افت فروش ناشران ایرانی خارج از کشور در سال ۸۸

- نویسنده, سپیده زرین پناه
- شغل, روزنامه نگار در سوئد
ناشران و کتابفروشان فارسیزبان فعال در اروپا میگویند: فروش کتابهای فارسی از سالهای گذشته کمتر شده است.
ارزیابی آنها این است که یکی از دلایل عمده این افت، تحولات ناشی از جنبش اعتراضی مردم ایران و علاقهمندی قشر کتابخوان به خواندن و پیگیری خبرهای سیاسی روز در رسانههای مختلف فارسی زبان است.
سیو یکسال پیش، در اوج انقلاب سال ۱۳۵۷، دانشجویان، روشنفکران و جوانان، مبارزه سیاسی را به عطش مطالعه پیوند زده بودند.
کتابهای جلدسفید، پیشخوان کتابفروشیها و حاشیه پیادهروها را فتح کرده بودند و جوانان با کولهباری از کتاب به خانههایشان میرفتند.
اما در سال ۱۳۸۸ و با اوجگیری جنبش اعتراضی مردم ایران، ناشران و کتابفروشان، هم در داخل و هم در خارج از ایران، از پایین آمدن میزان فروش کتاب گله میکنند.
حمید مهدیپور، مدیر انتشارات فروغ در کلن، میگوید: "امسال سال افت بیش از پیش فروش کتاب فارسی در خارج از کشور بود."
این ناشر که در عین حال در حوزه پخش کتاب فارسی در اروپا نیز فعالیت میکند، از جمله عوامل موثر در افت کتابخوانی ایرانیان را تحولات سیاسی اخیر در ایران میداند: "امسال بیشتر علاقهمندان کتاب ترجیح میدهند وقت خود را صرف مرور اخبار سیاسی ایران کنند که البته کاملاً قابل فهم است."
وی که سال گذشته دو مجموعه شعر، یک زندگینامه، یک داستان و یک کتاب پژوهشی منتشر کرده است، ادامه میدهد: "سال گذشته بیش از ۶۰ عنوانکتاب فارسی در خارج از کشور منتشر شد اما بیشتر آنها فروش راکد یا بسیار پایینی داشتند."

به گفته وی، فعالیت ناشران فارسیزبان، از جمله آرش، ارزان، باران و ... در سوئد نسبت به سالهای گذشته کمتر شده و نشر خاوران در پاریس فقط یک عنوان کتاب منتشر کرده است.
نعمت علیمرادی، مدیر انتشارات و کتابفروشی ارزان که سال گذشته فقط یک کتاب کردی منتشر کرده، از افت ۱۵ درصدی فروش کتاب نسبت به سال گذشته میگوید: "حتی در حراج کتاب نیز یکسوم سال گذشته فروش داشتیم. در کل امسال وضعیت فروش کتاب اسفبار بود."
کامران ریحانی مدیر انتشارات عصر جدید در شهر دارمشتات آلمان که به طور تخصصی به انتشار آثاری در زمینه آیین بهائیت میپردازد، میگوید: "میزان کار ما سال به سال، هم از حیث تعداد عناوین و هم از حیث تیراژ، رو به کاهش است. نسل ما دارد پیر میشود و فرزندان ما با زبان مادریشان انس کمتری دارند. جوانانی هم که به عنوان پناهنده و دانشجو به خارج از کشور میآیند از پس خرید کتاب برنمیآیند."
این ناشر در سال گذشته ۱۲ عنوان کتاب در زمینه پژوهش و بررسی تاریخی منتشر کرده است.
مسعود فیروزآبادی، مدیر انتشارات آرش، نیز که ۴ عنوان کتاب در زمینه شعر، زنان و داستان منتشر کرده علاوه بر تائید دیدگاههای فوق معتقد است: "به مرور، از میزان تولید کارهای خوب کاسته میشود و این هم در تشدید بحران کتابخوانی بیتاثیر نیست."
بیژن خلیلی، مدیر انتشارات شرکت کتاب، بحران اقتصادی جهان را از جمله دلایل کاهش کتابخوانی ایرانیان میداند.
وی میگوید: "مردم در تلاش برای معاش هستند و این مشکل اقتصادی، تاثیر خود را روی کلیه سطوح زندگی می گذارد. در این شرایط ممکن است فرد خیلی از چیزهایی را که به نظرش غیر ضروری میرسد از سبد خرید خود حذف کند. پس بستگی دارد که چقدر کتاب برایش ضروری باشد."
گریز از سانسور
رضا منصوری مدیر کتابفروشی و نشر آلفابتماکسیما به وضعیت نشر و کتاب در سال ۲۰۰۹ از زاویه دیگری نیز نگاه میکند و میگوید: "در این سال تعداد زیادی از نویسندگان داخل کشور، بیش از پیش تمایل به انتشار آثارشان در خارج از کشور و در فضایی به دور از سانسور داشتند."
وی در این سال اگرچه هشت کتاب در زمینه شعر و رمان و خاطرات زندان منتشر کرده، اما از افت شدید فروش کتاب میگوید و توضیح میدهد: "به دلیل جنبش اعتراضی مردم ایران، علاقهمندان کتاب شاید در جستوجوی کتابهایی بودند که پاسخگوی تب و تاب موجود باشند. شاید کتابهای موجود نمیتوانستند پاسخگوی حس و نیاز لحظهای آنها باشند. معمولاً در چنین شرایطی ذهن افراد در جستوجوی درنگ و سکون و مطالعه نیست. بیشتر، عکسالعملهای فوری نشان میدهد. این حس برای کتاب و کتابخوانی، مناسب نیست. جنبش اعتراضی باید با تعمق و مطالعه پیش برود."
مسعود مافان، مدیر نشر باران که در سال ۲۰۰۹ شش عنوان کتاب در زمینههای داستان، فرهنگ شفاهی، جامعهشناسی، روانشناسی و نقد ادبی منتشر کرده، ضمن تائید نظر همکارانش درباره افت کتابخوانی بر این عقیده است: "تا زمانی که دایره بسته استبداد در ایران وجود دارد نباید ناشران فارسیزبان عقبنشینی کنند. ترکیب نسل جوان فارسیزبان، در خارج از کشور تغییر کرده است. نسل جوان فقط شامل فرزندان نسل نخست تبعیدی نمیشود که به زبان فارسی تسلط ندارند. ما در نسل جوان ایرانیان در خارج از کشور، با دانشجویان، روزنامهنگاران و تحصیلکردگانی روبهرو هستیم که میتوانند مخاطب کتابهای فارسی منتشره در خارج از کشور باشند. به نظر من لازم است که ما این مخاطبهای جدید کتاب را از طریق معرفی کتاب در رسانههای اینترنتی و ارسال ایمیل و همچنین به واسطه شبکههای نوین اطلاعرسانی پیدا و جذب کنیم."

به گفته وی، در سال ۲۰۰۹ فروش کتابهای نشر باران به کتابفروشیها کمتر از سال ۲۰۰۸ بود، اما تکفروشی مستقیم آنها از طریق اینترنت و همچنین از طریق شبکه دوستان در سراسر دنیا افزایش داشت.
خاطرات پرفروش زندانیان سیاسی
مدیر کتابفروشی فروغ میگوید که امسال کتاب کلاغ و گل سرخ نوشته مهدی اصلانی (انتشارات مجله آرش در پاریس)، از جمله اندکشمار کتابهایی است که در سال رکود فروش کتاب فارسی در خارج از کشور، با موفقیت خوبی روبهرو شده است.
کلاغ و گل سرخ خاطرات زندان مهدی اصلانی است. وی از سال ۱۳۶۳ تا ۱۳۶۷ زندانی سیاسی بوده است. نویسنده، خاطرات خود را از دوران جوانی و آغاز فعالیت سیاسی آغاز می کند و سپس به اعدام جمعی زندانیان سیاسی در تابستان ۱۳۶۷، تحلیل گذشته سیاسی خود و سازمان فداییان خلق (انشعاب ۱۶ آذر) می پردازد.
کلاغ و گل سرخ در تابستان گذشته با تیراژ ۱۰۰۰ نسخه منتشر شد و پس از دوماه به چاپ دوم رسید. چاپ سوم این کتاب با گذشت نه ماه، به زودی با همان تیراژ به بازار نشر راه پیدا خواهد کرد.
در شرایطی که بسیاری از ناشران معتقدند به دلیل جنبش اعتراضی مردم، بیشتر کتابخوانها به رسانهها گرایش پیدا کردهاند، نویسنده کتاب کلاغ و گل سرخ معتقد است: "اتفاقاً یکی از دلایل توجه به کتاب جنبش فراگیر و اعتراضی اخیر ایران و آشتی جامعه ایرانی با سیاست و به تبع آن کتاب بوده است."
وی که مدتی در حوزه نشر کتاب فعالیت کرده، توضیح میدهد: "طی یک سال گذشته مدام در تلاش بودم این کتاب را به دست علاقهمندان برسانم. از جمله در همه برنامه های سیاسی که در آن شرکت داشتم کتاب را برای توزیع عرضه میکردم. کار نشر در خارج از کشور نیاز به همدلی و همکاری با ناشر و پخشکننده کتاب دارد. نویسنده نمیتواند دست روی دست بگذارد و انتظار داشته باشد کتابش به خوبی عرضه شود."
وی تاکید می کند بسیاری از ناشران فارسیزبان به دلیل وضعیت نامناسب توزیع، عدم برگشت پول کتاب و هزینههای سرسامآور پستی با بنبست روبهرو شدهاند یا ناچار فعالیت خود را محدود کردهاند.
مهدی اصلانی ادامه میدهد: "بازار نشر در خارج از کشور فاقد سیستم و شبکه توزیع و پخش مناسب است و با وضعیت نشر در داخل ایران بسیار تفاوت دارد. به نظر من اگر میخواهیم موتور ادبیات فارسی در خارج از کشور روشن بماند باید به وضعیت نشر به ویژه شبکه توزیع کتاب به عنوان یک کار تیمی نگاه کنیم و متوجه تفاوتهای آن با سیستم نشر معمول باشیم."
بحران عرضه و تقاضا
کاهش فروش کتابهای فارسی، حکایت تازهای نیست. در سالهای اخیر، شمار کتابهای منتشر شده در خارج از کشور، اگرچه بهطور کلی افزایش یافته، اما تیراژ کتاب به طور کلی و تیراژ کتاب های ادبی بهطور خاص نسبت به دهه گذشته کاهش پیدا کرده و توزیع آن نیز با بحرانهای بیشتری روبهرو شده است.
درواقع پایین بودن سطح کتابخوانی، اگرچه یک مشکل عمومی در جامعه فارسیزبان است، اما در خارج از کشور شکل پیچیدهتری به خود گرفته است: به دلیل پراکندگی ایرانیان در سراسر دنیا، نویسنده نمیتواند با طیف علاقهمند به حوزه کاری خود به آسانی ارتباط پیدا کند. کتابفروشیهای ایرانی نیز در سراسر اروپا و آمریکا پراکندهاند و پایگاه اطلاعرسانی ویژهای برای تازههای نشر در خارج از کشور وجود ندارد.
مشکل آنجا پیچیدهتر میشود که بسیاری از این آثار را ناشر- مولفها منتشر میکنند. در نتیجه کمتر نیز توزیع عمومی می شوند و بیشتر در شبکه ارتباطی مولف محدود می مانند. از سویی دیگر، نبود مرکز پخش فراگیر نیز مشکلات نشر را چند برابر میکند و "عرضه و تقاضا" در بازار کالای فرهنگی فارسی در خارج از کشور، چرخه مناسبی ندارد.
در چنین شرایطی رسانههای اینترنتی، شبکه دوستیها و روابط فردی نویسنده و ناشر، برای تبلیغ کتابهای نویسندگان خارج از کشور اهمیت ویژهای مییابند. اما در رسانههای اینترنتی، نسبت به شمار کتابهای منتشره، اطلاعات اندکی وجود دارد.
بهروز شیدا، پژوهشگر و منتقد ادبی ساکن استکهلم، میگوید: "با توجه به وضعیت موجود، در سالهای اخیر منحنی استقبال از کتاب فارسی در خارج از کشور رو به پایین است؛ مگر در شرایط استثنایی؛ از آن جمله در شرایطی که خود نویسنده در توزیع کتابش کمک میکند."
این نویسنده درباره وضعیت چاپ و نشر کتابهای ادبی (شعر، داستان کوتاه، رمان، نمایشنامه و خاطره) در خارج از کشور در سال گذشته و دلایل افول کمیت آثار ادبی در خارج از کشور میگوید: "دلایل بسیار است؛ از آن میان میتوان گفت: نسل دوم نویسندگان ایرانی در خارج از کشور، نسل سومی به دنبال نداشته است. انگار نویسندگان ایرانی در خارج از کشور در دو نسل خلاصه شدهاند؛ در دو نسل به سوی پیری رفتهاند."
شاید به دلیل همین مشکلات پیچیده است که بهمرور، گرایش نویسندگان به ارائه آثارشان در رسانههای اینترنتی افزایش مییابد.
درواقع ارائه آثار ادبی در رسانههای اینترنتی، تمهیدی مناسب برای ارتباط فعال با مخاطب گستردهتر است.
در این رسانه، اثر به سرعت دیده می شود، صدها کلیک می خورد، به ایران می رسد، در میان "نسلهای دیگر"، مخاطب ها می یابد و درگیری با روند پیچیده نشر در خارج از کشور را منتفی میکند.
اما چاپ الکترونیکی اثر را "ماندگار" نمی کند.
شاید به همین دلیل است که برخی از نویسندگان خارج از کشور "روشی ترکیبی" یافته اند: با چاپ الکترونیکی آثار خود به چشم می آیند و با چاپ محدود همان آثار در قالب کتاب های کاغذی "ماندگار" می شوند.











