همنوایی شهرام ناظری و دولتمند خالف با 'زبان عشق' در لندن

منبع تصویر، .
- نویسنده, سهراب سیرت
- شغل, بیبیسی
تالار بزرگ باربیکن در لندن پر شده بود از مشتاقان صدای شهرام ناظری و دولتمند خالف، از پرطرفدارترین خوانندههای سنتی ایران و تاجیکستان که برای نخستینبار روی یک صحنه در یکی از مهمترین و بزرگترین مراکز فرهنگی اروپا، باهم خواندند و نوازندههای ایرانی و تاجیک با سازهای متفاوت باهم نواختند.
این کنسرت اگر چه به مناسبت چند رویداد از جمله روز جهانی زبان مادری برگزار شده بود، اما مهمترین آن گشایش پروژهای زیر نام "زبان عشق" بود که توسط یک موسسه ایرانی راهاندازی شده است و در تلاش است تا نقش برجسته شاعران کلاسیک فارسیزبان را در حفظ هویت فرهنگی گویندگان این زبان در کشورهای مختلف برجسته کند.
به همین دلیل محتوای نخستین آهنگ مشترکی که اجرا شد درباره اهمیت سخن و زبان بود.
شهرام ناظری، با سبک موسیقی مقامی (دستگاهی) و با صدایی دلنشین و لطیف بیتهایی از شاهنامه فردوسی از جمله اینها را خواند:
بناهای آباد گردد خراب/ز باران و از تابش آفتاب/ پی افکندم از نظم کاخی بلند/که از باد و باران نیابد گزند
در حالی که صدای سازهای نوازندگان تاجیک و ایرانی باهم درآمیخته شده بود، دولتمند خالف در ادامه با صدایی غافلگیرکننده و گیرا به خوانش بیتهای دیگری از شاهنامه ادامه داد: بسی رنج بردم در این سال سی/عجم زنده کردم بدین پارسی

شهرام ناظری که از کردهای کرمانشاه ایران است و ۶۹ سال دارد، با چند دهه فعالیت در کارنامهاش از قلههای موسیقی سنتی و اصیل ایران شناخته میشود. او در موسیقی سنتی سبک ویژه خودش را دارد و بیشتر روی شعرهایی از مولانا آهنگ ساخته، دهها آلبوم بیرون داده و چندین جایزه ملی و بینالمللی گرفته است.
شهرام ناظری در این کنسرت که شماری از کردهای مقیم بریتانیا هم از جمله تماشاچیان بودند، آهنگهایی به زبان کردی کرمانشاهی نیز خواند که مخاطبان را به وجد آورد.
دولتمند خالف در رشته سبک "شش مقام" تحصیل کرده و "پدر سبک موسیقی فلک" در تاجیکستان خوانده میشود. فلک نوعی از موسیقی مردمی جنوب تاجیکستان و همچنین بدخشان افغانستان است که با تلاش آقای خالف ثبت فهرست میراث ناملموس جهانی یونسکو نیز شده است.
دولتمند خالف و دو نوازنده تاجیک با لباس سنتی تاجیکستان روی صحنه آمدند. آقای خالف با معرفی این سبک موسیقی آهنگ میهنی "از خاک بلند تاجیکستانیم ما" را خواند و غیژک نواخت.
او همچنین با سبک ویژهاش آهنگ "دور مشو دور مشو" را اجرا کرد.

منبع تصویر، SORAN SORANY
'اخوان جان'
همچنین تکنوازی سهتار و آواز توسط آقای ناظری یکی دیگر از نقاط عطف این کنسرت بود.
در این تکنوازی آقای ناظری برای نخستین بار آهنگی را اجرا کرد که روی شعری از اسماعیل خویی، شاعر مطرح ایرانی مقیم لندن ساخته است. این آهنگ و شعر برای اخوان ثالث، شاعر فقید دیگر ایرانی اهدا شد:
پیر جاوید چو امید جوانم اخوان جان/ای دل شعر من ای جان و جهانم اخوان جان/من همان طفل دبستان تو بودم به جوانی/به کهنسالی خود نیز همانم اخوان جان
برای بسیاری از ایرانیهای ساکن بریتانیا و به خصوص کسانی که به دلایلی نمیتوانند به ایران بازگردند، این کنسرت فرصتی بود برای تجدید خاطرات گذشته و تجربهای نوستالژیک. این به خصوص زمانی احساس شد که شهرام ناظری آهنگ "باز هوای وطنم آرزوست" را خواند و شور و هلهله در فضای تالار پیچید.
گوهر، زن ۷۱ ساله ایرانی-بریتانیا که برای تماشای این کنسرت آمده بود گفت حدود پنجاه سال است که از ایران خارج شده است. او با من به انگلیسی حرف زد و گفت دیگر مدتهاست در زندگی روزمره به زبان فارسی حرف نمیزند و این کنسرت برایش خیلی نوستالژیک است.

او گفت اجرای شهرام ناظری روحش را زنده میکند و او را به یاد فرهنگ، اصالت و ریشهاش میاندازد.
'زبان عشق'
در سخنرانیهای نخست این برنامه درباره "پروژه جهانی زبان عشق" توضیح داده شد و پژوهشگرانی از دانشگاههای آکسفورد و کمبریج روی اهمیت آن تاکید کردند.
قرار است طی این پروژه سی نفر از شاعران فارسیزبان در هزاره اول شعر فارسی، از بایزید بسطامی تا بیدل دهلوی معرفی شوند و قرار است نشستها و برنامههای پژوهشی درباره این سی شاعر برگزار شود. این شاعران در جغرافیایی سربلند کردند که حالا شامل یازده کشور آسیایی از سوریه تا هند است.
این پروژه که "متکی بر کنوانسیون حفاظت از میراث فرهنگی ناملموس یونسکو (۲۰۰۳)" خوانده شد، در نظر دارد بر مفاهیمی مثل "عشق، صلح و وفاق اجتماعی" در آثار فارسیزبانان متمرکز باشد.
کنسرت شهرام ناظری و دولتمند خالف هم در همین راستا برگزار شد.
همخوانی و هماهنگی و 'ناهماهنگی'
همخوانی و همنوایی این دو هنرمند دو قلمرو متفاوت فارسیزبان، گاهی ناهماهنگیها و ناهمگونیهایی هم داشت اما هر دو خواننده تلاش کردند فضای کلی اجراهای شان را حفظ کنند.
وریا امیری، نوازنده و آموزگار تار و سهتار در لندن که در این کنسرت حاضر بود در حاشیه آن به من گفت تفاوت سبکی این دو خواننده و عدم هماهنگی نوازندهها گاهی باعث میشد این دو هنرمند در اجرا از هم فاصله بگیرند.
به نظر آقای امیری "استاد ناظری" هم ازآنچه که همیشه میخواند، فاصله گرفته بود.

آقای ناظری در میانه برنامه گفت سرماخوردگی دارد و همین باعث میشود آنچنان که دلش میخواهد نتواند اجرا کند.
اما نکته مثبت از نظر آقای امیری تلفیق موسیقی ایرانی و تاجیکی بود و این که مخاطبان ایرانی با سازهای جدیدی مثل رباب و زیربغلی آشنا میشدند.
'گامی برای نزدیکتر کردن فارسیزبانان'
مهدی جامی، روزنامهنگار ایرانی ساکن بریتانیا که مستندی هم درباره دولتمند خالف ساخته است و از حاضران در این برنامه بود، میگوید کنارهم قرار دادن خوانندهای از تاجیکستان و خوانندهای از ایران به این دلیل اهمیت دارد که دو گونه از زبان فارسی از این طریق به گویندگان آن معرفی میشود.
آقای جامی میگوید: "کاری که فارسیزبانان نیاز دارند بدانند این است که دیگر گونههای فارسی چگونه تلفظ میشود تا این تلفظ (لهجه) برای شان عادی و متعارف شود...اگر کسی لهجهای از زبان فارسی را بشنود و بداند که این شخص به لهجه هراتی، کابلی، کولابی، خجندی و سمرقندی حرف میزند، این فینفسه ارزش دارد... وقتی از زبان عشق حرف میزنید چه بالاتر از این است که غزلی را که مولانا گفته باشد، تاجیک و ایرانی بخواند."
به نظر آقای جامی تاجیکها در زمان اتحاد جماهیر شوروی رفت و آمد زیادی به افغانستان داشتند و در آنجا با احمد ظاهر و گوگوش آشنا شدند و این باعث شد فضای جدیدی در موسیقی تاجیکستان به میان بیاید. او همچنین از همکاری اهالی موسیقی افغانستان، تاجیکستان و ایران به عنوان گامی مهم در نزدیکتر شدن فارسیزبانان یاد کرد و گفت:"مثلا اندی را در سمرقند مثل شاهزادهای میدانند، حتی ازبکها که معمولا فارسی نمیداند آهنگهای اندی را میخوانند."
با آن که اکثریت حاضران در این کنسرت ایرانی بودند، فارسیزبانان و افراد غیر فارسیزبان علاقهمند موسیقی سنتی ایران و تاجیکستان از کشورهای مختلف هم در آن شرکت کرده بودند.

سارا حسن، از تماشاچیان غیرفارسیزبان هندی-بریتانیایی بود. او که در پایان کنسرت در صف ایستاده بود تا شهرام ناظری را از نزدیک ببیند به من گفت که فارسی بلد نیست ولی شیفته موسیقی و شعر فارسی است.
او گفت:"من در این کنسرت به این دلیل آمدم که قبلا آهنگهای شهرام ناظری را شنیدهام و دوستش دارم. همین که او شروع به حرف زدن و خواندن کرد، مستقیما به قلب من رخنه کرد و دلم را آرام کرد. با آن که معنی شعر آهنگش را نمیدانستم."
نزدیکتر کردن فارسیزبانانی که طی قرنها به واسطه مرزهای سیاسی و شاید تفاوتهای اجتماعی و اعتقادی از همدیگر فاصله گرفتهاند، ممکن است خیلی زمانبر باشد ولی همخوانی و همنوازی ایرانیها و تاجیکها و از همه مهمتر همدلی مخاطبان با آنها در لندن نشان داد که با راهاندازی برنامههایی مثل "زبان عشق" میتوان قدمهای موثری در این زمینه برداشت.











