|
يک تصوير: هدايت بر پرده نقره ای | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
عصر پنجشنبه دوم شهريور ماه فيلمی درباره صادق هدايت به نام گفتگو با سايه ساخته خسرو سينايی در خانه هنرمندان برای مدعوين و علاقمندان نمايش داده شد و پس از آن جلسه پرسش و پاسخی با حضور جهانگير هدايت برادرزاده هدايت، کارگردان فيلم و حبيب احمدزاده پژوهشگر فيلم برگزار شد. به گفته سينايی فيلم نود دقيقه ای گفتگو با سايه داستانی مستند است. مجموعه آنچه فيلم طرح می کند، در دو موضوع خلاصه می شود: اول کشف تاثيرات سينمای اکسپرسيونيستی به طور خاص بر هدايت و آثار او و دوم يافتن دليلی قابل قبول برای خودکشی او. بخش نخست در مورد تاثير سينمای اکسپرسيونيستی بر آثار هدايت قطعيت قابل باوری دارد، اما در بخش دوم به نظر می رسد کارگردان و محقق فيلم، آگاهانه از توجه به افکار، اعتقادات و نظرات اجتماعی، ادبی و سياسی هدايت که بيش از پنجاه سال است در باره آنها بحث می شود و اصلی ترين دليل مخالفت با هدايت و ادبيات او است، پرهيز کرده و سعی می کنند چهره ای مورد پسند يک جامعه سنتی، احساساتی، عاشق پيشه و تاحدودی لوس از هدايت ارايه کنند. به اين بخش تنها به عنوان فرضيه تازه و نه الزاما درست در باره علت يا علل خودکشی هدايت می توان نگاه کرد. تاثير سينمای اکسپرسيونيستی بر آثار هدايت
در بررسی مراجع تاثير گذار بر هدايت در نوشتن بوف کور نيز فيلم به جستجوی قطعات گلدان راغه، به قطعه سفالی نقاشی شده که در کاوش های باستانی تپه ری به دست آمده به موزه لوور می رسد و کارگردان احتمال می دهد که هدايت آن قطعه را ديده و در بوف کور باز سازی اش کرده است. اما مهم ترين فصل فيلم بازيابی تاثير عميق سينمای اکسپرسيونيستی اروپا بر آثار هدايت و به ويژه بوف کور است. پيش از اين در کتاب آشنايی با صادق هدايت نوشته م. فرزانه و چند کتاب ديگر به علاقه هدايت به سينمای اکسپرسيونيستی اشاره شده است. سينايی در فيلم گفتگو با سايه موفق می شود موارد تطبيقی آثار هدايت با صحنه های مشخصی از فيلم های گولم، نوسفراتو و مطب دکتر کاليگاری را کشف کند. وی در اين باره می گويد: يک عمر در بوف کور نگاه می کردم که نوشته پنجره های خميده مثلثی، بعد وقتی فيلم مطب دکتر کاليگاری را می بينم، متوجه می شوم که پنجره ها خميده و مثلثی اند. در تخت ابونصر می خوانم که با ذغال دور خودش دايره کشيد و اسپند ريخت و دود برخاست. بعد فيلم گولم را نگاه می کنم می بينم طرف با چوب دور خودش دايره می کشد و از آن دايره دود بلند می شود. می نويسد کالسکه از فضای مه آلود گذشت و پير مرد شلاق را کشيد... بعد در فيلم نوسفراتو می بينم فضايی که درشکه در آن حرکت می کند همان فضايی است که هدايت می نويسد. يک پسر 24 ساله در آن زمان به پاريس رفته و اين صحنه ها را در فيلم ها ديده و بر ذهنش تاثير گذاشته است. اصل فيلم اين است که ما تاثير سينما را بر بوف کور هدايت نشان دهيم." زندگی شخصی هدايت
در بخش های مربوط به زندگی هدايت فيلم سعی بر اثبات دو نظرتازه دارد. نخست بر تاثير خودکشی دوست چينی هدايت در بلژيک بر او تاکيد دارد و بعد با افشای رابطه عاشقانه هدايت با ترز و خيانت ترز به او ( با تاکيد بر آخرين کارت پستال ترز به هدايت که در آن او را گربه ملوس ايرانی من خطاب می کند) و به دليل اينکه در بازگشت به فرانسه او را نمی يابد خودکشی می کند. ظاهرا قبول مرگ خودخواسته به عنوان يک انتخاب يا يک روش هنوز درجامعه ما، حتی در بخش روشنفکری آن نيز قابل قبول نيست و حتما بايد دليل قابل تعريف و قابل پذيرش عامه مردم برای آن پيدا يا خلق کرد. فيلم به نرمی سعی در اثبات اين نظريه دارد که هدايت بيست و چند سال بعد از خودکشی دوست چينی اش به تقليد از او مرگ را بر زندگی ترجيح می دهد. می توان پرسيد ويرجينياوولف، ارنست همينگوی، رابيندرانات تاگور و... تحت تاثير خودکشی کدام دوست، مرگ خودخواسته را برگزيدند؟ در اثبات تاثير ناکامی عشقی هدايت بر خودکشی اش در فيلم به مکاتبات ترز و هدايت، گفته های هدايت به م. فرزانه استناد و بر دو موضوع تاکيد می شود: موضوع نظاره بر خيانت که در داستان های بعد از خودکشی اول هدايت مدام تکرار می شود. فيلمساز معتقد است تکرار معماگونه اعداد 2 و 4 در بوف کور با کلماتی چون دوقران و يک عباسی، دو درم و چهار پشيز و... اشاره به رابطه دو ساله ( بيست و چهار ماهه ) هدايت و ترز دارد.
موضوع نظاره برخيانت و رديابی آنها از نظر تاريخ نگارش در داستان های هدايت، نکته جذابی به نظر می رسد. در تاريخ، مذاهب و اسطوره ها تصوير ازلی - ابدی زن پاک و زن بد به دفعات آمده است. مانند اسطوره حوا و ليليت. نکته ای که توجه به آن احتمالا پاسخ منشاء ذهنی تصوير زن لکاته- اثيری بوف کور و مابه ازای بيرونی آن است، تاثير ترز در داستان های هدايت و به ويژه درخلق لکاته بوف کور است که متاسفانه به دليل نوع نگاه فيلمساز ناديده می ماند. ناديده گرفتن عشق هدايت به مريم فيروز در سال های بعد و تقليل هدايت به يک مرد عاشق پيشه سنتی که سی سال پس از پی بردن به خيانت محبوب جفاکار خودکشی می کند، ساده انگارانه به نظر می رسد. اما در باره اعداد معماگونه و تاکيد محقق و کارگردان برآن و با توجه به سن هدايت در سفر به اروپا که در بيست و چهارسالگی بوده، متاسفانه توجه کافی به موضوع زمان در بوف کور نشده است. دکتر محمد صنعتی در ساختارشکنی روان تحليل گرانه بوف کور در کتاب صادق هدايت و هراس از مرگ بعد از پياده کردن اجزای داستان ثابت می کند که بوف کور در دو زمان متفاوت ( زمان رضا شاه و دوران خلافت عمر ) می گذرد و اشاره بوف کور به درم يا درهم واحد پول دوران عمر يکی از نشانه های تغيير و تکرار زمان در داستان است. فيلم موافقان و مخالفانی دارد، اما اکثر مخالفان در مورد توهين آميز بودن پايان فيلم هم رای اند. در آخر فيلم گفته می شود هدايت با افتادن نخستين سرباز پياده شطرنجش خودکشی کرد. در حالی که به گفته فيلم اولين سرباز پياده هدايت در بيست و چندسالگی او افتاد، می توان پرسيد آيا واقعا هدايت در پنجاه سالگی به خاطر افتادن اولين پياده اش در ربع قرن پيش قافيه را باخت؟ |
مطالب مرتبط صادق هدايت و تکامل نثر داستانی گرينويچ 16/02/2003 | فرهنگ و هنر اسطوره آفرينی و اسطوره کشی صادق هدايت گرينويچ 02/07/2002 | فرهنگ و هنر مرگ و زندگی در آثار هدايتگرينويچ 21/06/2002 | فرهنگ و هنر بزرگداشت صدمين سال تولد صادق هدايت گرينويچ 03/03/2002 | فرهنگ و هنر برگزاری نمايشگاه عکس های صادق هدايت در گالری سيحونگرينويچ 23/10/2001 | فرهنگ و هنر | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||