|
گرامیداشت نصرت کریمی در خانه هنرمندان | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
عصر شنبه بیست و دوم اردیبهشت ماه مراسم گرامی داشت نصرت کریمی از سلسله شب های بخارا با حضور جمعی از علاقمندان و هنرمندان در تالار بتهوون خانه هنرمندان برگزار شد. در این مراسم مرضیه برومند کارگردان سینما و تلویزیون و نمایش عروسکی، جواد مجابی، خسرو سینایی، یدالله صمدی، جمشید مشایخی، حسین اعرابی و ماندانا کریمی سخن گفتند و پیام ناصر زراعتی قرائت شد. پیش از آغاز مراسم حال نصرت کریمی دگرگون شد و توسط ماموران اورژانس به بیمارستان انتقال یافت و قبل از اتمام برنامه خبر سلامت او توسط دخترش به حاضران اطلاع داده شد. علی دهباشی با معرفی مختصر نصرت کریمی و خوشامد گویی مراسم را آغاز کرد. بعد فیلم جالب و جذابی که مهرداد شیخان با نام تاریکخانه های ما که در باره نصرت کریمی ساخته بود، به نمایش درآمد. نمای افتتاحیه فیلم گویاترین تصویر از نصرت کریمی را ارائه می کرد: پیرمردی رو به دوربین می آمد و می گفت " من نصرت کریمی بودم. یعنی هنوزم هستم. فیلمسازم، ولی فیلم نمی سازم." و در فیلم از دوران زندان خود تعریف می کرد که چطور در زندان برای زندانیانی از هر تیپ و طبقه کلاس نمایش و سینما گذاشته است.
کریمی در فیلم می گفت زمانی که فیلم نساختم، سعی کردم از طریق مجسمه سازی نقش هایی را که دوست داشتم بازی کنم، بسازم. هنگامی که مجسمه ای می سازم، ماسک هایی را که انسان ها به صورت زده اند، برمی دارم و بعد مجسمه شان را می سازم. او سپس از عشق که درونمایه حیات است سخن می گفت. در قسمتی از فیلم صدای فرهاد پخش می شد که ترانه برف را می خواند. بعد مرضیه برومند متن احساسی را که برای استاد دیرینش نوشته بود، قرائت کرد. جواد مجابی سخنران بعدی بود. این نویسنده طنزپرداز سخنانش را با طنز آغاز کرد و با طنز تلخی نیز به پایان برد. او از قول کریمی داستانی از عبدالحسین نوشین نقل کرد: ظاهرا نوشین در جلسات درس استعداد یابی می کرده و روزی یکی از شاگردان نوشین که کارمند وزارت کشور بوده و در بازیگری استعداد نداشته گله کنان می گوید من دوسال است وقتم را در این هنرستان هدر دادم. اگر این دوسال را در وزارت کشور خوب کار می کردم حالا وزیر شده بودم. نوشین آشفته و با عصبانیت پاسخ می دهد آقا تشریف ببرید و وزیر شوید، اما بازیگر نخواهید شد. مجابی افزود: نصرت کریمی هرگز وزیر نشد، هنرمند مانده است با رنج ها و شادی های یک انسان حساس آگاه در روزگاری که هنر والا در آن چندان ارجی ندارد. وی گفت: کریمی چهره پرداز، بازیگر، کارگردان سینما و تئاتر است. اما من می خواهم در باره چهره دیگر اوسخن بگویم: کریمی مجسمه ساز طنزپرداز. مجابی گفت که کریمی از کودکی با گل مجسمه می ساخته و مادر بزرگش می گفته نساز، روز قیامت از تو می خواهند به آنها روح بدهی و وقتی نتوانی به جهنم می روی.
این روزنامه نگار و نویسنده اهل هنر افزود که کریمی از ۱۹۵۷ تا امروز مجسمه هایش را با خمیر مدوریت می سازد که با پختن، نمایی چون استخوان و عاج دارد و محکم است. وی سپس از طنز کریمی در صورتک هایش و شخصیت های آثارش گفت و با نقل این داستان سخنانش را به پایان برد: سال ها پیش که از منزل استاد در می آمدم اشاره کردم به اثر غیر هنری که به ضرورت مالی بی نام او از تلویزیون پخش می شد و پرسیدم چرا؟ رند بی سامان جواب داد حال ما حال جراح متخصص قلبی است که به زور وامی دارندش که فقط بچه ختنه کند. خسرو سینایی کارگردان سینما، کریمی را هنرمندی خردمند خطاب کرد و گفت سال هاست او را می شناسم . از آن زمان که تحولی در سینمای نقاشی متحرک ایران ایجاد کرد... از آن زمان که فیلم بسیار خوب درشکه چی را ساخت... و از آن زمان که به عنوان بازیگر نه فقط در میان اهل سینما ، بلکه در میان تماشاگران عادی هم چهره ای سرشناس و محبوب بود. سینایی با اشاره تلویحی به دوران پس از انقلاب و بازداشت کریمی که این موضوع که وی اجازه کار نداشت، گفت زمانه که برگشت و خارهای دردناکش را به بدن او فرو کرد، من نصرت کریمی دیگری را شناختم: مردی که فراز و نشیب زندگی را می شناخت و خوب می دانست که برای گذر از آن فراز و نشیب، شکیبا باید بود. وی گفت کریمی هرگز عزلت نشین نشد، به ساختن صورتک های استادانه اش پرداخت و پرورش گیاه کاکتوس! و آنقدر با کاکتوس ها مهربان بود که آن ها شرم داشتند از این که خاری به بدنش فرو کنند. این بار مردی را شناختم که آموخته بود از کوچکترین پدیده های طبیعت زیبایی خلق کند و زندگی را حتی در کوچکترین ابعادش ارج نهد.
یدالله صمدی کارگردان سینما گفت نصرت کریمی راه او را به سینما گشوده و زندگیش را تغییر داده است. جمشید مشایخی خاطراتی از نصرت کریمی نقل کرد و حسین اعرابی دوست دیرین کریمی از خصوصیات مثبت روحی او و عشق والایش به زندگی سخن گفت. در پایان مراسم کوچکترین فرزند کریمی، دخترش ماندانا کریمی که خودش هم فیلمساز عروسکی است از پدر هنرمندش و عشق و علاقه وافر او به آموختن صحبت کرد. عجیب بود که هیچکدام از سخنرانان در باره مهم ترین وجه فیلمسازی نصرت کریمی که همانا تابو شکنی در باره زن و جایگاه او در اجتماع بود، سخنی نگفتند. |
مطالب مرتبط نمايشگاه چوب ساخته های رضا کیانیان03 مه، 2007 | فرهنگ و هنر تجلیل از بهرام بیضایی در خانه هنرمندان ایران28 دسامبر، 2006 | فرهنگ و هنر شناختنامه بهرام بيضائی28 دسامبر، 2006 | فرهنگ و هنر تاريخچه مميزی فيلم در ايران18 ژانويه، 2006 | فرهنگ و هنر مجسمه سازی امروز ايران 19 ژوئيه، 2006 | فرهنگ و هنر بزرگداشت بزرگان خانه نشينگرينويچ 11/08/2003 | فرهنگ و هنر 'کاوه گلستان چشم ما بود'گرينويچ 17/04/2003 | فرهنگ و هنر دنيای غريب صادق هدايت در آکسفورد گرينويچ 04/04/2003 | فرهنگ و هنر | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||