درباره تجربه مادری به زنان باردار چه بگوییم و چه نگوییم

منبع تصویر، Getty Images
آیا حرف زدن با زنان باردار درباره دوران بارداری و روند زایمان کار خوبی است یا ممکن است باعث ایجاد اضطراب در آنها شود؟
رز استوکز، خبرنگار، وقتی اولین فرزندش را باردار بود موجی از داستانهای ترسناک دربارهٔ تولد نوزاد و پرورش کودک از طرف دوست و آشنا و غریبه به سوی او سرازیر شد.
او در گفتگو با بیبیسی از تجربه خودش در این زمینه گفت و اینکه چطور میتوانیم با حساسیت بیشتری در این موارد حرف بزنیم.
آنا ماتور، رواندرمانگر، بهترین توصیههایش را درباره اینکه چه حرفهایی بهتر است به مادران بزنیم و از چه حرفهایی پرهیز کنیم با ما در میان میگذارد.
ماجرای رز
رز درباره تجربهاش میگوید: «پیش از تعطیلات کریسمس به آرایشگاه رفتم. یکی از مدیران سالن سر صحبت را با پرسشهای معمول درباره بارداری باز کرد: چند ماههای؟ دلبههمخوردگی نداری؟ بعد خندید و از تجربه خودش گفت؛ اینکه زایمانش چقدر دردناک بوده و همه مراحل برایش سخت گذشته است.»
رز میگوید شنیدن چنین حرفهایی فشار روانی زیادی به او وارد کرد و باعث اضطرابش شد.
اما چطور میتوان بدون ایجاد ترس و نگرانی، با روشهای ملایمتر توصیههایی به مادران آینده داد؟
پیش از هر توصیهای از حال آنها جویا شوید
رز میگوید: «همانطور که زنان باردار میدانند، این دوران بهدلیل نوسانات هورمونی با تغییرات شدید احساسی همراه است. تحقیقات نشان میدهد سلامت روان در بارداری چقدر برای مادر و فرزند اهمیت دارد. پس چرا باید داستانهای ترسناک درباره آینده تعریف کنیم؟ بهتر است حالشان را بپرسیم و از آنها بخواهیم اگر دوست دارند توصیههای ما را بشنوند. با این کار، به زن باردار فرصت میدهیم تصمیم بگیرد آیا در شرایط روحی مناسبی برای شنیدن این حرفها هست یا نه.»
به انتخاب او برای نشنیدن داستانهای شخصیتان احترام بگذارید
آنا میگوید: «برای مادران آینده پیشنهادی دارم؛ پاسخی که میتوانند به کسانی بدهند که داستانهای زایمان یا توصیههای ناخوشایند مطرح میکنند. مثلاً بگویند: خیلی لطف دارید که میخواهید تجربهتان را با من در میان بگذارید، اما من ترجیح میدهم روی روشهای مفید و افکار مثبت تمرکز کنم.
صحبت درباره ضربههای روحی در زمان و فضای مناسب میتواند برای فردی که آن را تجربه کرده درمانی باشد، اما برای کسی که آسیبپذیر است، شنیدن دوباره این ماجراها ممکن است آسیبزا باشد، بهویژه وقتی باردار است و درباره زایمانهای دردناک میشنود. این حرفها اضطراب و ترس ایجاد میکند.
وقتی با مادران آینده صحبت میکنید، به یاد بیاورید خودتان در آن دوران چه احساسی داشتید. بهجای تعریف داستانهای ترسناک، موضوعاتی مطرح کنید که به آنها امید و آرامش بدهد.»
توجه کنید مخاطبتان کیست
رز میگوید: «در بسیاری موارد وقتی داستانهای منفی درباره بچهدار شدن یا هشدارهایی مثل صبر کن، خودت میبینی یا تا میتوانی از فرصت استفاده کن مطرح میشود، کسی که این حرفها را میزند معمولاً به حال شنونده فکر نمیکند؛ فقط میخواهد ناراحتی خودش را بیرون بریزد. این کار اشکالی ندارد، همه ما گاهی نیاز داریم احساساتمان را بیان کنیم و این میتواند مفید و حتی درمانی باشد. اما بهتر است به طرف مقابل هم فکر کنیم؛ آیا این حرفها به او کمک میکند یا فقط تجربهای است که برای بچه خودمان پیش آمده و هیچ ربطی به دیگران ندارد؟
هر زایمان و هر بچهای با دیگری فرق دارد، و این نکتهای است که باید در هر توصیهای به خاطر داشته باشیم.»

منبع تصویر، Getty Images
پیش از بیان یا انتشار حرفهایتان، مطمئن شوید ناراحتکننده نیستند
آنا میگوید: «آگاهی توانمندی میآورد، اما نه وقتی که ما را از پا دربیاورد. تجربههای صریح دیگران از مادری برای کسانی که فرزندشان را در آغوش دارند و عشق مادرانه را حس میکنند، شاید تعادل ایجاد کند؛ اما برای افراد آسیبپذیر یا در شرایط حساس، این صراحت میتواند آزاردهنده باشد.
به همین دلیل، بیان تجربههای منفی بدون هیچ حس همدلی یا ارتباط، شنونده را نگران میکند و حرفها را تکبعدی جلوه میدهد. این مشکل در شبکههای اجتماعی بیشتر دیده میشود؛ جایی که تجربههای مادرانه بهطور عمومی منتشر میشود و همه میتوانند بخوانند.
در فضای آنلاین همیشه مطالبی هست که بخواهیم بخوانیم، اما این تصور غلط ایجاد شده که تجربههای عادی و معمولی ارزش اشتراکگذاری ندارند. اگر احساس کردید این محتواها شما را آزار میدهد، از شبکههای اجتماعی فاصله بگیرید یا مطالبی را که ترس و نگرانی ایجاد میکنند حذف کنید.»
بهجای گفتن «زندگیات دیگر تمام شد»، روی جنبههای مثبت و حمایتکننده تمرکز کنید
رز میگوید: «این جمله شاید خاص به نظر برسد، اما باور نمیکنید چقدر والدین آینده آن را میشنوند. حتی اگر به شوخی گفته شود، شنیدن آن از زبان هر کسی که با او صحبت میکنید، واقعاً ناراحتکننده است.
البته آگاه شدن از چالشها و مسئولیتهای پیش رو مهم است، اما نباید فراموش کنیم که دوران بارداری خودش دورهای پرچالش است، هم از نظر جسمی و هم از نظر روحی، بهویژه وقتی برای اولین بار تجربه میشود.»

منبع تصویر، Getty Images
یادتان باشد انتخابهای والدین آینده به شما مربوط نیست
رز میگوید: «حالا نیمی از دوران بارداریام را گذراندهام و با افراد زیادی روبهرو شدهام که تلاش کردهاند مرا به استفاده از روشهای کاملاً ایمن مثل اپیدورال یا سزارین راضی کنند و مدام بر اهمیت شیر مادر تأکید داشتهاند. در نهایت، هرچقدر هم این توصیهها خیرخواهانه باشد، واقعیت این است که من نمیدانم نوزادم چگونه خواهد بود؛ نمیدانم آیا بهراحتی شیر مادر میخورد یا نه، یا چه رفتارهایی خواهد داشت. فشار نظرات دیگران و انتظاراتی که ایجاد میکنند، باری سنگین بر دوش ما میگذارد. بهترین پاسخ این است: در مورد فرزندم همانطور رفتار خواهم کرد که لازم باشد.
گاهی جدا کردن نظرات دیگران از تصمیمهای خودمان آسان نیست، اما بهتر است به والدین آینده اجازه دهیم خودشان درباره مسئولیت بزرگ پرورش فرزندشان تصمیم بگیرند.»
از لحظههای شیرین و پرامید هم صحبت کنید
آنا میگوید: «وقتی باردار بودم، یک روز مادری در راهپله مهدکودک جلویم را گرفت، به شکم بزرگم نگاه کرد و گفت: سهقلو؟ چه عالی! سخت است، اما خیلی هیجانانگیز است. از نگاه مثبت او خوشحال و شگفتزده شدم؛ انگار وجودم گلباران شد. تجربههای مثبت خود را با دیگران در میان بگذارید!»
رز میگوید: «صداقت درباره والدگری یعنی به اشتراک گذاشتن جنبههای مثبت هم. این تجربهها نیروبخشاند و باعث میشوند والدین آینده نسبت به آنچه پیش رو دارند، حس خوشبینانهای پیدا کنند، احساسی که در هفتههای پایانی بارداری اهمیت زیادی دارد. درست است که نباید انتظارات غیرواقعی ایجاد کنیم، اما باید یادآوری کنیم که لحظههای شاد و ارزشمند هم در راهاند. حتی دوران چالشبرانگیز زندگی میتواند معنا داشته باشد؛ شادی و رنج کنار هماند، چون ما انسانها پیچیدهایم.»














