BBCPersian.com
  • راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
به روز شده: 23:23 گرينويچ - جمعه 11 ژوئن 2004
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
روز هفتم

اين هفته :
· آلبوم عکس کنسرت و لبخند سياوش قميشی
· گفتگو با دختری که قهرمان شطرنجه
· اپرای فارسی و صدای آلمانی، کار اميرمهيار تفرشی پور
· لندنی ها و شغلهاشون
و مينی وب لاگ

آلبوم عکسهای کنسرت رسيد (برای هزارمين بار از دوبی)

سياوش قميشی
سياوش می خندد (عکس از کتايون)

الان سه ماهی ميشه که منتظر اين عکسها بودم. عيد امسال يکی از شبهای کنسرت در دوبی بدون دوربين رفتم. خلاصه شبی بود که اندی و شينی، ابی ، قميشی، و کامران و هومن کنسرت داشتن. البته يکی از تماشاچی ها لطف کرد و برام چند تا عکس گرفت.

ولی اين عکسها فرق می کنه. اينها رو کتايون توانگری گرفته که خودش اهل عکسه و تو اون چهار ساعت کنسرت با لباس سياه شب دائمأ از لحظه ها عکس می گرفت.
يکسری از عکسها ( من و کامران و هومن) از پشت صحنه است که فقط خواننده ها و خبرنگار(بنده) و دوستان و فاميل نزديک خواننده ها اجازه ورود داشتن.
و کتايون تونست که تنها قميشی + لبخند رو بگيره. . .
در ضمن : تولد سياوش قميشی هم مبارک باشه (۲۱ خرداد 59 ساله شد) . . .

حالا که تولد سياوشه گفتيم بيايم اون مصاحبه تاريخی ای رو که در اصل بین شما و خودش ( سوالهای شما) بود رو دوباره از بايگانی بکشيم بيرون که ديدارمون با سياوش تازه بشه.
در اين مصاحبه سياوش از زندگی خصوصی و هنری اش حرف زده.


از لندن چه خبر ؟

News image

اين هفته موی دماغ يک عده از ايرانی های اينجا می شيم و می اندازيمشون به فکر !
اين هفته می خونيم که "چيکاره بودين و چيکاره شدين؟"
. . . من ديپلم معماری هستم . تو ايران دفتر نقشه کشی داشتم و ماشين زير پام بود. . ..الآن تو سوپرمارکت پشت صندوق وای ميستم.
. . . تو ايران معلم بودم . . . اينجا يک شبه ره صد ساله رفتم ...



کيش و مات آتوسا

News image

آتوسا ۱۶ سالشه و تو اين ۷ سالی که افتاده تو کار شطرنج اين جمله رو بارها تکرار کرده "کيش و مات".
آتوسا از تهران شروع کرده وبه کلی کشور سفر کرده و تا ۵ ماه ديگه تو شهر مادريد، در"المپياد جهانی شطرنج" شرکت می کنه.
آتوسا معتقده که بازی شطرنج مثل زندگيه: " برای رسيدن به هدف بعضی وقتها مجبوری که بعضی از مهره ها رو فدا کنی."



پنجه طلا و مدال نقره

News image
امير مهيار و بروبکس

اميرمهيار به حدی عالی پيانو می زنه که من نمی فهمم چی می زنه فقط استادا می فهمن.
ولی وقتی مهيار پشت پيانو ميشينه ديگه از اين دنيا می ره. چند سال پيش که آمد بی بی سی و با پيانوی مجلسی چند قطعه زد اين مهندسای صدای بی بی سی ( که انگليسی هستن) هاج و واج مونده بودن.
امير مهيار از آهنگ ترسناک فيلمهای سينمائی رو بلده تا قطعات سخت کلاسيک.
ببينين تازگی چيکار کرده . با يک خواننده آلمانی اپرای فارسی اجرا کرده !


تو اين ۲۵ سالی که از انقلاب ايران می گذره می شه گفت هيچ چيزی بيشتر از بازخواستها و تنبيهات نيروهای انتظامی نسل جوون ايرانی رو محدود نکرده.
شما با هم چه نسبتی دارين. . . در رو باز کنين کميته . . . اين عکسها چيه تو آلبومه . . . مشروب خوردی؟. . . . اين کاست چيه تو ماشين؟ . . .اين جمله ها برای خيلی ها يادآور لحظات دلهره آوريه که يا منجر به شلاق شده يا زندانی شدن يا جريمه يا آبرو ريزی . سوالی که پيش مياد اينه که آيا نيروهای انتظامی در ايران حق دارن که مردم رو نهی از منکر و امر به معروف کنن، اونهم در حريم خصوصی؟ جواب شرعی و قانونيش يک کلمه بيشتر نيست . نه ! ولی کيه که باورش بشه . پس گوش کنين به . . .




مينی وب لاگ تخيلی / واقعی از بهزاد

News image

۱ شنبه - شيشه های کامپيوتر بی بی سی لک شده (در آخر وب لاگ می فهمين چرا). آفتاب تو لندن می سوزوند، بچه ها گفتن بريم سينما، رفتم برنامه شون رو بهم زدم. گفتم "گرونه". تا شب پرسه زديم، دماغمون سوخت، به دو دليل:۱- ده برابر خرج کرديم ۲- آفتاب شديد.

۲شنبه - شب رفتم کافه ايتاليا وسط لندن، ديدم روی ميز دو تا آمپول گنده زرورق پيچ افتاده. مرد بغل دستی ام گفت: "من به بادوم زمينی به حدی حساسيت دارم که اگر بوش بهم بخوره صورتم ورم می کنه و نفسم بند مياد. اين سرنگها پادزهره، هر جا می رم می برمشون." مزه بادوم زمينی های تهران يادم اومد و آلرژی به کشک بادمجون!

۳شنبه - تو بی بی سی همه عطسه می کنن. منم چشام باد کرده . آلرژی به چيه؟ حرفهای ديشب و اتفاق امروز کلی من رو به فکر انداخت. چه خطراتی دور ما رو گرفته و ما بی خبريم. چون می دونستم بدون شک در اثر آلرژی می ميرم، رفتم هر چی هله هوله دوست داشتم خريدم و عطسه کنان خوردم و منتظر شدم.

۴شنبه - عزرائيل نيومد. سنگ رو يخ شدم. ديشب بی خودی، خودمو سبک کردم. ولی هنوز همه عطسه می کنن.

۵شنبه - .يک مقاله تو روزنامه Daily Telegraph لندن از آلبوم رپ "اسکناس" چاپ شده. عکس "شاهکار بينش پژوه" رو انداختن. خواننده و شاعر رپ. ولی با پاپيون و سيگار برگ. بچه های انگليسی بی بی سی گفتن که ". . . همه رپرهای (rapper) ايران ميليونرن! ؟"

۶شنبه - با "شاهکار" قرار مصاحبه گذاشتم . بهش گفتم انگليسی ها چی گفتن، خنده اش گرفت. (هفته بعد مصاحبه رو می خونين).

۷شنبه - گرمای لندن به ۳۲ درجه رسيد! و من فهميدم که به گرما حساسيت دارم . رگهای شقيقه ام زد بيرون، پيراهنم خيس شد، چشمهام چپ شد( بنظر ديگران)، رفتم دکتر پرسيدم:" واکسن داری؟" دکتر: " واکسن نداره " خودم: "پس چيکار کنم؟" دکتر: "لپ ها تو بچسبون به شيشه". (برای خواندن بقيه داستان دوباره به متن ۱ شنبه ، مراجعه کنيد).


اخبار روز
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
BBC Copyright Logo بالا ^^
صفحه نخست|جهان|ايران|افغانستان|تاجيکستان|ورزش|دانش و فن|اقتصاد و بازرگانی|فرهنگ و هنر|ویدیو
روز هفتم|نگاه ژرف|صدای شما|آموزش انگليسی
BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران