BBCPersian.com
  • راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
به روز شده: 16:51 گرينويچ - چهارشنبه 24 اوت 2005
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
یاد اخوان ثالث در 'نقد و بررسی کتاب تهران'

روی جلد شماره دوازدهم نقد و بررسی کتاب تهران
روی جلد شماره دوازدهم نقد و بررسی کتاب تهران

"نقد و بررسی کتاب" که به همت هرمز همايون پور در تهران منتشر می شود، در شماره تابستان ۱۳۸۴ با تغييرات عمده ای در ۱۳۲ صفحه با غنايی دلپذير و بخش ويژه ای درباره مهدی اخوان ثالث انتشار يافته است.

مهمترين تغييری که در ظاهر اين شماره می توان ديد، تغيير نام "نقد و بررسی کتاب فرزان" به "نقد و بررسی کتاب تهران" است که خود حاصل جدايی هرمز همايون پور از نشر فرزان است.

علاوه براين مجله از ماهنامه به فصلنامه تبديل شده که می تواند در غنای آن موثر واقع شود. نام همايون پور نيز که تا شماره پيش به عنوان مدير مسئول و سردبير ظاهر می شد، از شماره پيش به عنوان صاحب امتياز و مدير مسئول چاپ شده است.

بدين ترتيب از اين شماره خوانندگان نقد و بررسی کتاب با نشريه ای مستقل مواجه اند که ديگر حتی به يک انتشاراتی وابسته نيست. گو اينکه مدتها بود اين وابستگی در عمل وجود نداشت. به نظر می رسد اين تغييرات را بايد برای بقا و غنای نشريه به فال نيک گرفت.

به مناسبت تغييرات عمده ای که بررسی کتاب به خود ديده، درست تر آن است که نگاهی کلی به تازه ترين شماره آن بنيدازيم اما بخش ويژه اخوان به خاطر انتشار نامه تازه ای از او چندان اهميت دارد که ناچار در اين فرصت کوتاه فقط به اين بخش بسنده می کنيم چون سوم شهريور، پانزدهمين سالگرد خاموشی اخوان (1) است.

از نکات ديگر اين شماره تنها به اين نکته اشاره می کنيم که از پرويز اتابکی هم در اين شماره ياد شده و اطلاعات خوبی نيز درباره ايرانيان مقيم آمريکا در آن می توان يافت.

يادنامه اخوان

News image
برگرفته از روی جلد شماره دوازدهم نقد و بررسی کتاب تهران

اما در بخش ويژه اخوان ثالث نخست نامه چاپ نشده ای از او خطاب به حسين رازی (2) انتشار يافته که بسيار خواندنی است.

مرتضی کاخی تهيه کننده بخش ويژه اخوان در مقدمه توضيح داده است که اين نامه هيچگاه پست نشد و حسين رازی هيچگاه آن را نخواند و اين شما – خوانندگان – هستيد که برای اولين بار آن را می خوانيد. لطف نامه همان زبان اخوان است و اهميتش اين است که فضای فرهنگی آن سالها را تصوير کرده و با خواندن آن می توان دانست که جو فرهنگی روزگار چگونه بوده و چه مسائلی جريان داشته است.

در اين نامه از بسياری بزرگان آن دوره؛ از صادق چوبک، احمد شاملو، پرويز داريوش، پرويز خانلری، م. آزاد، حسن هنرمندی، ابراهيم گلستان، محمود کيانوش و نام های آشنای ديگر ياد می شود.

از احمد شاملو به خاطر انتشار مجله آشنا که در زمان نوشتن نامه به تازگی انتشار يافته بوده ياد می کند و نيز از خانم دکتر طوسی حائری که آن وقت ها تازه همسر شاملو شده بود و به زندگی او سر و سامانی داده بود.

اخوان به دوستش اطلاع می دهد که احمد شاملو مجله تازه ای به نام "آشنا" منتشر کرده "به قطع و سياق و روش بامشاد سابق و از روی همان الگو، البته منهای سياست بافی پوروالی".

News image
مهدی اخوان ثالث (1369-1307)

اخوان به دوستش می نويسد: "اخيراً يک سالی است که يک زن ديگر گرفته است به نام خانم دکتر طوسی حائری، زن زبر و زرنگ و فاميل داری است. چند سالی هم فرانسه بوده و گويا از همان دکترهای کذايی باشد، گرچه سنش مناسب شاملو نيست چون به نظر چهل و پنج سالی با کم و زيادش از سن شريف می گذرد، ولی می دانی که احمد با اين طايفه از نسوان يعنی خواتين از چهل و پنج به بالا سابقه معرفت و الفت بيشتری دارد. اين زن به درد احمد می خورد؛ خونگرم و مردمدار است و احمد را از ولگردی ها و شب زنده داری های وحشت آور که من هنوز مبتلای آنم، نجات داده است. وسايل کار برايش فراهم آورده: خانه نسبتا راحتی، کتابخانه ای، و امتياز مجله ای که احمد بتواند ذوقش را اعمال کند و کرم مطبوعاتی اش را بخواباند، خرجش را هم می دهد و يکی از خويشان زنش بيست سی هزار تومانی گذاشته است که مجله را از اين محل در می آورند."

در ادامه نامه اخوان آمده: " در ميان مطبوعات بازاریِ اينجا مجله احمد باز پری بد نيست، فانتزی است و سر خلق خدا را چند ساعتی گرم می کند. احمد هم که ذوق کارهای ژورناليستی اش بالنسبه بدک نيست. اگر احمد نعل نپراند و از اين شاخ به آن شاخ نپرد ممکن است مجله بگيرد و به نان و نوايی برسند وگرنه هيچ. من هم گاهی کمکش می کنم چون به قول تهرانی ( م. آزاد) "اين آخرين تير ترکش احمد است". طفلک تا به حال به هزار در زده و شکست خورده، خدا کند اين بار گليمی از موج در ببرد."

سپس اخوان ياد آور می شود که احمد شاملو اخيراً منتخبی از حافظ منتشر کرده و منتخبی از هفت پيکر نظامی در دست انتشار دارد که " به مفت خدا هم نمی ارزد و مايه بدنامی است چون گذشته از يکی دو نکته، بکلی پرت و پلاست" ولی در عوض از "هوای تازه" او که تازه منتشر شده تعريف می کند.

نيز در همين نامه از به آذين به مناسبت انتشار مجله صدف ياد می شود و اخوان نيش های خود را نثار او می کند که "شما تعلقات فکری ای داريد که حالا من آزاد از آنها هستم و شعر من طوری نيست که پنج شش نفر رفقا دور هم بنشينند و آن را رفيقانه کنند".

از صادق چوبک به مناسبت بيماری اش ياد می کند که مجبور شده نزد دکتر برود و "خلاصه استاد صادق بکلی روحيه اش را باخته بود به طوری که بنا به تجويز و تحذير اطبا از همه نعمت های الهی و فسق و فجورهای غير الهی مجبور بود فقط و فقط به زردک يا به قولی هويج اکتفا کند، عرق که نخورد، سيگار که نکشد، دخانيات ديگر هم به طريق اولی، مخدرات گردی و غباری نيز ممنوع، گوشت سفيد از قبيل مرغ و ماهی و گوشت سرخ از قبيل گاو گوسفند و غيره نيز اصلا و ابدا، خلاصه استاد مانده است و مقداری هويج و آب خوردن و السلام."

News image
اخوان ثالث در استوديوی بخش فارسی بی بی سی

نامه تاريخ ۷ فروردين سال ۳۷ را دارد و اين زمانی است که اخوان تازه با پرويز داريوش در کافه فردوسی آشنا شده است. " او خيال می کرد من به هفت زبان مرده و زنده و نيمجان مثل بلبل حرف می زنم و چنانکه گفت لااقل خيال می کرد که من آلمانی و انگليسی و فرانسه و عربی را خوب بلدم. ولی من در جوابش گفتم که فقط يک کمی فارسی بلدم. گفت شکسته نفسی می کنيد. گفتم نه به جان عزيزتان عين حقيقت است. او تعجب کرد و گفت 'برای اينکه به نظر من شما يکی از اشخاص نادری هستيد که به فارسی بسيار خوب شعر می گوييد و از آثارتان آنچه من ديده ام همه در سطح بالا و غير معمولی است!' چنانکه ملاحظه فرموديد اين تقريبا عين اظهار نظر يکی از انتلکتوئل های سنگين وزن سبيل دار است نسبت به يکی از 'ديگری' های خروس وزن."

ديگر از مباحث جالب اين نامه ياد کردن از خوانندگان پرشمار فروغ و نصرت رحمانی و نادر نادرپور است که ظاهرا در آن زمان خوانندگان بيشتری داشته اند. " ... کتابهای نصرت رحمانی و فروغ فرخ زاد و نادر نادرپور تند تند زينت افزای عالم مطبوعات می شود و تا بخواهی ناشر و خواننده دارد. خواهر اين مملکت را....... زمستان بايد در قفسه کتابفروشی ها خاک بخورد و اسير آن خانم يا کوچ و ترمه آن قاطر يا شعر انگور خان نادر دست به دست بگردد و دو چاپ و سه چاپ بخورد."

آنجا که از حسن هنرمندی و فريدون توللی ياد می کند، خواننده طنز آشنای اخوان را می يابد: "حسن هنرمندی که همان 'آندله جيد' [ مقصود آندره ژيد است که هنرمندی در آن سالها به ترجمه آثارش می پرداخت] خودمان باشد يک کتاب ترجمه شعر به اسم ' از رمانتيسم تا سوررئاليسم' در آورد که بدک نيست و اخيراً هم يعنی در ايام عيد مجموعه شعری به نام هراس که منتخبی است از اشعار ايشان و لازم به معرفی نيست، آنچه شعر اين آقايان و مرادان و مريدان ايشان کم دارد همان صميميت و اصالت و صداقت است که بی آن هيچ هنری روح و گيرايی ندارد"..... " و ديگر اينکه پدر توللی هم فوت کرد و فرزند خود را به سه چهار ميليون تومان پول رساند. حالا با خاطر فارغ می تواند ترياک دود کند، از شعرش که مدتهاست خبری نيست. هنرمندی می گفت شعر منتشر نشده چند تايی دارد که می خواهد در کتابش انتشار دهد، هنوز که نديده ايم. ببينيم و تعريف کنيم."

از ديگر مطالب اين بخش چند شعر اخوان است که برای همه آشناست و جالب تر از آن شعرهای تقديمی به اخوان است که بيشتر آنها پس از مرگش سروده شده است. در اين ميان شعری از اسماعيل خويی چاپ شده که حس و حال ديگری دارد و با اين مصراع زيبا شروع می شود:
پير جاويد – چو اميد – جوانم اخوان جان
ای دل شعر من ای جان جهانم اخوان جان

شاعر در اين شعر اخوان را بزرگ می بيند و خود را در برابر او کوچک می يابد.
پيش تو – ای هنرستان سخن – دانشک من
تا بدانجاست که دانم که ندانم اخوان جان

نهر شعری که روانی به سوی بحر معانی
موجکت من که به پای تو روانم اخوان جان

شايد مهمترين مطلب بخش ويژه اخوان مقاله مبسوطی رضا قنادان در باره شعر زمستان اخوان باشد. رضا قنادان از آشنايان شعر اخوان است و کتابی هم در اين زمينه دارد.

بخش ويژه اخوان به همت مرتضی کاخی منتشر شده که از همشهری ها و ياران او بوده و پس از مرگش يکی دو اثر خوب درباره او منتشر کرده است.


1- مهدی اخوان ثالث (م. اميد) در اسفند ۱۳۰۷ در مشهد متولد شد. در هنرستان فنی تحصيل کرد. چندی معلم بود و مدتی نيز در تلويزيون مشغول شد. اما تنها کار دائمی او سرودن شعر بود. اخوان ثالث در سوم شهريور ۱۳۶۹ در تهران درگذشت و در محوطه بيرونی آرامگاه فردوسی در توس به خاک سپرده شد.

2- ح. پ. حسين رازی، حسين حسينی پور بود که ح و پ حرف های اول همين نام است. اهل تهران بود و اخوان او را حسين رازی ( اهل ری ) می خواند. اخوان با حسين رازی فقط سه شماره از نشريه ادبی – هنری جنگ هنر و ادب امروز را منتشر کرده بود. در زمان نوشتن اين نامه حسين رازی برای تحصيل پزشکی به غرب رفته بود ( از مقدمه کاخی بر بخش ويژه اخوان )

مطالب مرتبط
اخبار روز
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
BBC Copyright Logo بالا ^^
صفحه نخست|جهان|ايران|افغانستان|تاجيکستان|ورزش|دانش و فن|اقتصاد و بازرگانی|فرهنگ و هنر|ویدیو
روز هفتم|نگاه ژرف|صدای شما|آموزش انگليسی
BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران