آیا فرانسه «مرد بیمار جدید اروپا» است؟

امانوئل مکرون در بالای عمارتی در میان مجسمه‌هایی که روی ساختمان نصب شده است

منبع تصویر، LUDOVIC MARIN/AFP via Getty Images

    • نویسنده, هیو اسکوفیلد
    • شغل, خبرنگار بی‌بی‌سی در پاریس

برخی فرانسوی‌ها وقتی فهمیدند که هرج ‌و مرج اخیر سیاسی‌شان آن هم برای ایتالیایی‌ها سوژه خنده شده، ناراحت شدند.

فرانسه در کمتر از دو سال پنج نخست‌وزیر عوض کرده است. رکوردی سیاسی که حتی در دوران آشفتگی‌های سیاسی پس از جنگ در ایتالیا هم بی‌سابقه بوده است.

پارلمان فرانسه که پس از تصمیم مکرون برای برگزاری انتخابات زودهنگام در ژوئیه ۲۰۲۴ ترکیبش باز عوض شد در تقلاست تا بودجه‌ دولت را تصویب کند.

به این باید اعتصاب‌های عمومی‌ را هم افزود که اتحادیه‌های کارگری مخالف با طرح‌های بودجه‌ فراخوان آن را داده‌ بودند.

روزنامه‌های رم و تورین با شادی خبیثانه‌ای حوادث اخیر فرانسه را بازگو کرده‌اند.

تحقیر فرانسوا بایرو، نخست‌وزیر تازه ‌عزل ‌شده، هشدارها درباره بدهی فزاینده و احتمال نیاز اقتصاد فرانسه به کمک صندوق بین‌المللی پول از جمله موضوعات بود.

اما بیش از همه، شکوه رو به زوال امانوئل مکرون رئیس‌جمهوری فرانسه، مورد تمسخر قرار گرفت.

روزنامه ایل مساجرو پرسید: «آن شکوه و عظمت حالا کجاست؟»

امانوئل مکرون، سربازی محو در جلو دیده می‌شود

منبع تصویر، LUDOVIC MARIN/AFP via Getty Images

توضیح تصویر، هزینه‌ بهره و بازپرداخت بدهی ملی فرانسه در سال جاری حدود ۶۷ میلیارد یورو برآورد می‌شود

هزینه‌ بهره و بازپرداخت بدهی ملی فرانسه در سال جاری حدود ۶۷ میلیارد یورو تخمین زده می‌شود. این رقم بیشتر از بودجه همه وزارتخانه‌ها به جز آموزش و دفاع است.

پیش‌بینی‌ها نشان می‌دهد که تا پایان این دهه حتی از آن‌ها هم پیشی خواهد گرفت و به ۱۰۰ میلیارد یورو در سال خواهد رسید.

اخیرا مؤسسه رتبه‌بندی فیچ اعتبار بدهی فرانسه را کاهش داد؛ اقدامی که می‌تواند استقراض دولت فرانسه را پرهزینه‌تر کند و بازتابی از تردیدهای فزاینده نسبت به ثبات این کشور و توانایی آن در بازپرداخت بدهی‌هایش است.

امکان نیاز به مراجعه به صندوق بین‌المللی پول برای وام یا دخالت بانک مرکزی اروپا، دیگر خیالی باطل به نظر نمی‌رسد.

و همه‌ این‌ها در پس‌زمینه‌ای از آشوب‌های بین‌المللی رخ می‌دهد: جنگ در اروپا، کناره‌گیری آمریکا از صحنه جهانی و اوج‌گیری بی‌وقفه پوپولیسم.

مردی در میان گاز اشک‌آور

منبع تصویر، REUTERS/Tom Nicholson

توضیح تصویر، تظاهرات گسترده علیه طرح‌های دولت فرانسه

اخیرا یک روز در فرانسه به اعتراض اختصاص داده شد و تجمعات توسط گروهی به نام «بیایید همه‌چیز را متوقف کنیم» سازماندهی شد. این اعتراض‌ها که توسط چپ افراطی مصادره شد، جز درگیری‌های خیابانی پر سر و صدا تاثیر چندانی نداشت.

اما آزمون بسیار بزرگ‌تر زمانی بود که اتحادیه‌ها و احزاب چپ‌گرا تظاهرات گسترده‌ای علیه طرح‌های دولت برگزار کردند.

نیکولا باوره، مفسر سیاسی باسابقه می‌گوید: «در این لحظه حساس، زمانی که حاکمیت و آزادی فرانسه و اروپا در خطر است، فرانسه گرفتار هرج ‌و مرج، ناتوانی و بدهی شده است.»

امانوئل مکرون، رئیس‌جمهوری فرانسه اصرار دارد که می‌تواند کشور را از این آشفتگی بیرون بکشد، اما فقط هجده ماه از دومین دوره ریاست‌جمهوری‌اش باقی مانده است.

چند معترض در خیابان

منبع تصویر، REUTERS/Benoit Tessier

توضیح تصویر، نیکولا باوره می‌گوید فرانسه به خاطر «هرج ‌و مرج، ناتوانی و بدهی فلج شده است»

یک احتمال این است که نقاط قوت ذاتی کشور، ثروت، زیر ساخت، تاب‌آوری نهادی، آن را از این لحظه که بسیاری آن را نقطه عطف تاریخی می‌دانند، عبور دهد.

اما سناریوی دیگر این است که فرانسه به‌طور دائمی تضعیف شود، طعمه افراط‌گرایان چپ و راست شود، و به مرد بیمار جدید اروپا تبدیل شود.

تنش با نخست‌وزیرها

ریشه همه اینها به انحلال فاجعه‌بار مجلس ملی توسط مکرون در اوایل تابستان سال ۲۰۲۴ برمی‌گردد. برخلاف امید به ایجاد پایه‌ای قوی‌تر برای حکمرانی، پارلمان جدید به سه جناح تقسیم شد: میانه، چپ و راست افراطی.

هیچ گروهی به‌تنهایی نمی‌توانست امیدی به تشکیل یک دولت کارآمد داشته باشد، چون دو گروه دیگر همیشه علیه آن متحد می‌شدند.

میشل بارنیه و سپس فرانسوا بایرو هر کدام چند ماهی به‌عنوان نخست‌وزیر دوام آوردند، اما هر دو بر سر پرسش اصلی‌ که همه دولت‌ها با آن مواجهند سقوط کردند: این‌که دولت چگونه باید درآمد کسب کند و پولش را خرج کند.

بایرو، سیاستمدار میانه‌روی ۷۴ ساله، مسئلهٔ بدهی فرانسه را به موضوعی نمادین تبدیل کرد، بدهی‌ که اکنون بیش از ۳ تریلیون یورو، یا حدود ۱۱۴ درصد تولید ناخالص داخلی است.

او برای تثبیت بازپرداخت بدهی‌ها، خواستار کاهش ۴۴ میلیارد یورویی از بودجهٔ سال ۲۰۲۶ شد.

بایرو زمانی سقوط کرد که نمایندگان چپ و راست افراطی در جلسه رای اعتماد متحد شدند، اما نظرسنجی‌ها نشان دادند که بسیاری از رای‌دهندگان نیز با ایده‌های او مخالف بودند از جمله حذف دو تعطیلی ملی برای تأمین هزینه‌های دفاعی بیشتر.

فرانسوا بایرو در مجلس

منبع تصویر، BERTRAND GUAY/AFP via Getty Images

توضیح تصویر، فرانسوا بایرو رای اعتماد نگرفت

راهکار فوری امانوئل مکرون این بود که یکی از افراد نزدیک خود را مامور اتخاذ رویکردی جدید کند.

سباستین لکورنو، سیاستمدار ۳۹ ساله که به‌عنوان نخست‌وزیر منصوب شد، اهل نورماندی است و آرام و آهسته حرف می‌زند. او طی نشست‌های شبانه با ویسکی و گفتگو در الیزه به یکی از معتمدان رئیس‌جمهوری بدل شد.

پس از این انتصاب، مکرون اعلام کرد که «مطمئن است توافق میان نیروهای سیاسی ممکن است، به شرط آن‌که باورهای هر گروه محترم شمرده شود.»

گفته می‌شود مکرون وفاداری لوکرنو را تحسین می‌کند و همچنین این حس را دارد که نخست‌وزیرش بیش از حد درگیر آیندهٔ سیاسی خودش نیست.

پس از تنش‌هایی که با دو نخست‌وزیر قبلی خود، میشل بارنیه و فرانسوا بایرو، هر دو از سیاستمداران باسابقه داشت، امروز رئیس‌جمهور و نخست‌وزیر دیدگاه مشترکی دارند و با یکدیگر هماهنگ هستند.

فیلیپ آگیون، اقتصاددانی که به رئیس‌جمهوری مشاوره داده و او را خوب می‌شناسد، می‌گوید: «با لکورنو، در واقع مکرون نخست‌وزیر است. مکرون و لکورنو اساسا یکی هستند.»

ماموریت طاقت‌فرسای لکورنو

مکرون از لکورنو می‌خواهد تغییری اساسی را پیش ببرد. او که پیش‌تر بیشتر به راست سیاسی متمایل بود، حالا به‌دنبال توافق با جناح چپ است به‌ویژه حزب سوسیالیست.

طبق قانون، لکورنو باید تا نیمه اکتبر بودجه‌ای ارائه کند. این بودجه باید تا پایان سال تصویب شود.

از نظر ریاضی تنها راه ممکن این است که بلوک میانه‌روی او با «میانه‌روها» در راست و چپ یعنی جمهوری‌خواهان محافظه‌کار و سوسیالیست‌ها، متحد شود.

لکورنو در گوشی با مکرون حرف می‌زند

منبع تصویر، LUDOVIC MARIN/AFP via Getty Images

توضیح تصویر، یک اقتصاددان می‌گوید: «مکرون و لکورنو اساسا یکی هستند»

اما مشکل این است: هر امتیاز به یک طرف، احتمال خروج طرف دیگر را بیشتر می‌کند.

برای نمونه، سوسیالیست‌ها که حالا خود را در موقعیت بهتری می‌بینند، خواهان هدفی بسیار پایین‌تر برای کاهش بدهی هستند. آن‌ها خواستار وضع مالیات بر کارآفرینان بسیار ثروتمندند و لغو اصلاحات بازنشستگی مکرون در سال ۲۰۲۳ را مطالبه می‌کنند؛ اصلاحاتی که سن بازنشستگی را به ۶۴ سال افزایش داد.

اما این ایده‌ها برای جمهوری‌خواهان طرفدار کسب وکار غیر قابل‌ قبول است. آن‌ها تهدید کرده‌اند که علیه هر بودجه‌ای که شامل این موارد باشد رای خواهند داد.

مدف، بزرگ‌ترین اتحادیه کار فرمایان فرانسه، حتی گفته است که اگر پاسخ لکورنو به بن‌بست بودجه افزایش مالیات باشد، خود «تظاهرات گسترده» برگزار خواهد کرد.

اتحادیه‌ی اصلی کارفرمایان فرانسه، هشدار داده که اگر راه‌حل لکورنو برای بن‌بست بودجه‌ای، افزایش مالیات باشد، «تظاهرات گسترده» برگزار خواهد کرد.

مکرون و لکورنو در میان دو افسر بلندپایه نظامی

منبع تصویر، BENOIT TESSIER/POOL/AFP via Getty Images

توضیح تصویر، گفته می‌شود مکرون برای وفاداری لکورنو ارزش قائل است

زمان‌بندی هم اوضاع را پیچیده‌تر کرده است. با نزدیک شدن به پایان دوره مکرون، احتمال سازش از سوی طرف‌ها کمتر شده است. در ماه مارس انتخابات شهرداری‌ها برگزار می‌شود و در ماه مه ۲۰۲۷ هم انتخابات ریاست‌جمهوری.

در دو سوی طیف سیاسی احزاب قدرتمندی هستند. اجتماع ملی در راست و فرانسه تسلیم‌ناپذیر در چپ که با کوچک‌ترین نشانه سازش با مرکز، فریاد «خیانت» سر خواهند داد.

برای هر سیاستمدار شناخته‌شده‌ای، احتمالاً تمایلی طبیعی وجود دارد که تماس با مکرون، سرمایه‌ای که به‌سرعت در حال فرسایش است را به حداقل ممکن برساند.

سباستین لکورنو نخست‌وزیر جدید فرانسه است

منبع تصویر، Ore Huiying/Bloomberg via Getty Images

توضیح تصویر، سباستین لکورنو نخست‌وزیر جدید فرانسه است

وظیفه‌ای که پیش‌روی لکورنو قرار دارد، بسیار دشوار است. در بهترین حالت، شاید بتواند توافقی نصفه‌نیمه فراهم کند و شکست فوری در مجلس را عقب بیندازد. اما چنین بودجه‌ای ناگزیر ناقص خواهد بود. پیامی که به بازارها مخابره می‌شود، چیزی جز ادامه‌ی ابهام موجود نخواهد بود. هزینه‌ تأمین مالی بازپرداخت بدهی هم باز هم افزایش خواهد یافت.

گزینه دیگر شکست است و استعفای یک نخست‌وزیر دیگر.

از نگاه مکرون، این همان سناریوی فاجعه‌بار است: انحلال دوباره مجلس و برگزاری انتخابات تازه، که این‌بار ممکن است با پیروزی حزب اجتماع ملی مارین لوپن همراه شود.

حتی ممکن است همان‌طور که برخی خواستارش هستند، مکرون به‌دلیل نقشش در بن‌بست سیاسی، ناچار به کناره‌گیری شود.

تلاقی چند بحران

در بررسی وضعیت فرانسه، همیشه می‌توان لحنی کمتر فاجعه‌محور اتخاذ کرد. این کشور پیش‌تر نیز بحران‌هایی را پشت سر گذاشته و هر بار به شکلی از آن‌ها عبور کرده است. برخی حتی در فرانسه دوران مکرون نکاتی برای تحسین می‌بینند.

ژان‌فرانسوا کوپه، رئیس پیشین حزب جمهوری‌خواهان، می‌گوید: «بنیادهای اقتصاد فرانسه، از جمله تراز تجاری، همچنان محکم است. نرخ بیکاری ما به‌طور سنتی بالاتر از بریتانیاست، اما فاجعه‌بار نیست. سطح ایجاد کسب‌وکار بالاست و رشد اقتصادی ما از آلمان بهتر است.»

فیلیپ آگیون، مشاور پیشین مکرون، نیز دیدگاهی نسبتاً خوش‌بینانه دارد: «ما در آستانه فروپاشی به سبک یونان نیستیم. و حرف‌های بایرو درباره بدهی، هشداری مؤثر بود.»

با این حال، برای برخی دیگر، تحولات ناپایدار جهان باعث می‌شود چنین اظهاراتی بیش از حد خوش‌بینانه، یا حتی ساده‌انگارانه به نظر برسد.

خبرنگاران ژان-فرانسو کوپه را احاطه در حال مصاحبه با او هستند

منبع تصویر، Eric COLOMER/Gamma-Rapho via Getty Images

توضیح تصویر، ژان فرانسوا کوپه، رئیس پیشین حزب جمهوری‌خواهان می‌گوید: «بنیان‌های اقتصاد فرانسه محکم باقی مانده‌اند»

فیلیپ دسرَتین، اقتصاددان و مدیر مؤسسه مالی عالی در پاریس، می‌گوید: «نمی‌توان فرض مداخله صندوق بین‌المللی پول را، همان‌طور که سیاستمداران انجام می‌دهند، به‌سادگی کنار گذاشت. ما مثل کسانی هستیم که روی یک سیل‌بند ایستاده‌اند و به‌نظر می‌رسد محکم است. همه روی آن ایستاده‌اند و مدام می‌گویند محکم است. اما زیرِ آن، دریا آرام‌آرام پایه‌ها را می‌فرساید، تا روزی که ناگهان همه‌چیز فرو می‌ریزد. متأسفانه، اگر همین‌طور دست روی دست بگذاریم، همین اتفاق خواهد افتاد.»

فرانسواز فرسو، روزنامه‌نگار لوموند، می‌گوید: «همه ما کاملاً به هزینه‌های عمومی معتاد شده‌ایم. این روشی بوده که همه دولت‌ها، چه چپ و چه راست، در نیم‌قرن گذشته برای خاموش‌کردن آتش نارضایتی وکسب رضایت اجتماعی به کار گرفته‌اند.

او می‌گوید اکنون همه حس می‌کنند این نظام به پایان راه رسیده است. ما در پایان دولت رفاه قدیم ایستاده‌ایم. اما هیچ‌کس نمی‌خواهد بهای آن را بپردازد یا با اصلاحاتی که باید انجام شود روبه‌رو شود.»

امانوئل مکرون دست‌هایش را به علامت پیروزی و خوشحالی بالا برده است

منبع تصویر، Mustafa Yalcin/Anadolu Agency/Getty Images

توضیح تصویر، امانوئل مکرون در ۲۰۱۷ با وعده کاهش شکاف میان چپ و راست به قدرت رسید

آنچه اکنون در فرانسه رخ می‌دهد، تلاقی چند بحران هم‌زمان است: سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و همین است که این لحظه را تا این اندازه مهم جلوه می‌دهد.

به گفته ژروم فورکه، متخصص نظرسنجی در فرانسه می‌گوید: «انگار نمایشی نامفهوم در تماشاخانه‌ای خالی اجرا می‌شود.»

به رأی‌دهندگان گفته می‌شود که بدهی مسئله‌ای حیاتی برای کشور است، اما بسیاری یا آن را باور ندارند، یا نمی‌فهمند چرا باید هزینه‌اش را خودشان بپردازند.

در رأس همه این‌ها، مردی قرار دارد که در سال ۲۰۱۷ با امید به قدرت رسید و وعده داد شکاف میان چپ و راست، کار و سرمایه، رشد و عدالت اجتماعی، و شکاف میان شکاکان اروپا و طرفداران آن را پر کند.

پس از این ناکامی تازه، نیکولا باوره، مفسر صریح‌اللهجه فرانسوی، در روزنامه فیگارو چنین نتیجه‌گیری تندی ارائه داد: «امانوئل مکرون هدف واقعی اعتراض‌های مردم است و مسئولیت کامل این شکست بر عهده اوست. مثل همه عوام‌فریبان، او کشور ما را به ویرانه‌ای تبدیل کرده است.»