|
اوهام و جواب سوالات شما | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
سوال: ميشه گروهتون رو معرفی کنين؟ شهرام شعرباف(اوهام) : در حال حاضربچه هائی که برای کنسرت آلمان اومدن ، بابک رياحی پوره که گيتار باس ميزنه.بابک آخونديه که می تونم بگم اون آدم گمشده ايه که دنبالش می گشتم .ديگه کسری ابراهيمی هستش که با ما درام ميزنه و رضا هم تو اين سفر با گروه اوهامه و سازهای اصيل ميزنه . چون بيشتر آهنگهای ما با سه تار يا غژک و يا دف همراهی ميشه.و بالاخره خود من که خواننده و آهنگساز گروه هستم. سوال: آيا شما تصميم ندارين که از شعر شاعران ديگه تو آهنگهای آينده تون استفاده کنين؟ شهرام: چرا حتمأ. تو همين کنسرت برلين دو تا آهنگ جديد داريم که باهاش اشعار مولانا رو می خونيم.و در کل من تصميم دارم که سه تا آلبوم به اين سبک بيرون بدم و بعد برم سراغ شعرهای امروزی.
شهرام : چون که تناقض يک شعر قديمی مال ۸۰۰ سال پيش با موسقی قرن بيستم رو دوست دارم و برا م خيلی جالبه. و اينکه دو چيز کاملا متفاوت رو آدم در کنار هم بذاره و با هم آميخته کنه ، بنظر من موسقی جالبی رو از آب در مياره .
شهرام : آره اتفاقأ درآلبوم جديدمون بيشتر روی سازهای اصيل ايرانی تأکيد داريم و اين وجه مشخصه کار آينده ما خواهد بود.
سوال: ما طرفدار راک و متال هستيم و از شما خواهش می کنيم که درباره عشق و عاشقی نخونين . اشتباه راکرا همينه . راک زبانش زبان اعتراضه نه عشق و عاشقی. بابک رياحی پور(اوهام) ( کلافه با نگاه ناباورانه): کی همچين چيزی گفته .راک فقط موسيقی اعتراض نيست .يک نوع موسيقی که باهاش ميشه هر جور شعری خوند حالا گاهی عاشقانه، گاهی اعتراضی، گاهی اجتماعی. شهرام: می خوام بپرسم که آدمها فقط يکجور احساس دارن؟ هميشه عصبانين و دارن اعتراض ميکنن؟ انسانها احساسات ظريف هم دارن و برای بيانشون آهنگش رو هم می سازن و طيف احساسات انسانها خيلی گسترده تر از اعتراضه. بايد بنظر من توی راک هم تنوع وجود داشته باشه وگرنه فقط معترضين رو جلب ميکنه يا فقط عاشقا رو. ما ها تو آهنگهامون می خوايم همه جور احساسات رو بيان کنيم و تابع يک احساس خاص نيستيم.
بابک آخوندی : نه کی ميگه که راک فقط موسيقی اعتراضه. من خودم همه جورشو دوست دارم. بابک رياحی پور: بی انصافيه که بگيم غزليات حافظ فقط عاشقانه است. سوال: چرا اسم گروه رو اوهام گذاشتين؟
شهرام : راستشو بخواين من خيلی درباره اسم گروه فکر کردم و يک شرايطی باعث شد که اسم گروه اوهام بشه. اوهام به اين خاطره که من درباره اين گروه يکسری آرزوهائی داشتم که هم نقش برآب شد. و اون روياها برای من بيشتر به يک توهم شبيه شد تا واقعيت اين بود که اسم رو اوهام گذاشتم. و اوهام يک اسميه که زمان خاصی نداره و هر کسی ميتونه باهاش رابطه برقرار کنه . سوال: چرا مجوز نگرفتين؟ شهرام: دليلها خيلی متنوع هستن . و در مرور زمان شکلهای مختلف پيدا کردن. يک مدت می گفتن که سطح اشعار حافظ بالاتر از اينه که با موسقی راک خرابش کنيم. بعد گفتن که موسيقي يک جاهائی وجد آوره ، چرا جيغ ميزنين. ما هی کارمون رو عوض کرديم باز رفتيم ارشاد ديگه کار به جائی رسيد که دلايل مجوز ندادن سطحی تر شد. مثلأ اين قيافه های شما درست نيست چرا خواننده سرشو تراشيده چرا اون يکی موهاش بلنده ؟ چرا روی صحنه بالا پائين ميپرين. ديگه آخر سر گفتن که نمی تونين آهنگهاتونو پخش کنين، همين. اين جوابهائی بود که بچه های اوهام تو اتاق هتلشون به سوالاتی که زنده از طريق راديو بی بی سی پخش می شد، دادن. اين مصاحبه زنده پنجشنبه شب بودش . اتاق هم پر بود از بروبچه های ديگه . تيم فيلمبرداری از دانمارک که پنج نفر بودن و خود ماها و دو سه تا مهمون ديگه و ميز پخش و ديش ماهواره و کلی ميکروفن و سيم و پنجره های بسته ( تصور کنين بخار و حرارت رو ) . اين مصاحبه ديگه به آخر رسيد و پخش مستقيمش از راه اينترنت هنوز روی سايت هست (اينجارو فشار بدين). بعدش هم ديگه همه دور هم نشستيم و بچه ها گيتاراشون رو برداشتن و با بچه های ايرانی و آلمانی و دانمارکی ای که برای ديدن مصاحبه و فيلمبرداری آمده بودن آهنگهای دسته جمعی خونديم و در ارتفاع ۲۰ متری از سطح زمين شهر برلين(يعنی طبقه چهارم) شب رو صبح کرديم. من فعلآ رفتم. درباره نمايشگاه و کنسرتهای بعدی اين جشنواره هنری در آلمان باز هم گزارش ميديم. اينم سايت اين مرکز فرهنگی و هنری در برلين که درباره فصل هنرمندان ايرانی عکسها و مقاله های خوندنی داره . پس تا ترجمه اش رو ننوشتيم برين يک نگاهی بهش بکنين چون گروههای ديگه ای هم جز اوهام قراره که در اين جشنواره برنامه اجرا کنن.
|
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||