ابراهیم نبوی درگذشت؛ خانواده میگویند او «جان خود را گرفته است»

خانواده ابراهیم نبوی از درگذشت این نویسنده، روزنامهنگار و طنزپرداز سرشناس ایرانی در آمریکا خبر داده و میگویند «جان خود را گرفته است.»
دختران ابراهیم نبوی در اطلاعیهای که در اختیار بیبیسی قرار دادند، نوشتهاند: «پدرمان در یک دهه اخیر افسرده و دلتنگ ایران بود و غیرممکن بودن زندگی در کشورش، بار سنگینی را بر دوش او گذاشته بود.»
آنها میگویند ابراهیم نبوی «در حالی از دنیا رفت که به معنای واقعی کلمه هرگز نتوانست با اقامت اجباری خود در غربت کنار بیاید.»
آقای نبوی در دهه ۱۳۸۰ و پس از دو بار بازداشت و محاکمه از ایران خارج شده بود.
او مدتی در بلژیک و سپس در کانادا و آمریکا زندگی میکرد.
ابراهیم نبوی که بود؟

منبع تصویر، Getty Images
ابراهیم نبوی در سال ۱۳۳۷ در استان گیلان و در شهر آستارا متولد شده بود.
او پیش از انقلاب ۱۳۵۷ در رشته جامعهشناسی در دانشگاه شیراز پذیرفته شد و پس از انقلاب تحصیل خود در این رشته را در دانشگاه تهران تکمیل کرد.
پس از روی کار آمدن محمد خاتمی در انتخابات ۲ خرداد ۱۳۷۶ و انتشار چندین روزنامه اصلاحطلب، ابراهیم نبوی با بسیاری از این روزنامهها به عنوان طنزنویس و عضوی از شورای سردبیری همکاری داشت.
ستونهای طنز ابراهیم نبوی در روزنامههای جامعه، توس، نشاط و عصر آزادگان لحن و قالب متفاوتی با عموم مطالب طنز آن دوران، همچون مطالب هفتهنامه «گل آقا» داشت و او را به یکی از چهرههای مطبوعاتی شاخص آن دوران تبدیل کرد.
او با توقیف هر روزنامه در روزنامه جدیدی طنز مینوشت و مطالب طنزش از عنوان «ستون پنجم» (کنایه به جاسوسی) به «ستون چهارم» و در نهایت «بیستون» و «چهلستون» تغییر نام دادند.
غلامرضا حسنی، امام جمعه وقت ارومیه، علی فلاحیان و سعید امامی، از مقامهای پیشین وزارت اطلاعات و درگیر در قتلهای زنجیرهای روشنفکران و همین طور سعید مرتضوی، قاضی وقت دادگاه مطبوعات جزو کسانی بودند که دستمایه ستونهای طنز ابراهیم نبوی میشدند.
از ویژگیهای سبک ابراهیم نبوی این بود که با استفاده از قالب «نقیضه» (پارودی) مطالبی درباره وقایع سیاسی روز مینوشت که در ظاهر لحن و قالبی جدی مانند دایرهالمعارف، بخشنامه، یا تحلیل سیاسی داشتند که با بیان غلوآمیز تبلیغات رسمی آنها را به سخره میگرفتند.
ابراهیم نبوی پس از خروج از ایران نیز طنزپردازی را در رسانههایی چون بیبیسی فارسی، روزآنلاین، صدای آمریکا، رادیوزمانه و دویچه وله ادامه داد.
او به جز انتشار آثار طنز، چند کتاب پژوهشی نیز در این باره منتشر کرده بود.
آقای نبوی در سال ۱۳۸۸ و اعتراض میرحسین موسوی و مهدی کروبی به نتایج انتخابات از حامیان جنبش سبز بود.
با به قدرت رسیدن حسن روحانی در سال ۱۳۹۲ ابراهیم نبوی بر مواضعی اصلاحطلبانه و اعتدالی تاکید داشت که در مواردی واکنشبرانگیز شده بود. از جمله صحبتهای جنجالی آقای نبوی درباره کشتار زندانیان سیاسی در اعدامهای ۱۳۶۷ بود که در مناظرهای با مجید محمدی پس از توافق هستهای در ژنو گفت «میگویند سال ۶۷ را به یاد بیاور، خب سال ۶۸ که آقای خمینی مرحوم شد کسی یادش نیست؛ شما اصلا یاد کسی نیاور آن سالها را، ولش کن، تمام شد.»
مضمون مهاجرت و غربت و تمایل بازگشت به ایران در صحبتها و نوشتههای ابراهیم نبوی پررنگ بود.
او در پستی فیسبوکی نوشته بود که در سفری به پاریس با هما ناطق دیدار کرد و وقتی گفت در حال بازگشت به تهران است، خانم ناطق به او گفت: «یعنی این چشمهای تو فردا درختای خیابون پهلوی رو میبینه؟» که پس از پاسخ مثبت، به گفته آقای نبوی خانم ناطق چشمان او را بوسید و گفت «جای من هم ببین.» آقای نبوی گفته بود چند سال بعد وقتی یکی از دوستانش به ایران بازمیگشت از او پرسید «یعنی تو فردا درختای خیابون ولیعصر رو میبینی؟» و پس از پاسخ مثبت، چشمان او را بوسید.
ابراهیم نبوی در یکی از آخرین مصاحبههایش به وبسایت اطلاعات روز گفته بود: «من خیلی نگران جاودانگی نیستم. جاودانگی را نه کسی میتواند ایجاد کند و نه میتواند از بین ببرد.»

اگر افکار خودکشی دارید، لطفا حتما با نهادها و موسسات مشاور و متخصص در محل زندگی خود تماس بگیرید.







