|
هفتمين جشنواره تئاتر گوهر مراد | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
هفتمين جشنواره تئاتر و هنرهای نمايشی ايران در تبعيد، پنجشنبه هفتم سپتامبر در پاريس گشايش يافت و تا اول اکتبر به تناوب در سه دوره و جمعا در ده شب ادامه خواهد يافت. جشنواره که از همان آغاز به ياد "غلامحسين ساعدی" نمايشنامه نويس معروف ايرانی که در فرانسه و در تبعيد در گذشت، به نام مستعار او گوهرمراد ناميده شد، در سال های اول و دوم با استقبال بسيار خوب گروه های نمايشی ايرانی مقيم فرانسه و ساير کشورهای اروپا روبرو گرديد و شروعی بسيار اميدوار کننده داشت. اما بعدا به دليل مشکلات مالی و اختلاف سليقه ها و ناسازگاری های حرفه ای و سياسی، مشارکت هنرمندان تبعيدی نقصان گرفت و آن استقبال و رونق اوليه کم رنگ شد و به ناچار مسئولان جشنواره راه را بر گروه های غير ايرانی و حتی فرانسوی گشودند و جشنواره آن روحيه "ايرانی پسند" خود را از دست داد و استقبال تماشاگران ايرانی کاهش يافت. جواد دادستان، مسئول جشنواره معتقد است که "ما بايد پويائی فرهنگيمان را به نمايش بگذاريم و چه بهتر که نشان دهيم به جامعه ای که در آن زندگی می کنيم علاقمنديم." به گفته دادستان، "فرانسوی هايی که در جشنواره شرکت می کنند به خاطر روحيه جشنواره است و در حقيقت آنها با شرکتشان می گويند که با هنرمندان تبعيدی ايران همراهی و همدلی دارند. ما توانسته ايم جشنواره را به ميان فرانسوی ها ببريم. اکنون نشريات تخصصی تئاتر درباره جشنواره، خبر و مطلب می نويسند در حاليکه تا چهار سال پيش از اين صحبت ها نبود." برنامه های امسال
نمايش ديدنی شب افتتاح بعد از عشق نوشته نويسنده فرانسوی "دانيل سوليه" بود که آن را "حميدرضا جاودان" با همکاری "سارا گس" بازيگر بلژيکی و "پيام مجلسی" بازيگر ايرانی به زبان فرانسه به صحنه آورد. حميدرضا جاودان چهره ای موفق و شناخته شده است. او در سال های اخير نمايشنامه هايی را به زبان فرانسه کارگردانی کرده و در نمايش هایی به زبان های فارسی و فرانسه ايفای نقش کرده است. نمايش بعد ازعشق داستان زن و شوهری است که دوران پيری و بازنشستگی را می گذرانند و بين آنها يک جدال دائمی بر سر مسائل پيش پا افتاده زندگی جريان دارد. مرد يک کمونيست است و زن يک کاتوليک مومن. اما نمايشنامه نويس اين دو شخصيت را تنها به صورت زن و شوهری که دائما به هم نق می زنند، در مقابل هم نگذاشته است بلکه او هوشمندانه دو ايدئولوژی را رو در روی هم قرار داده است و ما در پايان می بينيم که آنها با تفکرات و تصورات بيهوده، چگونه عمرشان را تلف کرده اند. جاودان که همراه با بازی خوب سارا گس و پيام مجلسی کاری به يادماندنی عرضه کرده است، درباره دليل توجهش به نمايشنامه ای که چندان شناخته شده نيست گفت: "در عمق گفته های نمايش و در لابلای حرف ها مطالبی هست که گويی زندگی همه ما را بازگو می کند. خيلی از ما می گوييم زندگی گذشت و تمام شد و به پشت سرمان که نگاه می کنيم انگار هيچ اتفاقی نيفتاده است. اما هستند کسانی که وقتی به گذشته خود نگاه می کنند می بينند چه موفقيت هايی داشته اند، چه ثروتی اندوخته اند و چه عشق ها کرده اند. آنها همانگونه که خواسته اند زندگی کرده اند و زندگی را برده اند، اما اين دو نفر - اين زن و شوهر يک سو نگر - زندگی را باخته اند."
برنامه ديدنی ( و البته شنيدنی) روز دوم همنوازی چهار جوان مهاجر شيليايی و ايرانی بود که با سازهايی مثل "گيتار باس" و "گيتار الکتريک" و " تنبک" و "دف" قطعات جذابی از موسيقی کردی و آمريای لاتين را نواختند. اين همکاری به همت "حسين سلطانی" يک جوان با استعداد ايرانی سر و سامان گرفته است که خود او در اين ارکستر دف و تنبک می نواخت. حسين سلطانی سه سال پيش که 22 ساله بود، نمايشنامه ديکته غلامحسين ساعدی را که خود به فرانسه ترجمه کرده بود در همين جشنواره به صورتی موفقيت آميز به صحنه آورد. او اکنون در حال ترجمه نمايشنامه زاويه ساعدی است و تصميم دارد هر دو را با هم - همانگونه که هميشه در ايران پيش از انقلاب اجرا می شد - به صحنه بياورد. برنامه ديدنی روز سوم نمايش يک نفره "پروانه حميدی " هنرمند مقيم آلمان بود که منظومه تراژدی - کمدی مهرجان و شوهرش رامبد نام داشت. نمايش طنز تلخی است از زندگی آن دسته از ايرانيانی که با وقوع انقلاب اسلامی و رويدادهای بعد از آن، يا آرزوهايشان بر آورده نشد و يا آينده شان را از دست دادند و مجبور به ترک وطن شدند. پروانه حميدی با اشعار تلخ طنز آلودی که روی آهنگ های مشهور پيش ار انقلاب گذارده است از آرزوهای برباد رفته، از سر خوردگی ها و ناکامی ها و از اميدهای بيهوده ای می گويد که به عقيده او بيست و هشت سال است زندگی ايرانيان تبعيدی را تباه کرده است. پروانه حميدی درباره نمايشش گفت: "به نظر من فاجعه هر چقدر بزرگتر، تنها راه زندگی با آن و تحمل آن، طنز است. به سينمای دنيا که نگاه می کنيم می بينيم بسياری از فيلمهای خوبی که در باره فجايع زمان جنگ نازی ها ساخته شده، فيلم های طنز هستند. اين تنها راه زنده ماندن است. اين نگاه طنزآلود ضروری است و بايد باشد."
برنامه شب آخر کفن سياه نمايشی بر مبنای سروده نود سال پيش "ميرزاده عشقی" بود که "شاهرخ مشکين قلم" با بازيگری خودش و "حميدرضا جاودان" و "به آفريد جنتی عطايی" به صحنه آورد. ميرزاده عشقی در يک تخيل کابوس وار از حمله اسلام به ايران و پايان کار ساسانيان می گويد و وضع زن ايرانی را به نمايش می گذارد که در چادر سياه زندگی اش را از دست داده و گويی در آرزوی مرگ است. نمايش کفن سياه بعد از نخستين اجرايش در آوريل گذشته در پاريس به آمريکا برده شد و در ده - دوازده شهر مختلف به صحنه رفت و حالا جا افتاده است. برنامه های آينده جشنواره تا اول اکتبر شامل شش نمايش به زبان های فارسی و فرانسه، چهار جلسه شعر خوانی و چندين جلسه موسيقی و نمايشنامه خوانی خواهد بود. | مطالب مرتبط گزارشی از 'ششمين جشنواره 'گوهرمراد' پاريس19 سپتامبر، 2005 | فرهنگ و هنر پنجمين جشنواره تئاتر و هنرهای نمايشی در تبعيد 29 آوريل، 2004 | فرهنگ و هنر چهارمين 'گوهر مراد' در پاريس گرينويچ 11/06/2003 | فرهنگ و هنر | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||