|
زنان سعودی برای فعالتر شدن در جامعه تلاش می کنند | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
در سفری که اخيرا به عربستان سعودی داشتم، فرصت آشنايی با چند زن از اهالی اين کشور دست داد. تا پيش از آن، وقتی صحبت از زنان سعودی می شد، قبل از خود آنها، روبنده و عبايه سياهی که بر چهره و تن داشتند، در نظرم می آمد و کمتر به اين فکر می افتادم که آنها نيز زنانی اند همانند زنان بقيه نقاط جهان، کمابيش با همان عواطف و تفکر، و وقتی هم که با آدم وارد صحبت می شوند گرم و صميمی هستند. در هواپيمای رياض به جده، دختری جوان کنارم نشسته بود، روبنده داشت و ابتدا فقط چشمانش پيدا بود اما بعد که آشناتر شد، کم کم روبنده را کنار گذاشت. گفت که فارغ التحصيل زبان انگليسی است، به تازگی کاری در بانکی در مکه پيدا کرده و حالا هم برای گذراندن دوره آموزشی قبل از کار به رياض رفته بود. انگليسی را خيلی خوب صحبت می کرد. از تغييراتی که رفته رفته در زندگی زنان کشورش پيدا می شد از جمله اينکه زنان دارای کارت شناسايی می شوند، خوشحال بود. در جده با چند زن آشنا شدم که با شوهر و فرزندانشان برای تفريح به کنار دريا يا به قول خودشان کورنيش آمده بودند. روبنده داشتند و تا آخر هم آن را برنداشتند. اولين سوالی که از من کردند اين بود که با چه کسی آمده ای؟ وقتی گفتم تنها، با تعجب پرسيدند "يعنی اينجا فرد محرم نداری؟" روزی ديگر يک دختر اهل مکه را ديدم که با دوستش برای گردش به جده آمده بود. درباره مکان های ديدنی شهر برايم توضيح داد و وقتی صحبت از لباس زنان و پوشش آنها شد، آدرس محله ای را داد که از آنجا می توانستم عبايه (مانتوی بلند و مشکی) شيک و با قيمت مناسب تهيه کنم. درست است که زنان عربستان سعودی به طور سنتی نقشی محدود در اجتماع بيرون از خانه داشته اند اما اين کشور نيز اخيرا شاهد بروز تغييراتی عمده در وضعيت زنان بوده است. ملک عبدالله، پادشاه عربستان ارتقاء موقعيت زنان در جامعه را از جمله اولويت های برنامه توسعه عربستان در سال های 2005 تا 2009 قرار داده است اما مقامات اين کشور بر اين نکته تاکيد دارند که اين امر بايد به موازات اصول اسلامی باشد. اخيرا دو زن در انتخابات اتاق بازرگانی و صنايع شهر جده برنده شدند. در آن انتخابات، 17 زن با 54 مرد به رقابت پرداخته بودند. اکنون بيش از نيمی از فارغ التحصيلان دانشگاه های سعودی را زنان تشکيل می دهند اگرچه هنوز تنها 5 درصد از نيروی کار اين کشور هستند. با اين حال زنان رفته رفته جای خود را در جامعه باز می کنند. نعمه اسماعيل نواب، اهل شهر ظهران و شاعر است و از پنج سال پيش به زبان انگليسی شعر می نويسد. می گويد که عاشق اشعار ايران، لهستان و انگلستان است و در بين شاعران ايرانی، به ويژه جلال الدين رومی را دوست دارد و ترجمه های آن را خوانده است. درباره زنان، جوانان، روياهای آنها، و همچنين موضوعاتی چون مدارا، افراطی گری، تروريسم و موضوعات سياسی و جهانی شعر و مقاله می نويسد. نعمه می گويد به اين جهت به انگليسی شعر می گويد که انگليسی زبان جهان است، زبان کار و ارتباط است و از طريق آن می توان پيام خود خود را به بسياری از نقاط جهان رساند. بسياری از شعرهای او به زبان هايی چون ژاپنی و عربی ترجمه شده و قرار است به زبان های اردو، فرانسه و ايتاليايی نيز ترجمه شود. نعمه در حال حاضر در حال تهيه منتخبی از مقالات و آثار ادبی زنان در عربستان سعودی است و برای اين کار از زنان سعودی و زنان ديگر مليت ها که در اين کشور زندگی کرده اند خواسته است درباره بيش از بيست موضوع از جمله هويت، آزادی، ازدواج، طلاق، مادر بودن و موضوعاتی از اين دست مقاله و داستان بنويسند. او معتقد است تغيير در وضعيت زنان کشورش هر روز شتاب سريع تری به خود می گيرد و قبل از هر چيز با وضعيت تحصيلی آنان مرتبط است: "من به عنوان يک نويسنده، همواره متوجه بروز تغييرات در عربستان سعودی طی چند سال اخير بوده ام. پنج سال پيش، تغييرات ساليانه بود، دو سال پيش هر چند ماه يک بار و اخيرا، تغييرات شتابی هفتگی گرفته اند. در مورد زنان، همه چيز با تحصيلات و کالج و دانشگاه شروع می شود. هر روز رشته های درسی بيشتری به روی زنان گشوده می شود. به فکر تدريس حقوق در دانشگاه برای زنان افتاده اند. الان سه يا چهار حقوقدان زن داريم که در خارج از عربستان درس خوانده اند و می گويند که ما می خواهيم در دانشگاه درس بدهيم. انشاالله به زودی اين کار را می کنند. اکنون تعداد بيشتر و بيشتری از دختران رشته های مهندسی و رشته های مرتبط با کامپيوتر می خوانند و همين زمينه را برای کار آماده می کند. ما الان طراح گرافيک زن داريم، عکاس زن داريم، زنانی داريم که در بخش های مالی و در بانک ها مشغول کار هستند، زن هايی که در فن آوری اطلاعاتی فعاليت دارند، دکتر و معلم زن داريم. زنان مهندس کامپيوتر و نفت و ژئوفيزيک داريم. زنان به کارهای تجاری و کارهایی مثل طراحی داخلی نيز که بتوانند هم خودشان مشغول کار شوند و هم ديگران را استخدام کنند، خيلی تشويق می شوند. رفته رفته فرصت های بيشتری ايجاد می شود." سوزان باعقيل، اولين عکاس حرفه ای زن در عربستان سعودی است و از 25 سال پيش به عکاسی مشغول بوده. در موسم حج، سوزان در منا و عرفات با ما بود و برای نمايشگاهی که می خواست بعد از حج برگزار کند، عکس می گرفت. سوزان در عين حال که زنی مدرن است، بسيار مذهبی است؛ روز عرفه در صحرای عرفات با اينکه سخت مشغول کار عکاسی بود، دائم به ما يادآور می شد که از دعا کردن غافل نشويم و اين دعا يا آن سوره را بخوانيم. در ميامی آمريکا رشته عکاسی خوانده و شش سال در اين کشور زندگی کرده است اما اکنون در جده يک استوديوی عکاسی دارد. زندگی در عربستان را به زندگی در آمريکا ترجيح می دهد: "وقتی در آمريکا زندگی می کردم روزشماری می کردم که به کشورم برگردم چون اينجا احساس امنيت می کنم. می توانم در را باز بگذارم و بخوابم. می توانم تا هر ساعتی بيرون باشم بدون اينکه درباره بچه هايم در خانه نگرانی داشته باشم." سوزان کار کردن و عکاسی را در عربستان مشکل نمی بيند و برعکس آن کاری دلپذير می داند و می گويد که برای کارش مجوز دارد و اگر جوانب حرفه ای کار رعايت شود، همه چيز راحت است: "مردم حتی خوشحالند که يک زن از آنها عکس می گيرد، نه يک مرد. چون به اين ترتيب، زنان می توانند حجابشان را بردارند و زيبايی شان را در مقابل دوربين قرار دهند. اينجوری آرامش بيشتری دارند. رفتار عکاسان مرد هم با من خيلی خوب است و به من احترام می گذارند." نعمه معتقد است محدوديت ها بر سر راه فعاليت زنان بيشتر بستگی به طرز فکر مردان خانواده دارد. نعمه در عين حال اذعان می کند که فعاليت های گسترده اجتماعی برای زنانی که دارای همسر و فرزند هستند چندان آسان نيست هر چند به اعتقاد او، اين مشکلات ارتباطی به کشور او ندارد و در همه جا همينطور است: "بسياری از مسائل به خانواده و روش تربيت شما بستگی دارد. اينکه پدر و شوهر شما تا چه حد ديدی باز داشته باشند. حمايت خانواده در اين مورد نقش موثری بازی می کند. ما از يک خانواده معمولی هستيم اما هم پدر من و هم پدر شوهرم تحصيل کرده هستند. بنابراين آموزش و يادگيری هميشه نقشی اساسی در خانواده های ما داشته است. من فرد فعالی هستم. زياد سفر می کنم هم در داخل عربستان و هم خارج از آن. جلسات سخنرانی و شعرخوانی دارم. کار آسانی نيست و فرقی نمی کند که زن اهل کجا باشد و در کجا زندگی کند. دور بودن از خانواده برای هيچ زنی آسان نيست. گذاشتن دو فرزند نوجوان به حال خود و رفتن به سفر فداکاری بزرگی است. چندان راحت نيست. اما بايد اين کار را کرد. جاهايی که من می روم مردم تشنه دانستن درباره عربستان سعودی و اسلام هستند. بسياری از مسائل هستند که مردم دوست دارند درباره آنها بدانند چون ما هيچوقت راجع به آنها حرف نزده ايم به ويژه زنان، جوانان. روز به روز صداهای ميانه روی بيشتری از عربستان سعودی به گوش می رسد." حجاب زنان سعودی مانتويی مشکی و بلند است که سراسر بدن آنها را می پوشاند و عبايه نام دارد به علاوه روسری و در بسياری از موارد روبنده ای که صورت را می پوشاند. هر چند در شهرهايی مثل جده زنان بدون روسری فراوان می بينی اما همين زنان نيز عمدتا تنها موها را باز گذاشته اند و عبايه بر تن دارند. حتی در جده هم زنی که بلوز و شلوار پوشيده باشد، به ندرت ديده می شود. آميليا نوری، يک زن جوان ايرانی است که با همسر و دو فرزندش در مجتمع شرکت نفتی آرامکو در نزديکی شهر ظهران زندگی می کند و از سال ها قبل ساکن عربستان سعودی است. فارسی را با ته لهجه ای شيرين صحبت می کند و درباره حجاب زنان سعودی می گويد که در محوطه آرامکو خانم ها آزاد هستند و می توانند حجاب داشته باشند يا نداشته باشند اما بيرون از محوطه بايد حجاب را به نوعی رعايت کنند اگرچه که سختگيری ها رفته رفته کمتر می شود و در مورد خارجی ها سختگيری ها کمتر هم است. آميليا اضافه می کند که او به عنوان يک خارجی، در بيرون از محوطه آرامکو هم روسری بر سر ندارد اما عبايه می پوشد، بيرون بودن موی سر بيشتر قابل قبول است تا آنکه بر تن داشته لباس تنگ يا بلوز و شلوار.
سوزان باعقيل حجاب را نه مانعی در کار خود بلکه تنها بخشی از لباسش می داند: "حجاب مانع کار من نيست. من به حجابم افتخار می کنم. به اينکه وقتی کار می کنم حجاب دارم افتخار می کنم. حجاب مانع نيست بلکه بخشی از لباس من است. زنان ديگر ژاکت می پوشند، من عبايه. اما باعث نمی شود که من نتوانم کاری را که دوست دارم انجام دهم." عربستان سعودی کشوری است که فرهنگ جدا بودن زنان از مردان در اجتماع بيش از هر کشور ديگری حاکميت دارد. نعمه اسماعيل نواب در اين مورد توضيح می دهد: "اينجا مثل ايران يا پاکستان نيست. اينجا زن ها به زن ها درس می دهند. اما مردان از طريق دوربين های مدار بسته و از يک اتاق ديگر برای زنان تدريس می کنند. استاد مرد می تواند به دخترها درس بدهد. اما اساتيد زن نمی توانند به پسران درس بدهند. در اينجا جدا کردن زن و مرد در مکان های عمومی موضوعی عادی است و مردم به آن عادت دارند. البته اين بستگی به منطقه و محل هم دارد. مثلا جده نسبت به بقيه شهرها، شهر بازتری است. اما در بيمارستان ها، موضوع متفاوت است. زنان پزشک در همه بخش ها هستند و زنان و مردان با هم کار می کنند و در بيمارستان ها، زنان پزشک، بيمار مرد هم دارند و برعکس. همه چيز به شرايط بيمار بستگی دارد." علاوه بر اينها، زنان در عربستان سعودی هنوز نمی توانند رانندگی کنند و همه آنها کارت شناسايی ندارند. اخيرا صدور کارت شناسايی برای زنان به جريان افتاده است. آميليا تعريف می کند يک بار می خواسته يک چک را به حسابش بگذارد اما از او قبول نکرده اند ولی از شوهرش همان چک را پذيرفته اند با اينکه پول و حساب متعلق به خود او بوده. آميليا در مورد رانندگی زنان هم می گويد بيرون از محوطه آرامکو و در شهر ظهران خانم ها اجازه رانندگی ندارند اما در داخل محوطه، داستان فرق می کند و رانندگی برای زنان مانعی ندارد. به گفته او، خانم ها برای بسياری از کارها مجبور هستند تاييد پدر، برادر يا همسر خود را داشته باشند. آميليا در مورد مشاغل حقوقی و قضايی برای زنان هم چندان خوشبين نيست و می گويد که در هر حال قوانين عربستان سعودی مبتنی بر قوانين شريعت است و و در دادگاه ها، ميزان، قرآن و شريعت اسلامی است. و پديده چند همسری مردان يا تعدد زوجات هنوز در عربستان سعودی رايج است هر چند نه به شدت قديم ها. در حال حاضر برخی از زنان اين موضوع را می پذيرند و برخی نه. سوزان در اين مورد می گويد:
"ازدواج مجدد شوهر و آمدن هوو به زندگی آدم چندان راحت نيست اما در اين مورد مثالی می آورم. من قبلا هميشه از خدا می خواستم که شوهرم فقط برای من باشد و زن ديگری نگيرد. در دنيا و آخرت فقط او باشد. اما وقتی که فوت کرد، با خودم می گفتم ای کاش ده بار ازدواج کرده بود اما مرا به اين شکل تنها نمی گذاشت. حالا تماما رفته در حالی که وقتی مرد با يک زن ديگر ازدواج کند، نيمی از او متعلق به تو است. اما به طور کلی وقتی مردها ازدواج مجدد می کنند، واکنش همسرانشان متفاوت است. زن از قبل نمی داند که چه واکنشی نشان خواهد داد. قبلش می توان گفت که اگر دوباره ازدواج کند، او را رها خواهم کرد و در اين زندگی نخواهم ماند. فکر می کنی قوی هستی و او را می گذاری و می روی اما وقتی که اين مساله عملا رخ می دهد، موضوع متفاوت است .من يک بار در يک مهمانی زنانه بودم که اين سوال مطرح شد. همه زنها می گفتند: من که می روم. وقتی او مرا دوست ندارد، چرا بمانم. اما يکی از همين زن ها وقتی شوهرش سرش هوو آورد، نرفت و ماند و با اينکه شوهرش يک زن ديگر هم گرفته بود، باز هم او را خواست." اما به اعتقاد نعمه اسماعيل نواب چند همسری شوهران اين روزها کمتر پذيرفته می شود: "مردم اخيرا کمتر اين موضوع را می پذيرند. اداره دو زندگی و داشتن دو خانه به لحاظ اقتصادی بسيار دشوار است. مرد بايد بتواند عادلانه رفتار کند، بايد بتواند با هر دو خانواده يکسان رفتار کند. سطح زندگی و انتظارات زنان بالا رفته. آنها می خواهند که بچه هايشان به مدرسه های خوب بروند. به تعطيلات و تفريح بروند. بنابراين با هزينه های کنونی، اداره دو خانه چندان آسان نيست. دو يا چند همسری در شهرها و به ويژه در ميان جوانان کاهش يافته اما در مناطق روستايی هنوز ادامه دارد اگرچه حتی در اين مناطق نيز جوانان چندان ميلی به دو همسری ندارند. اين موضوع بستگی به شرايط زندگی و خانوادگی آنها دارد. اگر پدر بيش از يک همسر داشته باشد، پسر هم به اين کار تمايل پيدا می کند. بستگی به شيوه ای که رشد کرده اند، شرايط اقتصادی و محل زندگی و منطقه دارد. زنان شهر مثل گذشته آن را نمی پذيرند. وقتی شوهرشان مجددا زن می گيرد راضی نيستند اگرچه به زندگی ادامه می دهند اما حتی بعضی از آنها تقاضای طلاق هم می کنند. اين پديده در حجاز و منطقه غرب عربستان چندان مرسوم نيست. در مناطق ديگر و مناطق روستايی که اعضای خانواده بايد با هم باشند و برای کار و کمک به بچه های بيشتری نياز دارند، دو يا چند همسری بيشتر مرسوم است." آميليا هم می گويد اين پديده بيشتر، قديم ها مرسوم بوده اگرچه هنوز ديده می شود اما اين روزها کمرنگ تر شده و زنان نسل جديد نيز کمتر پذيرای آن هستند. آميليا از مردی صحبت می کند که 20 سال پيش در همسايگی آنها زندگی می کرده و سه زن داشته و 20 فرزند و هر سه همسر با هم در يک خانه زندگی می کردند. اما زنان سعودی اوقات فراغتشان را چگونه پر می کنند؟ مردم عربستان تفريحاتی چون سينما و تاتر ندارند. سوزان در مورد پر کردن اوقات فراغت می گويد: "بسياری از آنها در اوقات فراغت به کلوپ های قرآن می روند و قرآن می خوانند يا درباره تفسير قرآن و مسائل مذهبی صحبت می کنند که جالب است. مکان های ورزشی هم برای خانم ها هست. بعضی ها پياده روی را دوست دارند. خيلی به مطالعه علاقمند هستند اما کتابخانه مخصوص زنان نداريم. يکی از سرگرمی های ما رفتن به مکه و انجام حج عمره است. در روزهای دوشنبه و پنجشنبه وسط هر ماه هم خيلی ها دوست دارند روزه بگيرند. افطاری های جمعی برگزار می کنند يا به حرم های مکه و مدينه می روند و روزه خود را در آنجا باز می کنند. در اينجا افراد خيلی جوان را می بينی که به عبادت می پردازند. علت آن هم روش زندگی ما و روشی است که بچه ها را بزرگ می کنيم. روزی پنج بار نماز می خوانيم. ما اصول اسلام را مرتب اجرا می کنيم و با آن زندگی می کنيم. رفتن به کنار دريا و پارک و شهر بازی از ديگر تفريحات مردم است. حتی اينجا در جده پيست پاتيناژ هم هست. سينما و تاتر نداريم اما در خانه ها تلويزيون ماهواره داريم. " آميليا هم خريد و مهمانی را از تفريحات اصلی زنان می داند و در مورد سينما می گويد که خيلی ها از جمله خود آنها برای تماشای فيلم های تازه، 45 دقيقه رانندگی می کنند، از مرز می گذرند و به کشور بحرين می روند و بعد از ديدن فيلم برمی گردند. |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||