|
روز هفتم | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
اوهام، بهزاد و برلين و عکسهای جديد ( همينجا و هم تو آلبوم عکس و مصاحبه )
کنسرت اوهام در برلين و عکس های جديد(سالن Haus Der Kulturen Der Welt)
الان که دارم اين مقاله رو می نوسم از نيمه شب هم گذشته و مخلوطی از خواب و درد و دلهره هيجان و شکم سير، داره روی پلکهای من فشار مياره ولی بايد کليدای کامپيوترو فشار بدم و خاطراتم رو از روزی که گذشت و خاطراتم از گروه راک اوهام ، در برلين رو بنويسم.عکس بچه ها رو که ديدم ، اول فکر کردم که بچه ها يکعده پدربزرگن و اونها هم لابد عکس منو روی سايت ديدن و فکر کردن که يک غار نشين از بی بی سی آمده ديدنشون. ولی بچه های اوهام از نزديک خيلی فرق ميکنن، شهرام شعرباف که بنيانگذار گروهه، از نزديک شبيه بچه های نوزاده .چهره مهربون و بی آزار و شادی داره. بابک رياحی پور که گيتار باس ميزنه، قد بلندی داره و زود ميشه باهاش خودمونی شد. بابک آخوندی هم که تازه به گروه پيوسته ( تو ايران با گروههای راک جديد گيتار ميزنه) برخلاف عکسش موهای روشن و قيافه جالبی داره.
همه اينجا تو برلين توی يک هتل هستيم و دو سه روزه که با هم می پلکيم. بچه ها هر روز سوار مينی بوس، ميرن که بين تيمهای مختلف راديو و تلويزيون پاس کاری بشن. وسط اين مصاحبه ها هم يک ناهار سريع می خورن و ميرن تو سالن، تمرين. سالن کنسرتشون، خيلی باحاله يک شيب تندی داره که جون ميده برای غلت زدن و قل خوردن. بابک جواب داد: ما اينقدر کنسرتهای ايرانمون همون لحظه آخر منتفی شده که از اينکه داريم بدون جلوگيری کسی ميريم تو آلمان روی صحنه و کسی جلومونو نخواهد گرفت ، برامون شوک آوره .همين نگرانمون کرده،اينکه"کارا داره خوب پيش ميره !!!" شهرام هم که گروه رو ۵ سال پيش تشکيل داده همينو ميگه: "ديگه برای ما ها منتفی شدن کنسرت يک امر طبيعيه و بهش عادت نداريم. فکر می کنيم که داريم خواب می بينيم . هيچ نگرانی نداشتن برای ما عجيبه." بابک آخوندی: "اين سالنی که توش کنسرت ميديم حرف نداره يک عکس يادگاری جلوی بلندگوهاش گرفتم. يک يادآوری هم بکنم که گروه اوهام و چند تا گروه راک ديگه به نفع زلزله زد گان بم در تهران کنسرت دادن."
بابک رياحی: "اول قرار بود که من کارهای آلبوم جديدمون " آزمون و خطا " رو تو اون کنسرت خيريه بزنم و برم ولی يکدفعه تصميم گرفتيم که من برم کنار و شهرام بياد روی صحنه و گروه اوهام کنسرت بده." شهرام: آره کار جالبی از آب در آمد. خيلی حال کرديم.تصميم سريع و کارسازی بود. (بقيه اين مقاله فرداش نوشته شده يعنی جمعه ۱۶ آوريل) کنسرت آلمان بچه ها تو مرکز فرهنگیHouse of World Cultures برگزار ميشه خيلی از ايرانيان مقيم برلين دارن ميان ديدن بچه ها. اين اولين کنسرت خارج از کشور اوهام هستش و بعدش هم ميرن به شهرهای ديگه آلمان. يکشنبه شب کنسرت دارن در Hamburg و سه شنبه شب در شهرRostock. ولی جاتون خالی با بچه ها خيلی خوش ميگذره ، خيلی خاکی و ملاحظه کار و خودمونی هستن. چند روزيه که شب و روز با هم هستيم . ديشب يک گروه فيلمبرداری از دانمارک آمده بودن ديدن بچه ها که سرپرستشون يک جوون ايرانی به اسم آبتينه . بچه باحاليه . دور هم نشستيم و دسته جمعی زديم و خونديم ديگه جوری شد که همه از خستگی رو صندلی خوابشون برد.
پرطپشترين ترانه
يک ... دو... سه ..!؟ هومن گنجور خواننده ايه که چند هفته است که آلبومش با نام زيارت وارد بازار شده .اما چرا گفتم جنجال ، اونم از نوع سياوشی !؟ شايع شده که هومن پسر سياوش قميشی است. البته اينو هم اضافه کنم که آدمای خوش باوری مثل من که قبلاً هم شنيده بودن که سياوش قميشی پسری داره به نام هومن ، اين شايعه رو خيلی زود باور کردن و حتی بعضی ها اونو تأييد هم کردن ! اما چرا اسم فاميل گنجورِ؟! و اينکه ميگن سياوش قميشی اصلاً ازدواج نکرده ، پس ...؟! خدائيش اين ديگه واقعا شايعه است . به هر حال با اينکه اين اولين آلبومی است که هومن وارد بازار کرده اما خب درعرض همين چند هفته فروش خوبی داشت . اما طبق بررسی هايی که من به عمل آوردم فروش آلبوم زيارت در سه هفته اول انتشار قابل مقايسه با سه هفته اول انتشار آلبوم معرکه نيست. معرکه آلبومی است که خواننده اش مجتبی کبيریه و پر فروش ترين کاست سال ۸۲ شناخته شده . اما خب پيش بينی ميشه که آلبوم زيارت هم به عنوان يکی ازپر فروشترين کاست ها اعلام بشه .. سياوش قميشی های حلال : يک ـ راما... دو ـ مجتبی کبيری ... سه ـ هومن گنجور Franz Ferdinand چند وقتی است که گروه راک مستقل Franz Ferdinand در انگليس و اسکاتلند گل کرده. از اون گروه هايی هستند که همه از کارشون خوششون می ياد چه مردم و چه منتقدان.
عضای گروه : در سال 2001 Kapranos وHardy با هم شروع به کار روی موسيقی کردند و در همين وقت بود که با McCarthy آشنا شدند. او نوازنده پيانو و ويولن باس است و قبلا هم جاز با گروه های ديگه ای زده بود. بعد از مدتی که اين سه نفر درخانه مکارتی(McCarthy) تمرين می کردند، تامسون(Thomson)که نوازنده جاز بود ولی در اون زمان گيتار میزد به اونها پيوست. چون گروه بزرگتر شده بود، اونها به دنبال جايی برای تمرين می گشتند که يک انبار بزرگ خالی پيدا کردند و اونجا شد محل تمرين و مرکز گروه. اسمش هم رو شاتو(Chateau) گذاشتند. درشاتو(Chateau) پارتی های زيادی راه می انداختند که هم موسيقی داشت و هم کارهای هنری چون Hardy خود فارغ التحصيل مدرسه هنری گلاسگو(Glasgow School of Arts) بود. بالاخره تا تابستان 2002 چند آهنگ آماده کردند تا خودشون يک آلبوم کوتاهی بيرون بدهند ولی تا اون موقع کارشون بر سر زبان ها افتاده بود وکمپانی دومينو روی سايتشون نمونه ای از آهنگ ها شون نبود، من چند نمونه از آهنگ های آلبومشون رو اينجا گذاشتم. |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||