|
روز هفتم: پنجه طلا و مدال نقره | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
امير مهيار تفرشی پور فارغ التحصيل رشته پيانو و موسقی کلاسيک از دانمارک و بريتانياست. از خانواده سلطنتی بريتانيا، دوک کنت duke of Kent مدال افتخار نقره "موفقيت چشمگير" گرفته. اميرمهيار مدتی رفت ايران و کلی غوغا کرد. تو تهران کنسرت چنگ راه انداخت .برنده جايزه بهترين آهنگساز کلاسيک (composer) سال، از دانشگاه تهران شد.بعد هم که آمد لندن يک دقيقه آروم نگرفت و چهارشنبه دو هفته پيش در سالن دانشگاه گيلد هاول لندن (Guildhall School of music and drama) ، با پيانو يک اپرا به زبان فارسی اجرا کرد.
اپرای "هبوط " ( خروج انسان از بهشت ) که ساخته خود اميرمهياره و يک خواننده آلمانی اشعار فارسی رو با صدای بلند اجراش کرده. وسط ظهر با امیرمهیار قرار گذاشتم . با اینکه هوا نسبتأ گرم بود ولی امیر با پولور پشمی آمد سرقرار.( اگه باورتون نميشه عکسها رو نگاه کنين). چند ساليه که با هم آشنائيم و چيزی که شايد بيشتر از هنرش رو من تأثير گذاشته ، خاکی بودنشه. اصلأ اهل تظاهر و منم منم نيست. به هر حال دو تا چائی "تی بگ" گرفتيم و رفتيم استوديو – عکسا رو نگاه کرديم و خنديديم و گل گفتيم و گل شنيديم. امير جان سال پر تحرکی رو داشتی ... ايران رفتی برگشتی ، مسابقه داشتی ... يک مقدار برامون تعريف کن
هم در منطقه خوبی در تهران قرار داره و هم تماشاچيان خيلی خوبی برای کنسرت ها ميان که سوت نمی زنند و ذرت بوداده هم نمی خورند! قرار داد بستم باهاشون برای اجرای چنگ. چنگ يک ساز ايرانی است که از زمان قديم ... البته اين چنگ اروپائی برعکس چنگ هائيه که ما ايرانی ها داشتيم ، درسته ؟ البته زمانی که در جعبه چنگ باز شد در گمرک ، يک خانم پرسيد اين گيتاره ؟ گفتم نه چنگه ! گفت چنگ چيه ؟ ارگه ؟ ... خلاصه طول کشيد تا اين برنامه اجرا بشه و از گمرک بياد بيرون ... ولی به هر حال برنامه با موفقيت بسيار خوبی برگزار شد. بچه های فرهنگ سرای نياوران خيلی کمک کردند. بعد از انقلاب اين اولين ارکستر چنگ بود که اجرا شد ... اون هم با يک نوازنده خيلی خوب!
اسم قطعه ای که نوشتی چيه ؟ خوب آقای امير مهيار تفرشی پور ، شما الان ۳۰ سالت هست ، درسته ؟ تو چند ماهی ايران بودی و يواشکی تو يک مسابقه آهنگ سازی شرکت کردی ؟ ايشون آقايی بود به اسم "عليرضا فرهنگ" ...همه ما در حضور هیأت ژوری کارها مون رو برگزار کرديم ، بچه های دانشگاه هم بودن ، در کل خيلی خوب بود. اسم آهنگ من که برنده شد " کودکی من در ايران " بود. بر گرديم سر "اپرای فارسی و صدای آلمانی "! می خواستم درباره اين کار جديدت بپرسم که يک خواننده اپرای آلمانی شعرهای فارسی رو با پيانو تو اجرا کرد
پس ما مجبور بوديم به عنوان هنرمند اين اتفاق رو نمايش بديم و بيان کنيم. چون احساس کردم موسيقی کلاسيک ايرانی ، به خاطر محدوديتهايی که هست ، برای خواننده زن ديگه نوشته نميشه، اين بود که تصميم گرفتم اين کار را بکنم. پس رجوع کردم به شاعر و نويسنده ای به اسم"شاهرخ تندروصالح" که در "فرهنگسرای هنر" در تهران کار می کنه. درباره خواننده زن آلمانی که به زبان فارسی خونده توضيح ميدی ؟ می دونين خواننده های که موسيقی کلاسيک می خونن، اصولأ توانائی اين رو دارن که به تمامی زبان ها بخونن. فقط کافيه شما حروف رو بنويسيد. و تلفظ با هاش کار کنين و اون نت موسيقی ای رو که باهاش بايد کلمه رو تلفظ کنه بنويسين ، ديگه بقيه اش با خود خواننده است. دقيقاً مانند کسی است که می خواد زبان فارسی رو ياد بگيره! خوب من از خواننده موسيقی کلاسيک خارجی استفاده کردم به خاطر اينکه خواننده موسيقی کلاسيک ايرانی کمتر در دسترس بود! در گذشته خيلی افراد بودند ، مانند خانم " منير وکيلی " و خانم " پری ثمر " که در آلمان هستند. و خوب اينکه، بتونيم صدای بانوان ايرانی رو بشنويم، برای من خيلی مسئله مهميه. چون خواننده های بسيار خوبی داشتيم که الان نمی تونن کار بکنند. من از طرف آقای صالح و از طرف خودم ، اين قطعه رو تقديم می کنم به نه تنها خواننده های زن ايرانی ، بلکه به تمام بانوان ايرانی. |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||