BBCPersian.com
  • راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
به روز شده: 17:33 گرينويچ - چهارشنبه 17 مه 2006
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
سيمای تبعيد در آينه آثار نسيم خاکسار

نسيم خاکسار
نسيم خاکسار و آثارش، فصلی مهم از ادبيات تبعيد يا غربت يا مهاجرت يا هر اسمی را که بعدها بر سرش توافق شود، به خود اختصاص داده اند
نسيم خاکسار، پيش از آنکه ناگزير به ترک ميهن شود حدود ده جلد کتاب منتشر کرده بود، داستان ها و شعرهايش در نشريات گوناگون به چاپ رسيده بود و خودش در مقام سردبير يا عضو شورای سردبيری، چند نشريه را برای مدتی اداره کرده بود، اما بيشترين حجم کارهايش را در بيش از بيست سال گذشته در خارج از ايران نوشته و به چاپ رسانده است.

درواقع، از اين منظر می توان دوران نويسندگی او را به دو مرحله قبل و بعد از تبعيد تقسيم کرد. با وجود اين، به نظر نمی رسد که با چنين دقت و صراحتی بتوان نوشته های او را نيز از هم متمايز کرد؛ نوشته های نسيم خاکسار، چه داستان های کوتاهش، چه رمان هايش و چه نمايشنامه هايش، ديرتر و تدريجی تر از هم فاصله گرفته اند و تقسيم کارهای اخير او از کارهای آغازين تا نيمه های اقامتش در خارج از ايران، هم از نظر تماتيک و هم از نظر شيوه ها و شگردهای روايتی و بيانی با سايه های روشن هايی امکان پذيرتر خواهد بود.

نسيم خاکسار، از جمله گروه نويسندگانی است که در دهه چهل نوشتن را همراه با فعاليت های سياسی عليه حکومت وقت آغاز کردند.

دغدغه اصلی هم برای نسيم خاکسار و هم برای نويسندگانی مانند او در همه اين سال ها هم ادبيات و هم سياست بوده است و تلاش آنها معطوف به اين نکته بوده که چگونه بين اين دو توازن و تناسبی مطلوب ايجاد کنند

مبارزه سياسی، شوريدن عليه استبداد و فقر، توجه به لايه های پايين و حاشيه ای اجتماع يا اقوام و قوميت ها، به کارگيری اصطلاحات محلی و تلاش برای شناخت فرهنگ های محلی و بها دادن به آنها، تجربه های زندان، کتابخوانی های پنهانی، شرکت در محفلی يا تشکلی غيرقانونی، تشويق به پيوستن به مبارزات سياسی و بعدتر چريکی، نفی مظاهر و نمادهای گونه ای از مدرنيسمی که در دوران شاه اجرا می شد و مضامينی از اين دست، فصل مشترک اغلب نويسندگان جوانی بود که بيرون از زندگی ادبی خود، عمدتا بر بستر باورهای مارکسيستی، خود عملا در سطوحی مختلف درگير مبارزه با رژيم شاه بودند و در همان آغاز جوانی و فعاليت، تجربه سال يا ماهی زندان را خواسته و ناخواسته به دست آورده بودند.

سياست و ادبيات؛ همزادهايی ناسازگار؟

در دهه پنجاه، همزمان با افزايش فشارها و سرکوب ها، نوشته های اين نويسندگان، حتی چه بسا به رغم ميل باطنی آنها، بيشتر و بيشتر رنگ و بوی سياسی گرفت.

انقلاب سال 1357 و آزادی های دو سه سال پس از آن که به رشد و فعاليت علنی گروه ها، احزاب و سازمان های مختلف انجاميد، به اين وضعيت دامن زد. بسياری از نويسندگان که دارای گرايش های سياسی مشخصی بودند، با اين احزاب و سازمان ها همکاری و يا همسويی نزديکی داشتند و طبيعتا داستان و رمان و شعرشان هم در اين ميانه از چنين روابط و ديدگاه هايی تاثير می گرفت.

نگاهی به وقايعی که در کانون نويسندگان ايران، به عنوان تشکلی برای همه نويسندگان فارغ از ديدگاه ها و وابستگی های سياسی آنها در اين سال ها می تواند موقعيتی را توصيف کند که نويسندگان دلخواه يا ناخواه گرفتار آن شده بودند.

در اين سال ها، نسيم خاکسار، در متن همه اين تحولات حضور داشت. از آغاز نويسندگی در آبادان گرفته تا معلمی در روستاهای دور افتاده و زندان و نوشتن در نشريات سازمانی و حضور در هيئت دبيران کانون نويسندگان. کتاب های گياهک، روشنفکر کوچک، نان و گل و پنج شش کتاب او برای کودکان و نوجوانان و سردبيری نشريه بهاران ماحصل اين دوران است.

دغدغه اصلی هم برای نسيم خاکسار و هم برای نويسندگانی مانند او در همه اين سال ها هم ادبيات و هم سياست بوده است و تلاش آنها معطوف به اين نکته بوده که چگونه بين اين دو توازن و تناسبی مطلوب ايجاد کنند.

پس از آنکه آزادی های سال نخستين پس از انقلاب از جامعه ايران رخت بربست و دور تازه فشارها، سرکوب و سانسور آغاز شد، مهاجرت بزرگ به ناگزير شکل گرفت.

تبعيد همچون يک مضمون

در نخستين سال های تبعيد، رويکردهای قبلی تا حدود زيادی حفظ شد؛ با اين تفاوت که مضامين جديدی مثل مبارزه با حکومت جديد، جنگ و به تدريج تبعيد و زندگی ناخواسته در غربت هم بر دستمايه های قبلی افزوده شده بود. مجموعه داستان مرايی کافر است نمونه ای از اين فضا است. داستان مرايی کافر است، روايتی از زندان های جمهوری اسلامی و تواب سازی است: يک زندانی سياسی که تواب شده، در نهايت و در پی تضادهای درونی، عليه تحميل و فشارها می شورد.

اغلب آثار نسيم خاکسار، تلاشی برای توصيف و ترسيم سيمای ايرانيان تبعيدی است. کسانی که به دليل فعاليت های سياسی، مجال ماندن در ميهن از آنان سلب شده، اما مسايل ايران همچنان اصلی ترين و مهم ترين دغدغه زندگی شان است

اما زندگی در تبعيد، زندگی ايرانيانی که ناگزير از ترک کشور و قرار گرفتن در موقعيتی تازه، ناآشنا وغريبه و بيگانه با زندگی قبلی شده بودند با پيامدها و ابعاد گوناگونش به تدريج به محور اصلی و مضمون غالب داستان ها و رمان های نسيم خاکسار بدل شد.

اغلب آثار نسيم خاکسار، تلاشی برای توصيف و ترسيم سيمای ايرانيان تبعيدی است. کسانی که به دليل فعاليت های سياسی، مجال ماندن در ميهن از آنان سلب شده، اما مسايل ايران همچنان اصلی ترين و مهم ترين دغدغه زندگی شان است. مجموعه داستان های آهوان در برف، بقال خرزويل، راسته آريزونا، نمايشنامه ماهی های ساردين و نمايشنامه های ديگر جملگی در بيان اين حال و هوا نوشته شده اند. داستان بقال خرزويل، که چند سال بعد نسيم خاکسار بر اساس آن و شخصيت اصلی آن داستان، داستان ديگری نوشته (پيرمرد داستان بقال خرزويلم دارد می ميرد)، از شاخص ترين کارهای اين دوره نسيم خاکسار است.

بقال خرزويل، داستان پناهنده ای ايرانی است که در خانه پيرمرد و پيرزنی هلندی، مستاجر است. با اين دو، مکالماتی ناتمام و رابطه ای نه چندان گرم دارد. گاهی نزد آنها می رود و با پيرمرد شطرنج بازی می کند. ييرمرد هميشه می بازد و اين رابطه را سردتر می کند. سرانجام و در روزی که تنهايی امان مستاجر را بريده، به قصد باخت و تنها برای داشتن همان رابطه مختصر هم که شده، نزد صاحبخانه می رود و خودخواسته تن به شکست می دهد، هرچند در پايان بازی می کوشد که موقعيت را عوض کند اما نمی تواند و همين ناتوانی، نقطه محوری داستان است.

نسيم خاکسار
تبعيد و داستان تبعيد، از نخستين آثار خاکسار در خارج از کشور تا امروز، معانی تازه و متفاوتی به خود گرفته اند

در تمام اين آثار، مضمون تاثيری تعيين کننده بر شيوه ها و شگردهای بيانی و روايتی دارد و درست به همين دليل، تفکيک آنها، به رغم تفاوت مضامين، از کارهای نخستين يا کارهای پيش از ترک ايران، نه چندان آسان و نه چندان راهگشا است.

در اين دوره، اگرچه زمان و مکان برخی داستان ها مربوط به ايران است، اما اغلب داستان ها، شرح و روايت آنچه هستند که در خارج از ايران، در تبعيد و پيرامون نويسنده جريان دارند. شخصيت هايی ثابت، در اغلب داستان ها حضور دارند و قصه بی درکجايی خود را تکرار می کنند.

رنگ آميزی عمده اين داستان ها، تيره است. غم و حسرتی نوستالژيک، کنار نيامدن و يا حتی عدم درک موقعيت و روابط جديد، درگيری های درونی، مشکل زبان و حتی مشکل کنار آمدن با فرزندانی که بيشتر متعلق به فرهنگ کشور تازه اند، فضای سنگين و دشواری را باز می آفريند که با توصيف هايی پياپی از آسمان مه گرفته و ابری و بارانی و ساختمان های سنگی خاکستری جلوه بيشتری پيدا می کند.

داستان در اوترخت، روايت يک گسست است. گسست رابطه ها، پيوندها و از بين رفتن گذشته ای که دليل وجود و حضور بوده است. اوايل تبعيد، هنوز کار کردن با گروه های سياسی می چسبيد و همه قرص سر جايشان ايستاده بودند. حسن سيتروئن کوچکش را هرچند ماه يک بار پر از لباس های دست دوم می کرد، راهی آلمان و فرانسه می شد و اين لباس ها را برای بچه ها و رفقايی که در کردستان مشغول جنگ بودند، می فرستاد. اما یعد بی آنکه کسی بداند چطور و چگونه، آن روزها رفتند و تمام شدند. ديگر کار سياسی نمی چسبد؛ ميتينگ ها، خلوت است و رفقای قديم، درگير مشکلات خود شده اند. اما حسن همچنان لباس جمع می کند يا درواقع هيچ کار ديگری ندارد جز جمع کردن لباس. حالا او يک مشکل است و سرانجام راوی برای نجات حسن از اين وضعيت او را قانع می کند لباس ها را کليسايی دهد تا در اختيار پناهندگان قرار گيرد، اما حتی در کليسا نيز بسته است.

با تداوم وضعيت و طولانی شدن دوران تبعيد، توجه نسيم خاکسار به شکل فزاينده ای معطوف موقعيت تازه و روابط تازه ای شد که هجوم واقعيت ها، پرداختن به آنها را گريزناپذير می ساخت. از اين رو، او شخصيت هايش را در موقعيت های داستانی تازه ای قرار داد. موقعيتی که محور آن از يک سو تضاد و بيگانگی بود و از سوی ديگر ناگزيری پيوند و پذيرش

در همين دوره و به رغم همه اين مشکلات، بر خلاف فضای عمومی اغلب داستان ها، گاه بارقه هايی از فضايی تازه به چشم می خورد که بيان تلاش برای استقرار و عبور از دشواری ها است. داستان هايی مانند گزارش و سگی زير باران نمونه های شاخصی هستند که تغيير نگاه نويسنده و يا تغيير روحيه ايرانيان در تبعيد را شرح می دهند.

چشم اندازهای تازه

با تداوم وضعيت و طولانی شدن دوران تبعيد، توجه نسيم خاکسار به شکل فزاينده ای معطوف موقعيت تازه و روابط تازه ای شد که هجوم واقعيت ها، پرداختن به آنها را گريزناپذير می ساخت.

از اين رو، او شخصيت هايش را در موقعيت های داستانی تازه ای قرار داد. موقعيتی که محور آن از يک سو تضاد و بيگانگی بود و از سوی ديگر ناگزيری پيوند و پذيرش.

به اين ترتيب، آن سياهی مستولی بر فضا اندک اندک رنگ می بازد و داستان ها و شخصيـت های داستانی آماده پذيرش و ديدن رنگ های ديگر می شوند؛ به گونه ای که نويسنده امکان می يابد به موقعيت های طنزآميزی راه ببرد. داستان آشغال دانی، قصه جنگ و جدال همسايه های هلندی يک پناهنده بر سر محل استقرار آشغال دانی محل و نحوه رويارويی مرد پناهنده با اين وضعيت است و موقعيتی طنزآميز که از مواجهه دو دنيای از بيخ و بن متفاوت خلق می شود: در بحبوحه بحث ها و جلسه ها برای تعيين تکليف محل آشغال دانی، مرد پناهنده با وجود اصرار همسايه اش، نمی تواند به جلسه برود زيرا درگير بحث هايی درباره انتخابات آلمان، استفاده جمهوريخواهان از رسوايی بيل کلينتون و همدردی با کردهايی است که از بازداشت عبدالله اوجالان، رهبر حزب کارگران کرد ترکيه اندوهگين هستند.

شخصيت های داستانی نسيم خاکسار، در مجموع تصويری کم و بيش گويا از کردار و پندار ايرانيان سياسی و تبعيدی در اين سال ها به دست می دهند: برخی از آنها که خود را در برزخ گرفتار می بينند، به نوعی روان پريش می شوند؛ برخی قادر به فراموشی گذشته اند و می خواهند زندگی جديد را بپذيرند و با آن همگام شوند و برخی، که در جست وجوی راهی ديگرند، می کوشند با نگريستن در آينه خود و ديگری، تعريفی دوباره از خود به دست دهند تا پلی بين حال و گذشته، پلی روی تعليق بزنند

شخصيت های داستانی نسيم خاکسار، در مجموع تصويری کم و بيش گويا از کردار و پندار ايرانيان سياسی و تبعيدی در اين سال ها به دست می دهند: برخی از آنها که خود را در برزخ گرفتار می بينند، به نوعی روان پريش می شوند؛ برخی قادر به فراموشی گذشته اند و می خواهند زندگی جديد را بپذيرند و با آن همگام شوند و برخی، که در جست وجوی راهی ديگرند، می کوشند با نگريستن در آينه خود و ديگری، تعريفی دوباره از خود به دست دهند تا پلی بين حال و گذشته، پلی روی تعليق بزنند. مشخص ترين اثر داستانی نسيم خاکسار در اين زمينه، رمان بادنماها و شلاق ها است.

شيوه روايت اين رمان، قابل توجه است و پيچيدگی های ناشی از تغيير زاويه ديد، بازگويی قطعه قطعه شده قصه و تنوع کاراکترها، موجب شده که مضامين قبلی که حتی برخی از آنها پيشتر خود مضمون برخی از داستان های کوتاه نويسنده بوده اند، در ابعادی تازه و تاويل پذيرتر جلوه يابند. در بادنماها و شلاق ها، قطعيت های پيشين کمتر به چشم می خورد و در سايه ترديد، شخصيت ها مجال رشد و خواننده امکان قرائتی فعال تر پيدا کرده اند.

در عين حال، آخرين نوشته های نسيم خاکسار، چشم اندازهای تازه ای پيش روی ما می گذارد. اکنون، برای او "چگونه گفتن" بر "چه گفتن" تقدم يافته است. نگاه نويسنده از لايه های نخستين به لايه های پنهان تر و عميق تر در نهاد شخصيت های داستانی اش خيره شده است و او، ديگر تنها يا بيشتر به موقعيت های بيرونی فکر نمی کند و به همان اندازه، به شخصيت هايش مجال می دهد که درگيری های ذهنی، تلاطمات روحی، خلوت و جهان درون خود را نيز به نمايش بگذارند. به عنوان نمونه، داستان قتل پرنده باز از اين جهت می تواند مورد توجه قرار گيرد.

در اين رهگذر، او همزمان فرصتی بيشتر به نثر و زبان، ديدگاه و راوی و تکنيک های داستان گويی داده است. در واقع، نسيم خاکسار اکنون تصاوير قبلی خود را کامل تر می کند.

نوشته های او، به ويژه نوشته های غربتش، چه از نظر کمی و چه از نظر کيفی، نمی توانند در بررسی يک دوران تاريخی ناديده گرفته شوند.

داستان ها و رمان های نسيم خاکسار، گواهی است بر اينکه در يک دوره مشخص تاريخی، برخی ايرانيان ناگزير به غربت کوچيده چگونه انديشيدند، چگونه زيستند و چگونه تغيير کردند. کمتر نويسنده ای در خارج از ايران، همچون نسيم خاکسار تا اين اندازه به مساله تبعيد پرداخته است. اين دغدغه و اين مساله برای او چنان بوده که گذشته از آثار داستانی، در مجموعه مقالات خود به نام ما و جهان تبعيد نيز در شناخت و تحليل آن قلم زده است.

نسيم خاکسار و آثارش، فصلی مهم از ادبيات تبعيد يا غربت يا مهاجرت يا هر اسمی را که بعدها بر سرش توافق شود، به خود اختصاص داده اند.

اما اين همه کار نسيم خاکسار نيست. شعر و نوشته هايش برای کودکان و نوجوانان و آثار ديگر او، در عين حال، نمونه های گويايی از يک شيوه نگريستن، زيستن و نوشتن در ادبيات معاصر ايران هستند.

نسيم خاکسارزندگينامه
نسيم خاکسار از زبان خودش
طرح روی جلد مجموعه داستان بين دو در به هلندینمونه اثر
فصلی از رمان 'بادنماها و شلاق ها'
نسيم خاکسارداستانی کوتاه از نسيم خاکسار
'قتل پرنده باز'
طرح روی جلد ترجمه هلندی مجموعه داستان 'بين دو در'نقدی بر ترجمه هلندی رمان بادنماها و شلاق ها
گذشته، هر تبعيدی را تمام عمر تعقيب می کند
نسيم خاکسارگفت و گو با نسيم خاکسار
پرتاب شده بودم و بايد به زمين زير پايم نگاه می کردم
مطالب مرتبط
داستان ايرانی در غربت
26 ژوئيه، 2004 | فرهنگ و هنر
زندگی و فهرست آثار عدنان غريفی
24 سپتامبر، 2004 | فرهنگ و هنر
نگاهی به زندگی و آثار رضا قاسمی
08 اوت، 2004 | فرهنگ و هنر
زندگينامه و آثار عباس معروفی
26 ژوئيه، 2004 | فرهنگ و هنر
اخبار روز
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
BBC Copyright Logo بالا ^^
صفحه نخست|جهان|ايران|افغانستان|تاجيکستان|ورزش|دانش و فن|اقتصاد و بازرگانی|فرهنگ و هنر|ویدیو
روز هفتم|نگاه ژرف|صدای شما|آموزش انگليسی
BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران