|
سالگرد درگذشت مهدی اخوان ثالث، شاعر حماسه های شکست خورده | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
سوم شهريور يادآور خاطره درگذشت شاعر گرانمايه معاصر ايران مهدی اخوان ثالث است. او م. اميد تخلص می کرد، اما بيشتر اشعار اين شاعر حسرت ها و حماسه های شکست خورده، رنگ و بويی از نوميدی داشت. منتقدان و محققان، اشعار اخوان را به سه دوره تقسيم می کنند: دوران نخست که از حدود بيست سالگی او آغاز شد و تا سال ۳۲ ادامه يافت. در اين دوران او اشعاری به سبک قدما می سرود. در اين دوران بود که به گفته مرتضی کاخی ملک الشعرای بهار آينده شعری خوبی برای اخوان آرزو می کند. در اين دوران م. اميد به زبانی فاخر و متشخص نزديک می شود. دوران دوم فعاليت ادبی او از بعد بيست و هشت مرداد ۳۲ آغاز می شود و تا حوالی سال های پنجاه تا پنجاه و يک ادامه می يابد. اخوان در اين دوران به طور جدی به شعر نيمايی می پردازد و با تسلطی که به اوزان ادبيات کلاسيک دارد و با علاقه ای که به زبان خراسانی نشان می دهد، ازهم آميزی آنها با شعر نيمايی اشعاری خلق می کند که از نظر وزن و قافيه، زبان و مضمون کاملا نو و متفاوت اند. در اين دوران است که مضامين سياسی و فلسفی در اشعار او جان می گيرند و به دليل اشعار اين دوران، که دوران پس از شکست نهضت ملی است، او شاعر حسرت ها و حماسه های شکست خورده لقب می گيرد. کار او با زبان در اين دوران رشک برانگيز است. زبان فاخر و متشخص اشعار او، همراه با مضامين نويی که به کار می گيرد، سبب آفرينش شعرهای درخشان و کم نظيری در ادبيات معاصر ايران می شود. شرح نيما دوران سوم فعاليت های ادبی اخوان از اوايل دهه پنجاه تا پايان روزگار او ادامه يافت. شاخص ترين کارهای اخوان در اين دوره نوشتن کتاب بدعت ها و بدايع نيما يوشيج و عطا و لقای نيماست. او در کتاب نخست بديع و عروض و قافيه، فرم و بيان شعری نيمايی را جزء به جزء شرح داده و انطباق و سازگاری آنرا با ادبيات کلاسيک ثابت کرده و به اين ترتيب به تثبيت و استحکام شعر نو فارسی و به ويژه بخش نيمايی آن پرداخته است. آخرين مجموعه شعر اخوان يکسال پيش از درگذشت او با نام تو را ای کهن بوم و بر دوست دارم منتشر شد. اخوان در اين مجموعه ديگر بار به سوی ادبيات کلاسيک روی کرده است.
سال ها از درگذشت اخوان ثالث گذشته، اما هنوز آثار او به طور جدی در ميان شاعران معاصر مطرح است. مسعود احمدی، شاعر، درباره تسلط اخوان به ادبيات کلاسيک و تاثيرات آن بر اشعار او می گويد: اخوان را از دو وجه بايد ديد. يکی اخوان اديب و يکی اخوان شاعر. اين دو وجه به تناسب و تعادل با هم ادغام شده اند. اخوان از بسياری از اساتيد مدعی دانشگاه ها بيشتر بر زبان و ادب فارسی و ظرائف آن مسلط بود. مجموعه مقالات و موخره هايی که بر دواوين شعرش نوشته است، گويای اين امر است. به همين دليل اخوان شاعری اديب و سخن پرداز است. به عبارتی تسلط او بر دانش ادبی و صناعات آن از جوهره شعريش تاحدی کاست و هرچه جلوتر رفت اين ويژگی بارزتر شد. با اين همه افت و خيزهايی داشت که بعضا مشهودند. مثلا در کتاب زمستان اين ساختگی و پرداختگی تا اندازه ای تعديل می شود. زبان در اوج اگر از شعرهای کلاسيک اخوان که عمدتا از آثار بايسته معاصرند، بگذريم اشعار نوی او نيز به قول قدما چنان جفت و جزمند که مو در درز آنها نمی رود. ازمسعود احمدی در باره زبان در دوران دوم اشعار اخوان که همگان متفق القول اند بهترين اشعار او در اين دوره سروده شده است، پرسيدم، او گفت: اخوان از معدود شاعرانی بود که نه تنها اوزان قديم را به خوبی می شناخت، بلکه بدايع نيما را هم تعريف و تدوين کرد. لذا به گمان من تاثيرات فضای سياسی و ايدئولوژيک سال های بعد از ۳۲ و گرايش اخوان به سمت شعر سياسی ناگزير تبعاتی داشت. از جمله دورشدن از وسواس زبانی که از آن نام برديم. در اين دوران اخوان چندان درگير فنون و صناعات نمی شود و اجازه می دهد شعر فوران کند. در اشعار اين دوران، مثلا در شعر کتيبه به واسطه مضمون فلسفی و پيچيدگی ملازم با آن، مضمون چنان در زبانی پرداخته شکل گرفته که بهتر از آن ممکن نيست. منتها اين پرداختگی مثل مضمون پنهان است. وجه ادبی و وجه شاعرانه اخوان احمدی در باره وجه شاعرانه اخوان معتقد است: اخوان دو وجه بارز و کم نظير داشت. وجه ادبی و وجه شاعرانه. وجه شاعرانه او بيشتر در شعر روايی متجلی می شد. اين دو ويژگی شعر بخصوصی پی ريزی کردند که اساتيدی مانند اسماعيل خويی و شفيعی کدکنی که هريک در جای خود از بزرگان شعر و ادب فارسی اند، از آن متاثرند. "در ضمن در شعر روايی معاصر کمتر کسی را داريم که بتواند در شعری بلند يا منظومه ای، انسجام اثر را تا به پايان حفظ کند. کار کوچکی نيست که شما شعر بلند را از سر تا به پا منسجم، ساختمند، عالمانه و فاضلانه بنويسيد. مثل شعر زندگی می گويد اما بايد زيست." موسيقی شعر اخوان يکی از بارزترين وجوه اشعار اخوان، به ويژه در اشعار دوران دوم موسيقی شعرهای اوست. مسعود احمدی در اين باره می گويد: اخوان چنان بر اوزان قديم و جديد مسلط بود که در هيچيک از شعرهای او از اين بابت خللی نمی بينيد. و از همه مهم تر موسيقی يا وزن شعر اخوان متناسب با مضمون اثر بود. او در شعر روايی قصه شهر سنگستان وزنی را به کار می گيرد که هرچه غير از آن بود، با آن محتوا سرناسازگاری برمی داشت. موسيقی شعر اخوان و ساخت و پرداخت ادبی شعر او انفکاک ناپذيرند. می توان بعضی سروده های موزون معاصران را در قالب ها و اوزانی ديگر ريخت. اما اين کار را با شعر اخوان نمی توان کرد. يعنی چنان قالب که وزن از ملزومات آن است با مضمون يگانه است که گويی اين دو تار و پود يک بافته بسيار ظريف اند. مثلا نگاه کنيد به شعرهای کتيبه، ميراث من، قصه شهر سنگستان و... مهدی اخوان ثالث در اسفند ۱۳۰۷ در مشهد متولد شد. در هنرستان فنی تحصيل کرد. چندی معلم بود، مدتی نيز در تلويزيون مشغول شد. اما تنها کار دائمی او سرودن شعر و صيقل واژه ها بود. اخوان ثالث در سوم شهريور ۱۳۶۹ در تهران درگذشت و در محوطه بيرونی آرامگاه فردوسی در توس به خاک سپرده شد. |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||