|
گزارشی از 'ششمين جشنواره 'گوهرمراد' پاريس | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
ششمين جشنواره تئاتر و هنرهای نمايشی ايران در تبعيد، گوهر مراد، پنجشبه هشتم سپتامبر شروع شد و يکشنبه شب هجدهم سپتامبر پايان يافت. هر چند که قرار است در ادامه آن روزهای چهاردهم و پانزدهم اکتبر هم چند برنامه نمايش و موسيقی و شعر خوانی برگزار شود. بين چشنواره که شش سال پيش با اطمينان به نفس گردانندگانش شروع خوبی داشت و گروه های نمايش ايرانی از فرانسه و ساير کشورهای اروپايی به تعداد قابل ملاحظه ای در آن شرکت داشتند و به تدريج در اثر تنگناهای مالی و عدم همکاری نمايشگران صاحب نام، با افت برنامه ها و در نتيجه با تقليل تماشاگر روبرو شد. به همين دليل برنامه های ايرانی امسال جشنواره بيشتر نمايشنامه خوانی و شعر خوانی و موسيقی بود تا تائاتر. اگرچه همين برنامه ها هم از چاشنی هنر های نمايشی بی نصيب نبود. برنامه های گروه های غير ايرانی هم که در سال های گذشته برخی فرانسوی بودند و برخی تبعيديان مقيم فرانسه، امسال همگی فرانسوی بودند. جواد دادستان مدير جشنواره معتقد است که گروه های فرانسوی برای اجرای نمايش به جشنواره نمی آيند آنها برای همدردی با هنرمندان تبعيدی ايران در برنامه ها شرکت می کنند: "هنرمندی که نسبت به مسائل جامعه حساس است و احساس مسئوليت می کند برايش فرقی نداردکه در کجا زندگی می کند و به چه زبانی صحبت می کند." تئاتر از برنامه های خوب جشنواره نمايش مردها و چيز نوشته ابراهيم مکی به کارگردانی شاهرخ مشکين قلم به زبان فرانسه بود که از آن به گرمی استقبال شد. مردها و چيز، گرد شخصيت مرد خانه به دوش ميخواره ای می گردد که در فرانسه زياد ديده می شوند. اينها اکثرا آدم هايی با تحصيلات بالای ديپلم دبيرستان، اما گذشته ای نامعلوم و گنگ هستند. به گفته مشکين قلم پايه اساسی نمايش و شخصيت آن در همان ابهام و گنگی است و اينکه آدم هميشه در شک است که آيا آنچه من می بينم تخيلات من است يا بقيه هم قادر به ديدن آن هستند و شما تا آخر نمايش در اين شک می مانيد که آن چيز چيست ؟ از حميد رضا جاودان که در هر دو روايت فارسی و فرانسه نمايش هنرمندانه ايفای نقش کرد تجربه اش را در اجرای دو زبان متفاوت پرسيدم: " با توجه به اينکه نحوه اجرای من کمی به سياه بازی نزديک می شود، البته زبان فارسی بيشتر به مدد می آيد ولی به عنوان يک تئاتر در تبعيد، من فرانسه را ترجيح می دهم چون با تماشاگر بيشتری می توانم رابطه برقرار کنم." تئاتر ديدنی ديگر؛ سنگ نوشته گور نوشته خانم آناستاسيا پوليتی و با بازيگری خودش و خانم زانی بونی بود. نمايش که با آوازهای پر احساسی همران بود، با نگاهی به مصائب زنان در دنيای امروز و در يونان باستان؛ يادی بود از عاطفه رجبی همان دختر شانزده ساله ای که سال گذشته در شهر نکا در شمال ايران به جرم فحشا به دار آويخته شد. نمايش انسان و سيب نوشته منوچهر نامور آزاد با کارگردانی و بازيگری خودش و فتنه مقدم اشاره ای سمبوليک به درد تنهايی و جستجو برای يافتن مخاطب و هم صحبت داشت. نمايش احتمالا در اجراهای بعدی جا خواهد افتاد و روان تر خواهد شد اما در همان اولين اجرا بازی خانم مقدم در سکوت و در نقش سيب سرخی که مخاطب مرد تنهاست، گيرا و جذاب بود. فتنه مقدم که در جشنواره های گذشته نمايش هايی برای بچه ها ترتيب می داد، امسال قصه فولکلوريک نمکی را با شرکت عزيز الله بهادری ، ليلا مظاهری، ابراهيم دنيا و خودش به سبک نمايش های روحوضی به گونه ای به صحنه آورد که برای بزرگترها هم جالب باشد. شعر و موسيقی زير اين عنوان چندين برنامه به زبان های فارسی و فرانسه اجرا شد. موفق ترين آنها محمد جلالی بود که غزل ها و رباعی های خود را می خواند و دو هنرپيشه فرانسوی اريک ميلو و پدرو ويانا ترجمه فرانسه آنها را به صورتی نمايشی بيان می کردند . دو نوازنده فرانسوی هم يکی با سازهای بادی و ديگری گاه با پيانو و گاه با سنتور آنها را همراهی می کردند. ممنوع عنوان برنامه شعر خوانی نيکول بری طر و حميد رضا جاودان بود که با پيانوی نوازنده ايرانی تبار، ايوان نوائی همراهی می شد. شعر ها را خانم بری ير بعد از سفرش به افغانستان و پی بردن به آنچه در سالهای سياه سلطه طالبان بر زنان افغان رفته سروده بود. اينکه اگر ناخن هايشان را لاک می زدند، انگشتانشان را قطع می کردند و اگر پشت دريچه ديده می شدند آنها را به گلوله می بستند و هنگام صحبت کردن در حضور مردان بايد در زير برقع انگشت در دهانشان می کردند تا صدايشان نرمی صدای يک زن را نداشته باشد. ياشار محتشم هم به اتفاق نادر آقاخانی نوازنده تار يک برنامه شعر و موسيقی اجرا کردند که خالی از جنبه های نمايش نبود، آنها با درهم آميختن شعر امروز ايران با ترجمه فرانسه آن، با بيان خوب و حرکات مناسب و نوای هماهنگ تار برنامه ای ديدنی به صحنه آوردند. نمايشنامه خوانی منوچهر نامود آزاد به اتفاق مير علی حسينی نمايشنامعه زندگی، عشق و اندکی خودکشی به نوشته خودش را رو خوانی کردند. اين روخوانی با رفت و آمد ها و با درگيری ها، گاه حالت نماش هم پيدا می کرد. نماشنامه خوانی ديگر متن فرانسه حسن کچل نوشته کاظم شهرياری بود که همراه با تار گلنوش اسديان و تمبک مصطفی عميدی فر اجرايی دلنشين داشت. نمايشگاه جشنواره در تمام سال های فعاليتش از برنامه های حاشيه ای غافل نبوده است. امسال نمايشگاه عکس برپا بود که فرحناز جعفری آنها را در سفرهايش به ايران برداشته است. عکس هايی از زندگی امروز در شهرها و روستاها و چادرهای عشايری از چهره های زيبا و معصوم دختران نوجوان تا دستان کار کشته کوزه گر دور گردن کوزه هايی که در حال خلق شدن است يا دق الباب های خانه های قديمی و کوچه پس کوچه های قديمی تر. |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||