|
مشکلات و محدودیت های تئاتر در شهرستان های ایران | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
فقدان آزادی هنرمندان تئاتر در انتخاب موضوع و اجرای نمایش، فقدان مدارس هنرپیشگی، سالن های ویژه تئاتر در سطح ایران و بودجه لازم و کافی ازموانع پیشرفت تئاترِ این کشور است. با وجود استعدادهای درخشان ِهنرمندان شهرستانی درهمه زمینه های تئاتر، فقدان این سه مهم بزرگترین سدّ راه آنها در خلق نمایش های حرفه ای است. هنرمندی که نتواند درحرفه خود کار کند و از راه حرفه خود زندگی اش را تأمین کند، برای همیشه آماتور خواهد ماند.(1) چند گانگی ِاقوام، زبان وگویش ها، غنای فرهنگی وهنری از ویژگی های درخشان ایران است. پژوهش ِهنرمندان تئاتر در ویژگی های تاریخی، اجتماعی، سنت و آئین های ویژه شهرستان ها زمینه سازٍخلق آثاری درخورِِ توجه خواهد شد. هنرمندان شهرستانی می توانند با داشتن سالن های ویژه و دائمی در تمام سال نمایش روی صحنه بیاورند. از آنجا که آنها خانه ای برای خود ندارند، وابسته جشنواره های گوناگونی می شوند، که تنها سالی چندبار، براساس ِموضوع و هدفی خاص، به آنها پیشنهاد نمایش می دهند و کارهای برگزیده را آن هم به مدتی محدود به اجرای عمومی می گذارند.(2) چگونگی گزینش کارها نیز خود معضل بزرگی برای هنرمندان شهرستانی است. برای مثال سال گذشته این گروه ها برای اجرای نمایش های خود درجشنواره فجر(١٨تا ٢٧ دی) می بایست ٣خوان را پشت سرمی گذاشتند. نخستین: تصویب نمایش آنها از سوی مدیران اداره فرهنگ وارشاد شهرِخود بود، خوان دوم یکی از مناطق چهارگانه اردبیل، گرگان، یاسوج و خرم آباد بود که به آن اعزام می شدند. در آن شهر، بهترین و مناسب ترین کارها ازسوی ٢ گروه داور از مرکزهنرهای نمایشی برای عرضه در جشنواره فجر گزیده می شدند. خوان سوم تهران بود. نمایش همه گروه ها (ایرانی وخارجی) بار دیگر و پیش از اجرا در جشنواره، بازبینی می شد. (3)
قابل ذکر است که مدیران مرکزهنرهای نمایشی گروه های شهرستانی را که با تحمل کمبودهای بی شمار و گاه پس از یک سال تمرین، نمایش خود را آماده کرده بودند، برای داوری به شهری دیگراعزام می کردند. طبیعی است که وقتی ِگروه ها مجبورباشند، با دکور و اسباب صحنه، از شهرِ خود به شهری دیگر سفرکنند، شهری که نمی شناسند، که فاقد هتل به اندازه کافی برای اقامت است، که بیش از یک یا دو سالن نمایش، آن هم بیشتر برای سخنرانی، ندارد، که تازه آن سالن های محدود را نیز باید با دیگرگروه ها تقسیم کنند، نه اجرای نمایش به گونه ای مطلوب و نه داوری درست امکان پذیر خواهد بود. سفارش نمایش در حالی که جشنواره بین المللی فجر برای گروه های تئاتر موضوع و هدف تعیین نکرده بود، جشنواره های دیگرسفارش دهنده کار درراستای هدف خود بودند. از آن میان: "جشنواره رضوی"، که در٧ سالن، به مدت ٥ روز، جشنواره سومین همایش سراسری عاشورایی از١٠ تا ١٢ بهمن٨٥، نمایش های عاشورایی، از٢٣بهمن تاپایان اسفند ماه ٨٥ در تهران، پنجمین جشنواره دینی از٨ تا١١اسفند در بوشهر، جشنواره بانوان، جشنواره مقاومت و دفاع مقدس، جشنواره بسیج، جشنواره ارتش، جشنواره پلیس و جشنواره ماه نیز برگزار شدند. نمایشنامه های برگزیده شهرستانی در جشنواره فجر ١٣٨٥ را می توان در ٣ گروه بررسی کرد: آیین و مذهب، دفاع مقدس و جنگ، روان پریشی و خرافات. اینک نمونه ای چند: نگین بام عباس و مادرش در راه زیارت مشهد تصادف می کنند، مادر می میرد و عباس که قطع نخاع شده، از نیمه راه برمی گردد حالا تنها آرزوی او زیارت مشهد است. از پدر برایش تنها یک نخل به یادگار مانده است. ( نخل نماد کجاوه حضرت زینب است که آن را در روزهای عزاداری به دوش می کشند). برادر کبوتربازِ عباس می خواهد از چوب نخل برای کبوترانش لانه بسازد. چله نشین عشق زنی به چله نشسته، درخواب دو دست بریده را دیده است که به وی نام "نینوا"را گفته اند. او تعبیر خوابش را شرط انتخاب شوهر قرار می دهد. ٣٩ داوطلب همسری ِاو از تعبیرِ خواب وی عاجز می مانند، چهلمین داوطلب، جوانی دلباخته وی، راهی نینوا می شود. در راه شیطان پیوسته در هیئت های متفاوت ظاهر می شود و جوان را اغوا می کند، اما درهمه حال این زن است که به یاری او می آید و نجاتش می دهد. مرد عاقبت به نینوا می رسد و عشق خدایی را لمس می کند. وی شیفته مردانی می شود که آب در کنارشان است و لب به آن نمی زنند. خورشیدی از تن جدا می شود و در خاک می افتد، اما زیر پای اسبان تابناک تر از همیشه می درخشد. در پایان زن و مرد کنار هم، شمعی را روشنگر راه جویندگان عشق می کنند، در حالی که شیطان کماکان نظاره گرآنهاست. این کارنیز ملغمه ای است از آئین و شبه عرفان و افسانه. پایین، گذرسقاخانه
دوپهلوان ِگذر سقاخانه، یکی جوان و دیگری سالمند عاشق دختر حاجی ِپولدارِ گذر هستند. با آنکه دخترک به جوان عاشق است، او به نفع هماوردِ عاقله مرد ِخود کنارمی رود. همه این اتفاقات در ایام محرم و همراه با دسته عزاداری رخ می دهد و سرانجام به دست سیاهپوشانی ناشناس کشته می شود. محتوا و موضوع این نمایشنامه تازه نیست، صادق هدایت در"داش آکل"، بهرام بیضائی در"پهلوان اکبرمی میرد"، هادی اسلامی در "زیر گذر لوطی صالح"، هرکدام به گونه ای این موضوع را در اثر خود آورده اند. البته زبانی که اکبر رادی در این نمایشنامه به کارگرفته درخشان است، اما قراردادن این ماجرا درایام عزاداری، به خصوص قتل بی دلیل پهلوان جوان به دست سیاهپوشانی که معلوم نیست که هستند و از کجا می آیند وصله ناجوری بر نمایش بود. نمایشنامه های یادشده به طور کلی از جهت بافت نمایشی ضعیفند. چگونه می شود یک قصه ی عاشقانه را روایت کرد ابراهیم، تنها و مجرد، روزگارش را با نقاشی و مجسمه سازی می گذراند. سال ها پیش، به زمان جنگ، دوست همرزمش حبیب شهید شده است. امروز جنازه او را به خانواده اش تحویل داده اند، مشکل اینجاست: نشانی هایی که ابراهیم از مرگ حبیب داده است با جنازه تطبیق نمی کند. دیدار نمایشی در٥ اپیزود درباره قربانیان جنگ تحمیلی، از آن میان: بیماری که کابوس مرگ می بیند، سراغ پزشک می رود، پزشک هم گرفتار کابوس مرگ است؛ سه زن ضیافتی برگزار کرده منتظرِ کسانی هستند که نمی آیند؛ سربازی که پاهایش را در جنگ از دست داده، سراغ فرمانده اش می رود و پاهایش را از او می خواهد. زنبورمرده مهران بزرگ، عکاس معروف جنگ که در دوران دفاع مقدس از دو دست فلج شده، درکلبه ای کوهستانی دور از خانواده و اجتماع زندگی می کند. مردی بارانی پوش با دوچرخه ای عجیب، ازطرف شهدا نامه هایی را برای خانواده های آنها می آورد. ٣ بازجو، که یکی ازآنها همرزم مهران بوده است، با این ظن که نامه ها را خودِ مهران نوشته است، به کلبه ی او می آیند. امتیازِ این نمایش ها بیشتر در کارگردانی و بازیگری و صحنه آرایی هنرمندان شهرستانی بود. از جهت متن نمایشی همه کم و بیش کوتاهی هایی داشتند. اکثر نویسندگان این نمایشنامه ها جوانان ٢٥ تا٣٠ ساله اند که شخصاً جنگ را تجربه نکرده اند. در میان این آثار به ندرت نمایشی برپایه رویداد های جنگ و نامه های رزمندگان و اسناد تاریخی دیده می شد.(4) پلنگ خالهایش راپاک می کند مادری برای نجات دخترش از مرگ و به اصرار شوهر، به شیوه درمان سنتی که مطابق آن باید کودک را در شکم یک گراز ماده قرار داد، عمل می کند و برای شکار گراز به کوه های زاگرس می رود اما موفق نمی شود. پزشکی می گوید تنها راه درمان تزریق خون مادر به کودک است. مشکل اینجاست که مقدار خون مورد نیاز به احتمال زیاد باعث مرگ مادر می شود. شوهر رضایت نمی دهد. سه گانه ی سوءظن و سوسک زن درکابوس می بیند، که اطرافش را سوسک ها پر کرده اند. مادرش می گوید باید ُمشتی از گیسویش را با سوسکی خشک شده در قبرستان چال کند و در آنجا مطلقا به سوسک فکر نکند. مرد معتقد است تنها قاتل ِ سوسک نور است. مانی پسرِ آنها رفته است که با خودش نور بیاورد. نمایش هایی که به جشنواره فجردعوت نشدند درمناطق چهارگانه نمایش هایی نیز اجرا شدند که برای حضور درجشنواره فجرمُجوز نگرفتند، درحالی که دست کم ازجهت موضوع اندیشه برانگیز بودند، ازآن میان: یکی بود یکی نبود، یه مردی بود داستان درباره سدهای راه ِزنی است که بازیکن بدمینتون است و برای مسابقات جهانی دعوت شده است. مهرآبله تناک مردم منطقه به علت خشک سالی های پی درپی کوچ می کنند. در این میان سکینه تن به کوچ نمی دهد. چهره به چهره مبارزات ستارخان که از نگاه همسرِ یکی از مجاهدان انقلاب مشروطه روایت می شود. سرگذشت درگذشت چشم حکایت ِدزدی که با قاضی شهر تبانی کرده است. برداشتی ازمنطق الطیر عطار. حجله خوانی برای زینو گلپرا، مطابق رسم هر سال به میان مردم "دلوار" می رود و قصه ی زینو، دلاور زن ِتنگستانی را برای آنها تعریف می کند. حوضخونه نویسنده و کارگردان: رضا جوشعار، از بندرعباس سه پنجره از شادی نکته درخور توجه دیگر درهمه ۳۷ نمایشی که در جشنواره فجر و۲۷ نمایشی که در منطقه روی صحنه آمد این بود که ۳۵ نویسنده کارگردان نوشته خود بودند. این رقم از یک سو نمایشگرِعلاقه و شوق جوانان را به تئاتر و از سوی دیگر ضعف تئاتر ایران را نشان می دهد. در تاریخ تئاتر جهان ازسده نوزده میلادی تا به امروز، مگر در چند مورد استثنایی، هیچ نویسنده شهره ای اثرش را خودش کارگردانی نکرده است. (5) نمایشنامه باید خودش را از ناف مادرِ نویسنده اش ببُرد، تا همه کس بتواند آن را اجرا کند. در تئاتر امروز ایران به ندرت نمایشنامه ای توانسته است، جدا از نویسنده اش به زندگی ادامه دهد. مشکل جدایی نسل ها
مشکل بزرگ دیگرِ تئاتر امروزِ ایران: جدایی نسل هاست. این مشکل درهمه زمینه های تئاتر، از نوشته و بازی و کارگردانی گرفته تا تماشاگر دیده می شود. بیش از٩٠٪ تماشاگران تئاترها جوان های بیست تا سی ساله اند. هم چنینند بازیگران و کارگردان های تئاتر. کمتر نویسنده ای برای گروه سنی ِویژه می نویسد. بیشتر کارگردانان ایران نقش های نمایشنامه ها را بدون توجه به تعدد و تفاوت نسل ها، میان یاران جوان هم نسل خود انتخاب می کنند. با این انتخاب نه تنها دست و بال خود را می بندند، بلکه از تجربه و آگاهی های نسل پیشین ِهنرمند وتماشاگران، بی بهره می مانند. حرف آخر انجمن های نمایش شهرستان ها به پشتیبانی بیشتری نیاز دارند. همه ساله بیش از هزار دانشجو از دانشگاه های مختلف ایران در رشته تئاتر فارغ التحصیل می شوند. آنها می توانند در اداره های فرهنگ و ارشاد، آموزش و پرورش، در شعبه های کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان شهرستان ها، بچه ها را، از سنین کودکستان و دبستان، همچنین خانواده ها را با تئاتر آشنا کنند. توجه به آنچه در تئاترهای پیشرفته دنیا می گذرد و بهره گیری ازتجربیات آنها اهمیت حیاتی دارد. دعوت از استادان برای تدریس و کارگردانی، سفرهای پژوهشی در داخل و خارج از کشور، به قصد ِآشنایی با هنرِخِطه های دیگر ایران و کشورهای دیگر و نیز جلب همکاری های آتی برای خلق برنامه های ِهنری ِمشترک به حمایت ِمدیران ومسئولان اداری نیاز دارد. ساخت سالن های ویژه ی این هنر در سراسرایران سرمایه گذاری ملی و فرهنگی است. آن زمان که گروه ها بتوانند درخانه های تئاتر شهر خود هنرِ خود را به نمایش بگذارند، برگزارکنندگان جشنواره ها نیز قادرخواهند شد، طبق معمول همه جشنواره های تئاتر جهان، براساس معیارها و هدف های فرهنگی خود، موفق ترین کارهای روی صحنه را، برای عرضه انتخاب کنند. زیرنویس ها 1-در آلمان دبیرِ فرهنگی ایالت مدیر تئاتر را به صورت مسابقه و برای چهار سال انتخاب می کند. کنارِ مدیرِ منتخب دراماتورژ و مدیر اداری و مالی خانه های تئاتر را اداره می کنند. هر تئاتر دارای چندین کارگردان و هنرپیشگان وابسته و به ضرورت کارگردانان و هنرپیشگان مهمان است. نمایش ها به شیوه رپرتوار روی صحنه می آید. با رعایت این شیوه گروه ها می توانند به تناوب نمایش خود را روی صحنه بیاورند. مدیران و هنرمندان تئاتر در امور هنری، اداری و کادر فنی استقلال کامل دارند، از شهر یا ایالت خود بودجه دریافت می کنند و موظفند، پس از کسر مخارج، بودجه مصرف نشده را به صندوق دولت برگردانند. 2- طبیعی است که جشنواره ها می توانند برای گروهی ویژه، مانند جشنواره های عروسکی، مدارس، کودکان، دانشحویان، کارگران، یا با هدفی خاص مانند جشنواره نمایش های آیینی برگزار شوند. کنارِ این گونه جشنواره های تخصصی از پشتیبانی و تقویت جشنواره هایی که همه قشرها را دربرمی گیرد نیز نمی توان غافل بود. 3- بخشی از نمایشنامه "مرغ دریائی"، برداشتی آزاد از اثر آنتون چخوف، کاری از روسیه در بازبینی حذف شد. نمایشنامه ی چخوف را نخستین بار بزرگ علوی باعنوان"کاکایی" ترجمه ومنتشرکرد؛ همچنین بازبینان درتهران زیرنویس فارسی دونمایش "شاه لیر" و"مرگ دانتن" از تئاترمولهایم ان- در- رورِ آلمان را نیزکوتاه کردند. 4- گئورگ بوشنر (١٨١٣-١٨٣٧)، نمایشنامه نویس بزرگ آلمان نیز که خود انقلاب فرانسه را تجربه نکرده بود پس از دو سال پژوهش نمایشنامه درخشان " مرگ دانتن" را نوشت. 5- در آلمان برتولت برشت، پس از آموختن هنر کارگردانی از اریش انگل و اروین پیسکاتور، آن هم در شیوه ای علمی و تاریخی، با همفکری هنرپیشه ها، مسئولان امور فنی، دانشمندان و متفکران عصر، اثر خود را روی صحنه می آورد. به زمان ما ساموئل بکت، هاینر موللر و فرناندو ارابال به طور استثنایی، و جورج تابوری، که خود سابقه پنجاه ساله در کارگردانی دارد، آثار خود را روی صحنه برده اند. |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||