
در پی اشغال سفارت آمریکا در تهران توسط دانشجویان انقلابی٬ شش نفر از کارمندان این سفارتخانه میگریزند و در محل اقامت سفیر کانادا در ایران پناه میگیرند. تونی مندز٬ مامور سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) طرحی میریزد تا خود را به عنوان تهیهکننده فیلمی علمی-تخیلی جا بزند و به تهران برود تا این شش نفر را از ایران خارج کند.
چرا باید این فیلم را دید
اشغال سفارت آمریکا در تهران یکی از مهمترین رخدادهای نیم قرن گذشته در تاریخ دو کشور به شمار میرود و آرگو مهمترین و پرهزینهترین فیلم داستانی است که تاکنون درباره این رویداد تاریخی ساخته شده است.
فارغ از اینکه فیلم تا چه اندازه راوی وفادار به واقعیت و جزئیات این رخداد است، آرگو تریلر خوشساختی است که شاید برای تحقیق دانشگاهی مناسب نباشد٬ اما میتواند دو ساعت ببیننده را سرگرم کند. با این حال برای سازندگان فیلمهای این ژانر، بیش از آنکه وفاداری جزء به جزء به واقعیت و بازسازی مستندگونه تاریخ مهم باشد٬ دراماتیزه کردن داستان و القای حس تعلیق به مخاطب مهم است.
از میان نظرات شما
آرگو هم تریلری پر از تعلیق است و همانطور که ادعا میکند براساس داستانی واقعی ساخته شده است و نه آن طور که سازندگان آن میگویند کاملا منطبق بر واقعیت. فیلمهایی از این دست همیشه مخالفانی (بخصوص در میان مورخان و کارشناسان سیاسی) دارند که آن را تحریف و یا وارونه نشان دادن واقعیت بدانند.
به جز آرگو امسال رقبای اسکاری این فیلم از جمله کلیک لینکلن و کلیک سی دقیقه پس از نیمهشب هم از این گونه حواشی دور نبودند.
آرگو اگرچه از سوی منتقدان مورد استقبال قرار گرفت٬ اما بسیاری دیگر روی خوشی به فیلم نشان ندادند؛ مقامهای ایرانی فیلم را ضدایرانی دانستند٬ کاناداییها گفتند که نقش دولت این کشور در فیلم کمرنگ جلوه داده شده است، مقامهای بریتانیایی خود را سهیم در موفقیت این ماموریت میدانند که به گفته آنها چیزی از آن در فیلم دیده نمیشود و بالاخره به گفته بسیاری از ایرانیان٬ چهره خوبی از ایران و مردم آن در فیلم تصویر نشده است و حتی عدهای آن را با فیلمهای ۳۰۰ و بدون دخترم هرگز مقایسه کردند.
اما
اگر انتظار دارید که فیلم بازگوکننده مو به مو و مستندگونه واقعه گروگانگیری و فراری دادن شش دیپلمات آمریکایی باشد٬ ممکن است به بعضی صحنههای فیلم و بازسازی ماجرا حساس باشید و آن را خلاف واقعیت بدانید. این حساسیت ممکن است برای کسانی که در ایران زندگی نکردهاند، کمتر باشد.
ستاره-کارگردان
کارگردان

بزرگترین دستاورد بن افلک در سینمای آمریکا تا پیش از آرگو نوشتن فیلمنامه گود ویل هانتیگ با همکاری مت دیمون٬ دوست و همبازی دوران کودکیاش بود که اسکار بهترین فیلمنامه غیراقتباسی را برایشان به ارمغان آورد
بن افلک (متولد ۱۹۷۲) چهرهای است که شاید شهرتش را مدیون بازی در کمدیهای رمانتیک و چند فیلم حادثهای باشد. اما بزرگترین دستاورد او در سینمای آمریکا تا پیش از آرگو نوشتن فیلمنامه گود ویل هانتیگ(۱۹۹۷) با همکاری مت دیمون٬ دوست و همبازی دوران کودکیاش بوده که اسکار بهترین فیلمنامه غیراقتباسی را برایشان به ارمغان آورد.
با این حال، او مانند همکار تهیهکنندهاش در آرگو (جورج کلونی) در کارگردانی هم دستی دارد و در این حرفه نسبتا موفق بوده است. کارگردانی این فیلم هم مهمترین رخداد کارنامه سینماییاش محسوب میشود.
افلک در سومین فیلمش (آرگو) هم خودش نقش اصلی را بازی کرده است و موفقیت فیلم به اندازهای بوده که بتواند جای خود را -باز مانند کلونی- به عنوان یکی از کارگردان-بازیگران مهم سینمای آمریکا تثبیت کند.
افتخارات
در کمال تعجب بسیاری، مهمترین جایزه اسکار ۲۰۱۳ نصیب آرگو شد. آن هم در رقابت با فیلمهای کلیک لینکلن و کلیک زندگی پی. وقتی میشل اوباما بانوی نخست آمریکا از کاخ سفید نام این فیلم را به عنوان بهترین فیلم سال اعلام کرد. عدهای موضوع فیلم را با انتخاب اعلامکننده نام برنده جایزه مرتبط دانستند و شاید برای همین، از نگاه آنها این "سیاسیترین اسکار" تاریخ بود.
آرگو که برای هفت جایزه نامزد اسکار بود٬ دو جایزه دیگر هم برای بهترین فیلمنامه اقتباسی و بهترین تدوین گرفت.
با این حال از سال ۱۹۸۹ میلادی، این نخستینباری بود که کارگردان فیلم برنده جایزه بهترین فیلم، جایی میان نامزدهای اسکار بهترین کارگردانی نداشت.
جایزههای بهترین فیلم از گلدن گلوب٬ جوایز منتخب منتقدان و بفتا از دیگر افتخاراتی بود که نصیب بن افلک٬ جورج کلونی و گرانت هسلوو تهیهکنندگان فیلم شد.

شاید نمیدانستید که
تخصص تونی مندز واقعی تصویرگری و طراحی گرافیک بود و به واسطه این حرفه جذب سازمان سیا شده است. کار اصلی او پیش از آنکه برای ماموریت به کشورهای دیگر برود٬ برای سالها در این سازمان اطلاعاتی جعل اسناد، از جمله جعل گذرنامههای مختلف بود.
او پس از بازنشستگی از سیا٬ طراحی گرافیک و نقاشی را از سر گرفت.






















