|
گزارشی از جلسه نمايش فيلم گفتگو با سايه | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
پس از نمايش فيلم گفتگو با سايه در خانه هنرمندان جلسه پرسش و پاسخ با حضور جهانگير هدايت، خسرو سينايی و حبيب احمدزاده برگزار شد. به رغم اهميت فيلم و موضوعاتی که در آن طرح می شود، نمايش فيلم و به ويژه جلسه پرسش و پاسخ مربوط به آن در مطبوعات انعکاس چندانی نيافت. حبیب احمدزاده توضيح داد کارت پستالی که ترز برای هدايت می نويسد و در آن او را گربه ايرانی ملوس من خطاب می کند را از کتابخانه ملی برداشته و پس از اسکن به کتابخانه برگردانده است. جهانگير هدايت در پاسخ اينکه آيا هدايت را کشتند يا خودکشی کرد، گفت: به نظر من ما همه از بالا تا پايين دست به يکی کرديم و ترتيبی داديم که صادق هدايت خودش، خودش را بکشد. سينايی پاسخ به اينکه چرا در فيلم، هدايت تا حد يک عاشق ضعيف تنزل پيدا می کند را به احمدزاده محول کرد و او گفت: فرزانه در کتابش کليد خوبی به دست می دهد. هدايت به فرزانه می گويد من سر يک عشق دوبار خودکشی کردم، عشقی که 24 ماه طول کشيد. اين عدد را در فيلم می بينيد در دو قران و يک عباسی و دو درم و چهار پشيز که معماگونه مطرح شد. اگر به تاريخ خودکشی اول هدايت توجه کنيم، می ببينيم هدايت در آن 24 ماه با که بوده است.
هدايت عکسی با ترز دارد که دقيقا هيجده روز بعد از خودکشی اول هدايت گرفته شده است. اگر داستان های هدايت را از نظر تاريخ نوشتن به دو قسمت تقسيم کنيم در داستان هايی که مربوط به بعد از خودکشی اول هدايت است، هشتاد درصد داستان ها با " نظاره خيانت " تمام می شود. از بس در ذهن ما فرو شده که هدايت ابرمردی بوده که در مقابل جنس مخالف سرد و بيگانه بوده يک مقداری شوکه می شويم وقتی می بينيم ترز چنين کارت پستالی برای هدايت نوشته و در واقع مثل يک گربه با او بازی کرده. او هم انسان است. ممکن است مثل همه ما در مقابل يک عشق ضعف نشان بدهد. هر انسانی برای ادامه زندگی بايد دليلی داشته باشد. اين دليل ها می تواند خيلی دم دستی باشد يا خيلی فراتر. ما در فيلم هدايت را در حد يک عاشق ضعيف تنزل نداده ايم، بحث بين هدايت و ترز را مطرح کرده ايم. خسرو سينايی در پاسخ اينکه آيا تاثير سينمای اکسپرسيونيستی و فيلم هايی مثل نوسفراتو بر هدايت و بوف کور قبلا جايی مطرح شده، گفت: در چند کتاب از فيلم هايی که هدايت دوست داشته نام برده شده که اين فيلم ها سه تا از آن فيلم هاست. مثلا فيلم ديگری است از ارنست لوبيچ به نام عروسک که ما آن فيلم را در آرشيوهای در دسترس پيدا نکرديم.
در فيلم گفته می شود که هدايت به قصد همکاری با سپنتا در فيلمسازی به هند سفر می کند، اما زمانی به آنجا می رسد که سپنتا از فيلمسازی دست کشيده و راهی ايران شده است. يکی از حاضران پرسيد بر مبنای چه سندی اين موضوع طرح می شود با توجه به اينکه وقتی فرزانه از هدايت راجع به سفر هندوستان سئوال می کند او علت سفر را فرار از جو موجود در ايران و نيز چاپ بوف کور اعلام می کند و حتی يادگيری زبان پهلوی را علت سفر نمی داند. حبيب احمدزاده گفت در تلگراف هايی که بين هدايت و اقوام و دوستانش رد و بدل شده هدايت نوشته به عنوان ديالوگ نويس فيلم های فارسی اجازه سفربه هند را گرفتم. کاری که من انجام دادم فقط اين بود که تاريخ خروج سپنتا از هند و تاريخ ورود هدايت به هند را پيدا کردم و ديدم يکماه و نيم با هم فاصله دارند. سپنتا از بوشهر وارد ايران می شود و هدايت يکماه و نيم بعد خارج می شود و معلوم نيست از بوشهر يا خرمشهر به هندوستان رفته است و زمانی می رسد که مراکز فيلمسازی ايران در هندوستان بسته شده است. شايد اگر اينطور نمی شد زندگی هدايت کاملا فرق می کرد. ميهن بهرامی نويسنده که در جلسه حضور داشت پس از تحسين فيلم ساخت آن را گشودن دروازه دانست و گفت در نهانگاه شخصيت افرادی چون هدايت يک جريان روانشناختی وجود دارد که در فيلم جای خود را به اشارات و ترکيبی از ادبيات و مباحث داده است. به نظر او در سی سال گذشته چنان که بايد به سويه روانشناختی هدايت توجه نشده است. از حبيب احمدزاده، محقق فيلم پرسيده شد چه مدت صرف تحقيق کرده، چطور به اين کار علاقمند شده و قبلا چه می کرده است.احمدزاده که در 1343 در آبادان متولد شده، گفت هفت سال برای تحقيق وقت گذاشته و جور کردن نکات کليدی بيشتر وقت گير بودند.
آقای احمدزاده در جنگ حضور داشته و کتاب خاطرات جنگ او پيش از اين منتشر شده است. حبيب احمدزاده در پاسخ اينکه چرا تحقيقش حالت بازجويی دارد، گفت: ما هرلحن ديگری هم برمی گزيديم می گفتند چرا اين لحن. ما بايد از خود هدايت سئوال می کرديم آقای هدايت اگر ما می خواهيم در مقابل اقوام مهاجم بايستيم آيا آنهايی که می خواهند بايستند بايد اميدوارانه مقاومت کنند يا خودشان را از قبل نااميد و شکست خورده در مقابل يک جبر مطلق ببينند. ما بازجويی نمی کنيم. اگر سئوالات به نظر تند می رسد، هدايت هم سئوالات خودش را تند مطرح می کند. قصد ما قرار دادن هدايت را در مقابل هدايت بود. آقای سينايی که به گفته خودش معتقد است که حساب يک نويسنده و آدم خيلی خلاق را از مسايل شخصی اش بايد جدا کرد، در پاسخ آيا عشق ناکام را دليل خودکشی هدايت می دانيد، گفت: اگر آن عشق ناکام را ( جمله آخر فيلم ) عشق به زندگی و عشق به جهان بدانيم بله شايد در آن هدايت ناکام ماند. اين که آن عشق ترز بوده يا کس ديگری مورد توجه ما نبوده، مساله کلی تری مورد نظر ما بوده است. در دقايق پايانی يکی از حاضران که خود را روانپزشک معرفی کرد، برخاست و به سينايی گفت انتظار چنين فيلمی را از شما نداشتم. در اين فيلم شخصيت هدايت به شدت پايين آورده شده و سخيف شده است. صادق هدايت با افتادن اولين سرباز پياده اش از پا نيفتاد، صادق هدايت پنجاه سال تلاش کرد با اين مملکت، با اين فرهنگ و با رجاله ها و لکاته ها کنار بيايد و نتوانست. سينايی پاسخ داد من به شما اجازه نمی دهم به مردم توهين کنيد. اين آن اشتباهی است که روشنفکران ما می کنند. روشنفکر ما بايد با محبت با مردم برخورد بکند و دوستشان داشته باشد. چرا به خودتان اجازه می دهيد که به مردم بگوييد رجاله . وی افزود: در فيلم گفتم مردم رجاله هايی بودند که دهانشان به روده شان و روده شان به قسمت تناسلی شان وصل است. من می گويم هدايت عزيز حساسيت و نبوغت را می پذيريم، اما با مردمت با محبت صحبت بکن. مردم اين مملکت به فرهنگ نياز دارند فرهنگ را با بد وبيراه گفتن به آنها نمی شود داد. اگر ايرانيان تحليلی فکر می کردند، ملتی بودند بسيار سازنده تر، ما بايد ياد بگيريم تحليلی صحبت کنيم. ملت ما را شعار دادن بيچاره می کند شما يک سئوال تحليلی نکرديد. |
مطالب مرتبط صادق هدايت و تکامل نثر داستانی گرينويچ 16/02/2003 | فرهنگ و هنر اسطوره آفرينی و اسطوره کشی صادق هدايت گرينويچ 02/07/2002 | فرهنگ و هنر مرگ و زندگی در آثار هدايتگرينويچ 21/06/2002 | فرهنگ و هنر بزرگداشت صدمين سال تولد صادق هدايت گرينويچ 03/03/2002 | فرهنگ و هنر برگزاری نمايشگاه عکس های صادق هدايت در گالری سيحونگرينويچ 23/10/2001 | فرهنگ و هنر | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||