شیوا ارسطویی، نویسنده و شاعر ایرانی درگذشت

منبع تصویر، Omid Naghibinasab
درگذشت شیوا ارسطویی، نویسنده و شاعر ایرانی در ۶۴ سالگی در شبکههای اجتماعی با موجی از اندوه اهل فرهنگ و هنر به ویژه شاعران و نویسندگان روبرو شده است. پسرش در اینستاگرام مرگ او را تایید کرد. علت درگذشت این نویسنده به طور رسمی اعلام نشده است.
روز چهارشنبه ۱۷ اردیبهشت ماه در پستی در صفحه اینستاگرام شیوا ارسطویی، پسرش از درگذشت او خبر داد.
در این پیام آمده: «من پسر شیوا هستم. شیوا رفت. واقعا رفت. لطفا سوال نفرمایید. تاریخ خاکسپاری و مراسم وداع رو همینجا اعلام می کنم.»
علت درگذشت این نویسنده به طور رسمی اعلام نشده است اما پسرش در پستی که بعدا آن را تغییر داد مرگ او را «خودخواسته» توصیف کرده بود.
شیوا ارسطویی سابقه تدریس در دانشکده سینما و تئاتر دانشگاه هنر را داشت و برگزاری کارگاههای نویسندگی و نقد ادبی از آخرین فعالیتهای او بوده است.
او یکی از نویسندگان ایرانی و از اعضای کانون نویسندگان ایران بود که در سال ۱۳۷۳ در نامه سرگشادهای به فضای بسته فرهنگی و اعمال سانسور در ایران اعتراض کردند. این بیانیه به متن ۱۳۴ مشهور شد.
برخی از این نویسندگان بعدا امضای خود را پس گرفتند. انتشار این نامه و تلاشهای پس از آن برای احیای کانون نویسندگان ایران از دلایل اقدام ماموران وزارت اطلاعات به قتل روشنفکران پنداشته میشود.
در اردیبهشت ۱۳۹۴ حراست و نماینده پلیس امنیت، کتاب «من و سیمین و مصطفی» نوشته شیوا ارسطویی را با وجود داشتن مجوز انتشار ناشر از نمایشگاه کتاب تهران جمعآوری کردند.

منبع تصویر، Shiva Arastooyi
مجموعه داستانهای «آمده بودم با دخترم چای بخورم»، «آفتاب مهتاب»، «من دختر نیستم» و رمانهای «بیبی شهرزاد»، «افیون»، «او را که دیدم زیبا شدم»، «نسخه اول»، «آسمان خالی نیست»، «نینا»، «خوف» و «ولی دیوانهوار»، از جمله آثار منتشر شده این نویسنده است.
از شیوا ارسطویی دو مجموعه شعر هم با نامهای «گم» و «بیا تمامش کنیم» منتشر شده است.
در سال ۱۳۸۲ مجموعه داستان «آفتاب مهتاب» خانم ارسطویی جایزه ادبی یلدا و جایزه گلشیری را دریافت کرد.
او در چند فیلم کوتاه از جمله «روز بر میآید» ساخته پرویز جاهد بازی کرده است.
مشکلات و محدودیتهای زنان در جامعه ایران از جمله موضوعات مورد توجه خانم ارسطویی در کتابهایش بود و در یک مصاحبه گفته بود که در جامعه ایران «زن بودن یک مساله و یک عارضه» است.
به باور شیوا ارسطویی، «انسان بودن در این شرایط مشکل است، زن بودن مشکل تر. این یک واقعیت است و نمیشود انکارش کرد.»
واکنشها به درگذشت شیوا ارسطویی

منبع تصویر، Hassan Safdari
بیژن (حسن) صفدری، نویسنده، شاعر و مترجم و همسر سابق خانم ارسطویی در اینستاگرام خود در سوگ او نوشت: «شیوا خداحافظ. تو داستان «بیا تمام اش کنیم » را اجرا کردی. ما هنوز توان خواندن آن داستان را نداریم، قلب من پر بود از خاطرات «ابری و ماه» با رفتنت ابرها را بردی ، ماه من خداحافظ، عشق جوانی من ، قول میدهم داستانت را بخوانم.»
اسدالله امرایی، نویسنده و مترجم هم نوشت: «خبر کوتاه بود. شیوا ارسطویی دوست شاعر و نویسندهمان در شصت و چهارسالگی جهان را ترک کرد.»
شیوا ارسطویی، متولد اردیبهشت ۱۳۴۰ در تهران بود و زمانی که در دهه ۲۰ زندگی خود بود همزمان با جنگ ایران و عراق به عنوان امدادگر به جبهههای جنگ رفت و آنچه در جنگ دیده بود بر نگاهش تاثیر گذاشته است.
امید نقیبینسب، هنرمند ایرانی با انتشار عکسهایی از خانم ارسطویی درباره او به ایدههایی که او درباره جنگ ایران عراق داشته اشاره کرد و نوشت: «این آخرین باری بود که مهمانت بودم شیوا جان، دو سال پیش، خانه ستارخان، و مثل همیشه پرشور از حجم انبوه خاطراتت میگفتی، از ادبیات، حضورت در جبهههای جنگ هشت ساله، از ایدههایت میگفتی، و آن پرفورمنسی که هیچ وقت اجرا نکردیم که برویم در گورهای خالی بخوابیم، از کارگاه قصهات که قصد داری گسترشش دهی، اما افسوس، چه تلخ زندگی کردی شیوا و چقدر تلخ رفتی.»
و ساناز اقتصادینیا، نویسنده نیز در اینستاگرام نوشت: «عادت نمیکنیم … به یکی یکی کم شدن… مثل برگهای درخت خزانزده، دانه دانه ریختن… مهاجرت، تبعید، مرگ! چه واژهی سنگین سهمناکی. دشمنشاد میشویم. عادت نمیکنم از مرگ بنویسم که کار من همواره نوشتن از شکوه زندگیست. شیوا جان ارسطویی! چه بگویم از رنجی که میبریم. قرار ما این نبود. قرار بود بیاییم و با هم یک لیوان چای بخوریم. دلمان برای خودت و قلمت تنگ میشود. تسلیت به ادبیات داستانی.»














