جایگاه طالبان پاکستان در منازعه میان اسلام آباد و کابل

منبع تصویر، Getty Images
- نویسنده, علی حسینی، مامون درانی، ضیا شهریار
- شغل, بخش افغانستان بیبیسی
اختلاف میان حکومت طالبان در افغانستان و پاکستان بر سر حضور و فعالیت تحریک طالبان پاکستان (تیتیپی) متمرکز است، گروهی که اسلامآباد آن را عامل اصلی حملات مرزی و ناامنیهای داخلی خود میداند.
این اختلاف به حدی تشدید شد که برای نخستینبار، پاکستان مستقیما کابل، پایتخت افغانستان، را هدف حملات هوایی قرار داد.
مقامهای پاکستان میگویند از حکومت طالبان در کابل میخواهند جلو «فعالیت گروههای شورشی بهویژه تیتیپی را بگیرند که در خاک افغانستان علیه اهدافی در پاکستان حملات خشونتآمیز را طراحی و با عبور از مرز انجام میدهند.»
اما حکومت طالبان در کابل این اتهام را رد میکند و میگویند «به هیچ کسی اجازه نمیدهند که از خاک افغانستان علیه کشور دیگری فعالیت کنند.» آنها میگویند اسلامآباد تلاش دارد «ناکامیهای خود در مهار مشکلات امنیتی داخلی» را به گردن کابل بیندازد. حکومت طالبان همچنین پاکستان را به حمایت از شاخه خراسان گروه داعش و استفاده ابزاری برای «کسب حمایت بینالمللی» متهم میکند.
از نگاه حاکمان افغانستان، مسئله طالبان پاکستان یک بحران داخلی پاکستان است، نه پیامد حضور آنها در افغانستان.
از سوی دیگر، اسلامآباد مدعی است شواهدی به نهادهای بینالمللی ارائه کرده که مراکز آموزشی و پناهگاههای طالبان پاکستان در ولایتهای شرقی افغانستان ازجمله کنر، ننگرهار و پکتیکا فعالاند و اعضای این گروه از خاک افغانستان برای طراحی و انجام حملات در پاکستان استفاده میکنند.
تحلیلگران بدین باورند که اکنون حکومت طالبان میان دو اهرم فشار قرار گرفته است. از یکسو، خواست پاکستان برای اقدام عملی علیه تیتیپی، و از سوی دیگر، پیوندهای ایدئولوژیکی، تاریخی و اجتماعی میان دو جریان که گسستن آن آسان نیست.
هنگامیکه پاکستان در ۹ اکتوبر، «حریم هوایی کابل را نقض کرد» و به شرق افغانستان حمله هوایی کرد، کاربران شبکههای اجتماعی مدعی شدند که هدف، ازبین بردن نور ولی محسود، رهبر «تحریک طالبان پاکستان» بوده است. حکومت پاکستان بهطور رسمی تایید نکرده است که هدف این حمله نور ولی محسود بوده است.
در پی این ادعاها تیتیپی ابتدا یک نوار صوتی و سپس نوار تصویری از آقای محسود منتشر کرد که او میگوید زنده است و در خاک پاکستان به سر میبرد.

منبع تصویر، Getty Images
نور ولی محسود، رهبری طالبان پاکستان را به «الگوی طالبان افغانستان» نزدیکتر کرد
بین سالهای ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۸ حملات هوایی آمریکا در مناطق مرزی بین افغانستان و پاکستان، سه رهبر پیشین «تحریک طالبان پاکستان»، بیتالله محسود، حکیمالله محسود (در خاک پاکستان) و ملا فضلالله (در خاک افغانستان) را که به نوبت رهبری این گروه را بر عهده داشتند، از میان برد.
پس از آن، نور ولی محسود به رهبری «تحریک طالبان پاکستان» رسید.
داستان نور ولی محسود و افغانستان به بیش از سه دهه قبل برمیگردد. به گفته خودش او در اواخر دهه ۱۹۹۰ میلادی در دوره اول حکومت طالبان، دوشادوش نیروهای آنها در شمال افغانستان با ائتلاف نظامی مخالف موسوم به «ائتلاف شمال» جنگید. مدتی بعد به کشورش برگشت و سالها بعد با طالبان پاکستان در جنگ دیگری علیه اسلامآباد نقشآفرینی کرد.
نور ولی محسود، همچون سه رهبر پیشین تحریک طالبان پاکستان، جنگ علیه دولت پاکستان را «جهاد دفاعی» مینامد. او در کتاب خود با عنوان «انقلاب محسود؛ وزیرستان جنوبی، از حاکمیت انگلیس تا استعمار آمریکا» توضیح میدهد که «قبایل (در وزیرستان) برای حفاظت از القاعده و دیگر جنگجویان خارجی تلاش میکردند، اما ارتش پاکستان به درخواست آمریکا، پس از سال ۲۰۰۱، علیه مناطق قبایلی عملیاتی را آغاز کرد که با اصل مهماننوازی قبایل در تضاد بود و از همینجا جنگ آغاز شد.»
به گفته او از دید بیتالله محسود، پاکستان «مستقیما بخشی از ائتلاف به رهبری آمریکا محسوب میشد» که علیه «مهمانان» آنها عملیات انجام میداد.
«تحریک طالبان پاکستان» ضمن تلاش برای بازگرداندن خودمختاری نسبی به مناطق پیشین تحت اداره فدرالی قبایلی، مشهور به «فاتا»، از نارضایتیهای اجتماعی و اقتصادی موجود هم بهره میگیرد تا خود را بهعنوان یک مرکز قدرت جایگزین مطرح کند.
نور ولی محسود همچنین اساس جنگ خود با دولت پاکستان را بازگشت خودمختاری مناطق قبایلی و استقرار «شریعت اسلامی» عنوان کرده است.

منبع تصویر، Screenshot of video by TTP
از دید عبدالسید، پژوهشگر گروههای شبهنظامی، روابط تاریخی میان طالبان پاکستان و طالبان افغانستان پیش از تاسیس رسمی «تحریک طالبان پاکستان» در دسامبر ۲۰۰۷، آغاز شد. گروه طالبان پاکستان در ابتدا متشکل از جنگجویان پاکستانی بود که در دهه ۱۹۹۰ در کنار طالبان افغان در جنگ این کشور شرکت کرده بودند.
پس از سقوط حاکمیت طالبان در سال ۲۰۰۱ و عقبنشینی آنها از افغانستان، این جنگجویان پاکستانی به طالبان افغان در مناطق قبایلی واقع در مرز افغانستان و پاکستان پناه دادند. طالبان افغان شورش خود علیه نیروهای آمریکایی و ائتلاف موسوم به «جنگ علیه تروریسم» در افغانستان را از همین پناهگاهها آغاز کردند.
برعلاوه دولتهای پاکستان هم متهم به فراهمسازی پناهگاه و حمایت از طالبان افغان در ۲۰ سال حضور نیروهای آمریکایی در افغانستان بودهاند.
طالبان پاکستانی نیز به همکاریلجستیکی با طالبان افغان ادامه دادند و بمبگذاران انتحاری و نیروی جنگجو و حمایت عملیاتی در اختیار آنان قرار دادند. به همین دلیل، طالبان پاکستان پس از سال ۲۰۰۱ نقشی کلیدی در شکلگیری مجدد و تقویت شورش طالبان ایفا کردند.
نور ولی محسود در کتابش همچنین مسئولیت قتل بینظیر بوتو، نخستوزیر سابق و سیاستمدار برجسته پاکستان، را بر عهده میگیرد و اعتراف میکند که عملیات ارتش پاکستان فعالیتهای طالبان را بهشدت محدود کرد و آنها را به مرزهای افغانستان راند.
عبدالسید، در مورد نور ولی محسود نوشته است: «پس از بهدست گرفتن رهبری طالبان پاکستان، محسود تلاش کرد این تحریک را به سازمانی متمرکز تبدیل کند که بر اساس الگوی طالبان افغانستان عمل کند. در نتیجه این تلاشها، از اوت ۲۰۲۰ تاکنون حدود ۸۰ گروه کوچک و بزرگ پاکستانی با تحریک طالبان پاکستان ادغام شدهاند. با اینحال، برخلاف انحصار طالبان افغان بر جنگ در افغانستان، «تحریک طالبان پاکستان» چنین تسلطی بر جریانهای گروههای شبهنظامی مخالف دولت ندارد. چندین جناح مهم طالبان پاکستانی، با وجود تلاشهای محسود برای متحدکردن آنها، همچنان بهصورت مستقل فعالیت میکنند و ساختارهای موازی خود را حفظ کردهاند. افزون بر این، در درون خود «تحریک طالبان پاکستان» هم تنشهایی میان رهبری مرکزی و جناح بانفوذ پیشین موسوم به ''جماعتالاحرار'' وجود دارد.»
وقتی طالبان پاکستان در جبهه افغانستان میجنگید
در پایان سال ۲۰۰۵ قندهار شاهد «اولین عملیات انتحاری» از سوی اعضای طالبان بود.
نور ولی محسود در کتابش نوشته است که در آن زمان، پیش از تاسیس رسمی تحریک طالبان پاکستان، بیتالله محسود، به درخواست ملا دادالله و اخترمحمد عثمانی از فرماندهان شناختهشده طالبان افغان، تلاش برای جذب مهاجمان انتحاری را آغاز کرد.
او میگوید در آن وقت بسیاری از جوانان قبیله محسود داوطلب شدند. اولین دو مهاجم انتحاری در قندهار اعضای همین قبیله، به نامهای مشک علم و حافظ الله بودند.
بیبیسی نمیتواند روایتهای را که رهبر طالبان پاکستان در کتابش در مورد گذشته رابطه تیتیپی با طالبان افغانستان ذکرکرده است، بهصورت مستقل تایید کند.
خبرگزاری رویترز در سال ۲۰۰۵ به نقل از ملا دادالله گزارش داد که طالبان «بیش از ۲۰۰ نفر داوطلب عملیات انتحاری» را برای حمله به نیروهای آمریکایی آماده کرده است.
نور ولی محسود در کتابش نوشته است که «بر اساس معلومات ناقص من، تقریبا ۷۰۰ تا ۸۰۰ مجاهد یا در عملیات فدایی و یا در جنگ چریکی در خط مقدم جنگ (افغانستان) جانشان را فدا کردند.»
مذهب و ایدئولوژی مشترک، زبان مشترک، پیشینه جهادی، نزدیکی جغرافیایی و فرهنگی زمینههای مناسبی برای همگرایی طالبان افغانستان و طالبان پاکستان بودند.
تحلیلگران باور دارند که سالها میزبانی طالبان پاکستانی از طالبان افغان در مناطق قبایلی و پناهدادن به آنها و بیعت با «امیرالمومنین» سبب شده که طالبان افغانستان خود را مدیون طالبان پاکستان بدانند.
در ۳۰ اوت ۲۰۰۷ کاروانی متشکل از بیش از ۱۰۰ نیروی امنیتی پاکستان که در وزیرستان جنوبی در حرکت بود، به دست نیروهای تحت امر بیتالله محسود به اسارت گرفته شد.
در حالیکه دو طرف جنگ در آن زمان عمدتا پاکستانی بودند، این رویداد به نفع طالبان افغان زندانی در پاکستان تمام شد. خلیلالرحمن حقانی، عموی سراجالدین حقانی، وزیر فعلی کشور حکومت طالبان، در آن زمان «چهار سال» در زندان پاکستان به سر برده بود.
او در مصاحبهای با تلویزیون شمشاد در سال ۲۰۲۴ گفت بیتالله محسود شرط آزادی نیروهای امنیتی پاکستان را، که شمار آنها را بیش از ۳۰۰ نفر اعلام کرده بود، آزادی ۳۳ نفر از جمله خودش، نصیرالدین حقانی (برادر سراجالدین)، مالی خان (دایی سراجالدین) و دو برادر اختر محمد عثمانی از فرماندهان ارشد طالبان افغان اعلام کرد.
در نهایت حکومت پاکستان پیششرط طالبان را پذیرفت و در برابر آزادی نظامیان خود، افراد مورد نظر را آزاد کرد.

منبع تصویر، TTP
اما در طول حدود دو دهه گذشته، رابطه میان طالبان افغانستان و طالبان پاکستان در یک سطح ثابت نمانده است.
عبدالسید، بر این باور است که هر چند طالبان پاکستانی در داخل پاکستان مشغول جنگ مسلحانه بودند، همزمان نیروها و بمبگذاران انتحاری را نیز برای شورش طالبان در افغانستان تامین میکردند.
با اینحال، پس از سال ۲۰۱۴ سطح همکاری و فعالیتهای مشترک میان دو گروه بهتدریج کاهش یافت و در برخی موارد بهکلی متوقف شد. یکی از دلایل این کاهش، انتقال چندین جناح از طالبان پاکستان از مناطق قبایلی پاکستان به نواحی مرزی داخل افغانستان بود.
در همین دوره، گزارشهایی منتشر شد که نشان میداد برخی از این جناحها با دولت وقت افغانستان به توافقهای پنهانی رسیدهاند؛ توافقهایی که به آنها اجازه میداد در خاک افغانستان اقامت کنند.
در نتیجه، این گروهها دیگر قادر نبودند بهطور علنی در عملیاتها در کنار طالبان افغان مشارکت داشته باشند.
با وجود کاهش سطح همکاری عملیاتی، رابطه کلی میان دو جنبش حفظ شد و هیچگونه گسست ایدئولوژیک یا سازمانی مهمی میان آنها به وجود نیامد.
آمار دقیق از شمار نیروهای «تحریک طالبان پاکستان» در دست نیست. گزارشهای ارائهشده به شورای امنیت سازمان ملل متحد، اعداد متفاوتی را نشان میدهند.
یک گزارش کمیته تحریمهای شورای امنیت سازمان ملل در سال ۲۰۲۰، شمار نیروهای این گروه در دهه ۲۰۱۰ بین ۳۰ تا ۳۵ هزار نفر تخمین زده است. با این حال، در تازهترین ارزیابی منتشرشده در ژوئیه ۲۰۲۵ توسط «تیم پشتیبانی تحلیلی و نظارت بر تحریمها» در سازمان ملل متحد، تعداد جنگجویان تحریک طالبان پاکستان حدود ششهزار نفر اعلام شده است.

منبع تصویر، Getty Images
«پاکستان میخواهد حکومت طالبان به نیابت از اسلامآباد با تیتیپی بجنگد»
بر اساس آمار «مرکز مطالعات صلح پاکستان»، در اسلامآباد پس از روی کار آمدن حکومت طالبان در افغانستان، حملات تحریک طالبان پاکستان در داخل خاک پاکستان چند برابر افزایش یافته است.
آمار این مرکز نشان میدهد که در این مدت این گروه ۷۳۷ حمله انجام داده است که ۶۲۵ مورد آن علیه نیروهای امنیتی پاکستان بوده و باقی حملات به اهدافی مانند زیرساختها و بزرگان قومی صورت گرفته است. در مجموع این حملات به کشته شدن ۱۱۴۶ منجر شده است.
رابطه طالبان افغانستان و پاکستان پیش از آغاز حکومت طالبان قابل انکار نیست. اما پرسش اصلی این است که رابطه تحریک طالبان پاکستان با حکومت کنونی طالبان در افغانستان چگونه است؟
حکومت طالبان پیوسته ادعاها در مورد حضور رهبران و پایگاههای تحریک طالبان پاکستان در خاک افغانستان را رد کرده است و تاکید دارد که به هیچ گروهی اجازه فعالیت از خاک افغانستان علیه هیچ کشوری را نمیدهد.
ذبیحالله مجاهد، سخنگوی حکومت طالبان در یک مورد در واکنش به ادعای مقامات پاکستانی در مورد حضور رهبران تحریک طالبان پاکستان در افغانستان گفت: «ما این ادعا را رد میکنیم که رهبران تیتیپی در افغانستان باشند.»

منبع تصویر، TTP
عبدالسلام ضعیف، سفیر سابق حکومت طالبان در اسلامآباد، به این باور است که پاکستان تلاش میکند موضوع تحریک طالبان پاکستان را«بزرگتر جلوه دهد و میکوشد که از مسئولیت داخلی خود شانه خالی کند.»
به گفته آقای ضعیف اسلامآباد در پی آن است که خود را «قربانی تروریسم» نشان دهد و از جامعه جهانی، به ویژه آمریکا برای مبارزه با «تروریسم» پول و امکانات دریافت کند، اما به دلیل ناکامی در حل مسئله تحریک طالبان پاکستان، حکومت طالبان را متهم میکند.
عبدالسلام ضعیف میگوید: «پاکستان پول زیادی از آمریکا گرفت و آنرا در مسیر خط دیورند هزینه کرد. ازمنطقه مرزی چین گرفته تا مرز ایران سه ردیف سیم خاردار (در مسیر خط دیورند) احداث کرده است، پاسگاه امنیتی و جاده ساخته است و دوربینهای امنیتی نصب کرده است و بر مرز نظارت دارد. افغانستان به هیچصورت در مسائل داخلی پاکستان دخالت نمیکند. پاکستان در برابر مشکلات داخلی خود عاجز مانده است و نمیتواند مشکلات خود را مدیریت کند، به همین دلیل میخواهد تقصیر آن را برعهده دیگران بگذارد.»
آقای ضعیف در مورد رابطه کنونی حکومت طالبان و تیتیپی میگوید: «برخی مهاجرین تحریک طالبان پاکستان که قبلا به افغانستان آمدهاند، به عنوان میراث از دولت قبلی به طالبان باقی ماندهاند. آنها تحت کنترل هستند و در اردوگاههای خاص زندگی میکنند و اجازه فعالیت و بیرون رفتن را ندارند.»
حکومت طالبان میگوید تعدادی از خانوادههای مهاجرین وزیرستانی را از ولایات مرزی افغانستان به مناطق دورتر از مرز منتقل کرده است. این مهاجرین پس از عملیات گسترده ارتش پاکستان در وزیرستان شمالی علیه تحریک طالبان پاکستان در سال ۲۰۱۴ به افغانستان رفتند.
عبدالسلام ضعیف در مورد رابطه حکومت طالبان در افغانستان با تیتیپی میگوید: «طالبان پاکستان اهالی این منطقه هستند. در این منطقه، بلوچستان زیستگاه بلوچها و پشتونستان زیستگاهها پشتونها، با افغانستان هممرز است و رابطه دارد و در دو طرف مرز یک قوم زندگی میکنند. بنابراین نمیتوانیم بگوییم وقتی دو پشتون از دو طرف مرز با هم رابطه قومی و خانوادگی دارند، به معنی حمایت و ارتباط با تیتیپی است. اما اینکه پاکستان میخواهد طالبان به نیابت از آنها با تیتیپی و بلوچها دشمنی کند، حکومت طالبان این کار را نمیتواند انجام دهد.»
«ما شاخهای از امارت اسلامی افغانستان هستیم»
در یک ویدیو که چند ماه پس از بازگشت دوباره حکومت طالبان به قدرت در افغانستان منتشر شد، نور ولی محسود در مسجدی بین هوادارانش گفت: «تحریک طالبان پاکستان شاخهای از امارت اسلامی افغانستان است؛ هر دو زیر یک چتر واحد قرار دارند.»
طی حدود چهار سال گذشته دستکم دو فرمانده تحریک طالبان پاکستان در افغانستان کشته شدهاند: عمر خالد خراسانی از بنیانگذاران این گروه (در ۸ اوت ۲۰۲۲ در پکتیا) و یاسر معروف به پیرکی (۲۳ اوت ۲۰۲۲ در قندهار).
ارتش پاکستان مدعی است که در سال ۲۰۲۴ در حدود ۷۷۰ «تروریست» را کشته که ۵۸ نفر آنها افغان بودهاند. این آمار در سال ۲۰۲۵ افزایش یافته و از کشته شدن ۹۱۷ شبهنظامی خبر میدهد که ارتش پاکستان مدعی است ۱۲۶ نفر آنها «افغان» بودهاند. تاکنون منابع مستقل، آماری در این زمینه ارائه نکردهاند.
در ۳۵مین گزارش تحلیلی کمیته تحریمهای سازمان ملل متحد که در فوریه ۲۰۲۵ منتشر شد، به نقل از یکی از کشورهای عضو، احتمالا پاکستان، آمده است که تحریک طالبان پاکستان مراکز آموزشی جدیدی در ولایتهای کنر، ننگرهار، خوست و پکتیکا ایجاد کرده است.
حکومت طالبان این ادعاها را رد کرده و اعلام کرده است که موضع رهبر طالبان بر این است که اعضای این گروه نباید به نام جهاد در کشورهای دیگر حضور یابند و بجنگند.
در بهار ۲۰۲۵ سعیدالله سعید، از مقامهای ارشد حکومت طالبان، در یک مراسم فراغت پلیس کابل گفت که نباید «برای جهاد» به خارج از این کشور بروند، آنها «مأمور به جهاد نیستند و هیچ فرمانی برای شرکت در چنین جنگی صادر نشده است.»
تیتیپی تهدید جدی برای پاکستان و درد سر بزرگ برای افغانستان
حکومت طالبان در افغانستان مدتی پس از به قدرت رسیدن، میزبان دست کم دو دوره مذاکرات بین نمایندگان تحریک طالبان پاکستان و اسلامآباد در کابل بود. این میزبانی نشاندهنده تلاش حکومت طالبان برای حل مسئله طالبان پاکستان با حکومت این کشور بود که نتیجه آن تنها یک آتشبس کوتاه مدت بود.
با توجه به ادعاهای دو طرف، تحلیلگران معتقدند که تیتیپی از یک سو به یک تهدید جدی برای حکومت پاکستان و از سوی دیگر به یک درد سر بزرگ به حکومت طالبان در افغانستان تبدیل شده است.
محمد عمر داوودزی، از مقامهای ارشد جمهوریت پیشین، که به عنوان سفیر در اسلامآباد هم کار کرده بود، میگوید: «حکومت طالبان بار دیگر دچار همان اشتباهی شده است که در حاکمیت نخستشان با میزبانی از رهبر القاعده، اسامه بن لادن شدند. در نتیجه حکومتشان سقوط کرد. حالا هم که صحبت از میزبانی طالبان پاکستانی در افغانستان است، این موضوع میتواند به خشونت بیانجامد.»
آقای داوودزی معتقد است که پاکستان «نمیتواند» حکومت طالبان را ساقط کند، اما جنگ پیامدهای ناخواستهای دارد.














