|
صحنه های خارجی: روایتی پست مدرن از زندگی معاصر | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
در هیاهوی اکران فیلمهایی همچون اخراجی ها، نقاب و قلقلک، در گوشه ای از تهران، در فرهنگسرای هنر- ارسباران- فیلمی تجربی از سینمای ایران با نام "صحنه های خارجی" و با حضور محمد قائد، موسی غنی نژاد، مراد فرهادپور و رامین جهانبگلو نمایش داده شد. فیلمی که میتواند برای بسیاری ازمخاطبان سرگردان این سینما که برای بالابردن قدرت انتخابشان، هر روز در پیاده رو خیابان ها بدنبال سی دی و دی وی دی فیلمهای خارجی و ایرانی دلخواهشان هستند، غنیمتی منحصر به فرد باشد. شاید پخش چنین فیلمی، برای مخاطب خاص جذاب تر باشد. مخاطبی که روزگاری در سینماهای چندگانه عصر جدید به تماشای فیلمهای آندری تارکوفسکی و پاراجانف می نشست و می توانست در میان تماشاگران بابک احمدی را ببیند که مشتاقانه برای دیدن این آثار سترگ فرهنگی بر روی پرده، در انتظار بلیت است. چند سال پیش قرارشد "گروه سینمایی آسمان" فیلمهای متفاوت سینمای ایران را که تمام جشنواره های جهانی را درنوردیده بودند، به نمایش بگذارد. اما این حرکت فرهنگی آن قدرعمرش کوتاه بود که بیشترشبیه صبح کاذب بود. در واقع به نظر می رسد اراده ای برای نمایش فیلمهای متفاوت درمدیریت فرهنگی سینمای ایران وجود ندارد. بسیاری از این فیلمها یا پخش نشدند یا بد و دیراکران شدند. این فیلمهای متفاوت با اکران خوب و به موقع و به دنبال آن نقدهایی که در مطبوعات چاپ میشد، میتوانستند موج متفاوتی را در سینمای ایران که هم اکنون در محاصره فیلمهای کمدی، جنگی و معناگرا قرار دارد، ایجاد کنند. صحنه های خارجی: می خواهم بیشتر بدانم صحنه های خارجی به کارگردانی علی رضا رسولی نژاد از نوع فیلمهایی است که کمتر بر روی پرده می رود. فیلمی درباره چیزی که در ایران یا وجود ندارد یا بسیارمحدود است و کاذب و این که در نبود آن زندگی ایرانیها به طنزی تلخ شبیه شده است. قصه فیلم ازآن جا آغاز میشود که عموجان، یک شخصیت فرهنگی میانسال که هنوزنه خودش و نه خانواده اش نمی دانند چه کاره است، در خواب میبیند که مورد هجوم تعدادی ازبچه های دهه شصت قرارگرفته است. درمیان آن ها دو تا از خواهرزاده هایش به نام شایان و شارلین هم دیده میشوند. در ادامه ماجرا عمو تصمیم می گیرد برای مدتی، راهی سرزمین های شمالی شده و خانه اش را در اختیار دو خواهرزاده اش قرار دهد. عموجان چند نامه، دوعدد پتو، یک کلاه کاسکت موتور، تعدادی سی دی موسیقی کلاسیک ازاشتراوس وشوستاکویچ، تعدادی کتاب مانند تجربه مدرنیته از مارشال برمن و دیباچه ای بر نطریه انحطاط ایران نوشته جواد طباطبایی و تعدادی از مهمترین فیلمهای تاریخ ایران و جهان را برای استفاده بچه ها در خانه می گذارد. تعدادی نامه هم می نویسد که در آن ها به رویاها، کابوس ها و آرزوهایش اشاره کرده است.
این مواد خام سرآغاز کشف و شهود بچه ها است از آنچه که در اطرافشان میگذرد. آن ها در این راه از سخنان قائد، فرهادپور وغنی نژاد بهره می برند و پای صحبت جهانبگلو هم می نشینند. این افراد همگی از حالت گذارجامعه ایرانی برای بچه ها میگویند و این که ایرانیها در برزخ سنت و مدرنیته گرفتارند. دوست موسیقیدان عمو هم فقدان حوزه عمومی را مشکل بزرگ جامعه ایرانی میداند. او میگوید: "در غرب وجود چنین فضایی که بین دو نهاد خانواده و حکومت وجود دارد به انسان ها اجازه میدهد تا زندگی متفاوتی را تجربه کنند." اما فیلم به همین صحبتها محدود نمیشود. یکی از دوستان عمو پیرمردی است که با اصرار زنش، خانه اش را به خیابان فرشته منتقل کرده است. او همچنین زنش را برای تعطیلات به دبی و ترکیه می فرستد و ماهواره مصر و عرب را برایش تهیه کرده است. پسرش و دوستانش هم از صبح تا شب در خانه الواطی میکنند و با تحصن از او درخواست یک میلیون دلار کرده اند تا با یک ایرانی ناسیونالیست در لس آنجلس کارخانه قلیان فروشی راه بیندازند. آن ها در برابر پرسش شارلین اصلا نمی دانند چیزی به اسم مجمع تشخیص مصلحت نظام در ایران وجود دارد. یکی دیگر از دوستان عمو هم پیانیستی است که مقلد آیت الله بهجت است و دچار درگیری ذهنی بر سرحلال یا حرام بودن موسیقی است. او برای رفع دغدغه ذهنی خود، هر چند وقت یکباربه قم میرود.
بچه ها درعین سرگشتگی به نبرد فرهنگی با فامیل مشغول میشوند. آنها کتابهایی مانند "موانع توسعه سیاسی درایران" حسین بشیریه را برای تمام فامیل "سنت تو آل" (Sent to All) می کنند. اما شاید جالترین نکته فیلم پایانش باشد. عمو که در تلاش بود تا روی بچه ها تاثیر فرهنگی مثبت بگذارد، خودش در کوههای کلاردشت بساز و بفروش میشود وهمزمان به خاطر فیلم برداری غیر مجاز از دانشکده تربیت معلم، به پنج ماه قایق سواری برروی دریا محکوم می شود. فیلمساز با نگاهی رندانه وهوشمندانه به برخورد مدرنیته غربی با سنت شرقی در بزنگاه زندگی مردم ایران میپردازد، آن هم با پرداختی هجو گونه وکاریکاتوری. در این میان، میتوان فیلم صحنه های خارجی را سندی از زندگی مردم، در تهران دهه 80 13دانست. صحنه های خارجی در جشنواره فجر گذشته روی پرده رفت و پس از آن در جشنواره های کلن، پراگ، نانت و اسلو به نمایش در آمد. |
مطالب مرتبط ریچارد رورتی، فیلسوف آمریکایی، درگذشت11 ژوئن، 2007 | فرهنگ و هنر جایزه ویژه داوران کن برای مرجانه ساتراپی27 مه، 2007 | فرهنگ و هنر تقدير یونسکو از عزت الله انتظامی25 مه، 2007 | فرهنگ و هنر گرامیداشت نصرت کریمی در خانه هنرمندان14 مه، 2007 | فرهنگ و هنر 'فیلم اخراجی ها رکورد فروش سینمای ایران را شکست'28 مارس، 2007 | فرهنگ و هنر مروری بر سينمای ايران در سال ۱۳۸۵20 مارس، 2007 | فرهنگ و هنر درگذشت ژان بودریار، از برجسته ترین فیلسوفان معاصر09 مارس، 2007 | فرهنگ و هنر نگاهی به چند اثر جشنواره بيست و پنجم فيلم فجر10 فوريه، 2007 | فرهنگ و هنر | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||