰۰۲ جورج دبلیو بوش است که در سپتامبر سال ۲۰۰۲ منتشر شد و محور آن دکترین «جنگ پیشگیرانه» دولت بوش بود. این سند بحثانگیز تنها چند ماه پیش از حمله «پیشگیرانه» ایالات متحده به عراق منتشر شد.
استراتژی امنیت ملی دولت ترامپ چیست؟
در این سند ۶۷ صفحهای، از امنیت اقتصادی به عنوان امنیت ملی نام برده شده و هسته اصلی استراتژی بر مهار رقبای استراتژیک ایالات متحده مانند چین و روسیه تشکیل میدهد که بنا به دیدگاه کنونی دولت دونالد ترامپ با وضع قوانین نابرابر، اقتصاد ایالات متحده و به تبع آن منافع مردم این کشور را تحت تاثیر قرار میدهد. با توجه به این سند، میتوان گفت که از منظر دولت ترامپ، امنیت اقتصادی، مهمترین مساله امنیت ملی به حساب میآید و به نظر میرسد سیاست دولت ترامپ در برابر چین قرار است تندتر و محافظهکارانهتر شود.
در متن این سند از کلمات اقتصاد، اقتصادی و اقتصادها به ترتیب ۱۰۹، ۲۹، ۱۲ بار و تجارت ۴۵ بار نام برده شده است. سایر ستونهای این استراتژی شامل تقویت نیروهای نظامی و ارتش ایالات متحده، تغییر نظام مهاجرتی این کشور و تقویت نفود و رهبری ایالات متحده در جهان تعیین شده.
تفاوت این سند با سندهای قبلی چیست؟
حذف تغییرات اقلیمی از لیست تهدیدات امنیت ملی آمریکا و افزودن سیستم مهاجرتی آمریکا به لیست این تهدیدات از بارزترین تغییرات به حساب میآیند. به علاوه، در اسناد دولتهای قبل، تعامل با چین همواره از اهداف استراتژیک این کشور بوده است. گرچه آخرین استراتژی دولت اوباما، با نگرانی از چین و روسیه یاد میکند اما این نخستین بار است که به نظر میرسد سیاست ایالات متحده به تقابل و مهار چین معطوف شده است.
تفاوت دیگر این استراتژی با اسناد پیشین این است که بر خلاف اسناد قبلی، نامی از متحدان سنتی آمریکا و نهادهایی مانند ناتو برده شده. در استراتژی دولت ترامپ، از ناتو تنها ۱ بار آن هم برای اشاره به نقش آمریکا در بازسازی اروپای پس از جنگ جهانی دوم استفاده شده است. در حالی که در استراتژی سالهای ۲۰۱۵ و ۲۰۱۰ و ۲۰۰۲ و ۲۰۰۱ در دولتهای اوباما، بوش و کلینتون به ترتیب ناتو ۷، ۱۳، ۱۴، ۵۷ بار استفاده شده بود.
این سند در مورد ایران چه میگوید؟
شاید مهمترین نکته سخنرانی و استراتژی همان تمرکز بر امنیت اقتصادی آمریکا و بهبود اوضاع آن باشد. عدم تاکید و تمرکز هر دو اینها حول شرایط خاورمیانه و ایران میتواند نشان از آن داشته باشد که در حال حاضر اولویت دولت ترامپ رویارویی جدی با ایران نیست. گرچه این بدان معنا نیست که از تنشهای میان این دو دولت کاسته خواهد شد، بلکه بدین معنا است که احتمالا شرایط موجود (چنانچه بحران تازهای در منطقه و یا در آمریکا رخ ندهد)، با تحول عمدهای مواجه نشود.
گرچه ترامپ در طول سخنرانیاش تنها ۳ بار از ایران نام برد و در متن سند نیز تنها ۱۲ بار از ایران یاد شده است، اما هر ۳ مرتبه با نگاهی منفی و در حوزه امنیت ملی، برجام و تحریمها بود که نشان از آن دارد که رویکرد ترامپ به ایران تغییر عمدهای نکرده است. شاید بتوان گفت که تمرکز فعلی دولت ایالات متحده بر سیاستهای دیگری از جمله اقتصادی و همینطور مسائل داخلی است.

منبع تصویر، AFP
چشمانداز استراتژی دولت ترامپ
گرچه هدف این استراتژی مهار رقبای استراتژیک ایالات متحده، چین و روسیه بیان شده، اما برخی از سیاستها و مواضع دولت ترامپ دستیابی به این اهداف را دشوارتر کرده است. چنانچه ایالات متحده حقیقتا مهار قدرت رو به رشدی همانند چین را در دستور کار خود قرار دهد، عملی کردن چنین هدفی نیازمند ایجاد اجماع جهانی و همینطور ایفای نقش رهبری است. دونالد ترامپ با اتخاذ سیاستهایی ناهمخوان با اجماع جهانی دشوار بتواند چنین هدفی را عملی کند. برای مثال، یکی از راههای مهار چین، ایجاد اتحاد نزدیکتر، از جمله اتحاد اقتصادی با همسایگان چین است. خارج شدن از پیمان تجاری پر اهمیت ترانس پاسیفیک (TPP) عملا فرصت ایجاد اتحاد اقتصادی-تجاری با بسیاری از همسایگان چین را از ایالات متحده گرفت.
خروج یک جانبه آمریکا از پیمان اقلیمی پاریس نیز منجر به انزوای بیشتر این کشور در سطح بینالملل شده است. سایر تصمیمات ترامپ از جمله عدم تایید برجام، علیرغم مخالفت یکپارچه متحدان سنتی اروپایی این کشور و همینطور تصمیم انتقال سفارت این کشور در اسرائیل به بیتالمقدس که توسط تمام اعضای شورای امنیت و اکثریت مجمع عمومی سازمان ملل، از جمله همپیمانان سنتی آمریکا نیز محکوم شده همگی قدرت رهبری و همینطور ایجاد فشار چند جانبه را از دولت این کشور را سلب میکند.
مهار روسیه نیز گرچه به نظر میرسد مورد توافق تیم امنیت ملی ترامپ باشد، اما شواهد و مواضع شخص ترامپ نشان میدهد که او چنین تصمیمی ندارد. بنا به گزارشها، کنگره ایالات متحده هنوز مطلع نیست تا تحریمهایی که چندی پیش با اکثریت آرا و علیرغم مخالفت علنی ترامپ علیه روسیه به تصویب رسید، اجرایی شده است یا نه؟ هنوز دولت ترامپ راهکاری برای جلوگیری از تکرار مداخله روسیه در انتخابات این کشور ندارد. از این رو این هدف نیز چندان عملی به نظر نمیرسد.
میتوان انتظار داشت که مقابله با چین، تقویت اقتصاد و همینطور تقویت نیروهای نظامی در اولویت دستورکار دولت ترامپ باشد. اما نباید فراموش کرد که تمام این اهداف مانند سایر سیاستها، اغلب اوقات تحت تاثیر بحرانهای روز قرار میگیرند و شرایط پیادهسازی آنها با توجه به تغییر شرایط، تغییر میکند. بحرانهایی چون شیوع بیماری، بحران اقتصادی و یا حملات تروریستی و حتی بحرانهای طبیعی مانند طوفان و سیل و زلزله اهداف امنیت ملی را تحتالشعاع قرار میدهند.
از اینها گذشته نتایج انتخاباتهای آتی نیز بر نحوه اجرایی کردن سیاستهای دولت دونالد ترامپ تاثیر خواهد داشت.











